***
پهلوان را بامدادان دیدند و همراه او راهی سراپرده شدند.
FAThey greeted the hero in the morning light and set out together on their way.
EN3321 : ردیف از کل
بدیدند مر پهلوان را پگاه
وزان جایگه برگرفتند راه
بدیدند مر پهلوانرا پگاه
وز آنجایگه برگرفتند راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد پیکی فرستاد تا بزرگان و دانایان را به درگاه فراخواند.
FAThe commander dispatched an envoy to summon the elders and wise counsellors to his presence.
EN3322 : ردیف از کل
سپهبد فرستاد خواننده را
که خواند بزرگان داننده را
سپهبد فرستاد خواننده را
که جوید بزرگان داننده را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دستور خردمند و موبدان دانا، به همراه گردان سرافراز و بزرگان فرخنده،
FAThe wise vizier and chief priests, along with valiant warriors and noble elders,
EN3323 : ردیف از کل
چو دستور فرزانه با موبدان
سرافراز گردان و فرخ ردان
چو دستور فرزانه با موبدان
سرافراز گردان و فرّخ ردان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با شادمانی و خردی سرشار نزد پهلوان جهان آمدند.
FAArrived joyfully before the champion, endowed with wisdom and enlightened minds.
EN3324 : ردیف از کل
به شادی بر پهلوان آمدند
خردمند و روشن روان آمدند
بشادی بر پهلوان آمدند
خردمند و روشن روان آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال دستان با لبی خندان و دلی سرشار از امید، زبان به سخن گشود.
FAZal Dastan opened his speech warmly, with a smile on his lips and a hopeful heart.
EN3325 : ردیف از کل
زبان تیز بگشاد دستان سام
لبی پر ز خنده دلی شادکام
زبان تیز بگشاد دستان سام
لبی پر زخنده دلی پر زکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نخست پروردگار جهان را ستایش کرد و هوش موبد دانا را بیدار ساخت.
FAFirst he praised the Creator of the universe, awakening the mind of the chief priest.
EN3326 : ردیف از کل
نخست آفرین جهاندار کرد
دل موبد از خواب بیدار کرد
نخست آفرین بر جهاندار کرد
دل موبد از خواب بیدار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت باید دل ما همواره از ترس دادگر پاک و امید به بخشایش او آکنده باشد.
FAFor our hearts must always remain filled with awe before the pure Judge and hope in His grace.
EN3327 : ردیف از کل
چنین گفت کز داور راد و پاک
دل ما پر امید و ترس است و باک
چنین گفت که از داور پاک و داد
دل ما پر از ترس و امّید باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به بخشش او امید بندیم، از گناه بترسیم و در فرمانهایش ژرف بیندیشیم.
FAHoping for His mercy, turning from sin, and meditating deeply upon His divine commands.
EN3328 : ردیف از کل
به بخشایش امید و ترس از گناه
به فرمانها ژرف کردن نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خداوندی که خورشید و ماه را به گردش درمیآورد و راه نیکی را به روان آدمی مینمایاند.
FAHe who moves the sun and the moon, guiding human spirits onto the righteous path.
EN3329 : ردیف از کل
خداوند گردنده خورشید و ماه
روان را به نیکی نماینده راه
خداوند گردنده خورشید و ماه
روانرا بنیکی غباینده راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
باید تا جایی که توان داریم او را بستاییم و شب و روز در پیشگاهش سر فرود آوریم.
FAWe must praise Him to the utmost of our power, bowing reverently before Him day and night.
EN3330 : ردیف از کل
ستودن مراو را چنان چون توان
شب و روز بودن به پیشش نوان
ستودن هر او را چنان چون توان
شب و روز بودن به پیشش نوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جهان خرم با خواست او برپاست و اوست که دادگر هر دو سرای است.
FAThe vibrant world stands by His decree, and He alone is the dispenser of justice in both worlds.
EN3331 : ردیف از کل
بدویست گیهان خرم به پای
همو داد و داور به هر دو سرای
بدویست کیهان خرّم بپای
همو دادگستر بهر دو سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بهار، پاییز و خزان را پدید میآورد و درختان تاک را پر از میوه و بار میسازد.
FAHe brings about spring, autumn, and winter, filling the vines with bountiful clusters of fruit.
EN3332 : ردیف از کل
بهار آرد و تیرماه و خزان
برآرد پر از میوه دار رزان
بهار آرد و تیر ماه و خران
برآید پر از میوه دار رزان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گاهی گیاه را جوان و شاداب میدارد و گاهی آن را پژمرده و کهنسال میگرداند.
FAAt times He keeps creation youthful and blooming, and at times withered and worn with age.
EN3333 : ردیف از کل
جوان داردش گاه با رنگ و بوی
گهش پیر بینی دژم کرده روی
جوان داردش گاه با رنگ و بوی
گهش پیر دارد دژم کرده روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچکس نمیتواند از فرمان و خواست او سرپیچی کند و مورچه نیز بی اذن او بر زمین گام نمینهد.
