***
آغاز نامه را به ستایش پروردگاری آراستند که جاودانه بوده و خواهد بود.
FAThey opened the letter praising the eternal God, who has ever been and shall ever remain.
EN3793 : ردیف از کل
سرنامه کرد آفرین خدای
کجا هست و باشد همیشه به جای
سر نامه کرد آفرین خدای
کجا بود و باشد همیشه بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نیک و بد و هست و نیست جهان از اوست؛ ما همگان بندگانیم و خدا یکی است.
FAGood and evil, being and nothingness flow from Him; we are all servants and God is one.
EN3794 : ردیف از کل
ازویست نیک و بد و هست و نیست
همه بندگانیم و ایزد یکیست
ازو هست نیک و بد هست ونیست
همه بندگانیم وایزد یکیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر آنچه او در آغاز آفرینش اراده کرد، گردش آسمان بر همان مدار روان است.
FAWhatever He willed at the dawn of creation, the turning cosmos moves upon that course.
EN3795 : ردیف از کل
هر آن چیز کو ساخت اندر بوش
بران است چرخ روان را روش
هرآن چیز کو خواست اندر بوش
بر آن است چرخ روان را روش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خداوند کیوان، خورشید و ماه؛ از سوی او آفرین بر منوچهر شاه باد.
FALord of Saturn, the Sun, and the Moon; from Him be blessings upon King Manuchehr.
EN3796 : ردیف از کل
خداوند کیوان و خورشید و ماه
وزو آفرین بر منوچهر شاه
خداوند کیوان وخورشید وماه
ازو آفرین بر منوچهر شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او که در نبردگاه زهر هلاککننده دشمنان و در بزم چون ماهی روشنبخش گیتی است.
FAIn war he is deadly poison destroying remedies, in feasting a radiant moon brightening the world.
EN3797 : ردیف از کل
به رزم اندرون زهر تریاک سوز
به بزم اندرون ماه گیتی فروز
برزم اندرون زهر تریاک سوز
ببزم اندرون ماه گیتی فروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گرز او ستمگران را خرد میکند، شهرها را میگشاید و سهم هر کس را از شادی میپردازد.
FAHis mace crushes foes and opens cities, granting everyone their share of gladness.
EN3798 : ردیف از کل
گراینده گرز و گشاینده شهر
ز شادی به هر کس رساننده بهر
گرازنده گرز وکشاینده شهر
زشادی بهر کس رساننده بهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
درفش فریدون را در دست دارد و پلنگان جنگی و گردنکشان را از پای درمیآورد.
FAHolding Fereydoun's standard aloft, he vanquishes proud warriors and ferocious leopards.
EN3799 : ردیف از کل
کشنده درفش فریدون به جنگ
کشنده سرافراز جنگی پلنگ
کشنده درفش فریدون بچنگ
کشنده سرافراز جنگی پلنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از ضربه گرز سنگین تو کوه بلند چون خاک زیر نعل اسب سمندت نرم میشود.
FABeneath the blow of your heavy mace, high crags turn to fine dust beneath your courser's hooves.
EN3800 : ردیف از کل
ز باد عمود تو کوه بلند
شود خاک نعل سرافشان سمند
ز زخم دبوس تو کوه بلند
شود خاک نعل سرافراز سمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با دل پاک و آیین نیکویی که داری، گرگ و میش را بر سر یک آبشخور مینشانی.
FAThrough your pure heart and righteous rule, you bring both wolf and lamb to drink together.
EN3801 : ردیف از کل
همان از دل پاک و پاکیزه کیش
به آبشخور آری همی گرگ و میش
همان از دل پاک وپاکیزه کیش
به آبخور آری همی گرگ ومیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من بندهای سالخوردهام که پا به سن گذاشته و به شصت سالگی رسیدهام.
FAI am a devoted servant well advanced in years, having set my feet past sixty summers.
