***
بدینگونه سنگی چون کوه گشت و از جنگ آسوده شد.
FAThus he became a crag, seeking ease from war and valiant deeds.
EN6786 : ردیف از کل
بفرمود شه تا از آن جایگاه
برندش بنزدیکئ پایگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه فرمان داد تا آن سنگ را به نزدیکی دربار ببرند.
FAThe king commanded the stone be brought near royal quarters.
EN6787 : ردیف از کل
ز لشکر هر آن کس که بد زورمند
بسودند چنگ آزمودند بند
زلشکر هر آنکس که بد زورمند
بسودند سنگ آزمودند بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زورمندان لشکر هرچه کوشیدند نتوانستند آن را تکان دهند.
FAThe strongest soldiers tried their best, but could not move the rock.
EN6788 : ردیف از کل
نه برخاست از جای سنگ گران
میان اندرون شاه مازندران
نه بر خاست از جای سنگ گران
میانه درون شاه مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن سنگ گران که شاه در میانش بود از جای برنخاست.
FAThe massive rock holding the king would not budge from its place.
EN6789 : ردیف از کل
گو پیلتن کرد چنگال باز
بران آزمایش نبودش نیاز
گو پیلتن کرد چنگال باز
بر آن آزمایش نبودش نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم پیلتن دستان گشود و نیازی به آزمودن نیرو نداشت.
FAElephant-bodied Rostam spread his arms, needing no trial of strength.
EN6790 : ردیف از کل
بران گونه آن سنگ را برگرفت
کزو ماند لشکر سراسر شگفت
بر آن گونه آن سنگ را بر گرفت
کزو ماند لشکر سراسر شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن سنگ را چنان برداشت که همگان در شگفتی ماندند.
FAHe hoisted the rock with ease, leaving the host astounded.
EN6791 : ردیف از کل
پیاده همی رفت بر هفت کوه
خروشان پس پشت او بد گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیاده از روی هفت کوه گذشت و لشکریان پشت سرش خروشیدند.
FAHe strode on foot across seven peaks, while the shouting army followed.
EN6792 : ردیف از کل
ابر کردگار آفرین خواندند
برو زر و گوهر برافشاندند
ابر کردگار آفرین خواندند
برستم زر وگوهر افشاندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خدا را ستایش کردند و بر رستم زر و گوهر افشاندند.
FAThey praised God and showered gold and jewels upon Rostam.
EN6793 : ردیف از کل
به پیش سراپرده شاه برد
بیفگند و ایرانیان را سپرد
به پیش سراپردۀ شاه برد
بیفگند وایرانیانرا سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سنگ را پیش خیمه شاه آورد و به ایرانیان سپرد.
FAHe brought the stone to the royal pavilion and delivered it to Iran.
EN6794 : ردیف از کل
بدو گفت ار ایدونک پیدا شوی
به گردی ازین تنبل و جادوی
بدو گفت گرایدون که پیدا شوی
بگردی ازین تنبل وجادوئی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سنگ گفت: اگر از جادو برگردی و انسان شوی بهتر است،
FAHe told it: 'Reveal your true form and abandon this magic;'
EN6795 : ردیف از کل
وگرنه به گرز و به تیغ و تبر
ببرم همه سنگ را سر به سر
وگرنه به پولاد تیز وتبر
ببرّم همه سنگ را سر بسر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
وگرنه با تبر پولادین این سنگ را خرد خواهم کرد.
FAOtherwise with a steel axe I will shatter this stone to bits.'
EN6796 : ردیف از کل
چو بشنید شد چون یکی پاره ابر
به سر برش پولاد و بر تنش گبر
چو بشنید شد همچو یکپاره ابر
بسر برش پولاد و در بر ش گبر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شنید، چون ابری شد و با کلاهخود و جوشن درآمد.
FAHearing this, he emerged like a cloud, clad in steel helm and mail.
EN6797 : ردیف از کل
تهمتن گرفت آن زمان دست اوی
بخندید و زی شاه بنهاد روی
تهمتن گرفت آن زمان دست اوی
بخندید و زی شاه بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم دستش را گرفت، خندید و او را نزد شاه برد.
FARostam took his hand, laughed, and led him before the king.
EN6798 : ردیف از کل
چنین گفت کاوردم ان لخت کوه
ز بیم تبر شد به چنگم ستوه
چنین گفت کآوردم این لخت کوه
زبیم تبر شد بچنگم ستوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت: این تختهسنگ را آوردم که از بیم تبر تسلیم شد.
FAHe said: 'I brought this boulder; fearing the axe, he yielded.'
EN6799 : ردیف از کل
برویش نگه کرد کاووس شاه
ندیدش سزاوار تخت و کلاه
بدو در نگه کرد کاؤس شاه
ندیدش سزاوار تخت وکلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس شاه به او نگریست و او را لایق تخت ندید؛
FAKing Kavus looked upon him and saw him unfit for crown or throne;
EN6800 : ردیف از کل
یکی زشت روی بود وبالا دراز
سر وگردن وبشک همچو گراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مردی زشترو با سر و گردن و موهایی چون گراز.
FAA hideous brute with the head, neck, and bristles of a wild boar.
EN6801 : ردیف از کل
وزان رنجهای کهن یاد کرد
دلش خسته شد سر پر از باد کرد
وز آن رنجهای کهن یاد کرد
دلش خسته شد لب پر از باد سرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رنجهای کهن را یاد کرد و آهی سرد برآورد.
FARecalling former griefs, the king sighed coldly from his heart.
EN6802 : ردیف از کل
به دژخیم فرمود تا تیغ تیز
بگیرد کند تنش را ریز ریز
بدژخیم فرمود تا تیغ تیز
بگیرد تنشرا کند ریز ریز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به جلاد فرمان داد تا تن او را با تیغ ریزریز کند.
FAHe commanded the headsman to hack his body to small pieces.
EN6803 : ردیف از کل
تهمتن گرفت آنگهی ریش اوی
کشید وبرون بردش از پیش اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم ریش او را گرفت و کشانکشان بیرون برد.
FARostam grasped his beard and dragged him out of the royal presence.
EN6804 : ردیف از کل
بفرمان آن خسرو نامدار
بکردند از آنپس ورا پاره پار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به فرمان شاه نامدار، تن او را پارهپاره کردند.
FAAt the noble monarch's decree, they hacked him to shreds.
EN6805 : ردیف از کل
به لشکر گهش کس فرستاد زود
بفرمود تا خواسته هرچ بود
بلشکرگهش کس فرستاد زود
بفرمود تا خواسته هرچه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کسی را به لشکرگاه فرستادند تا همه غنایم را گرد آورد.
FAThey sent officers to the camp to gather up all the spoils.
EN6806 : ردیف از کل
ز گنج و ز تخت و ز در و گهر
ز اسپ و سلیح و کلاه و کمر
زگنج وزتخت وزتاج وکمر
زاسپ وسلچ وزتیغ و گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از گنج و تخت و تاج و کمربند و اسب و شمشیر و گوهر،
FATreasures, thrones, crowns, girdles, steeds, weapons, and gems,
EN6807 : ردیف از کل
نهادند هرجای چون کوه کوه
برفتند لشکر همه هم گروه
نهادند هرجای چون کوه کوه
برفتند لشکر همه هم گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه را چون کوه تلنبار کردند و سپاهیان گرد آمدند.
FAWere piled high like mountains as the host assembled.
EN6808 : ردیف از کل
سزاوار هرکس ببخشید گنج
به ویژه کسی کش فزون بود رنج
سزاوار هرکس ببخشید گنج
بویژه کسی کش فزون بود رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه به هر کس به اندازه شایستگی و رنجش گنج بخشید.
FAThe king granted treasures by merit, especially to the suffering.
EN6809 : ردیف از کل
ز دیوان هرآنکس که بد ناسپاس
وز ایشان دل انجمن پرهراس
زدیوان هر آنکس که بد ناسپاس
وز ایشان دل انجمن پر هراس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرمان داد دیوان ناسپاس و بدطینت را گردن بزنند،
FAHe ordered ungrateful and malicious demons to be beheaded,
EN6810 : ردیف از کل
بفرمودشان تا بریدند سر
فگندند جایی که بد رهگذر
بفرمود تا شان بریدند سر
فگندند جائی بد ره گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و سرهایشان را در گذرگاهها بیفکنند تا مایه عبرت شود.
FAAnd their heads flung on roads to serve as public warnings.
EN6811 : ردیف از کل
وز آن پس بیامد به جای نماز
همی گفت با داور پاک راز
وز آنپس بیآمد بجای نماز
همی گفت با داور پاک راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس کاووس به نیایشگاه رفت و با خدای پاک راز گفت:
FAThen Kavus entered his prayer chamber, communing with holy God:
EN6812 : ردیف از کل
که ای داور دادگر کارساز
تو کردی مرا در جهان بی نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ای دادگر کارساز، تو مرا در جهان بینیاز ساختی.
FAO Just and Providential Arbiter, You made me rich in the world.'
EN6813 : ردیف از کل
تو دادی مرا دست بر جادوان
سر بخت پیرم تو کردی جوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو مرا بر جادوگران چیره کردی و بخت پیرم را جوان ساختی.
FAYou gave me victory over sorcerers, renewing my fortune to youth.'
EN6814 : ردیف از کل
به یک هفته بر پیش یزدان پاک
همی با نیایش بپیمود خاک
بیکهفته بر پیش یزدان پاک
همی با نیایش به پیمود خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یک هفته تمام پیش پروردگار بر خاک سجده کرد.
FAFor a whole week he prostrated upon the dust before God.
