در حال بارگذاری ابیات…
***
11182 : ردیف از کل
چو برخیزد آوای کوس از دو روی
نجوید زمان مرد پرخاشجوی
یکی اسپ آسوده را بر نشست
رخ از خون دیده شده چون کبست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11183 : ردیف از کل
همه رزم را دل پر از کین کنید
به ایرانیان پاک نفرین کنید
بفرمود آنگه بایرانیان
که بر راه ایران ببندند میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11184 : ردیف از کل
خروش آمد و ناله کرنای
دم نای رویین و هندی درای
یک ونیم فرسنگ ببرید راه
رسید اندرو شاه توران سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11185 : ردیف از کل
زمین آمد از سم اسپان به جوش
به ابر اندر آمد فغان و خروش
سپه دید با تیغ وگرز وزره
سیاوش زده بر زره بر گره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11186 : ردیف از کل
چو برخاست از دشت گرد سپاه
کس آمد بر رستم از دیده گاه
بدل گفت گرسیوز این راست گفت
چنین راستی را نباید نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11187 : ردیف از کل
که آمد سپاهی چو کوه گران
همه رزم جویان کندآوران
سیاوش بترسید از بیم جان
ولیکن نمی خواست گشتن نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11188 : ردیف از کل
ز تیغ دلیران هوا شد بنفش
برفتند با کاویانی درفش
باستاد تا نزدش آمد سپاه
ستادند پیش سیاوخش شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11189 : ردیف از کل
برآمد خروش سپاه از دو روی
جهان شد پر از مردم جنگجوی
سیاوش بد ایستاده بر جایگاه
مگر گفت بدخواه گردد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11190 : ردیف از کل
خور و ماه گفتی به رنگ اندرست
ستاره به چنگ نهنگ اندرست
همی بنگرید این بدآن آن بدین
که کینه نبدشان بدل پیش ازین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11191 : ردیف از کل
سپهدار ترکان برآراست جنگ
گرفتند گوپال و خنجر به چنگ
رده بر کشیدند ایرانیان
ببستند خون ریختند را میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11192 : ردیف از کل
بیامد سوی میمنه بارمان
سپاهی ز ترکان دنان و دمان
همه با سیاوش گرفتند جنگ
ندیدند جای یکون ودرنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11193 : ردیف از کل
سوی میسره کهرم تیغ زن
به قلب اندرون شاه با انجمن
کنون خیره گفتند مارا کشند
نباید که بر خاک تنها کشند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11194 : ردیف از کل
وزین روی رستم سپه برکشید
هوا شد ز تیغ یلان ناپدید
بمان تا از ایرانیان دستبرد
به بینند ومشمر چنین کار خرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11195 : ردیف از کل
بیاراست بر میمنه گیو و طوس
سواران بیدار با پیل و کوس
سیاوش چنین گفت کین رای نیست
همان جنگ را مابه وجای نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11196 : ردیف از کل
چو گودرز کشواد بر میسره
هجیر و گرانمایگان یکسره
بگوهر بر آن روز ننگ آورم
که من پیش شه هدیه جنگ آورم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11197 : ردیف از کل
به قلب اندرون رستم زابلی
زره دار با خنجر کابلی
مرا چرخ گردان اگر بی گناه
بدست بدان کرد خواهد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11198 : ردیف از کل
تو گفتی نه شب بود پیدا نه روز
نهان گشت خورشید گیتی فروز
بمردی بدآن روز آهنگ نیست
که با کردگار جهان جنگ نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11199 : ردیف از کل
شد از سم اسپان زمین سنگ رنگ
ز نیزه هوا همچو پشت پلنگ
چه گفت آن خردمند با رای وهوش
که با اختر بد بمردی مکوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11200 : ردیف از کل
تو گفتی هوا کوه آهن شدست
سر کوه پر ترگ و جوشن شدست
چنین گفت از آنپس بافراسیاب
که ای پر هنر شاه با جاه وآب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11201 : ردیف از کل
به ابر اندر آمد سنان و درفش
درفشیدن تیغهای بنفش
چرا جنگ جوی آمدی با سپاه
چرا کشت خواهی مرا بی گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11202 : ردیف از کل
بیامد ز قلب سپه پیلسم
دلش پر ز خون کرده چهره دژم
سپاه دو کشور پر از کین کنی
زمین وزمان پر زنفرین کنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11203 : ردیف از کل
چنین گفت با شاه توران سپاه
که ای پرهنر خسرو نیک خواه
چنین گفت گرسیوز کم خرد
زتو این سخنها کی اندر خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11204 : ردیف از کل
گر ایدونک از من نداری دریغ
یکی باره و جوشن و گرز و تیغ
گر ایدر چنین بی گناه آمدی
چرا با زره نزد شاه آمدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11205 : ردیف از کل
ابا رستم امروز جنگ آورم
همه نام او زیر ننگ آورم
پذیره شدن زین نشان راه نیست
کمان وزره هدیۀ شاه نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11206 : ردیف از کل
به پیش تو آرم سر و رخش او
همان خود و تیغ جهان بخش او
سیاوش بدانست کآن کار اوست
برآشفتن شاه بازار اوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11207 : ردیف از کل
