***
اگر از نوادگان کی آرش یا کی پشین همسری برگزیند، همگان شادمان خواهند شد.
FA"If he chooses a wife from the lineage of Kay Arash or Kay Pashin, all will rejoice."
EN9360 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که پرسش مکن
مگو این زمان ایچ با من سخن
گر از تخت کی آرش وکی پشین
بخواهد زشادی کنند آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه گفت این آرزوی دل من است و مایه نیک نامی و بزرگی خاندان ماست.
FAThe King said: "This is my heart's desire and will bring great honor to our house."
EN9361 : ردیف از کل
بمان تا خرد بازیابم یکی
به بر گیر و سختم بدار اندکی
بدو گفت کین خود بکام منست
بزرگی فرجام و نام منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بامداد فردا سیاوش به پیشگاه شاه آمد و او را نیایش و ستایش کرد.
FAAt dawn, Siavash came before the King and offered prayers and blessings for the throne.
EN9362 : ردیف از کل
زمانی برآمد چو آمد به هوش
جهان دیده با ناله و با خروش
سیاوش بشبگیر شد نزد شاه
همی آفرنی خواند بر تاج وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پدر با پسر در خلوت سخن آغاز کرد و بیگانگان را دور ساخت.
FAFather and son spoke in private, sending away all outsiders.
EN9363 : ردیف از کل
نهادند شمع و برآمد به تخت
همی بود لرزان بسان درخت
پدر با پسر راز گفتن گرفت
زبیگانه مردم نهفتن گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس گفت آرزویی پنهانی از درگاه پروردگار در دل دارم،
FAKavus said: "I hold a secret desire before the Creator in my heart,"
EN9364 : ردیف از کل
بپرسید گرسیوز نامجوی
که بگشای لب زین شگفتی بگوی
بدو گفت که از کردگار جهنا
یکی آرزو دارم اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که فرزندی از تو زاده شود تا یادگار و شهریار آینده این سرزمین باشد.
FA"That a son be born of your lineage to serve as a worthy successor and future king,"
EN9365 : ردیف از کل
چنین گفت پرمایه افراسیاب
که هرگز کسی این نبیند به خواب
که ماندر زتو نام تو یادگار
زپشت تو آید یکی شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا همان گونه که من از دیدن تو شادمانم، تو نیز از دیدار فرزندت شاد شوی.
FA"So that just as I delight in seeing you, you too may rejoice in seeing your own child."
EN9366 : ردیف از کل
کجا چون شب تیره من دیده ام
ز پیر و جوان نیز نشنیده ام
چنان کز تو من گشته ام نازه روی
تو دل برکشائی بدیدار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اخترشناسان و موبدان به من نوید داده اند،
FA"The astrologers and sages have given me glad tidings,"
EN9367 : ردیف از کل
بیابان پر از مار دیدم به خواب
جهان پر ز گرد آسمان پر عقاب
چنین یافتم زاخترترا نشان
زگفت ستاره شمر موبدان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که از نسل تو پادشاهی بزرگ پدید خواهد آمد که یادگاری ماندگار در جهان باشد.
FA"That a great monarch will arise from your offspring to leave an enduring legacy in the world."
EN9368 : ردیف از کل
زمین خشک شخی که گفتی سپهر
بدو تا جهان بود ننمود چهر
که از پشت تو شهریاری بود
که اندر جهان یادگاری بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون از خاندان شاهی همسری برگزین و به بانوان دودمان کی پشین بنگر.
FA"Now choose a bride from among the noble houses, and consider the maidens of Kay Pashin's line."
EN9369 : ردیف از کل
سراپرده من زده بر کران
به گردش سپاهی ز کندآوران
کنون از بزرگان زنی بر گزین
نگه کن پس پرده کی پیشین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در خاندان کی آرش نیز دخترانی شایسته هستند، پس دست بگشای و برگزین.
FA"There are also worthy maidens in Kay Arash's house; choose freely among them."
EN9370 : ردیف از کل
یکی باد برخاستی پر ز گرد
درفش مرا سر نگونسار کرد
بخان کی آرش همان نیز هست
زهر سو بیآرای وبکشای دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش پاسخ داد که من بنده شاه هستم و سر تسلیم بر فرمان او دارم.
FASiavash replied: "I am the King's humble servant and submit entirely to your judgment."
