***
او نگهبان حرم بود و کلید درهای شبستان را در دست داشت.
FAHe was the guardian of the harem and held the keys to all its chambers.
EN9310 : ردیف از کل
همی آفرین باد بر شهریار
همه نیکوی باد فرجام کار
که بتخانه را هیچ نگذاشتی
کلید در پرده او داشتی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه ایران به آن مرد دانا فرمان داد که چون بامداد سر زند،
FAThe King commanded wise Hirbad that when the morning sun arose,
EN9311 : ردیف از کل
به بلخ آمدم شاد و پیروز بخت
به فر جهاندار باتاج و تخت
سپهدار ایران بفرزانه گفت
که چون برکشد تیغ هو از نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هوشیارانه پیشاپیش سیاوش برو و هر چه دستور داد انجام بده.
FAHe should carefully guide Siavash and fulfill whatever he requested.
EN9312 : ردیف از کل
سه روز اندرین جنگ شد روزگار
چهارم ببخشود پروردگار
تو پیش سیاوش همی رو بهوش
مگر تا چه فرماید آنرا بکوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سودابه بگو که پیش پای او زر و گوهر و مشک و بوی خوش نثار کند،
FAHe instructed him to tell Sudabeh to scatter gold, jewels, and musk before him,
EN9313 : ردیف از کل
سپهرم به ترمذ شد و بارمان
به کردار ناوک بجست از کمان
بسودابه فرمای تا پیش اوی
نثار آرد وگوهر ومشک وبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و خواهران و کنیزان نیز بر سر او زبرجد و زعفران بیفشانند.
FAAnd told the sisters and handmaidens to shower emeralds and saffron upon him.
EN9314 : ردیف از کل
کنون تا به جیحون سپاه منست
جهان زیر فر کلاه منست
پرستندگان نیز با خواهران
زبرجد فشانند با زعفران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون خورشید از افق سر برآورد، سیاوش به درگاه شاه آمد.
FAWhen the sun rose above the mountains, Siavash appeared before the monarch.
EN9315 : ردیف از کل
به سغد است با لشکر افراسیاب
سپاه و سپهبد بدان روی آب
چو خورشید بر زد سر از کوهسار
سیاوش بیآمد بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بر شهریار درود فرستاد، تعظیم کرد و شاه با او پنهانی سخن گفت.
FAHe praised the King, bowed low, and the sovereign spoke with him in confidence.
EN9316 : ردیف از کل
گر ایدونک فرمان دهد شهریار
سپه بگذرانم کنم کارزار
برو آفرین کرد وبردش نماز
سخن گفت باوی سپهبد براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون کار به پایان رسید، شاه هیربد را خواند و دستورهای لازم را بازگفت.
FAWhen the King finished, he summoned Hirbad and gave him the necessary instructions.
EN9317 : ردیف از کل
چو نامه بر شاه ایران رسید
سر تاج و تختش به کیوان رسید
چو پردخته شد هیربد را بخواند
سخنهای بایسته چندی براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سیاوش فرمود همراه او برو و دلت را با دیداری تازه شاداب کن.
FAHe told Siavash to accompany him and gladden his heart with a pleasant visit.
EN9318 : ردیف از کل
به یزدان پناهید و زو جست بخت
بدان تا ببار آید آن نو درخت
سیاوخش را گفت با او برو
بیآرای دلرا بدیدار نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر دو با هم رفتند، در حالی که روانشان شاد و دلشان از اندوه رها بود.
FABoth departed together, their spirits cheerful and their hearts free of gloom.
EN9319 : ردیف از کل
به شادی یکی نامه پاسخ نوشت
چو تازه بهاری در اردیبهشت
برفتند یکجای هر دو بهم
روان شادمان وتهی دل زغم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون هیربد پرده درگاه را کنار زد، سیاوش در دل نگران گزند و نیرنگ بود.
FAWhen Hirbad drew back the curtain, Siavash remained cautious of deceit.
EN9320 : ردیف از کل
که از آفریننده هور و ماه
جهاندار و بخشنده تاج و گاه
چو برادشت پرده زدر هیربد
سیاوش هی بود ترسان زبد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اهل شبستان همگی شادمان و خندان به پیشواز او شتافتند.
FAAll the residents of the harem came forward in joyous welcome and celebration.
EN9321 : ردیف از کل
ترا جاودان شادمان باد دل
ز درد و بلا گشته آزاد دل
شبستان همه پیش باز آمدند
پر از شادی وبزم ساز آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سرتاسر سرای از گوشه تا گوشه پر از مشک، سکه و زعفران بود.
FAThe entire chamber was adorned from corner to corner with musk, gold coins, and saffron.