ازو شاد شد جان افراسیاب
سر نیزه بگذاشت از آفتاب
از آنپس که بشنید آن زشت خوی
بدو گفت کای ناکس کینه جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11208 : ردیف از کل
بدو گفت کای نام بردار شیر
همانا که پیلت نیارد به زیر
تو زین کرده فرجام کیفر بری
زتخمی کجا کشتۀ بر خوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11209 : ردیف از کل
اگر پیلتن را به چنگ آوری
زمانه برآساید از داوری
هزاران سر مردم بی گناه
بدین گفت تو گشت خواه تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11210 : ردیف از کل
به توران چو تو کس نباشد به جاه
به گنج و به تیغ و به تخت و کلاه
بگفتار تو خیره گشتم زراه
تو کردی که آزرده گشتست شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11211 : ردیف از کل
به گردان سپهر اندرآری سرم
سپارم ترا دختر و کشورم
وزآنپس چنین گفت کای شهریار
بتیزی مدار آتش اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11212 : ردیف از کل
از ایران و توران دو بهر آن تست
همان گوهر و گنج و شهر آن تست
نه بازیست این خون من ریختن
ابا بیگناهان برآویختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11213 : ردیف از کل
چو بشنید پیران غمی گشت سخت
بیامد بر شاه خورشید بخت
بگفتار گرسیوز بد نژاد
مده شهر توران وخود را بباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11214 : ردیف از کل
بدو گفت کاین مرد برنا و تیز
همی بر تن خویش دارد ستیز
نگه کرد گرسیوز رنگ کار
زگفت سیاوخش با شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11215 : ردیف از کل
همی در گمان افتد از نام خویش
نیندیشد از کار فرجام خویش
برآشفت وگفت ای سپهبد چه بود
بدشمن چه بایدت گفت وشنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11216 : ردیف از کل
کسی سوی دوزخ نپوید به پا
و گر خیره سوی دم اژدها
چو گفتار گرسیوز افراسیاب
شنید وبرآمد بلند آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11217 : ردیف از کل
گر او با تهمتن نبرد آورد
سر خویش را زیر گرد آورد
بلشکر بفرمود تا ایغ تیز
کشند وخروشند چون رستخیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11218 : ردیف از کل
شکسته شود دل گوان را به جنگ
بود این سخن نیز بر شاه ننگ
سیاوخش از بهر پیمان که بست
سوی تیغ ونیزه نیازید دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11219 : ردیف از کل
برادر تو دانی که کهتر بود
فزون تر برو مهر مهتر بود
نفرمود کسرا زیاران خویش
که آرد یکی پای در جنگ پیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11220 : ردیف از کل
به پیران چنین گفت پس پیلسم
کزین پهلوان دل ندارد دژم
بداندیش افراسیاب دژم
همی کرد بر شاه ایران ستم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11221 : ردیف از کل
که گر من کنم جنگ جنگی نهنگ
نیارم به بخت تو بر شاه ننگ
همی گفت یکسر بخنجر دهید
برین دشت کشتی بخون بر نهید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11222 : ردیف از کل
به پیش تو با نامور چار گرد
چه کردم تو دیدی ز من دست برد
از ایران سپه بود مردی هزار
همه نامدار از در کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11223 : ردیف از کل
همانا کنون زورم افزونترست
شکستن دل من نه اندرخورست
همه کشته خسته جگر وبرگشته کار
سرآمد بدیشان چنان روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11224 : ردیف از کل
برآید به دست من این کارکرد
به گرد در اختر بد مگرد
نیارست یک ترک بر روی شاه
نیازید دست اندر آن کینه گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11225 : ردیف از کل
چو بشنید زو این سخن شهریار
یکی اسپ شایسته کارزار
چو بخت سیاوخش برگشته شد
دلیران او یکسره کشته شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11226 : ردیف از کل
بدو داد با تیغ و بر گستوان
همان نیزه و درع و خود گوان
گرفتند هرکس ابر شاه دست
بینداختند تیر پنحاه وشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11227 : ردیف از کل
بیاراست آن جنگ را پیلسم
همی راند چون شیر با باد و دم
بتیز وبنیزه ببد خسته شاه
نگون اندر آمد زپشت سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11228 : ردیف از کل
به ایرانیان گفت رستم کجاست
که گوید که او روز جنگ اژدهاست
همی گشت بر خاک تیره چو مست
گروی زره دست اورا ببست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11229 : ردیف از کل
چو بشنید گیو این سخن بردمید
بزد دست و تیغ از میان برکشید
نهادند بر گردنش پالهنگ
دو دست از پس پشت بسته چو سنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11230 : ردیف از کل
بدو گفت رستم به یک ترک جنگ
نسازد همانا که آیدش ننگ
روان خون از آن چهرۀ ارغوان
هم از روز نادیده چشم جوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11231 : ردیف از کل
برآویختند آن دو جنگی به هم
دمان گیو گودرز با پیلسم
همی تاختندش پیاده کشان
چنان روزبانان مردم کشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی