***
پیام داد که پادشاهان سه کشور همگی با هم به جنگ من آمدهاند.
FAInforming him that the rulers of three nations had united to attack him.
EN7148 : ردیف از کل
که شاه سه کشور برآراستند
بر این گونه از جای برخاستند
که شاه سه کشور همه جنگ جوی
بیک ره سوی من نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر من به میدان پای بگذارم، دلاورانشان سر از پا نخواهند شناخت.
FAYet once I enter the fray, their champions will lose all sense and direction.
EN7149 : ردیف از کل
اگر جنگ را من بجنبم ز جای
ندانند سر را بدین کین ز پای
اگر چنگ را من بجنبم زجای
دلیران ندانند سر را زپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما نگرانم از این کینهتوزی به تو گزندی برسانند، زیرا از بدکاران هر بدی برمیآید.
FAMy only fear is that they might harm you in malice, for wicked men do evil deeds.
EN7150 : ردیف از کل
نباید کزین کین به تو بد رسد
که کار بد از مردم بد رسد
نباید کزین کین بتو بد زسد
که کار بد از مردم بد سزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر به جان شاه گزندی برسد، پادشاهی بربرستان هم برایم ارزشی ندارد.
FAConquering Barbaristan means nothing to me if any harm befalls my king.
EN7151 : ردیف از کل
مرا تخت بربر نیاید به کار
اگر بد رسد بر تن شهریار
مرا تخت بربر نیآید بکار
اگر بد رسد بر تن شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس پاسخ داد از این بابت نگران مباش، زیرا جهان تنها برای من آفریده نشده است.
FAKavus replied that he should not worry, for the world does not revolve around him.
EN7152 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که مندیش ازین
نه گسترده از بهر من شد زمین
بدین داد پاسخ که مندیش ازین
نه گسترده از بهر من شد زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گردش روزگار همواره چنین بوده که نوش و نیش، و مهر و کینه در کنار همند.
FASuch has ever been the turning sky: poison comes with honey, and affection with malice.
EN7153 : ردیف از کل
چنین بود تا بود گردان سپهر
که با نوش زهرست با جنگ مهر
چنین بود تا بود گردان سپهر
که با نوش زهرست وبا کینه مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیگر آنکه خداوند یاور من است و پناه و مهر او سنگر جان من است.
FAMoreover, the Almighty is my guardian, and His mercy is my shield.
EN7154 : ردیف از کل
و دیگر که دارنده یار منست
بزرگی و مهرش حصار منست
و دیگر که دارنده یار منست
پناهست ومهرش حصار منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو عنان رخش تیزرو را رها کن و نوک نیزهات را به سوی دشمن نشانه بگیر.
FAGive free rein to swift Rakhsh and aim the sharp tip of your spear at the foe.
EN7155 : ردیف از کل
تو رخش درخشنده را ده عنان
بیارای گوشش به نوک سنان
تو مر رخش پوینده را ده عنان
بیآرای گوشش بنوک سنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و نگذار حتی یک تن از آنان در پیدا یا پنهان زنده بر جا بماند.
FALeave not a single one of them alive on earth, neither seen nor hidden.
EN7156 : ردیف از کل
ازیشان یکی زنده اندر جهان
ممان آشکارا نه اندر نهان
وز ایشان یکی زنده اندر جهان
ممان آشکارا نه امدر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم چون سخنان کاووس را شنید، دلیرانه روی به سوی نبرد نهاد.
FAHearing the king's resolute words, Tahamtan prepared and marched toward battle.
EN7157 : ردیف از کل
تهمتن چو بشنید گفتار اوی
بسیچید و زی جنگ بنهاد روی
تهمتن چو بشنید گفتار اوی
بسچید وزی جنگ بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رخش تکاور را به تاخت درآورد و به جستوجوی هماوردان جنگطلب پرداخت.
FASpurring swift Rakhsh forward, he sought out the opposing warriors.
EN7158 : ردیف از کل
پیام تهمتن همه باز راند
چو بشنید کاووس خیره بماند
برانگیخت آن رخش پوینده را
همی جست آن جنگ جوینده را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در برابر سپاه دشمن ایستاد و با چشمان تیزبین به آنان نگریست.
FAHe positioned himself directly opposite the enemy and surveyed their lines.
EN7159 : ردیف از کل
فرستاده بشنید و آمد دوان
به نزدیک کاووس کی شد نهان
برآمد برابر بجنگ ایستاد
بر آن دشمنان چشم را بر کشاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هماوردی دلیر از میان پهلوانان بسیار یا اندک آنان طلبید.
FAHe challenged any brave champion among their vast or meager ranks to step forward.
EN7160 : ردیف از کل
طلب کرد گرد دلاور یکی
زبسیار گردان وگر اندکی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچکس جرئت هماوردی با او را نیافت و رستم در میدان منتظر ماند.
FANo one dared to face him, leaving the champion waiting unchallenged on the field.
EN7161 : ردیف از کل
نیارستش آمد کسی پیش جنگ
دلاور همی کرد بر جا درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا آنکه خورشید غروب کرد و شب تاریک به شتاب فرا رسید.
FAUntil the radiant sun sank away and gloomy night descended swiftly.
EN7162 : ردیف از کل
که تا رفت خورشید رخشان در آب
در آمد شب تیرگون در شتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم سرافراز به اردوگاه خود بازگشت.
FAThe proud hero Rustam rode back to his own camp.
EN7163 : ردیف از کل
فرستاده پاسخ بیاورد زود
بر رستم زال زر شد چو دود
یل پیلتن رستم سرافراز
سوی جای خود در شتابیده باز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در استراحتگاه ماند تا شب سپری شد و با دمیدن خورشید، روز نو آغاز گشت.
FAHe rested until night passed and the shining sun lit the dawn.
EN7164 : ردیف از کل
به آرامگاه بود تا شب گذشت
دگر روز چون شید رخشنده گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم برخاست و لشکری از پهلوانان دلاور را به صف کشید.
FAMighty Rustam arose and arrayed his valiant champions in battle order.
EN7165 : ردیف از کل
زجای اندر آمد گو پیلتن
صفی بر کشید از یلان انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روز دیگر هر دو سپاه صفآرایی کردند و درفشهای جنگی برافراشتند.
FAThe next day, both hosts formed battle lines and hoisted their standards.
EN7166 : ردیف از کل
دگر روز لشکر بیآراستند
درفش از دو رویه بپیراستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