FANone can stray from His will; even an ant cannot tread upon the ground without His leave.
EN3334 : ردیف از کل
ز فرمان و رایش کسی نگذرد
پی مور بی او زمین نسپرد
زفرمان ورایش کسی نگذرد
پی مور بی او زمین نسپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آن هنگام که لوح و قلم را آفرید، سرنوشت همه پدیدهها را بر آن نگاشت.
FAFrom the moment He fashioned the Tablet and the Pen, He inscribed the fate of all created things.
EN3335 : ردیف از کل
بدانگه که لوح آفرید و قلم
بزد بر همه بودنیها رقم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
افزایش و بقای جهان را از جفت آفرید، زیرا از تنهایی فزونی پدید نمیآید.
FAHe created life in pairs for increase, knowing that solitude yields no fruit.
EN3336 : ردیف از کل
جهان را فزایش ز جفت آفرید
که از یک فزونی نیاید پدید
جهانرا فزایش زجفت آفرید
که از یک قزونی نیآید پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچ یکتایی جز پروردگار جهان نیست که نه انبازی دارد و نه به همسری نیاز.
FAThere is none singular save the Lord Creator, who needs neither companion nor partner.
EN3337 : ردیف از کل
یکی نیست جز داور کردگار
که او را نه انبار و نه جفت و بار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر آنچه آفریده به صورت جفت آفریده و رازهای نهان را آشکار ساخته است.
FAWhatever He brought into being, He fashioned in pairs, revealing hidden mysteries.
EN3338 : ردیف از کل
هر آنچه آفریدست بجفت آفرید
گشاده زراز نهفت آفرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از گردش آسمان بلند تا روی زمین، همه بنیاد هستی بر این شیوه نهاده شده است.
FAFrom the high heavens down to the earth below, the entire cosmos rests upon this foundation.
EN3339 : ردیف از کل
ز چرخ بلند اندر آمد سخن
سراسر همین است گیتی ز بن
زچرخ بلند اندر آز این سخن
سراسر همین است گیتی زین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روزگار به وجود آدمی آراسته و آباد شد و همه داراییها از او ارج و ارزش مییابند.
FAThe universe found its adornment in humankind, through whom all possessions gain worth.
EN3340 : ردیف از کل
زمانه به مردم شد آراسته
وزو ارج گیرد همی خواسته
زمانه بمردم شد آراسته
وزو ارج گیرد همه خواسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر جفت و همسری در جهان نبود، توانایی و گوهر آدمی در نهان باقی میماند.
FAHad there been no pairing in the world, the true strength of humanity would remain hidden.
EN3341 : ردیف از کل
اگر نیستی جفت اندر جهان
بماندی توانای اندر نهان
اگر نیستی جفتی اندر جهان
بماندی توانائی اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیگر آنکه در آیین خداوندی، شایسته نیست مرد جوان بیهمسر و تنها روزگار بگذراند.
FAFurthermore, according to God's law, a young man should not live his life without a partner.
EN3342 : ردیف از کل
و دیگر که مایه ز دین خدای
ندیدم که ماندی جوان را بجای
ودیگر که بی جفت زدین خدای
ندیدیم مرد جوانرا بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سوم آنکه اگر کسی از نژادی بزرگ باشد و بیجفت بماند، نام و نشان او بر باد میرود.
FAThirdly, if one of noble lineage remains without a mate, his line becomes lonely and extinct.
EN3343 : ردیف از کل
بویژه که باشد ز تخم بزرگ
چو بی جفت باشد بماند سترگ
سهدیگر که باشد زتخم بزرگ
چو بی جفت باشد بماند سترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چه چیزی برای جهانپهلوان زیباتر از آن است که جانش با فرزندی شایسته روشن و شادمان گردد؟
FAWhat could be finer for the champion of the world than having his spirit brightened by a worthy son?
EN3344 : ردیف از کل
چه نیکوتر از پهلوان جوان
که گردد به فرزند روشن روان
چه نیکوتر از پهلوان جهان
که گردد بفرزند روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا چون هنگام رفتن او از این جهان فرا رسد، روزگارش در وجود فرزندی نو زنده بماند.
FASo that when his time to depart arrives, his memory is reborn through his offspring.
EN3345 : ردیف از کل
چو هنگام رفتن فراز آیدش
به فرزند نو روز بازآیدش
چو هنگام رفتن فراز آیدش
بفرزند نو روز باز آیدش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نام نامدارش به یادگار بماند که این فرزند زال است و آن یکی پور سام.
FALeaving a proud name behind on earth, known as the son of Zal and grandson of Sam.
