***
49148 : ردیف از کل
به باغ اندرون بد یکی پایکار
که نشناختی چهره شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49149 : ردیف از کل
پرستنده راگفت خورشید فش
که شاخی گهر زین کمر بازکش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49150 : ردیف از کل
بران شاخ برمهره زر پنج
ز هرگونه مهره بسی برده رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49151 : ردیف از کل
چنین گفت با باغبان شهریار
که این مهره ها تا کت آید به کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49152 : ردیف از کل
به بازار شو بهره یی گوشت خر
دگر نان و بی راه جایی گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49153 : ردیف از کل
مرآن گوهران را بها سی هزار
درم بد کسی را که بودی به کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49154 : ردیف از کل
سوی نانبا شد سبک باغبان
بدان شاخ زرین ازو خواست نان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49155 : ردیف از کل
بدو نانوا گفت کاین رابها
ندانم نیارمت کردن رها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49156 : ردیف از کل
ببردند هر دو به گوهر فروش
که این را بها کن بدانش بکوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49157 : ردیف از کل
چو داننده آن مهره ها رابدید
بدو گفت کاین را که یارد خرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49158 : ردیف از کل
چنین شاخ در گنج خسرو بدی
برین گونه هر سال صد نوبدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49159 : ردیف از کل
تو این گوهران از که دزدیده ای
گر از بنده خفته ببریده ای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49160 : ردیف از کل
سوی زاد فرخ شدند آن سه مرد
ابا گوهر و زر و با کارکرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49161 : ردیف از کل
چو آن گوهران زاد فرخ بدید
سوی شهریار نو اندر کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49162 : ردیف از کل
به شیروی بنمود زان سان گهر
بریده یکی شاخ زرین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49163 : ردیف از کل
چنین گفت شیروی با باغبان
که گر زین خداوند گوهر نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49164 : ردیف از کل
نگویی هم اکنون ببرم سرت
همان را که او باشد از گوهرت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49165 : ردیف از کل
بدو گفت شاها به باغ اندرست
زره پوش مردی کمانی بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49166 : ردیف از کل
ببالا چو سرو و به رخ چون بهار
بهر چیز ماننده شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49167 : ردیف از کل
سراسر همه باغ زو روشنست
چو خورشید تابنده در جوشنست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49168 : ردیف از کل
فروهشته از شاخ زرین سپر
یکی بنده در پیش او با کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49169 : ردیف از کل
برید این چنین شاخ گوهر ازوی
مراداد و گفتا کز ایدر بپوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49170 : ردیف از کل
ز بازار نان آور و نان خورش
هم اکنون برفتم چو باد از برش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49171 : ردیف از کل
بدانست شیروی کو خسروست
که دیدار او در زمانه نوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49172 : ردیف از کل
ز درگاه رفتند سیصد سوار
چو باد دمان تا لب جویبار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49173 : ردیف از کل
چو خسرو ز دور آن سپه را بدید
به پژمرد و شمشیر کین برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49174 : ردیف از کل
چو روی شهنشاه دید آن سپاه
همه باز گشتند گریان ز راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49175 : ردیف از کل
یکایک بر زاد فرخ شدند
بسی هر کسی داستانی زدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49176 : ردیف از کل
که ما بندگانیم و او خسروست
بدان شاه روز بد اکنون نوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49177 : ردیف از کل
نیارد برو زد کسی باد سرد
چه در باغ باشد چه اندر نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49178 : ردیف از کل
بشد زاد فرخ به نزدیک شاه
ز درگاه او برد چندی سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49179 : ردیف از کل
چو نزدیک او رفت تنها ببود
فراوان سخن گفت و خسرو شنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49180 : ردیف از کل
بدو گفت اگر شاه بارم دهد
برین کرده ها زینهارم دهد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49181 : ردیف از کل
بیایم بگویم سخن هرچ هست
وگرنه بپویم به سوی نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49182 : ردیف از کل
بدو گفت خسرو چه گفتی بگوی
نه انده گساری نه پیکارجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49183 : ردیف از کل
چنین گفت پس مرد گویا به شاه
که درکار هشیاتر کن نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49184 : ردیف از کل
بران نه که کشتی تو جنگی هزار
سرانجام سیرآیی از کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49185 : ردیف از کل
همه شهر ایران تو را دشمنند
به پیکار تو یک دل و یک تنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49186 : ردیف از کل
بپا تا چه خواهد نمودن سپهر
مگر کینها بازگردد به مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49187 : ردیف از کل
بدو گفت خسرو که آری رواست
همه بیمم از مردم ناسزاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49188 : ردیف از کل
که پیش من آیند و خواری کنند
بیم بر مگر کامگاری کنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49189 : ردیف از کل
چو بشنید از زاد فرخ سخن
دلش بد شد از روزگار کهن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49190 : ردیف از کل
که او را ستاره شمر گفته بود
ز گفتار ایشان برآشفته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49191 : ردیف از کل
که مرگ توباشد میان دو کوه
بدست یکی بنده دور از گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49192 : ردیف از کل
یکی کوه زرین یکی کوه سیم
نشسته تو اندر میان دل به بیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49193 : ردیف از کل
ز بر آسمان تو زرین بود
زمین آهنین بخت پرکین بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49194 : ردیف از کل
کنون این زره چون زمین منست
سپر آسمان زرین منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49195 : ردیف از کل
دو کوه این دو گنج نهاده به باغ
کزین گنجها بد دلم چون چراغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49196 : ردیف از کل
همانا سرآمد کنون روز من
کجا اختر گیتی افروز من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49197 : ردیف از کل
کجا آن همه کام و آرام من
که بر تاجها بر بدی نام من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
