***
شاه به طوس و گودرز فرمان داد تا لشکریان را به راه بیندازند.
FAThe king commanded Tus and Goudarz to lead the troops and set out on the march.
EN6025 : ردیف از کل
به طوس و به گودرز فرمود شاه
کشیدن سپه سر نهادن به راه
بطوس وبگودرز بفرمود شاه
کشیدن سپه سر نهادن براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شب سپری شد، شاه و دلاوران روی به سوی مازندران نهادند.
FAAs night turned to dawn, the king and his warriors headed toward Mazandaran.
EN6026 : ردیف از کل
چو شب روز شد شاه و جنگ آوران
نهادند سر سوی مازندران
چو شب روز شد شاه وکنداوران
نهادند سر سوی مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس ایرانزمین، کلید خزانهها، تاج و نگین را به میلاد سپرد.
FAKavus entrusted Iran, the keys to the treasuries, crown, and signet to Milad.
EN6027 : ردیف از کل
به میلاد بسپرد ایران زمین
کلید در گنج و تاج و نگین
بمیلاد بسپرد ایران زمین
کلید در گنج و تاج ونگین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت اگر دشمنی پدیدار شد، تو نباید دست به شمشیر جنگ ببری.
FAHe instructed him: 'If an enemy appears, you should not draw your sword.'
EN6028 : ردیف از کل
بدو گفت گر دشمن آید پدید
ترا تیغ کینه بباید کشید
بدو گفت اگر دشمن آید پدید
ترا تیغ کینه نباید کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در هر پیشامدی به زال و رستم پناه ببر که پشتیبان سپاه و شکوه تخت شاهیاند.
FASeek shelter with Zal and Rostam in all perils, for they uphold the crown and army.
EN6029 : ردیف از کل
ز هر بد به زال و به رستم پناه
که پشت سپاهند و زیبای گاه
زهر بد بزال وبرستم پناه
که پشت سپاهند وزیبای گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روز دیگر صدای کوس برخاست و گودرز و طوس سپاه را به پیش راندند.
FANext day the war drums sounded, and Goudarz and Tus drove the army forward.
EN6030 : ردیف از کل
دگر روز برخاست آوای کوس
سپه را همی راند گودرز و طوس
دگر روز برخاست آوای کوس
سپهرا همی راند گودرز وطوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس با شکوه تمام پیش رفت و خیمه در برابر کوه اسپروز برافراشت.
FAKavus advanced with his majestic host, pitching his pavilion before Mount Esparuz.
EN6031 : ردیف از کل
همی رفت کاووس لشکر فروز
به زدگاه بر پیش کوه اسپروز
همی رفت کاؤس لشکر فروز
بزد گاه بر پیش کوه اسپروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در جایی که آفتاب فرو مینشیند، لشکرگاه ساخت و به استراحت پرداخت.
FAWhere the sun sets into dusk, he made his resting place and encampment.
EN6032 : ردیف از کل
به جایی که پنهان شود آفتاب
بدان جایگه ساخت آرام و خواب
بجائی که پنهان شود آفتاب
بدآنجایگه ساخت آرام وخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنجا اقامتگاه دیوان خونریز بود، جایی که فیل هم از هراسش به لرزه میافتاد.
FAThat place was the lair of fierce demons, where even war elephants felt fear.
EN6033 : ردیف از کل
کجا جای دیوان دژخیم بود
بدان جایگه پیل را بیم بود
کجا جای دیوان دژخیم بود
بدآن جایگاه پیل را بیم بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پارچههای زربفت بر سنگلاخ گستردند و بوی شراب خوشگوار فضا را پر کرد.
FAThey spread brocade upon the rocks, filling the air with the aroma of fine wine.
EN6034 : ردیف از کل
بگسترد زربفت بر میش سار
هوا پر ز بوی از می خوشگوار
بگسترد زر بفت بر سنگسار
هوا پر زبوئ می خوشگوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه پهلوانان نیکبخت بر گرد تخت کیکاووس گرد آمدند.
FAAll the fortunate champions gathered around the throne of royal Kavus.
EN6035 : ردیف از کل
همه پهلوانان فرخنده پی
نشستند بر تخت کاووس کی
همه پهلوانان فرخنده پی
نشسته بر تخت کاؤس کی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تمام شب بزم آراستند و با دمیدن بامداد از خواب برخاستند.
FAThey held feast throughout the night, rising from sleep at the first light of dawn.
EN6036 : ردیف از کل
همه شب می و مجلس آراستند
به شبگیر کز خواب برخاستند
همه شب همی مجلس آراستند
بشبگیر کز خواب برخاستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پهلوانان با کلاهخود و کمربند بسته به پیشگاه شاه آمدند.