EN3346 : ردیف از کل
به گیتی بماند ز فرزند نام
که این پور زالست و آن پور سام
بگیتی بماند زفرزند نام
که این پور زال است و آن پور سام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تخت و تاج پادشاهی به وجود او آراسته شود و فر و بخت نیاکان در او بماند.
FAAdorning the throne with majesty, keeping the ancestral renown alive through good fortune.
EN3347 : ردیف از کل
بدو گردد آراسته تاج و تخت
ازان رفته نام و بدین مانده بخت
بدو گردد آراسته تاج و تخت
از آن رفته نام و بدین مانه بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون همه این داستانها شرح حال دل من است و گویی گلزار و بوستان زندگی من به بار نشسته است.
FANow all these words describe my own situation, like blooming flowers in my private garden.
EN3348 : ردیف از کل
کنون این همه داستان منست
گل و نرگس بوستان منست
کنون آن همه داستان منست
گل و نرگس بوستان منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل از کفم رفته و آرام و خردم رخت بربسته است؛ بگویید درمان این درد چیست؟
FAMy heart has fled and my reason is gone; tell me what cure exists for this condition.
EN3349 : ردیف از کل
که از من رمیدست صبر و خرد
بگویید کاین را چه اندر خورد
دل از من رمیدست و رفته خرد
بگوئید که آنرا چه درمان بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من این سخن را بر زبان نیاوردم تا زمانی که غمگین شدم و تاب و توانم به سر آمد.
FAI did not utter this until sorrow overwhelmed me and my patience wore thin.
EN3350 : ردیف از کل
نگفتم من این تا نگشتم غمی
به مغز و خرد در نیامد کمی
نگفتم من این تا نگشتم غمی
بمغز و خرد در نیآمد کمی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه کاخ مهراب جایگاه مهر من شده و خاک کابلستان چون آسمان برای من است.
FAThe entire palace of Mehrab holds my love, and his soil has become my revolving heaven.
EN3351 : ردیف از کل
همه کاخ مهراب مهر منست
زمینش چو گردان سپهر منست
همه کاخ مهراب مهر منست
زمینش چو گردان سپهر منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل من شیفته دختر سیندخت شده است؛ بگویید آیا سام با این پیوند خرسند خواهد شد؟
FAMy heart is captivated by Sindokht's daughter; tell me, will Sam ever consent to this match?
EN3352 : ردیف از کل
دلم گشت با دخت سیندخت رام
چه گوینده باشد بدین رام سام
دلم گشت با دخت سیندخت رام
چه گوئید باشد بدین رام سام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آیا منوچهر شاه با خواسته من همراه خواهد شد، یا جوانیام را به چشم گناه خواهد نگریست؟
FAWill King Manuchehr look favorably upon me, or judge my youthful passion as a crime?
EN3353 : ردیف از کل
شود رام گویی منوچهر شاه
جوانی گمانی برد یا گناه
شوم رام گوئید منوچهر شاه
جوانی گیانی برد با گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چه انسان فرودست و چه بزرگمنش، چون در پی همسر رود به راه آیین و پاکی گام نهاده است.
FAWhether humble or noble, whoever seeks a spouse pursues the path of virtue and honor.
EN3354 : ردیف از کل
چه مهتر چه کهتر چو شد جفت جوی
سوی دین و آیین نهادست روی
چه کهتر چه مهتر چو شد جفتجوی
سوی دین و آئین نهادست روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در این کار برای خردمندان هیچ جای پیکار نیست، زیرا راه دین است و مایه ننگ نخواهد بود.
FAWise minds find no quarrel with marriage, for it is the righteous path and brings no disgrace.
EN3355 : ردیف از کل
بدین در خردمند را جنگ نیست
که هم راه دینست و هم ننگ نیست
بدین در حردمند را جنگ نیست
که هم راه دین است هم ننگ نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون موبد دوراندیش چه میگوید و فرزانگان در این باره چه نظری دارند؟
FAWhat says the farsighted priest now, and what counsel do the wise sages offer on this?
EN3356 : ردیف از کل
چه گوید کنون موبد پیش بین
چه دانید فرزانگان اندرین
چه گوید کنون موبد پیش بین
چه گویند فرزانگان اندرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مردان دانا و موبدان زبان فروبستند و سخن بر لبان خردمندان خاموش ماند.
FAThe wise men fell silent, and speech halted upon the lips of the counsellors.
EN3357 : ردیف از کل
ببستند لب موبدان و ردان
سخن بسته شد بر لب بخردان
ببستند لب مردان وردان
سخن بسته شد بر لب بخردان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا نیا و تبار مهراب، ضحاک ماردوش بود و شاه ایران کینهای دیرینه از آنان در دل داشت.
FAFor Mehrab was descended from Zahhak, and the King's heart harbored bitter memories against them.
