***
49048 : ردیف از کل
مرا بیم جانست اگر نیز شاه
فرستد به پیغام نزد سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49049 : ردیف از کل
بدانست خسرو که آن کژگوی
همی آب و خون اندر آرد به جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49050 : ردیف از کل
ز بیم برادرش چیزی نگفت
همی داشت آن راستی در نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49051 : ردیف از کل
که پیچیده بد رستم از شهریار
بجایی خود و تیغ زن ده هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49052 : ردیف از کل
دل زاده فرخ نگه داشت نیز
سپه را همه روی برگاشت نیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49053 : ردیف از کل
بدانست هم زاد فرخ که شاه
ز لشکر همه زو شناسد گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49054 : ردیف از کل
چو آمد برون آن بد اندیش شاه
نیارست شد نیز در پیشگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49055 : ردیف از کل
بدر بر همی بود تا هرکسی
همی کرد زان آزمایش بسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49056 : ردیف از کل
همی ساخت همواره تا آن سپاه
به پیچید یکسر ز فرمان شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49057 : ردیف از کل
همی راند با هر کسی داستان
شدند اندر آن کار همداستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49058 : ردیف از کل
که شاهی دگر برنشیند به تخت
کزین دور شد فرو آیین و بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49059 : ردیف از کل
بر زاد فرخ یکی پیر بود
که برکارها کردن آژیر بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49060 : ردیف از کل
چنین گفت بازاد فرخ که شاه
همی از تو بیند گناه سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49061 : ردیف از کل
کنون تا یکی شهریاری پدید
نیاری فزون زین نباید چخید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49062 : ردیف از کل
که این بوم آباد ویران شود
از اندوه ایران چونیران شود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49063 : ردیف از کل
نگه کرد باید به فرزند اوی
کدامست با شرم و بی گفت و گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49064 : ردیف از کل
ورا شاد بر تخت باید نشاند
بران تاج دینار باید فشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49065 : ردیف از کل
چو شیروی بیدار مهتر پسر
به زندان بود کس نباید دگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49066 : ردیف از کل
همی رای زد زین نشان هرکسی
برین روز و شب برنیامد بسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49067 : ردیف از کل
که برخاست گرد سپاه تخوار
همه کارها زو گرفتند خوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49068 : ردیف از کل
پذیره شدنش زاد فرخ به راه
فراوان برفتند با او سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49069 : ردیف از کل
رسیدند پس یک بدیگر فراز
سخن رفت چند آشکارا و راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49070 : ردیف از کل
همان زاد فرخ زبان برگشاد
بدیهای خسرو همه کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49071 : ردیف از کل
همی گفت لشکر به مردی و رای
همی کرد خواهند شاهی بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49072 : ردیف از کل
سپهبد چنین داد پاسخ بدوی
که من نیستم چامه گفت وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49073 : ردیف از کل
اگر با سپاه اندر آیم به جنگ
کنم بر بدان جهان جای تنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49074 : ردیف از کل
گرامی بد این شهریار جوان
به نزد کنارنگ و هم پهلوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49075 : ردیف از کل
چو روز چنان مرد کرد او سیاه
مبادا که بیند کسی تاج و گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49076 : ردیف از کل
نژند آن زمان شد که بیداد شد
به بیدادگر بندگان شاد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49077 : ردیف از کل
سخنهاش چون زاد فرخ شنید
مر او را ز ایرانیان برگزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49078 : ردیف از کل
بدو گفت کاکنون به زندان شویم
به نزدیک آن مستمندان شویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49079 : ردیف از کل
بیاریم بی باک شیروی را
جوان و دلیر جهانجوی را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49080 : ردیف از کل
سپهبد نگهبان زندان اوست
کزو داشتی بیشتر مغز و پوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49081 : ردیف از کل
ابا شش هزار آزموده سوار
همی دارد آن بستگان را به زار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49082 : ردیف از کل
چنین گفت با زاد فرخ تخوار
که کار سپهبد گرفتیم خوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49083 : ردیف از کل
گرین بخت پرویز گردد جوان
نماند به ایران یکی پهلوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49084 : ردیف از کل
مگر دار دارند گر چاه وبند
نماند به ایران کسی بی گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49085 : ردیف از کل
بگفت این و از جای برکند اسپ
همی تاخت برسان آذر گشسپ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49086 : ردیف از کل
سپاه اندر آورد یکسر به جنگ
سپهبد پذیره شدش بی درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49087 : ردیف از کل
سر لشکر نامور گشته شد
سپهبد به جنگ اندرون کشته شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49088 : ردیف از کل
پراگنده شد لشکر شهریار
سیه گشت روز و تبه گشت کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49089 : ردیف از کل
به زندان تنگ اندر آمد تخوار
بدان چاره با جامه کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49090 : ردیف از کل
به شیروی گردنکش آواز داد
سبک پاسخش نامور باز داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49091 : ردیف از کل
بدانست شیروی کان سرفراز
بدانگه به زندان چرا شد فراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49092 : ردیف از کل
چو روی تخوار او فروزان بدید
از اندوه چندان دلش بردمید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49093 : ردیف از کل
بدو گفت گریان که خسرو کجاست
رها کردن مانه کار شماست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49094 : ردیف از کل
چنین گفت با شاه زاده تخوار
که گر مردمی کام شیران مخوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49095 : ردیف از کل
اگر تو بدین کار همداستان
نباشی تو کم گیر زین راستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49096 : ردیف از کل
یکی کم بود شاید از شانزده
برادر بماند تو را پانزده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49097 : ردیف از کل
بشایند هرکس به شاهنشهی
بدیشان بود شاد تخت مهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