EN6815 : ردیف از کل
بهشتم در گنجها کرد باز
ببخشید بر هرکه بودش نیاز
بهشتم در گنجها کرد باز
ببخشید بر هر که بودش نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روز هشتم درهای گنج را گشود و به نیازمندان بخشید.
FAOn the eighth day he opened treasuries, giving wealth to the poor.
EN6816 : ردیف از کل
همی گشت یک هفته زین گونه نیز
ببخشید آن را که بایست چیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یک هفته دیگر را نیز بدینگونه به بخشش مال گذراند.
FAHe spent another full week distributing riches to all in need.
EN6817 : ردیف از کل
سیم هفته چون کارها گشت راست
می و جام یاقوت و میخواره خواست
سوم هفته چون کارها گشت راست
می وجام یاقوت وبیجاده خواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هفته سوم که کارها سامان یافت، بزم و شراب آراست.
FAIn the third week, with affairs set aright, he prepared a banquet.
EN6818 : ردیف از کل
به یک هفته با ویژگان می به چنگ
به مازندران کرد زان پس درنگ
بیک هفته با جام می بد بدست
بمازندران کرد جای نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یک هفته با جام باده در مازندران جشن گرفت.
FAFor an entire week he held court in Mazandaran, wine cup in hand.
EN6819 : ردیف از کل
چو کاؤس بنشست بر تخت باز
چنین گفت با رتم سرفراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون کاووس بر تخت نشست، به رستم سرفراز گفت:
FASitting upon the throne, Kavus spoke to exalted Rostam:
EN6820 : ردیف از کل
که ای پهلوان جهان سر بسر
بمردی نمودی بهر جا هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ای پهلوان گیتی، تو در همه جا شجاعت و هنر نمودی.
FAO champion of the earth, you proved your valor everywhere.'
EN6821 : ردیف از کل
زتو یافتم من کنون تخت خویش
بتو باد روشن دل ودین وکیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تختم را از تو بازیافتم؛ دل و دینت همیشه روشن باد.
FAThrough you I regained my throne; may your heart stay bright.'
EN6822 : ردیف از کل
تهمتن چنین گفت با شهریار
که هرگونه ای مردم آید به کار
تهمتن چنان گفت با شهریار
که هر گونه مرد اندر آید بکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم گفت: هر انسانی به گونهای به کار میآید.
FARostam replied: 'Every man proves useful in his own manner.'
EN6823 : ردیف از کل
مرا این هنرها ز اولاد خاست
که بر هر سویی راه بنمود راست
مرا این هنرها از اولاد خاست
که هر سوی من راه بنمود راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
این پیروزی از اولاد بود که راه راست را به من نشان داد.
FAThis triumph sprang from Olad, who guided me on the true path.'
EN6824 : ردیف از کل
به مازندران دارد اکنون امید
چنین دادمش راستی را نوید
بمازندران دارد اکنون امید
چنین دادمش راستی را نوید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او اکنون امید به مازندران دارد، چون به او قول داده بودم.
FAHe now looks to Mazandaran, as I gave him my honest promise.'
EN6825 : ردیف از کل
کنون خلعت شاه باید نخست
یکی عهد و مهری بروبر درست
کنون خلعت شاه باید نخست
یکی عهد ومهری برو بر درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون خلعتی شاهانه و عهدنامهای معتبر به او ببخش،
FANow bestow upon him a royal robe and an official pact,'
EN6826 : ردیف از کل
که تا زنده باشد به مازندران
پرستش کنندش همه مهتران
که او شاه باشد بمازندران
پرستش کنندش همه مهتران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا پادشاه مازندران شود و بزرگان از او اطاعت کنند.
FASo that he becomes King of Mazandaran, revered by its nobles.'
EN6827 : ردیف از کل
چو بشنید گفتار خسرو پرست
به بر زد جهاندار بیدار دست
چو بشنید گفتار خسرو پرست
ببر زد جهاندار بیدار دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس سخن رستم را شنید و با خشنودی پذیرفت.
FAKavus heard his words and readily consented with joy.
EN6828 : ردیف از کل
زمازندران مهترانرا بخواند
از اولاد چندی سخنها براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان مازندران را خواند و از وفاداری اولاد گفت.
FAHe called Mazandaran's chiefs, speaking of Olad's faithfulness.
EN6829 : ردیف از کل
سپرد آن زمان تخت شاهی بدوی
وزانجا سوی پارس بنهاد روی
سپرد آنگهی تاج شاهی بدوی
وز آنجا سوی پارس بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تاج شاهی مازندران را به اولاد سپرد و سوی پارس رفت.
FAHe granted Olad the crown, then set forth toward Pars.
EN6830 : ردیف از کل
چو کاووس در شهر ایران رسید
ز گرد سپه شد هوا ناپدید
چو کاؤس در شهر ایران رسید
زگرد سپه شد جهان ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