FAArmed with girdles and helmets, the nobles assembled before the king.
EN6037 : ردیف از کل
پراگنده نزدیک شاه آمدند
کمر بسته و با کلاه آمدند
پراگنده نزدیک شاه آمدند
کمر بسته وبا کلاه آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شهریار به گیو فرمان داد تا هزار سوار جنگاور برگزیند.
FAThe sovereign then commanded Giv to pick out twice a thousand brave warriors.
EN6038 : ردیف از کل
بفرمود پس گیو را شهریار
دوباره ز لشکر گزیدن هزار
بفرمود پس گیو را شهریار
دوباره زلشکر گزین کن هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلاورانی که با گرز گران، درهای شهر مازندران را بگشایند.
FAMighty warriors wielding heavy maces who could conquer the gates of Mazandaran.
EN6039 : ردیف از کل
کسی کاو گراید به گرز گران
گشاینده شهر مازندران
کسی کو گراید بگرز گران
کشایندة شهر مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرمان داد تا پیر و جوان آن سرزمین را از دم تیغ بگذرانند.
FAHe ordered them to put both old and young of that land ruthlessly to the sword.
EN6040 : ردیف از کل
هر آنکس که بینی ز پیر و جوان
تنی کن که با او نباشد روان
هر آنکس که بینی زپیر وجوان
چنان کن که اورا نباشد روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر آبادی و عمارتی را به آتش بکشند و روز دشمنان را چون شب تاریک سازند.
FATo set fire to every settlement and turn their bright day into dark night.
EN6041 : ردیف از کل
وزو هرچ آباد بینی بسوز
شب آور به جایی که باشی به روز
وزو هرچه آباد بینی بسوز
شب آور هر آنجا که باشی بروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا خبر به دیوان رسد، جهان را به کلی از جادوگران پاک گردانند.
FASo that before the demons learn of it, the realm is wholly purged of sorcerers.
EN6042 : ردیف از کل
چنین تا به دیوان رسد آگهی
جهان کن سراسر ز دیوان تهی
چنین تا بدیوان رسد آگهی
جهان کن سراسر زجادو تهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گیو کمر خدمت بست و دلاوران نیرومند را از میان سپاه برگزید.
FAGiv girded his loins, selecting fierce, valiant warriors from the troops.
EN6043 : ردیف از کل
کمر بست و رفت از بر شاه گیو
ز لشکر گزین کرد گردان نیو
کمر بست ورفت ار بر شاه گیو
زلشکر گزین کرد گردان نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا دروازههای مازندران تاخت و بارش تیغ و گرز گران را فرو بارید.
FAHe charged up to the gates of Mazandaran, raining heavy swords and maces upon it.
EN6044 : ردیف از کل
بشد تا در شهر مازندران
ببارید شمشیر و گرز گران
بشد تا در شهر مازندران
ببارید شمشیر وگرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از دم تیغ او هیچ زن، کودک و مرد توانمندی در امان نماند.
FANeither women, children, nor powerful men found mercy beneath his blade.
EN6045 : ردیف از کل
زن و کودک و مرد با دستوار
نیافت از سر تیغ او زینهار
زن و کودک و مرد با دستوار
نمی یافت از تیغ او زینهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شهر را به آتش کشید، تاراج کرد و به جای نوش، جام شوکران چشاند.
FAHe burned and pillaged the city, serving deadly venom in place of life's nectar.
EN6046 : ردیف از کل
همی کرد غارت همی سوخت شهر
بپالود بر جای تریاک زهر
همی سوخت و غارت همی کرد شهر
بپالود بر جای تریاک زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شهری چون بهشت برین دید که از خرمی و سرسبزی بیهمتا بود.
FAHe beheld a city like paradise itself, filled with wondrous beauty and lush green.
EN6047 : ردیف از کل
یکی چون بهشت برین شهر دید
پر از خرمی بر درش بهر دید
یکی چون بهشتی برین شهر دید
که از خرّمی نزد او بهر دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در هر کوی و برزن بیش از هزار خدمتگزار آراسته به طوق و گوشواره بودند.
FAIn every lane were over a thousand handmaidens adorned with collars and earrings.
EN6048 : ردیف از کل
به هر برزنی بر فزون از هزار
پرستار با طوق و با گوشوار
بهر کوی وبرزن فزون از هزار
پرستار با طوق وبا گوشوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
غلامانی کلاهدار با چهرههایی درخشان چون ماه تابان در آنجا بودند.
FAAnd numerous crowned servants whose glowing faces shone brightly like the moon.
