در حال بارگذاری ابیات…
***
11232 : ردیف از کل
یکی نیزه زد گیو را کز نهیب
برون آمدش هر دو پا از رکیب
برفتند سوی سیاوخش گرد
پس وبیش وهر سو سپه بود گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11233 : ردیف از کل
فرامرز چون دید یار آمدش
همی یار جنگی به کار آمدش
چنین گفت سالار توران سپاه
کز ایدر کشیدش بیکسو زراه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11234 : ردیف از کل
یکی تیغ بر نیزه پیلسم
بزد نیزه از تیغ او شد قلم
کنیدش بخنجر سر از تن جدا
بشخّی که هرگز نروید گیا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11235 : ردیف از کل
دگر باره زد بر سر ترگ اوی
شکسته شد آن تیغ پرخاشجوی
بریزید خونش برآن گرم خاک
ممانید دیر ومدارید باک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11236 : ردیف از کل
همی گشت با آن دو یل پیلسم
به میدان به کردار شیر دژم
چنین گفت با شاه یکسر سپاه
کزو شهریارا چه دید گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11237 : ردیف از کل
تهمتن ز قلب سپه بنگرید
دو گرد دلیر و گرانمایه دید
چه کردست با تو نگوئی همی
که بر خون او دست شوئی همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11238 : ردیف از کل
برآویخته با یکی شیرمرد
به ابر اندر آورده از باد گرد
چرا کشت خواهی کسیرا که تاج
بگرید برو زار وهم تخت عاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11239 : ردیف از کل
بدانست رستم که جز پیلسم
ز ترکان ندارد کس آن زور و دم
بهنگام شادی درختی مکار
که زهر آرد از بار او روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11240 : ردیف از کل
و دیگر که از نامور بخردان
ز گفت ستاره شمر موبدان
همی بود گرسیوز بدگمان
زبیهودگی یار مردم کشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11241 : ردیف از کل
ز اختر بد و نیک بشنوده بود
جهان را چپ و راست پیموده بود
که خون سیاوش بریزد زدرد
کزو داشت در دل بروز نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11242 : ردیف از کل
که گر پیلسم از بد روزگار
خرد یابد و بند آموزگار
زپیران یکی بود کهتر بسال
برادر بد اورا وفرّخ همال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11243 : ردیف از کل
نبرده چنو در جهان سر به سر
به ایران و توران نبندد کمر
کجا پیلسم بود نام جوان
گوی پر هنر بود وروشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11244 : ردیف از کل
همانا که او را زمان آمدست
که ایدر به چنگم دمان آمدست
چنین گفت با نامور پیلسم
که این شاخ را بار دردست وغم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11245 : ردیف از کل
به لشکر بفرمود کز جای خویش
مگر ناورند اندکی پای پیش
زدانا شنیدم یکی داستان
خرد بد بدو نیز همداستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11246 : ردیف از کل
شوم برگرایم تن پیلسم
ببینم که دارد پی و شاخ و دم
که آهسته دل کی پشیمان شود
هم آشفته را هوش درمان شود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11247 : ردیف از کل
یکی نیزه بارکش برگرفت
بیفشارد ران ترگ بر سر گرفت
شتاب وبدی کار آهرمنست
پشیمانی جان ورنج تنست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11248 : ردیف از کل
گران شد رکیب و سبک شد عنان
به چشم اندر آورد رخشان سنان
سری را که باشی ورا پادشا
بتیزی بریدن نباشد روا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11249 : ردیف از کل
غمی گشت و بر لب برآورد کف
همی تاخت از قلب تا پیش صف
ببندش همی دار تا روزگار
برین مردرا باشد آموزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11250 : ردیف از کل
چنین گفت کای نامور پیلسم
مرا خواستی تا بسوزی به دم
چو باد خرد بر دلت بر وزد
از آنپس ورا سر بریدن سزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11251 : ردیف از کل
همی گفت و می تاخت برسان گرد
یکی کرد با او سخن در نبرد
مفرمای اکنون وتیزی مکن
که تیزی پشیمانی آرد ببن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11252 : ردیف از کل
یکی نیزه زد بر کمرگاه اوی
ز زین برگرفتش به کردار گوی
سری را کجا تاج باشد کلاه
نشاید برید ای خردمند شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11253 : ردیف از کل
همی تاخت تا قلب توران سپاه
بینداختش خوار در قلبگاه
چه برّی همی تو سر بیگناه
که کاؤس ورستم بود کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11254 : ردیف از کل
چنین گفت کاین را به دیبای زرد
بپوشید کز گرد شد لاژورد
پدر شاه ورستمش پرورده است
بنیکوی اورا برآورده است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11255 : ردیف از کل
عنان را بپیچید زان جایگاه
بیامد دمان تا به قلب سپاه
نه بینیم ما نیک ازین زشت کار
به پیچی بفرجام ازین روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11256 : ردیف از کل
ببارید پیران ز مژگان سرشک
تن پیلسم دور دید از پزشک
بیاد آورد آن تیغ الماسگون
کز آن تیغ گردد جهان سر نگون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11257 : ردیف از کل