EN9371 : ردیف از کل
برفتی ز هر سو یکی جوی خون
سراپرده و خیمه گشتی نگون
بدو گفت من شاهرا بنده ام
بفرمن ورایش سر افگنده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر که را شاه برگزیند همان شایسته است، زیرا او سرور همه ماست.
FA"Whomever the King chooses is rightful, for you are the master of us all."
EN9372 : ردیف از کل
وزان لشکر من فزون از هزار
بریده سران و تن افگنده خوار
هر آن کس که او برگزیند رواست
جهان بر بندگان پادشاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تنها نگرانم که سودابه سخن مرا بشنود و راه دیگری در پیش گیرد.
FA"I only fear that Sudabeh may learn of this and seek to oppose it."
EN9373 : ردیف از کل
سپاهی ز ایران چو باد دمان
چه نیزه به دست و چه تیر و کمان
نباید که سودابه این بشنود
دگر گونه گوید بدین نگرود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سخن سودابه را روا مدار، چرا که مرا با شبستان او پیوندی نیست.
FA"Do not let Sudabeh intervene in this, for I have no desire to associate with her quarters."
EN9374 : ردیف از کل
همه نیزهاشان سر آورده بار
وزان هر سواری سری در کنار
بسودابه زین گونه گفتار نیست
مرا در شبستان او کار نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه از سخن سیاوش خندید و از مکر نهفته سودابه بی خبر بود.
FAThe King laughed at Siavash's remarks, unaware of the hidden snare Sudabeh was weaving.
EN9375 : ردیف از کل
بر تخت من تاختندی سوار
سیه پوش و نیزه وران صد هزار
زگفت سیاوش بخندید شاه
نه آگه بد از آب در زیر کاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه گفت همسر دلخواهت را برگزین و از سودابه و دیگران بیمی به خود راه مده.
FAThe King told him to choose a wife freely and fear nothing from Sudabeh or anyone else.
EN9376 : ردیف از کل
برانگیختندی ز جای نشست
مرا تاختندی همی بسته دست
گزین تو باید بدو گفت زن
ازو هیچ مندیش وار انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا سخن سودابه از سر مهر است و او پشتیبان و نگهدار جان توست.
FAHe assured him that Sudabeh spoke out of affection and acted as his caring guardian.
EN9377 : ردیف از کل
نگه کردمی نیک هر سو بسی
ز پیوسته پیشم نبودی کسی
که گفتار او مهربانی بود
بجان تو بر پاسبانی بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش از سخنان پدر آرامش یافت و دلش از بدگمانی رهایی یافت.
FASiavash was reassured by his father's words and his mind was freed from worry.
EN9378 : ردیف از کل
مرا پیش کاووس بردی دوان
یکی بادسر نامور پهلوان
سیاوش زگفتار او شاد شد
نهانش از اندیشه آزاد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه جهان را ستایش کرد و در برابر تختش به نیایش پرداخت.
FAHe praised the King of the world and bowed low before his throne in gratitude.
EN9379 : ردیف از کل
یکی تخت بودی چو تابنده ماه
نشسته برو پور کاووس شاه
بشاه جهان بر ستایش گرفت
نوان پیش تختش نیایش گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما در دل هنوز از فریب و نیرنگ سودابه نگران و پریشان بود.
FAYet in secret, he remained uneasy and troubled by Sudabeh's deceitful schemes.
EN9380 : ردیف از کل
دو هفته نبودی ورا سال بیش
چو دیدی مرا بسته در پیش خویش
نهانی زسودابۀ چارهگر
همی بود پیچان وخسته جگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دانست که این پیشنهاد پیوند نیز نقشه سودابه است و دلش به درد آمد.
FAHe realized that the marriage proposal was also Sudabeh's plot, and his heart grew heavy.
EN9381 : ردیف از کل
دمیدی به کردار غرنده میغ
میانم بدو نیم کردی به تیغ
بدانست که آن نیز گفتار اوست
همی زو بدرّید بر تنش پوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روزگاری دیگر گذشت و گردش روزگار سپری شد.
FAAnother day passed and the revolving sky continued its course.
EN9382 : ردیف از کل
خروشیدمی من فراوان ز درد
مرا ناله و درد بیدار کرد
بدین داستان نیز یکشب گذشت
سپهر از بر خاک تیره بگشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
