***
مبادا از این گلستان بیرون روید، مگر آنکه با دامنی از گل، پاداشی از گوهر با خود ببرید.
FADo not depart this flower garden until you carry away armfuls of gems alongside your flowers.
EN3171 : ردیف از کل
که از گلستان یک زمان مگذرید
مگر با گل از باغ گوهر برید
که از گلستان یکزمان مگذرید
مگر با گل از باغ گوهر برید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به کاخ بازنگردید تا من پیامی پوشیده و نهان برایتان بفرستم.
FADo not return yet to your palace, wait until I send you a secret message.
EN3172 : ردیف از کل
نباید شدن شان سوی کاخ باز
بدان تا پیامی فرستم براز
نباید شدن تان سوی کاخ باز
بدآن تا پیامی فرستم براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنگاه زر و درم فراوان و پنج جامه گرانبهای دیبای هفترنگ از گنجینه خواست.
FAHe called for gold, silver coins, and five robes of seven-colored precious silk from his treasury.
EN3173 : ردیف از کل
درم خواست و دینار و گوهر ز گنج
گرانمایه دیبای زربفت پنج
درم خواست با زر و گوهر زگنج
گرانمایه دیبای هفت رنگ پنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرمان داد که این پیشکشها را پنهانی و بدون آگاهی دیگران به کنیزان برسانند.
FAHe ordered these treasures carried secretly to the handmaidens without letting anyone know.
EN3174 : ردیف از کل
بفرمود کاین نزد ایشان برید
کسی را مگوئید و پنهان برید
بفرمود که این نزد ایشان برید
کسیرا مگوئید و پنهان برید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرستادگان با گنج و دینار و سخنان گرم نزد آن پنج زیبارو شتافتند.
FAThe messengers hurried to the five fair maidens bearing warm greetings and heaps of gold.
EN3175 : ردیف از کل
برفتند زی ماه رخسار پنج
ابا گرم گفتار و دینار و گنج
برفتند زی ماه رخساره پنج
ابا گرم گفتار و دینار و گنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زر و گوهرهای گرانبها را به نام جهانپهلوان، زال زر، به کنیزان سپردند.
FAThey presented the gold and jewels to the maidens in the name of the great champion Zal Zar.
EN3176 : ردیف از کل
بدیشان سپردند زر و گهر
پیام جهان پهلوان زال زر
بدیشان سپردند زرّ و وگهر
بنام جهان پهلوان زال زر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیز به آن جوان خورشیدچهره گفت هیچ رازی در جهان برای همیشه پنهان نمیماند.
FAThe handmaiden told the radiant youth that no secret ever remains concealed forever.
EN3177 : ردیف از کل
پرستنده با ماه دیدار گفت
که هرگز نماند سخن در نهفت
پرستنده با ماه دیدار گفت
که هرگز نماند سخن در نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مگر رازی که تنها میان دو تن باشد، زیرا میان سه تن پوشیده نمیماند و میان چهار تن آشکار همگان است.
FASave that kept between two; for three cannot guard it, and among four it belongs to all.
EN3178 : ردیف از کل
مگر آنکه باشد میان دو تن
سه تن نانهانست و چار انجمن
مگر آن که باشد میان دو تن
سه تن با نهانست و چار انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ای جوان دانا و پاکنهاد، اگر سخنی پنهان در دل داری با من در میان بگذار.
FAO wise and pure-hearted youth, speak plainly if you hold a secret to share with me.
EN3179 : ردیف از کل
بگوی ای خردمند پاکیزه رای
سخن گر به رازست با ما سرای
بگوی ای خردمند پاکیزه رای
سخن گر برازست با من سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیزکان با یکدیگر گفتند سرانجام آن شیر دلاور در دام عشق گرفتار آمد.
FAThe handmaidens whispered to each other that the mighty lion had at last fallen into love's snare.
EN3180 : ردیف از کل
پرستنده گفتند یک با دگر
که آمد به دام اندرون شیر نر
پرستنده گفتند با یکدگر
که آمد بدام اندرون شیر نر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون آرزوی رودابه و خواسته دل زال برآورده شد و این بخت و پیوندی فرخنده است.
FANow the desire of both Roodabeh and Zal has been fulfilled in this blessed destiny.
EN3181 : ردیف از کل
کنون کار رودابه و کام زال
به جای آمد و این بود نیک فال
کنون کام رودابه و کام زال
بجای آمد این بود فرخنده باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دژبان و گنجور شاه که رازدار آن کاروان و دستور ویژه بود نزدیک آمد.
