***
دو سوم سپاهیان نابینا شدند و سران لشکر پر از خشم و اندوه گشتند.
FATwo thirds of the army lost their vision, filling the captains' minds with fury.
EN6075 : ردیف از کل
ز لشکر دو بهره شده تیره چشم
سر نامداران ازو پر ز خشم
زلشکر دو بهره شده تیره چشم
سر نامداران او پر زخشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بسیاری از آنان تباه شدند و بدبختی هولناکی بر سرشان سایه افکند.
FAMany among them perished miserably, and terrible misfortune befell the host.
EN6076 : ردیف از کل
از ایشان فراوان تبه کرد نیز
نبود از بدبخت ماننده چیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با کور شدن کاووس شاه، شومی کردارش به لشکریان نیز سرایت کرد.
FAAs King Kavus was struck blind, the curse of his folly fell heavily upon his troops.
EN6077 : ردیف از کل
چو تاریک شد چشم کاووس شاه
بد آمد ز کردار او بر سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خزانهها غارت شد، سپاه اسیر گشت و شوکت شاهی واژگون گردید.
FAAll treasures were plundered, the soldiers captured, and the royal glory overturned.
EN6078 : ردیف از کل
همه گنج تاراج و لشکر اسیر
جوان دولت و بخت برگشت پیر
همه گنج تاراج و لشکر اسیر
جوان تخت شاه نیز برگشته پیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از این سرگذشت باید عبرت گرفت، داستانی که انسان را غرق در شگفتی میکند.
FAOne must take lesson from this tale, which leaves the wise mind lost in awe.
EN6079 : ردیف از کل
همه داستان یاد باید گرفت
که خیره نماید شگفت از شگفت
همه داستان یاد باید گرفت
که خیره بماند شکفت از شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس رنجدیده گفت: وزیر و راهنمای خردمند بهتر از گنجهای بیکران است.
FAThe suffering king admitted: 'A wise counsellor is far better than endless treasures.'
EN6080 : ردیف از کل
سپهبد چنین گفت چون دید رنج
که دستور بیدار بهتر ز گنج
سپهبد چنین گفت چون دید رنج
که دستور بیدار بهتر زگنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
افسوس که پند زال خردمند را نپذیرفتم و با نیت شوم پا به اینجا نهادم.
FAAlas that I did not heed Zal's wise advice and marched forth with ill intention.'
EN6081 : ردیف از کل
دریغا که پند جهانگیر زال
نه پذرفتم وآمدم بدسگال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یک هفته در این سختی گذشت و هیچ ایرانی کسی را نمیدید.
FAA week passed in this agony, during which none of the Iranians could see another.
EN6082 : ردیف از کل
به سختی چو یک هفته اندر کشید
به دیده ز ایرانیان کس ندید
بسختی چو یکهفته اندر کشید
بدیدار از ایرانیان کس ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روز هشتم دیو سپید خروشید که: ای شاه بیحاصل، تو مانند بید بیبری!
FAOn the eighth day the White Demon roared: 'O barren king, you are like a fruitless willow!'
EN6083 : ردیف از کل
بهشتم بغرید دیو سپید
که ای شاه بی بر به کردار بید
بهشتم بغرّید دیو سپید
که ای شاه بی بر بکردار بید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در پی برتری بودی و هوای چراگاههای مازندران را در سر داشتی؟
FAYou sought supreme glory and coveted the rich pastures of Mazandaran?'
EN6084 : ردیف از کل
همی برتری را بیاراستی
چراگاه مازندران خواستی
همه برتری را بیآراستی
چراگاه مازندران خواستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به نیروی خود مینازیدی و دست بیعت و دوستی به هیچکس نمیدادی.
FAYou boasted of your elephant-like might and would extend a hand of peace to no one.'
EN6085 : ردیف از کل
همی نیروی خویش چون پیل مست
بدیدی و کس را ندادی تو دست
همی نیروی خویش چو پیل سپید
بدیدی وکسرا ندادی تو دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از تاج و تختت سیر نشده بودی و خرد خود را اینگونه فریب دادی؟
FAYou could not be content with your throne, deceiving your own wisdom in this way?'
EN6086 : ردیف از کل
چو با تاج و با تخت نشکیفتی
خرد را بدین گونه بفریفتی
تو با تاح و با تخت نشکیفتی
خرد را بدین گونه بفریفتی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بسیاری را در مازندران به اسیری بردی و با گرز گران هلاک کردی.
FAYou enslaved many in Mazandaran and slew countless folk with your heavy mace.'
EN6087 : ردیف از کل
بسی برده کردی بمازندران
بکشتی بسی را بگرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مگر از قدرت من بیخبر بودی که مغرورانه بر تخت شاهی تکیه زدی؟
FADid you not know my fearsome power, intoxicated as you were with royal pride?'
EN6088 : ردیف از کل
نبودت زکارم مگر آگهی
شده غرّه بر تخت شاهنشهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون به آنچه سزاوارت بود رسیدی و نتیجه آرزوهایت را دیدی.
FANow you have received what you deserve and reaped the fruit of your reckless desires.'
EN6089 : ردیف از کل
کنون آنچ اندر خور کار تست
دلت یافت آن آرزوها که جست
کنون آنچه اندر خوری کار تست
دلت یافت آن آرزو ها که جست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیو سپید از میان دیوان خنجرکش، دوازده هزار جنگجو را برگزید.
FAThe White Demon chose twelve thousand fierce warriors from his dagger-wielding fiends.