EN6049 : ردیف از کل
پرستنده زین بیشتر با کلاه
به چهره به کردار تابنده ماه
پرستنده زین بیشتر با کلاه
بچهر بکردار تابنده ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در هر گوشهای خزانهای پر از زر پراکنده و در جایی دیگر گوهرهای ناب بود.
FAIn every quarter were hoards of gold, with heaps of radiant gems in another.
EN6050 : ردیف از کل
به هر جای گنجی پراگنده زر
به یک جای دینار سرخ و گهر
بهر جای گنجی پراگنده زر
بیک جای زر وبدیگر گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چهارپایان بیشمار در آنجا میچرخیدند و شهر گویی بهشت روی زمین بود.
FACountless herds grazed all around, making the land seem like heaven on earth.
EN6051 : ردیف از کل
بی اندازه گرد اندرش چارپای
بهشتیست گفتی همیدون به جای
بیاندازه گرد اندرش چار پای
بهشتست گفتی همیدون بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خبر این خرمی و شکوه بینظیر را به کیکاووس شاه رساندند.
FAThey brought tidings of that lush splendour and magnificence to King Kavus.
EN6052 : ردیف از کل
به کاووس بردند از او آگهی
ازان خرمی جای و آن فرهی
بکاؤس بردند از آن آگهی
بدآن خرّمی جای وآن فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس گفت: شاد باد آنکه مازندران را همتای بهشت خواند.
FAKavus exclaimed: 'Blessed be the one who called Mazandaran a match for paradise!'
EN6053 : ردیف از کل
همی گفت خرم زیاد آنک گفت
که مازندران را بهشتیست جفت
همی گفت خرّم زیاد آنکه گفت
که مازندرانرا بهشتست جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی تمام آن دیار بتکدهای آراسته به دیبای چین و گلهای زیبا بود.
FAThe whole city appeared like a temple draped in Chinese silks and blossoming flowers.
EN6054 : ردیف از کل
همه شهر گویی مگر بتکده ست
ز دیبای چین بر گل آذین زدست
همه هر گوئی مگر بتگدهست
زدیبای چین و گل آذین ببست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیبارویانی چون بتان بهشتی داشت که گویی فرشتگان چهرهشان را شستهاند.
FAIts beauties were like idols of paradise, as if angel hands had washed their faces.
EN6055 : ردیف از کل
بتان بهشتند گویی درست
به گلنارشان روی رضوان بشست
بتان بهشتند گوئی درست
بگلنارشان روی رضوان بشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس از گذشت یک هفته غارت، سپاهیان ایران کمربندها را گشودند.
FAAfter a week of ceaseless plunder, the Iranian troops finally ungirded their waists.
EN6056 : ردیف از کل
چو یک هفته بگذشت ایرانیان
ز غارت گشادند یکسر میان
چو یکهفته بگذشت ایرانیان
زغارت کشادند یکیک میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خبر این یورش به شاه مازندران رسید و دلش پر از اندوه و خشم شد.
FANews of this assault reached the King of Mazandaran, grieving and outraging him.
EN6057 : ردیف از کل
خبر شد سوی شاه مازندران
دلش گشت پر درد و سر شد گران
خبر شد بر شاه مازندران
دلش گشت پر درد وسر شد گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیوی به نام سنجه نزد او بود که جانش از این خبر به درد آمد.
FAA demon named Sanjeh stood by him, whose very heart grew distressed at the news.
EN6058 : ردیف از کل
ز دیوان به پیش اندرون سنجه بود
که جان و تنش زان سخن رنجه بود
زدیوان به پیشش درون سنجه بود
که جان ودلش زآن سخن رنجه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه به سنجه گفت: چون خورشید شتابان نزد دیو سپید برو.
FAThe king told Sanjeh: 'Fly like the revolving sun directly unto the White Demon.'
EN6059 : ردیف از کل
بدو گفت رو نزد دیو سپید
چنان رو که بر چرخ گردنده شید
بدو گفت شو نزد دیو سپید
چنان رو چو بر چرخ گردنده شید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او بگو سپاهی گران از ایران برای غارت مازندران آمده است.
FATell him a massive army from Iran has arrived to sack the whole of Mazandaran.'
EN6060 : ردیف از کل
بگویش که آمد به مازندران
بغارت از ایران سپاهی گران
بگویش که آمد بمازندران
بغارت از ایران سپاهی گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تمام مازندران را به آتش کشیدند و شعلههای کینهتوزی را برافروختند.
FAThey have set all Mazandaran ablaze and rekindled the fires of bitter vengeance.'
EN6061 : ردیف از کل
جهانجوی کاووس شان پیش رو
یکی لشگری جنگ سازان نو
همه شهر مازندران سوختند
بجنگ آتش کینه افروختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس جهانجو پیشاپیش لشکری پر از جنگاوران تازهنفس قرار دارد.