FAThe royal treasurer and trusted counsellor of the prince stepped forward.
EN3182 : ردیف از کل
بیامد سیه چشم گنجور شاه
که بود اندر آن کار دستور شاه
بیآمد سپه چشم گنجور شاه
که بد اندر آن کار دستور شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر سخنی را که از آن ماهرویان دلنشین شنیده بود، مو به مو برای سپهبد بازگو کرد.
FAHe recounted at length to the general every sweet word he had gathered from the fair maidens.
EN3183 : ردیف از کل
سخن هر چه بشنید از آن دلنواز
همی گفت پیش سپهبد به راز
سخن هر چه بشنید از آن دلنواز
همی گفت پیش سپهبد دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد زال خود به سوی گلستان و نزد کنیزان کابلستان خرامید.
FACommander Zal himself strode toward the garden, approaching the maidens of Kabul.
EN3184 : ردیف از کل
سپهبد خرامید تا گلستان
بر امید خورشید کابلستان
سپهبد خرامید تا گلستان
بنزد کنیزان کابلستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن بتان طناز و پریچهرگان با ادب پیش آمدند و در برابرش سر تعظیم فرود آوردند.
FAThose lovely, enchanting maidens stepped forward and bowed low in homage before him.
EN3185 : ردیف از کل
پری روی گلرخ بتان طراز
برفتند و بردند پیشش نماز
پری روی گلرخ بتان طراز
برفتند و بردند پیشش نماز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد از آنان درباره قامت و چهره آن سرو بلندبالا پرسوجو کرد.
FAThe champion questioned them closely about the stature and appearance of that cypress-like beauty.
EN3186 : ردیف از کل
سپهبد بپرسید ازیشان سخن
ز بالا و دیدار آن سرو بن
سپهبد بپرسید از ایشان سخن
زبالا و دیدار آن سرو بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از سخنگویی، رخسار، بینش و خرد او پرسید تا بداند چه برازنده اوست.
FAAsking of her speech, beauty, wisdom, and intellect, to see how well she might match him.
EN3187 : ردیف از کل
ز گفتار و دیدار و رای و خرد
بدان تا به خوی وی اندر خورد
زگفتار و دیدار و رای و خرد
بدآن تا که با او چه اندر خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت هر چه هست راست و درست به من بگویید و مبادا سخنی نادرست بر زبان آورید.
FAHe urged them to speak the exact truth and never weave deceit into their words.
EN3188 : ردیف از کل
بگویید با من یکایک سخن
به کژی نگر نفگنید ایچ بن
بگوئید با من یکایک سخن
بکژّی نگر نفگنید ایچ بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر با راستی و درستی سخن گویید، نزد من آبرو و احترامی فراوان خواهید داشت.
FAIf your words prove true, you shall hold high honor and esteem before me.
EN3189 : ردیف از کل
اگر راستی تان بود گفت وگوی
به نزدیک من تان بود آبروی
اگر راستی تان بود گفت و گوی
بنزدیک من تان بود آبروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما اگر گمان نادرستی و ناراستی برم، شما را زیر پای پیلان خواهم افکند.
FAYet if I detect the slightest deceit, I will cast you beneath the trampling feet of elephants.
EN3190 : ردیف از کل
وگر هیچ کژی گمانی برم
به زیر پی پیلتان بسپرم
وگر هیچ کژّی گمانی برم
بزیر پی پیل تان بسپرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رنگ رخسار کنیزان از بیم زرد شد و در برابر پهلوان بر خاک بوسه زدند.
FAPale with awe, the maidens kissed the earth reverently before the mighty commander.
EN3191 : ردیف از کل
رخ لاله رخ گشت چون سندروس
به پیش سپهبد زمین داد بوس
رخ بندگان گشن چون سندروس
بپیش سپهبد زمین داد بوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در میان آنان دختری جوانتر و زیرکتر بود که با دلیری زبان به پاسخ زال گشود.
FAAmong them was a younger maiden who spoke boldly and eloquently to Zal.
EN3192 : ردیف از کل
از ایشان یکی بود کهتر بسال
که او بد سخن گوی پر دل بزال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت در سراسر جهان مادری فرزندی چون تو در میان بزرگان نزاده است.
