***
49098 : ردیف از کل
فروماند شیروی گریان بجای
ازان خانه تنگ بگذارد پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49099 : ردیف از کل
همان زاد فرخ بدرگاه بر
همی بود و کس را ندادی گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49100 : ردیف از کل
که آگه شدی زان سخن شهریار
به درگاه بر بود چون پرده دار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49101 : ردیف از کل
چو پژمرده شد چادر آفتاب
همی ساخت هر مهتری جای خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49102 : ردیف از کل
بفرمود تا پاسبانان شهر
هر آنکس که از مهتری داشت بهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49103 : ردیف از کل
برفتند یکسر سوی بارگاه
بدان جای شادی و آرام شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49104 : ردیف از کل
بدیشان چنین گفت کامشب خروش
دگرگونه تر کرد باید ز دوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49105 : ردیف از کل
همه پاسبانان بنام قباد
همی کرد باید بهر پاس یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49106 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که ای دون کنم
ز سر نام پرویز بیرون کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49107 : ردیف از کل
چو شب چادر قیرگون کرد نو
ز شهر و ز بازار برخاست غو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49108 : ردیف از کل
همه پاسبانان بنام قباد
چو آواز دادند کردند یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49109 : ردیف از کل
شب تیره شاه جهان خفته بود
چو شیرین به بالینش بر جفته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49110 : ردیف از کل
چو آواز آن پاسبانان شنید
غمی گشت و زیشان دلش بردمید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49111 : ردیف از کل
بدو گفت شاها چه شاید بدن
برین داستانی بباید زدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49112 : ردیف از کل
از آواز او شاه بیدار شد
دلش زان سخن پر ز آزار شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49113 : ردیف از کل
به شیرین چنین گفت کای ماه روی
چه داری بخواب اندرون گفت وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49114 : ردیف از کل
بدو گفت شیرین که بگشای گوش
خروشیدن پاسبانان نیوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49115 : ردیف از کل
چو خسرو بدان گونه آوا شنید
به رخساره شد چون گل شنبلید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49116 : ردیف از کل
چنین گفت کز شب گذشته سه پاس
بیابید گفتار اخترشناس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49117 : ردیف از کل
که این بد گهر تا ز مادر بزاد
نهانی و را نام کردم قباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49118 : ردیف از کل
به آواز شیرویه گفتم همی
دگر نامش اندر نهفتم همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49119 : ردیف از کل
ورا نام شیروی بد آشکار
قبادش همی خواند این پیشکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49120 : ردیف از کل
شب تیره باید شدن سوی چین
وگر سوی ما چین و مکران زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49121 : ردیف از کل
بریشان به افسون بگیریم راه
ز فغفور چینی بخواهم سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49122 : ردیف از کل
ازان کاخترش به آسمان تیره بود
سخنهای او بر زمین خیره بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49123 : ردیف از کل
شب تیره افسون نیامد به کار
همی آمدش کار دشوار خوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49124 : ردیف از کل
به شیرین چنین گفت که آمد زمان
بر افسون ما چیره شد بدگمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49125 : ردیف از کل
بدو گفت شیرین که نوشه بدی
همیشه ز تو دور دست بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49126 : ردیف از کل
بدانش کنون چاره خویش ساز
مبادا که آید به دشمن نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49127 : ردیف از کل
چو روشن شود دشمن چاره جوی
نهد بی گمان سوی این کاخ روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49128 : ردیف از کل
هم آنگه زره خواست از گنج شاه
دو شمشیر هندی و رومی کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49129 : ردیف از کل
همان ترکش تیرو زرین سپر
یکی بنده گرد و پرخاشخر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49130 : ردیف از کل
شب تیره گون اندر آمد به باغ
بدان گه که برخیزد ازخواب زاغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49131 : ردیف از کل
به باغ بزرگ اندر از بس درخت
نبد شاه را در چمن جای تخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49132 : ردیف از کل
بیاویخت از شاخ زرین سپر
بجایی کزو دور بودی گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49133 : ردیف از کل
نشست از برنرگس و زعفران
یکی تیغ در زیر زانو گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49134 : ردیف از کل
چو خورشید برزد سنان از فراز
سوی کاخ شد دشمن دیو ساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49135 : ردیف از کل
یکایک بگشتند گرد سرای
تهی بد ز شاه سرافراز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49136 : ردیف از کل
به تاراج دادند گنج ورا
نکرد ایچ کس یاد رنج ورا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49137 : ردیف از کل
همه باز گشتنددیده پرآب
گرفته ز کار زمانه شتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49138 : ردیف از کل
چه جوییم ازین گنبد تیزگرد
که هرگز نیاساید از کارکرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49139 : ردیف از کل
یک را همی تاج شاهی دهد
یکی رابه دریا به ماهی دهد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49140 : ردیف از کل
یکی را برهنه سر و پای و سفت
نه آرام و خورد و نه جای نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49141 : ردیف از کل
یکی را دهد نوشه و شهد و شیر
بپوشد به دیبا و خز و حریر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49142 : ردیف از کل
سرانجام هردو به خاک اندرند
به تاریک دام هلاک اندرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49143 : ردیف از کل
اگر خود نزادی خردمند مرد
نبودی ورا روز ننگ و نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49144 : ردیف از کل
ندیدی جهان از بنه به بدی
اگر که بدی مرد اگر مه بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49145 : ردیف از کل
کنون رنج در کار خسرو بریم
بخواننده آگاهی نوبریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49146 : ردیف از کل
همی بود خسرو بران مرغزار
درخت بلند ازبرش سایه دار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49147 : ردیف از کل
چو بگذشت نیمی ز روز دراز
بنان آمد آن پادشا رانیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