EN3802 : ردیف از کل
یکی بنده ام من رسیده به جای
به مردی بشست اندر آورده پای
یکی بنده ام من رسیده بجای
بدو باره شصت اندر آورده پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
موی سرم چون کافور سپید شده و گردش ماه و خورشید کلاه پیری بر سرم نهاده است.
FAThe dust of camphor whitens my hair, as sun and moon have crowned me with old age.
EN3803 : ردیف از کل
همی گرد کافور گیرد سرم
چنین کرد خورشید و ماه افسرم
همی گرد کافور گیرد سرم
چنین داد خورشید وماه افسرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون بندگان، کمر دلاوری بستم و با جادوگران و دیوان به پیکار برخاستم.
FALike a faithful servant I girded my loins, waging battle against evil sorcerers and fiends.
EN3804 : ردیف از کل
ببستم میان را یکی بنده وار
ابا جاودان ساختم کارزار
ببستم میان یلی بنده وار
ابا جادوان ساختم کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچ سواری در گیتی چون من در مهار اسب، افکندن گردان و زدن گرز گران دیده نشده است.
FANone in this world ever saw a horseman like me in turning reins, overthrowing foes, and wielding the mace.
EN3805 : ردیف از کل
عنان پیچ و اسپ افگن و گرزدار
چو من کس ندیدی به گیتی سوار
عنان پیچ وگرد افگن و گرز دار
چو من کس نه بیند بگیتی سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون دست به گرز سنگین بردم، آب از چشمان دلاوران مازندران سرازیر گشت.
FAWhen I laid hold of my heavy mace, the vigor of Mazandaran's champions dissolved in fear.
EN3806 : ردیف از کل
بشد آب گردان مازندران
چو من دست بردم به گرز گران
بشد آب گردان مازندران
چو من دست بردم بگرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر نام و نشان من در جهان نبود، سرکشان بسیاری در برابر تو سر برمیافراشتند.
FAHad my name and fame not protected the realm, many rebels would have reared their heads against you.
EN3807 : ردیف از کل
ز من گر نبودی به گیتی نشان
برآورده گردن ز گردن کشان
زمن گر نبودی بگیتی نشان
بر آورده گردن زگردنکشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مانند آن اژدهایی که از رود کشف بیرون آمد و سراسر زمین را چون کفی ناچیز کرد.
FALike that monstrous dragon that crawled from the Kashaf river, reducing the land to mere froth.
EN3808 : ردیف از کل
چنان اژدها کو ز رود کشف
برون آمد و کرد گیتی چو کف
چنان اژدها کو زرود کشف
برون آمد وکرد گیتی چو کف
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بلندی تن او از شهری تا شهری دیگر، و پهنایش از کوهی تا کوهی دیگر گسترده بود.
FAIts length stretched from city to city, and its breadth reached from peak to peak.
EN3809 : ردیف از کل
زمین شهر تا شهر پهنای او
همان کوه تا کوه بالای او
زمین شهر تا شهر بالای او
همان کوه تا کوه پهنای او
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل همه جهانیان از بیم او پر از ترس بود و شب و روز کشیک میکشیدند.
FAThe hearts of all men trembled with terror of it, keeping watch day and night in dread.
EN3810 : ردیف از کل
جهان را ازو بود دل پر هراس
همی داشتندی شب و روز پاس
جهانرا ازو بود دل پر هراس
همی داشتندی شب وروز پاس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آسمان از پرندگان خالی شد و بر روی زمین هیچ درندهای بر جای نماند.
FAThe skies were emptied of flying birds, and the face of the earth cleared of wild beasts.
EN3811 : ردیف از کل
هوا پاک دیدم ز پرندگان
همان روی گیتی ز درندگان
هوا پاک دیدم زپرّندگان
همان روی گیتی زدرّندگان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از نفس سوزانش پرهای کرکس میسوخت و زمین زیر زهرش شعلهور میشد.
FAIts fiery breath singed the vultures' wings, and the earth blazed beneath its deadly venom.
EN3812 : ردیف از کل
ز تفش همی پر کرگس بسوخت
زمین زیر زهرش همی برفروخت
زغّش همی برّ کرگس بسوخت
زمین زیر رهرش همی بر فروخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نهنگ خشمگین را از آب بیرون میکشید و عقاب تیزپرواز را از آسمان به زیر میافکند.
FAIt dragged fierce crocodiles from the waters and snatched swift eagles from mid-air.
EN3813 : ردیف از کل
نهنگ دژم بر کشیدی ز آب
به دم درکشیدی ز گردون عقاب
نهنگ دژم بر کشیدی از آب
همان از هوا تیز پرّان عقاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زمین از آدمی و چهارپایان خالی گشت و جهانی پهناور را به او واگذاشتند.
FAThe land became deserted of man and beast, yielding a whole world to its solitary reign.
EN3814 : ردیف از کل
زمین گشت بی مردم و چارپای
همه یکسر او را سپردند جای
زمین گشت بی مردم وچار پای
چهانی مر اورا سپردند جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون دیدم در جهان کسی نیست که یارای رویارویی با او را داشته باشد،
FAWhen I saw that no soul on earth possessed the courage to measure strength against it,
EN3815 : ردیف از کل
چو دیدم که اندر جهان کس نبود
که با او همی دست یارست سود
چو دیدم که اندر جهان کس نبود
که با او همی دست بارست سود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به نیروی پروردگار پاک، همه ترس و بیم را از دلم بیرون راندم.
FABy the might of the holy Lord Creator, I cast all fear and hesitation from my heart.
EN3816 : ردیف از کل
به زور جهاندار یزدان پاک
بیفگندم از دل همه ترس و باک
بزور جهاندار یزدان پاک
بیفگندم از دل همه ترس و باک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمر به نام بلند بستم و بر اسب سمند پیلپیکر خویش نشستم.
FAI girded my loins in honor of your name and mounted my elephant-bodied courser.
EN3817 : ردیف از کل
میان را ببستم به نام بلند
نشستم بران پیل پیکر سمند
میانرا ببستم بنام بلند
نشستم برین پیل پیکر سمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گرز گاوسر را بر زین نهادم، کمان بر بازو بستم و سپر بر گردن افکندم.
FAI hung the ox-headed mace from my saddle, strung the bow on my arm, and threw the shield over my neck.
EN3818 : ردیف از کل
به زین اندرون گرزه گاوسر
به بازو کمان و به گردن سپر
بزین اندرون گرزة گاو سر
ببازو کمان وبگردن سپر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون نهنگی سهمگین پیش رفتم، در حالی که چنگال من تیز و دم او کشنده بود.
FAI advanced like a fierce sea monster, my claws sharp and its tail deadly.
EN3819 : ردیف از کل
برفتم بسان نهنگ دژم
مرا تیز چنگ و ورا تیز دم
برفتم بسام نهنگ دژم
مرا تیز چنگ وورا تیز دم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر کس مرا دید گمان کرد که با زندگی بدرود گفتهام، زیرا به نبرد اژدها میرفتم.
FAAll who saw me bade me farewell forever, knowing I was riding out to face the dragon.
EN3820 : ردیف از کل
مرا کرد پدرود هرکو شنید
که بر اژدها گرز خواهم کشید
مرا کرده پدرود هر کس که دید
که بر اژدها گرز خواهم کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون به او رسیدم، او را چون کوهی بلند دیدم که موهای سرش چون کمند بر زمین کشیده میشد.
FAReaching the beast, I saw it towering like a mountain, hair trailing like lassos on the earth.
EN3821 : ردیف از کل
ز سر تا به دمش چو کوه بلند
کشان موی سر بر زمین چون کمند
رسیدمش دیدم چو کوه بلند
کشان موی سر بر زمین چون کمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زبانش چون درختی سیاه بود و دهان گشودهاش در راه افتاده بود.
FAIts tongue resembled a charred tree, and its gaping maw lay open across the path.
EN3822 : ردیف از کل
زبانش بسان درختی سیاه
ز فر باز کرده فگنده به راه
زبانش بسان درختی سیاه
زفر باز کرده فگنده براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دو چشمش چون دو آبگیر پر از خون بود؛ چون مرا دید غرید و به خشم آمد.
FAIts two eyes were like pools brimming with blood; sighting me, it roared with fury.
EN3823 : ردیف از کل
چو دو آبگیرش پر از خون دو چشم
مرا دید غرید و آمد به خشم
چو دو آبگیرش پر از خون دو چشم
مرا دید غرّید وآمد بخشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ای شهریار، چنان پنداشتم که آتش در بر دارد و شعله میافروزد.
FAO King, I fancied it was breathing out searing flames, wrapping itself in fire.
EN3824 : ردیف از کل
گمانی چنان بردم ای شهریار
که دارم مگر آتش اندر کنار
گمانی چنان بردم ای شهریار
که دارد مگر آتش اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جهان پیش چشمم چون دریایی تیره نمود و دود سیاه تا ابرها بالا رفت.
FAThe world seemed like a dark ocean before my eyes, as black fumes rose into the clouds.
EN3825 : ردیف از کل
جهان پیش چشمم چو دریا نمود
به ابر سیه بر شده تیره دود
جهان پیش چشمم چو دریا نمود
به ابر سیه بر شده تیره دود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از بانگ مهیب او زمین لرزید و از زهرش خاک چون دریای چین تیره و متلاطم شد.
FAAt its monstrous roar the earth shuddered, and its venom turned the soil like a turbulent sea.
EN3826 : ردیف از کل
ز بانگش بلرزید روی زمین
ز زهرش زمین شد چو دریای چین
زبانگش لرزید روی زمین
ززهرش زمین شد چو دریای چین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من چون شیری دلیر بر او خروشیدم، آنگونه که شایسته مردان نبرد است.
FAI raised a lion-like battle cry against it, as befits a fearless champion.
EN3827 : ردیف از کل
برو بر زدم بانگ برسان شیر
چنان چون بود کار مرد دلیر
برو بر زدم بانگ بر سان شیر
چنان چون بود کار مرد دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تیری پولادین و الماسنوک در چله کمان نشاندم و بیدرنگ رها کردم.
FAI fitted a steel-pointed diamond arrow to my bow and loosed it without a moment's pause.
EN3828 : ردیف از کل
یکی تیر الماس پیکان خدنگ
به چرخ اندرون راندم بی درنگ
یکی تیر الماس پیکان خدنگ
بچرخ اندرون راندم بی درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تیر را به سوی دهانش نشانه رفتم تا زبانش را به کامش بدوزم.
FAI aimed the shaft straight into its gaping jaw to pin its tongue fast to its palate.
EN3829 : ردیف از کل
بسوی زفر کردم این تیر رام
بدآن تا بدوزم زبانش بکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون گوشهای از دهانش دوخته شد، زبانش از شگفتی و درد بیرون افتاد.
FAAs one side of its mouth was pierced through, its tongue hung helplessly outside in agony.
EN3830 : ردیف از کل
چو شد دوخته یک کران از دهانش
بماند از شگفتی به بیرون زبانش
چو شد دوخته یک کران از دهانش
بماند از شکفتی ببیرون زبانش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همان دم تیری دیگر بر دهانش زدم و از درد به خود پیچید.
FAInstantly I shot another arrow into its mouth, making it writhe in excruciating pain.
EN3831 : ردیف از کل
هم اندر زمان دیگری همچنان
زدم بر دهانش بپیچید ازان
هم اندر زمان دیگری همچنان
زدم بر دهانش بپیچید از آن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سومین تیر را بر میان کامش نشاندم و خون از جگرش به جوش آمد.
FAA third arrow struck the center of its throat, causing blood to bubble up from its liver.
EN3832 : ردیف از کل
سدیگر زدم بر میان زفرش
برآمد همی جوی خون از جگرش
سهدیگر زدم بر میان زفرش
برآمد همی جوش خون از جگرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون اژدها به من نزدیک شد و راه را بر من تنگ کرد، گرز گاوسر را برافراشتم.