FAShe said no mother on earth has ever brought forth among nobles a champion like you,
EN3193 : ردیف از کل
چنین گفت کز مادر اندر جهان
نزاید کس اندر میان مهان
چنین گفت کز مادر اندر جهان
نزاید کسی در میان مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که در شکوه و بالابلندی چون سام باشد و دلی پاک و دانشی سرشار داشته باشد.
FAEqual to Sam in majesty and stature, pure of heart, wise, and noble of thought.
EN3194 : ردیف از کل
به دیدار سام و به بالای او
به پاکی دل و دانش و رای او
بدیدار سام و ببالای اوی
بپاکی دل و دانش و رای اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچ سوار دلاوری مانند تو با این قامت بلند و بازوان نیرومند شیرافکن در گیتی نیست.
FANor exists a gallant horseman endowed with your towering height and lion-vanquishing strength.
EN3195 : ردیف از کل
دگر چون تو ای پهلوان دلیر
بدین برز بالا و بازوی شیر
و گر کس چو تو ای سوار دلیر
بدین برز بالا و بازوی شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی از رخسارت آب زندگانی میچکد و بوی خوش عبیر از وجودت پراکنده میشود.
FARadiance flows from your countenance, and your presence breathes the scent of sweet ambergris.
EN3196 : ردیف از کل
همی می چکد گویی از روی تو
عبیرست گویی مگر بوی تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیگر آنکه رودابه بانوی ما، چون سروی سیمیناندام، سرشار از رنگ و بوی دلانگیز است.
FAMoreover, our lady Roodabeh is like a silver cypress, radiant with beauty and sweet grace.
EN3197 : ردیف از کل
سه دیگر چو رودابه ماه روی
یکی سرو سیمست با رنگ و بوی
سه دیگر چو رودابة خوب روی
یکی سرو سیمین با رنگ و بوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از سر تا پایش چون گل و سمن شکوفا است و بر آن بالای چون سرو، ستاره درخشان میتابد.
FAFrom head to foot she blooms like jasmine and roses, crowned like Canopus shining upon a cypress.
EN3198 : ردیف از کل
ز سر تا به پایش گلست وسمن
به سرو سهی بر سهیل یمن
زسر تا بپایش گلست و سمن
بسرو سهی بر سهیل یمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی از رخسار نازنینش گلاب میریزد و موهای پریشانش عطرآگین چون عنبر است.
FALuster and charm seem to drip from her cheeks, and her flowing hair carries the scent of pure amber.
EN3199 : ردیف از کل
همی می چکید گوئی از روی او
عبرست گوئی همه موی او
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آن بالابلندی سیمین، گیسوانی چون کمند سیاه تا روی زمین فرو ریخته است.
FAFrom her silver height, long tresses fall like an entwined lasso all the way to the earth.
EN3200 : ردیف از کل
از آن گنبد سیم سر بر زمین
فرو هشته بر گل کمند از کمین
از آن گنبد سیم سر بر زمین
فروهشته بر گل کمند کمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گیسوانش با مشک و عنبر به هم بافته شده و تن سپیدش چون یاقوت و گوهر میدرخشد.
FABraided with musk and sweet perfume, her fair body gleams like bright rubies and pearls.
EN3201 : ردیف از کل
به مشک و به عنبر سرش بافته
به یاقوت و زمرد تنش تافته
بمشک و بعنبر سرش بافته
بیاقوت و گوهر تنش تافته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زلف و طرههای تابدارش چون زرهای مشکین، گره در گره بر شانه فرو ریخته است.
FAHer dark curly ringlets resemble fine chainmail, woven intricately ring upon ring.
EN3202 : ردیف از کل
سر زلف و جعدش چو مشکین زره
فگندست گویی گره بر گره
سر زلف و جعدش چو مشکین زره
فگندست گوئی کره بر کره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ده انگشت زیبایش مانند قلمهای نقرهای است که بر سرانگشتانش با غالیه نقش بسته است.
FAHer ten fingers resemble silver pens tipped with marks of fragrant civet.
EN3203 : ردیف از کل
ده انگشت برسان سیمین قلم
برو کرده از غالیه صدرقم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نگارگری چون او در نگارستان چین پیدا نمیشود و ماه و پروین بر زیبایی او درود میفرستند.
FANo painter in China could craft such beauty; the moon and Pleiades themselves sing her praise.
EN3204 : ردیف از کل
بت آرای چون او نبیند بچین
برو ماه و پروین کنند آفرین
بت آرای چون او نبینی بچین
برو ماه ویروین کنند آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد با مهربانی و نرمی بسیار با کنیزان به سخن درآمد.