EN3358 : ردیف از کل
که ضحاک مهراب را بد نیا
دل شاه ازیشان پر از کیمیا
که ضحّاک مهراب را بد نیا
وزیشان دل شاه پر کیمیا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچکس یارای سخن گفتن آشکار نداشت، زیرا هرگز نوش را با نیش و زهر ندیده بودند.
FANone dared speak openly, for none had ever seen sweet honey paired with deadly poison.
EN3359 : ردیف از کل
گشاده سخن کس نیارست گفت
که نشنید کس نوش با نیش جفت
گشاده سخن کس نیارست گفت
که نشنید کس نوش با زهر جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سپهبد پاسخی از آنان نشنید، برآشفت و اندیشهای تازه پیش کشید.
FASeeing their silence, the commander became impatient and set forth a new plea,
EN3360 : ردیف از کل
چو نشنید از ایشان سپهبد سخن
بجوشید و رای نو افگند بن
چو نشنید که از ایشان سپهبد سخن
بجوشید و رای نو افگند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت میدانم که اگر در این باره بیندیشید، بر رای من خرده خواهید گرفت و مرا سرزنش خواهید کرد.
FASaying, I know that examining this matter will tempt you to reproach my choice.
EN3361 : ردیف از کل
که دانم که چون این پژوهش کنید
بدین رای بر من نکوهش کنید
که دانم که چون این پژوهش کنید
بدین رای بر من نکوهش کنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما هر که شیفته یاری شود، ناچار باید سرزنش و نکوهش بسیار را به جان بخرد.
FAYet whoever follows love's longing must endure blame and sharp rebukes.
EN3362 : ردیف از کل
ولیکن هر آنکو بود پر منش
بباید شنیدن بسی سرزنش
ولیکن هرآنکو گزیند منش
بباید شنیدش بسی سرزنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر مرا در این راه راهنمایی کنید و گره از این کار فروبسته بگشایید،
FAIf you guide me on this course and untie this difficult knot for me,
EN3363 : ردیف از کل
مرا اندرین گر نمایش کنید
وزین بند راه گشایش کنید
مرا گر بدین ره نمایش کنید
وزین بند راه گشایش کنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پاداشی به شما خواهم داد که هیچ بزرگی در حق زیردستان خود روا نداشته باشد.
FAI will reward you with generosity such as no prince has ever shown his servants.
EN3364 : ردیف از کل
به جای شما آن کنم در جهان
که با کهتران کس نکرد از مهان
بجای شما آن کنم در حهان
که با کهتران کس نکرد از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با نیکی، دادگری و راستی با شما رفتار خواهم کرد و هیچ گزندی به شما نخواهم رساند.
FAI shall treat you with fairness and truth, keeping all harm and misfortune far from you.
EN3365 : ردیف از کل
ز خوبی و از نیکی و راستی
ز بد ناورم بر شما کاستی
زخوبی و نیکی و از راستی
زبد نآورم در شما کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
موبدان پاسخ خود را آماده ساختند و خشنودی و آرامش خاطر پهلوان را جستند.
FAThe wise priests framed their answer, seeking to bring comfort and peace to his mind.
EN3366 : ردیف از کل
همه موبدان پاسخ آراستند
همه کام و آرام او خواستند
همه موبدان پاسخ آراستند
همه کام و آرام او خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفتند ما همگی بندگان فرمانبردار توییم و از روی شگفتی سر به زیر افکندهایم.
FASaying, we are all your devoted servants, and bowed our heads only out of sheer wonder.
EN3367 : ردیف از کل
که ما مر ترا یک به یک بنده ایم
نه از بس شگفتی سرافگنده ایم
که ما مر ترا سر بسر بنده ایم
نه از بس شگفتی سر افگنده ایم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا چه در میان بزرگان و چه فروتران، زن شایسته گوهر و زیبایی مرد را نگاهبانی میکند.
FAFor whether among the humble or the great, a noble wife preserves a man's honor and worth.
EN3368 : ردیف از کل
که باشد ازین کمتر و بیشتر
بزن پادشارا نگاهد هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هرچند مهراب همپایه تخت شاهی نیست، ولی مردی بزرگوار، دلاور و باارج است.
FAThough Mehrab is not of imperial rank, he is mighty, valiant, and far from insignificant.
EN3369 : ردیف از کل
ابا آنکه مهراب ازین پایه نیست
بزرگست و گرد و سبک مایه نیست
ابا آنکه مهراب ازین پایه نیست
بزرگست و گرد و سبک مایه نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگرچه نژاد او به ضحاک میرسد، اما پادشاهی سرزمینی کهن را در دست دارد.
FAThough his ancestry traces back to Zahhak, he remains the ruler of an ancient people.
EN3370 : ردیف از کل
بدانست کز گوهر اژدهاست
و گر چند بر تازیان پادشاست
اگر چند از گوهر اژدهاست
همانست که بر تازیان پادشاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