FAWhen it closed the distance and pressed me hard, I raised my vengeful ox-headed mace.
EN3833 : ردیف از کل
چو تنگ اندر آورد با من زمین
برآهختم این گاوسر گرزکین
چو تنگ اندر آورد با من زمین
بر آمیختم این گاو سر گرز کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به نیروی یزدان پاک، اسب پیلپیکرم را برانگیختم.
FABy the power of God, Master of the universe, I spurred my massive steed forward.
EN3834 : ردیف از کل
به نیروی یزدان گیهان خدای
برانگیختم پیلتن را ز جای
بنیروی یزدان گیهان خدای
برانگیختم پیلتن را زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گرز گاوسر را بر سرش فرود آوردم؛ گویی آسمان کوهی بر سر او فرو ریخت.
FAI struck its skull with the ox-headed mace; it was as if heaven rained a whole mountain upon it.
EN3835 : ردیف از کل
زدم بر سرش گرزه گاو چهر
برو کوه بارید گفتی سپهر
زدم بر سرش گرزة گاو چهر
برو کوه بارید گفتی سپهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سرش را چون سر پیلی خرد کردم و زهرش چون رود نیل بر زمین جاری شد.
FAI crushed its head like a giant elephant's skull, and its venom poured out like the River Nile.
EN3836 : ردیف از کل
شکستم سرش چون تن ژنده پیل
فرو ریخت زو زهر چون رود نیل
شکستم سرش چون سر ژنده پیل
فرو ریخت رو زهر چون رود نیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با آن یک ضربه چنان افتاد که هرگز برنخاست، و مغزش کوه و زمین را همسطح کرد.
FAWith that single blow it fell never to rise again, leveling the mountain with the plain.
EN3837 : ردیف از کل
به زخمی چنان شد که دیگر نخاست
ز مغزش زمین گشت باکوه راست
بزخمی چنان شد که دیگر نخاست
زمغزش زمین گشت با کوه راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رود کشف زرداب شد و سراسر آن سرزمین به جایگاه خواب و آسایش بدل گشت.
FAThe Kashaf river ran yellow with venom, and the whole region became a haven of peaceful rest.
EN3838 : ردیف از کل
کشف رود پر خون و زرداب شد
زمین جای آرامش و خواب شد
کشف رود چون رود زرداب شد
زمین جای آرامش وخواب شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زنان و مردان از کوهسار سرازیر شدند و همگی بر من آفرین خواندند.
FAMen and women poured down from the mountains, showering me with endless blessings.
EN3839 : ردیف از کل
همه کوهساران پر از مرد و زن
همی آفرین خواندندی بمن
همه کوهساران پر از مرد وزن
همی آفرین خواندندی بمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جهانی به نظاره آن کارزار ایستاده بود، چرا که آن اژدها بلایی بس سهمگین بود.
FAA vast multitude watched that battle, for that dragon had been a terrifying scourge.
EN3840 : ردیف از کل
جهانی بران جنگ نظاره بود
که آن اژدها زشت پتیاره بود
جهانی بر آن جنگ نظّاره بود
که آن اژدها سخت پتیماره بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آن پس مرا «سام یکزخم» خواندند و مردم بر سرم گوهر افشاندند.
FAFrom that day they called me 'Sam of the Single Blow,' showering precious jewels upon me.
EN3841 : ردیف از کل
مرا سام یک زخم ازان خواندند
جهان زر و گوهر برافشاندند
مرا سام یک زخم از آن خواندند
جهانی بمن گوهر افشاندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون از آن نبرد بازگشتم، زره نامدارم بر تنم فرسوده و پاره شد.
FAWhen I returned from that fight, my proud coat of mail was worn and rent upon my body.
EN3842 : ردیف از کل
چو زو بازگشتم تن روشنم
برهنه شد از نامور جوشنم
چو زو بازگشتم تن روشنم
برهنه شد از نامور جوشنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