FAThe commander addressed the handmaidens with warmth, speaking gentle and sweet words.
EN3205 : ردیف از کل
سپهبد پرستنده را گفت گرم
سخنهای شیرین به آوای نرم
سپهبد پرستنده را گفت گرم
سخنهای شیرین به آواز نرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت اکنون چاره چیست و چگونه میتوانم راهی برای دیدار با آن ماهرو بیابم؟
FAHe asked, what is our best course now, and how may I find a path to behold her face?
EN3206 : ردیف از کل
که اکنون چه چارست با من بگوی
یکی راه جستن به نزدیک اوی
که اکنون چه چارست با من بگوی
یکی راه جستن بنزدیک اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا دل و جان من سرشار از مهر او شده و تمام آرزویم دیدن چهره دلارای اوست.
FAFor my heart and soul are brimming with love for her, and my sole wish is to gaze upon her.
EN3207 : ردیف از کل
که ما را دل و جان پر از مهر اوست
همه آرزو دیدن چهر اوست
که ما را دل و جان پر از مهر اوست
همه آرزو دیدن چهر اوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیزک گفت اگر فرمان دهی، همین اکنون به سوی کاخ آن سرو خرامان میشتابیم.
FAThe maiden answered that if he commanded, they would speed back to the palace of that graceful lady.
EN3208 : ردیف از کل
پرستنده گفتا چو فرمان دهی
گذاریم تا کاخ سرو سهی
پرستنده گفتا چو فرمان دهی
بتازیم تا کاخ سرو سهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از خرد نیکو، سیمای مردانه، سخنان دلنشین و روان پاک این جهانپهلوان بازگو خواهیم کرد.
FAWe will recount the valiant mind, noble grace, sweet speech, and pure spirit of the world champion.
EN3209 : ردیف از کل
ز فرخنده رای جهان پهلوان
ز گفتار و دیدار روشن روان
زفرخنده رای جهان پهلوان
زدیدار و گفتار و روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلش را نرم میکنیم و سخنانی میگوییم که هیچ کژی و دروغی در آن نباشد.
FAWe shall enchant her with praise, weaving only truth without deceit or flaw.
EN3210 : ردیف از کل
فریبیم و گوییم هر گونه ای
میان اندرون نیست واژونه ای
فریبیم و گوئیم هرگونه چیز
میان اندرون نیست واژونه نیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن زیباروی خوشبو را به مهر تو مایل میسازیم و لبان او را به بوسه پور سام میرسانیم.
FAWe will win over that sweet-scented beauty, bringing her lips to meet the kiss of Sam's son.
EN3211 : ردیف از کل
سرمشک بویش به دام آوریم
لبش زی لب پور سام آوریم
سر مشک بویش بدام آوریم
لبش زیر لب پور سام آوریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاید نیاز باشد پهلوان با کمندی محکم به نزدیکی آن کاخ بلندبالا بیاید.
FAPerchance the paladin will need to approach that soaring tower bearing a sturdy lasso,
EN3212 : ردیف از کل
خرامد مگر پهلوان با کمند
به نزدیک دیوار کاخ بلند
خواهد مگر پهلوان با کمند
بنزدیک ایوان و کاخ بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمند را بر کنگره کاخ بیفکند تا شیر دلاور از شکار آن آهوی زیبا شادمان گردد.
FAFastening the loop to the palace battlements, so that the lion may claim his gentle fawn.
EN3213 : ردیف از کل
کند حلقه در گردن کنگره
شود شیر شاد از شکار بره
کند حلقه در گردن کنگره
شود شیر شاد از شکار بره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن زمان ببین که این دیدار چقدر برایت شیرین و دلانگیز خواهد بود و بر شادیت میافزاید.
FAThen see how sweet the joy will be for you, bringing delight and peace to your spirit.
EN3214 : ردیف از کل
ببین آنگهی تا خوش آید تر
بدین گفته رامش فزاید ترا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیزکان به سوی کاخ روانه شدند و زال شبی دراز را به امید دیدار مانند یک سال به سر برد.
FAThe beauties departed, leaving Zal to endure a restless night that felt as long as a year.
EN3215 : ردیف از کل
برفتند خوبان و برگشت زال
دلش گشت با کام و شادی همال
برفتند خوبان و برگشت زال
شبی دیربازان ببالای سال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