EN9322 : ردیف از کل
همیشه به پیروزی و فرهی
کلاه بزرگی و تاج مهی
همه خانه بود از کران تا کران
پر از مشک ودینار وپر زعفران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیش پایش سیم و زر می ریختند و عقیق و زبرجد نثار می کردند.
FAThey scattered gold and silver at his feet, along with carnelians and emeralds.
EN9323 : ردیف از کل
سپه بردی و جنگ را خواستی
که بخت و هنر داری و راستی
درم زیر پایش همی ریختند
عقیق وزبرجد برآمیختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زمین را با حریر چین پوشانده بودند و سراسر آن پر از گوهر و مروارید ناب بود.
FAThe floor was covered with Chinese brocade and strewn with lustrous pearls.
EN9324 : ردیف از کل
همی از لبت شیر بوید هنوز
که زد بر کمان تو از جنگ توز
زمین بود در زیر دیبای چین
پر از درّ خوشاب روی زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزم می و نوای چنگ و رامشگران برپا بود و همگی تاج های گوهرنشان داشتند.
FAHarps played, songs resounded, and all the ladies wore jewel-encrusted crowns.
EN9325 : ردیف از کل
همیشه هنرمند بادا تنت
رسیده به کام دل روشنت
می ورود وآواز رامشگران
همه بر سران افسر از گوهران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شبستان چون بهشتی پر از زیبارویان و زر و زیور آراسته شده بود.
FAThe harem looked like a paradise, filled with fair maidens and lavish treasures.
EN9326 : ردیف از کل
ازان پس که پیروز گشتی به جنگ
به کار اندرون کرد باید درنگ
شبستان بهشتی بد آراسته
پر از خوبرویان وپر خواسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش چون به ایوان نزدیک شد، تختی زرین و درخشان را دید،
FAAs Siavash neared the pavilion, he beheld a gleaming golden throne,
EN9327 : ردیف از کل
نباید پراگنده کردن سپاه
بپیمای روز و برآرای گاه
سیاوش چو نزدیک ایوان رسید
یکی تخت زرّین رخشنده دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که با فیروزه نگاشته شده و با دیبای شاهوار آراسته بود.
FAInlaid with turquoise designs and adorned with royal yellow brocade.
EN9328 : ردیف از کل
که آن ترک بدپیشه و ریمنست
که هم بدنژادست و هم بدتنست
بروبر زپیروزه کرده نگار
بدیبا بیآراسته شاهوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بر آن تخت سودابه ماهرو نشسته بود که چون بهشتی پر از بوی خوش و زیبایی بود.
FAUpon that throne sat the radiant Sudabeh, looking like a blooming paradise of fragrance and beauty.
EN9329 : ردیف از کل
همان با کلاهست و با دستگاه
همی سر برآرد ز تابنده ماه
برآن تخت سودابۀ ماهروی
بسان بهشتی پر از رنگ وبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او چون ستاره سهیل می درخشید و گیسوانش شکن درشکن بود.
FAShe shone like the star Canopus, her dark tresses cascading in delicate curls.
EN9330 : ردیف از کل
مکن هیچ بر جنگ جستن شتاب
به جنگ تو آید خود افراسیاب
نشسته چو تابان سهیل یمن
سر زلف وجعدش شکن بر شکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تاجی بلند بر سر نهاده و گیسوان کمندگونه اش تا پای فروریخته بود.
FAShe wore a towering crown, her dark braids reaching down to her feet.
EN9331 : ردیف از کل
گر ایدونک زین روی جیحون کشد
همی دامن خویش در خون کشد
یکی تاج بر سر نهاده بلند
فروهشته تا پای مشکین کمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیزی کفش زرین به دست، با فروتنی در برابرش ایستاده بود.
FAA handmaiden holding golden slippers stood respectfully at her feet with lowered head.
EN9332 : ردیف از کل
نهاد از بر نامه بر مهر خویش
همانگه فرستاده را خواند پیش
پرستار نعلین زرّین بدست
بپای ایستاده سر افگند پست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش چون پیش آمد، سودابه شتابان از تخت پایین آمد.
FAAs Siavash stepped forward, Sudabeh swiftly descended from the throne.
EN9333 : ردیف از کل
بدو داد و فرمود تا گشت باز
همی تاخت اندر نشیب و فراز
سیاوش چو از پیش پرده برفت
فرود آمد از تخت سودابه تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خرامان پیش آمد، تعظیم کرد و او را دیرزمانی در آغوش کشید.
FAShe stepped forward gracefully, bowed, and held him in a long embrace.
EN9334 : ردیف از کل
فرستاده نزد سیاوش رسید
چو آن نامه شاه ایران بدید
بیآمد خرامان وبردش نماز
ببر در گرفتش زمانی دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چشم و چهره اش را بوسید و از دیدار این شاهزاده سیر نمی شد.
FAShe kissed his eyes and cheeks, unable to satisfy her longing for the young prince.
EN9335 : ردیف از کل
زمین را ببوسید و دل شاد کرد
ز هر غم دل پاک آزاد کرد
همی چشم ورویش ببوسید دیر
نیآمد زدیدار نو شاه سیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
می گفت صد بار در شب و روز خداوند را ستایش و سپاس می گویم،
FAShe said: "A hundred times night and day I offer thanks and praise to God,"
EN9336 : ردیف از کل
ازان نامه شاه چون گشت شاد
بخندید و نامه بسر بر نهاد
همی گفت صد ره زیزدان سپاس
نیایش کنم روز ودر شب سه پاس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که هیچ پادشاهی فرزندی به برازندگی و زیبایی تو ندارد.
FA"For no sovereign possesses a son so handsome and magnificent as you."
EN9337 : ردیف از کل
نگه داشت بیدار فرمان اوی
نپیچید دل را ز پیمان اوی
که کسرا بسان تو فرزند نیست
همان شاه را نیز پیوند نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش دریافت که این مهر و دلدادگی پاک و خداپسند نیست.
FASiavash recognized that her affection was neither pure nor pleasing to God.
EN9338 : ردیف از کل
وزان سو چو گرسیوز شوخ مرد
بیامد بر شاه ترکان چو گرد
سیاوش بدانست کآن مهر چیست
چنان دوستی نه از ره ایزدیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شتابان نزد خواهرانش رفت تا از آن جایگاه نامناسب دور شود.
FAHe quickly moved toward his sisters to distance himself from that perilous situation.
EN9339 : ردیف از کل
بگفت آن سخنهای ناپاک و تلخ
که آمد سپهبد سیاوش به بلخ
بنزدیک خواهر خرامید زود
که آنجایگه کار ناساز بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خواهران بر او درود فرستادند و او را بر کرسی زرین نشاندند.
FAHis sisters greeted him with blessings and seated him upon a golden chair.
EN9340 : ردیف از کل
سپه کش چو رستم سپاهی گران
بسی نامداران و جنگ آوران
برو خواهر آفرین خواندند
بکرسی زرّینش بنشاندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس از آنکه زمانی نزد خواهران نشست، برخاست و آهنگ بازگشت کرد.
FAHaving spent time with his sisters, he rose and prepared to take his leave.
EN9341 : ردیف از کل
ز هر یک ز ما بود پنجاه بیش
سرافراز با گرزه گاومیش
چو با خواهران بد زمان دراز
خرامید وآمد بر تخت باز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سراسر شبستان از ستایش ادب، خرد و فرهنگ والای سیاوش پر شد.
FAThe harem was filled with praise for Siavash's grace, wisdom, and noble manners.
EN9342 : ردیف از کل
پیاده به کردار آتش بدند
سپردار با تیر و ترکش بدند
شبستان همه پر شد از گفتگوی
که اینت سر وتاج فرهنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
می گفتند گویی فرشته است و از روانش نور دانایی و خرد می بارد.
FAThey remarked that he seemed angelic, with wisdom flowing from his very soul.
EN9343 : ردیف از کل
نپرد به کردار ایشان عقاب
یکی را سر اندر نیاید بخواب
تو گوئی بمردم نماند همی
روانش خرد بر فشاند همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش نزد پدر بازگشت و گفت به حرمسرا رفتم و خواهرانم را دیدم.
FASiavash returned to his father and said he had visited the harem and his sisters.
EN9344 : ردیف از کل
سه روز و سه شب بود هم زین نشان
غمی شد سر و اسپ گردنکشان
سیاوش به پیش پدر شد بگفت
که رفتم بپرده سرای نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه نیکی های جهان بهره توست و باید تنها شکرگزار پروردگار باشی.
FAHe told the King that all worldly blessings were his and that he should give thanks to God alone.
EN9345 : ردیف از کل
ازیشان کسی را که خواب آمدی
ز جنگش بدانگه شتاب آمدی
همه نیکوئی در جهان بهر تست
زیزدان بهانه نبایدت جست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شکوه و سپاه و گنج تو از شاهان پیشین چون جمشید، هوشنگ و فریدون نیز فراتر است.
FAHe added that Kavus's armies, wealth, and majesty exceeded even those of Jamshid and Fereydun.
EN9346 : ردیف از کل
بخفتی و آسوده برخاستی
به نوی یکی جنگ آراستی
زخم وفریدون وهوشنگ شاه
فزونی بشمشیر وگنج وسپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس از سخنان سیاوش شادمان شد و ایوان کاخ را چون بوستان آراست.
FAThe King was overjoyed by Siavash's words and decorated his palace like a spring garden.
EN9347 : ردیف از کل
برآشفت چون آتش افراسیاب
که چندش چه گویی ز آرام و خواب
زگفتار او شاد شد شهریار
بیآراست ایوان چو باغ بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزم شراب و نوای چنگ و نای برپا کردند و دل از دغدغه های روزگار رهانیدند.
FAThey prepared wine, lutes, and pipes, casting aside all worries of the world.
EN9348 : ردیف از کل
به گرسیوز اندر چنان بنگرید
که گفتی میانش بخواهد برید
می وبربط ونای برساختند
دل از بودنیها بپرداختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شب فرارسید و هوا تاریک شد، شهریار به شبستان رفت.
FAWhen night fell and darkness covered the earth, the King retired to the harem.
EN9349 : ردیف از کل
یکی بانگ برزد براندش ز پیش
کجا خواست راندن برو خشم خویش
چو شب گشت پیدا وروز گشت تار
شد اندرشبستان کی نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه از سودابه با کنجکاوی پرسید که باید حقیقت را برایم آشکار کنی،
FAThe King inquired of Sudabeh, asking her not to conceal the truth from him,
EN9350 : ردیف از کل
بفرمود کز نامداران هزار
بخوانید وز بزم سازید کار
پژوهنده سودابه را شاه گفت
که این رازت از من نباید نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از خرد، دانش، چهره و قد و قامت سیاوش برایم سخن بگو،
FAWanting to hear about Siavash's wisdom, bearing, stature, and speech,
EN9351 : ردیف از کل
سراسر همه دشت پرچین نهید
به سغد اندر آرایش چین نهید
زفرهنگ ورای سیاوس بگوی
زبالا ودیدا وگفتار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آیا او را پسندیدی و آیا خردمند هست، چرا که شنیدن هرگز مانند دیدن نیست.
FAAnd asking if she found him pleasing, for hearing of someone is never like seeing them.
EN9352 : ردیف از کل
بدین سان به شادی گذر کرد روز
چو از چشم شد دور گیتی فروز
پسند تو آمد خردمند هست
از آوازۀ دو دیدن بهست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سودابه پاسخ داد که خورشید و ماه هرگز همتایی برای فرزندت بر تخت ندیده اند.
FASudabeh replied that the sun and moon had never seen his equal upon a throne.
EN9353 : ردیف از کل
به خواب و به آرامش آمد شتاب
بغلتید بر جامه افراسیاب
بدو گفت سودابه همتای شاه
ندیدند بر گاه خورشید وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در جهان کسی مانند او نیست و نیازی نیست که این حقیقت را پنهان کنم.
FAShe said there was none like his son in the world and no reason to hide this truth.
EN9354 : ردیف از کل
چو یک پاس بگذشت از تیره شب
چنان چون کسی راز گوید به تب
چو فرزند تو کیست اندر جهان
چرا گفت باید سخن در نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه گفت امیدوارم چون به مردی رسد از چشم بد در امان بماند.
FAThe King expressed hope that the prince would remain safe from the evil eye as he matured.
EN9355 : ردیف از کل
خروشی برآمد ز افراسیاب
بلرزید بر جای آرام و خواب
بدو گفت شاه از بمردی رسد
نباید که بیند ورا چشم بد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سودابه گفت اگر سخن مرا بپذیری و با من همداستان شوی،
FASudabeh said: "If you accept my counsel and agree with my proposal,"
EN9356 : ردیف از کل
پرستندگان تیز برخاستند
خروشیدن و غلغل آراستند
بدو گفت سودابه گر گفت من
پذیری ورایت شود جفت من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بهتر است همسری از تبار خودت برای او برگزینی نه از بیگانگان،
FA"You should choose a bride for him from your own royal lineage rather than from strangers,"
EN9357 : ردیف از کل
چو آمد به گرسیوز آن آگهی
که شد تیره دیهیم شاهنشهی
که از تخم خویشش یکی زن دهی
نه از نامداران برزن دهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا فرزندی چون سیاوش میان بزرگان جهان از او پدید آید.
FA"So that a child as noble as Siavash may be born into the world."
EN9358 : ردیف از کل
به تیزی بیامد به نزدیک شاه
ورا دید بر خاک خفته به راه
که فرزند باشد ورا در جهان
بسان سیاوش میان مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من دخترانی از نژاد پاک تو دارم که شایسته همسری او هستند.
FA"I have daughters of your own royal blood who are worthy to be his bride."
EN9359 : ردیف از کل
به بر در گرفتش بپرسید زوی
که این داستان با برادر بگوی
مرا دخترانند مانند تو
زتخم تو وپاک پیوند تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