FAWorld-conquering Kavus leads them, flanked by countless fresh, eager warriors.'
EN6062 : ردیف از کل
کنون گر نباشی تو فریادرس
نبینی بمازندران زنده کس
جهانجوی کاؤس شان پیش رو
زلشکر بسی جنگ سازان نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر اکنون به داد ما نرسی، دیگر هیچکس را در مازندران زنده نخواهی دید.
FAIf you do not come to our rescue now, not a single soul will remain in Mazandaran.'
EN6063 : ردیف از کل
چو بشنید پیغام سنجه نهفت
بر دیو پیغام شه بازگفت
کنون گر نباشی تو فریادرس
نبینی بمازندران نیز کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سنجه پیام شاه را شنید و با شتاب فرمان را نزد دیو سپید برد.
FAHearing the king's plea, Sanjeh sped swiftly to carry the message to the White Demon.
EN6064 : ردیف از کل
چنین پاسخش داد دیو سپید
که از روزگاران مشو ناامید
چو بشنید پیغام سنجه برفت
بر دیو فرمان شه برد وتفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نزد آن دیو جنگاور آمد و سخنان شاه را بازگو کرد.
FAHe arrived before the fierce demon and recounted everything the proud king had said.
EN6065 : ردیف از کل
بیایم کنون با سپاهی گران
ببرم پی او ز مازندران
بیآمد نزدیک آن جنگ ساز
بگفت آنچه بشنید از آن سرفراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیو سپید به او پاسخ داد: هرگز از گردش روزگار ناامید مشو.
FAThe White Demon replied: 'Do not despair of your fortunes or give up hope.'
EN6066 : ردیف از کل
چنین پاسخش داد دیو سپید
که از روزگارت مشو ناامید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من با سپاهی نیرومند میآیم و پای ایرانیان را از مازندران قطع خواهم کرد.
FAI shall arrive with a mighty army and cut off their foothold from Mazandaran.'
EN6067 : ردیف از کل
بیآیم کنون با سپاهی گران
ببرّم پی او زمازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
این را گفت و چون کوهی برخاست و سر به آسمان گردان سایید.
FASaying this, he rose like a mountain, his tall head reaching the spinning sphere.
EN6068 : ردیف از کل
بگفت این وچون کوه بر پای خاست
سرش کشت با چرخ گردنده راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شبهنگام ابری تیره بر سر سپاه ایران آمد و جهان سیاه شد.
FAAt dusk a dark cloud enveloped the army, turning the world as black as pitch.
EN6069 : ردیف از کل
شب آمد یکی ابر شد با سپاه
جهان کرد چون روی زنگی سیاه
شب آمد یکی ابر شد بر سپاه
جهان گشت چون روی رنگی سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جهان چنان تاریک شد که گویی دریایی از قیر بود و روشنایی ناپدید گشت.
FAThe whole realm seemed an ocean of tar, with every ray of light swallowed in gloom.
EN6070 : ردیف از کل
چو دریای قارست گفتی جهان
همه روشناییش گشته نهان
چو دریای قارست گفتی جهان
همه روشنائیش گشته نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خیمهای از دود و قیر برافراشته شد، هوا تاریک گشت و چشمها ندیدند.
FAA tent of smoke and pitch arose, darkening the sky and blinding every eye.
EN6071 : ردیف از کل
یکی خیمه زد بر سر او دود و قیر
سیه شد جهان چشمها خیره خیر
یکی خیمه زد بر سر از دود وقار
سیه شد هووا چشمها گشت تار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آسمان سنگ و خشت بارید و لشکریان ایران در دشت پراکنده شدند.
FAStones and bricks rained down from the sky, scattering the Iranian troops across the plain.
EN6072 : ردیف از کل
زگردون بسی سنگ بارید و خشت
پراگنده شد لشکر ایران بدشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بسیاری به سوی ایران گریختند و از کردار نسنجیده کاووس دلخون بودند.
FAMany fled back toward Iran, their hearts grieving bitterly over Kavus's reckless deeds.
EN6073 : ردیف از کل
بسی راه ایران گرفتند پیش
زکردار کاؤس دل گشته ریش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شب گذشت و روز شد، چشمان کاووس جهانجو تاریک و نابینا گشت.
FAWhen the night passed and dawn approached, the eyes of King Kavus turned blind and dark.
EN6074 : ردیف از کل
چو بگذشت شب روز نزدیک شد
جهانجوی را چشم تاریک شد
چو بگذشت شب روز نزدیک شد
جهانجوی را چشم تاریک شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