EN6090 : ردیف از کل
ازان نره دیوان خنجرگذار
گزین کرد جنگی ده و دوهزار
از آن نرّه دیوان خنجر گزار
گزین کرد جنگی ده ودو هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنان را نگهبان اسیران ایرانی کرد و دلهای سرکشان را پر از اندوه ساخت.
FAHe set them as guards over the captives, plunging the proud chiefs into misery.
EN6091 : ردیف از کل
بر ایرانیان بر نگهدار کرد
سر سرکشان پر ز تیمار کرد
بر ایرانیان بر نگهدار کرد
سر سرکشان پر زتیماری کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دست و پای بزرگان را به زنجیر بستند و آنان را دربند کردند.
FAThey bound the nobles in heavy chains, finishing their cruel confinement.
EN6092 : ردیف از کل
سران را همه بندها ساختند
چو از بند و بستن بپرداختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
غذای اندکی به آنان میدادند تا فقط زنده بمانند و روزها را سپری کنند.
FAThey gave them meager sustenance just barely enough to keep them alive day by day.
EN6093 : ردیف از کل
خورش دادشان اندکی جان سپوز
بدان تا گذارند روزی به روز
خورش دادشان اندکی جان سپوز
بدآن تا گذارند روزی بروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس همه خزانههای شاه و سپاه از تاج و یاقوت و پیروزه را جمع کردند.
FAThen they collected all royal spoils, crowns, rubies, and turquoise thrones.
EN6094 : ردیف از کل
ازان پس همه گنج شاه جهان
چه از تاج یاقوت و گرز گران
وز آنپس همه گنج شاه وسپاه
چه از تاج ویاقوت وپیروزه گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیو سپید تمام غنایم را به ارژنگدیو، سردار مازندران، سپرد.
FAThe White Demon delivered all the plundered wealth to Arzhang, captain of Mazandaran.
EN6095 : ردیف از کل
سپرد آنچ دید از کران تا کران
به ارژنگ سالار مازندران
سپرد آنچه دید از کران تا کران
به ارژنگ سالار مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت: نزد شاه مازندران برو و بگو دیگر بهانهای از اهریمن نگیرد.
FAHe bade him: 'Go to the King of Mazandaran and say he has no grievance left.'
EN6096 : ردیف از کل
بر شاه رو گفت و او را بگوی
که ز آهرمن اکنون بهانه مجوی
بر شاه بر گفت واورا بگوی
کز آهرمن اکنون بهانه مجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر کاری که لازم بود کردم و سپاه ایران را به خاک مذلت نشاندم.
FAI have done all that was required, bringing the entire hostile host to the dust.'
EN6097 : ردیف از کل
که من هرچه بایست کردم همه
بخاک آوریدم سراسر رمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پهلوانان ایران اکنون نه خورشید تابان را میبینند و نه ماه روشن را.
FAThe Iranian champions can no longer behold either the bright sun or radiant moon.'
EN6098 : ردیف از کل
همه پهلوانان ایران و شاه
نه خورشید بینند روشن نه ماه
همه پهلوانان ایران سپاه
نه خورشید بینند روشن نه ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس را نکشتم تا در این خواری بلندی و پستی روزگار را بچشد.
FAI slew him not right away, that he might suffer and learn the turns of fate.'
EN6099 : ردیف از کل
به کشتن نکردم برو بر نهیب
بدان تا بداند فراز و نشیب
بکشتن نکردم بر بر نهیب
بدآن تا بداند فراز از نشیب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا با خواری جان بسپارد و کسی دیگر نتواند او را یاری کند.
FALet him perish in torment, where none can come to his assistance.'
EN6100 : ردیف از کل
به زاری و سختی برآیدش هوش
کسی نیز ننهد برین کار گوش
بزاری وسختی برآیدش هوش
کسی نیز ننهد برین کار گوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ارژنگ سخنان دیو را شنید و شتابان رو به سوی شاه مازندران نهاد.
FAArzhang heard these words and swiftly departed toward the King of Mazandaran.
EN6101 : ردیف از کل
چو ارژنگ بشنید گفتار اوی
سوی شاه مازندران کرد روی
چو ارژنگ بشنید گفتار اوی
بمازندران شاه بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او با لشکریان، غنایم، اسیران دربند و اسبهای آراسته حرکت کرد.
FAHe marched on with the warriors, immense booty, captives, and adorned steeds.
EN6102 : ردیف از کل
همی رفت با لشکر و خواسته
اسیران و اسپان آراسته
همیرفت با لشکر وخواسته
اسیران واسپان آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون کار تمام شد، دیو سپید به جایگاه خود بازگشت.
FAOnce the task was done, the White Demon returned triumphantly to his dark lair.
EN6103 : ردیف از کل
سپرد او به شاه و سبک بازگشت
بدان برز کوه آمد از پهن دشت
چو این کرد برگشت دیو سپید
سوی خان خود رفت برسان شید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس در مازندران اسیر ماند و پیاپی میگفت این بلا از گناه من بود.
FAKavus remained captive in Mazandaran, continually weeping: 'This was due to my sins.'
EN6104 : ردیف از کل
بمازندران ماند کاؤس شاه
همی گفت کین بود از من گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنگاه شاه دلشکسته قاصدی تیزتک چون پرنده را آماده ساخت.
FAThen the broken-hearted monarch prepared a courier swift as a flying bird.
EN6105 : ردیف از کل
ازان پس جهانجوی خسته جگر
برون کرد مردی چو مرغی به پر
از آنپس جهانجوی خسته جگر
برون کرد گردی چو مرغی بپر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