دل لشکر و شاه توران سپاه
شکسته شد و تیره شد رزمگاه
وز آن نامداران ایران گروه
که از جنگشان گشت گیتی ستوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11258 : ردیف از کل
خروش آمد از لشکر هر دو سوی
ده و دار گردان پرخاشجوی
فریبرز کاؤس درّنده شیر
که هرگز ندیدش کس از جنگ سیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11259 : ردیف از کل
خروشیدن کوس بر پشت پیل
ز هر سو همی رفت تا چند میل
چو پیل دمنده گو پیلتن
که خوارست بر چشم او انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11260 : ردیف از کل
زمین شد ز نعل ستوران ستوه
همه کوه دریا شد و دشت کوه
چو گودرز وگرگین وفرهاد وطوس
ببندند بر کوهۀ پیل کوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11261 : ردیف از کل
ز بس نعره و ناله کره نای
همی آسمان اندر آمد ز جای
بدین کین ببندند یکسر کمر
درو دشت گردد پر از نیزه ور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11262 : ردیف از کل
همی سنگ مرجان شد و خاک خون
سراسر سر سروران شد نگون
نه من پای دارمنه مانند من
نه گردی زگردان این انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11263 : ردیف از کل
بکشتند چندان ز هردو گروه
که شد خاک دریا و هامون چو کوه
همانا که پیران بیآید پگاه
ازو بشنود داستان نیز شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11264 : ردیف از کل
یکی باد برخاست از رزمگاه
هوا را بپوشید گرد سپاه
مگر خود نیازت نیآید بدین
مگستر بگیتی چنین تخم کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11265 : ردیف از کل
دو لشکر به هامون همی تاختند
یک از دیگران بازنشناختند
مغرمای کردن بدین بر شتاب
که توران شود سر بسر زین خراب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11266 : ردیف از کل
جهان چون شب تیره تاریک شد
تو گفتی به شب روز نزدیک شد
سپهبد زگفتار او نرم شد
ولیکن برادر بی آزرم شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11267 : ردیف از کل
چنین گفت با لشکر افراسیاب
که بیدار بخت اندر آمد به خواب
بدو گفت گرسیوز ای هوشمند
بگفت جوانی هوارا مبند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11268 : ردیف از کل
اگر سستی آرید یک تن به جنگ
نماند مرا روزگار درنگ
از ایرانیان دشت پر کرگس شد
گر از کین بترسی همینت بس است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11269 : ردیف از کل
بریشان ز هر سو کمین آورید
به نیزه خور اندر زمین آورید
سیاوش چو بخروشد از روم وچین
پر از گرز وشمشیر بینی زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11270 : ردیف از کل
بیامد خود از قلب توران سپاه
بر طوس شد داغ دل کینه خواه
همی بد که کردی ترا خود نه بس
که خیره همه بشنوی رای کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11271 : ردیف از کل
از ایران فراوان سپه را بکشت
غمی شد دل طوس و بنمود پشت
سپردی هم مار وخستی سرش
بدیبا بپوشید خواهی برش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11272 : ردیف از کل
بر رستم آمد یکی چاره جوی
که امروز ازین رزم شد رنگ و بوی
گرایدون که اورا بجان زینهار
دهی من نباشم بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11273 : ردیف از کل
همه رزمگه شد چو دریای خون
درفش سپهدار ایران نگون
روم گوشۀ گیرم اندر جهان
مگر خود سرآید بزودی روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11274 : ردیف از کل
بیامد ز قلب سپه پیلتن
پس او فرامرز با انجمن
برفتند پیچان دمور وگروی
بر شاه توران نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11275 : ردیف از کل
سپردار بسیار در پیش بود
که دلشان ز رستم بداندیش بود
که چندین زخون سیاوش مپیچ
که آرام بخواب آید اندر بسیچ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11276 : ردیف از کل
همه خویش و پیوند افراسیاب
همه دل پر از کین و سر پرشتاب
بگفتار گرسیوز رهنمای
برآرای وبردار دشمن زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11277 : ردیف از کل
تهمتن فراوان ازیشان بکشت
فرامرز و طوس اندر آمد به پشت
زدی دام ودشمن گرفتی بدوی
بکش تیز وتیره مکن آب روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11278 : ردیف از کل
چو افراسیاب آن درفش بنفش
نگه کرد بر جایگاه درفش
سر اینست از ایران که داری بدست
دل بدسگالان بباید شکست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11279 : ردیف از کل
بدانست کان پیلتن رستمست
سرافراز وز تخمه نیرمست
سپاهی بدین گونه کردی تباه
نگر تا چه گونه بود با تو شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11280 : ردیف از کل
برآشفت برسان جنگی پلنگ
بیفشارد ران پیش او شد به جنگ
اگر خود نیآزردیت از نخست
بآب این گنه را توانست شست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11281 : ردیف از کل
چو رستم درفش سیه را بدید
به کردار شیر ژیان بردمید
کنون آن به آید که او در جهان
نباشد پدید آشگار ونهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی