در حال بارگذاری ابیات…
***
8228 : ردیف از کل
چو سهراب شیراوژن او را بدید
ز باد جوانی دلش بردمید
نبرد کسی جوید اندر جهان
که او ژنده پیل اندر آرد نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8229 : ردیف از کل
چنین گفت کای رسته از چنگ شیر
جدا مانده از زخم شیر دلیر
ززخم سر گرز سندان شکن
برآرد دمار از دو صد انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8230 : ردیف از کل
دگر باره اسپان ببستند سخت
به سر بر همی گشت بدخواه بخت
کسیرا که رستم بود هم نبرد
سرش زآسمان اندر آرد بگرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8231 : ردیف از کل
به کشتی گرفتن نهادند سر
گرفتند هر دو دوال کمر
هم آورد او بر زمین پیل نیست
چو گرد پی رخش او نیل نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8232 : ردیف از کل
هرآنگه که خشم آورد بخت شوم
کند سنگ خارا به کردار موم
تنش زور دارد بصد زورمند
سرش برترست از درخت بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8233 : ردیف از کل
سرافراز سهراب با زور دست
تو گفتی سپهر بلندش ببست
چو او خشم گیرد بروز نبرد
بچنگش چه شیر وچه پیل وچه مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8234 : ردیف از کل
غمی بود رستم ببازید چنگ
گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ
بدو گفت سهراب آزادگان
سیه بخت گودرز کشوادگان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8235 : ردیف از کل
خم آورد پشت دلیر جوان
زمانه بیامد نبودش توان
که همچون توئی خواند باید پسر
بدین زور واین دانش واین هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8236 : ردیف از کل
زدش بر زمین بر به کردار شیر
بدانست کاو هم نماند به زیر
تو مردان جنگی کجا دیدۀ
که بانگ پی اسپ نشنیدۀ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8237 : ردیف از کل
سبک تیغ تیز از میان برکشید
بر شیر بیدار دل بردرید
که چندین زرستم سخن بر زبان
برانی ستائی ورا هر زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8238 : ردیف از کل
بپیچید زانپس یکی آه کرد
ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد
از آتش ترا بیم چندان بود
که دریا به آرام جنبان بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8239 : ردیف از کل
بدو گفت کاین بر من از من رسید
زمانه به دست تو دادم کلید
چو دریا سبک اندر آید زجای
ندارد دمی آتش تیز پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8240 : ردیف از کل
تو زین بیگناهی که این کوژپشت
مرابرکشید و به زودی بکشت
سر تیرگی اندر آید بخواب
چو تیغ تپش برکشد آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8241 : ردیف از کل
به بازی بکویند همسال من
به خاک اندر آمد چنین یال من
بدل گفت ناکار دیده هجیر
که گر من نشان گو شیر گیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8242 : ردیف از کل
نشان داد مادر مرا از پدر
ز مهر اندر آمد روانم بسر
بگویم بدین ترک با زور دست
بدین بال واین خسروانی نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8243 : ردیف از کل
هرآنگه که تشنه شدستی به خون
بیالودی آن خنجر آبگون
زلشکر کند جنگ جوی انجمن
برانگیزد آن بارۀ پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8244 : ردیف از کل
زمانه به خون تو تشنه شود
براندام تو موی دشنه شود
بدین زور واین کتف واین یال اوی
شود کشته رستم بچنگال اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8245 : ردیف از کل
کنون گر تو در آب ماهی شوی
و گر چون شب اندر سیاهی شوی
از ایران نیآید کسی جنگجوی
که روی اندر آرد ابا وی بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8246 : ردیف از کل
وگر چون ستاره شوی بر سپهر
ببری ز روی زمین پاک مهر
چو زایران نیاشد کسی کینه خواه
بگیرد سر تخت کاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8247 : ردیف از کل
بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خاکست بالین من
چنین گفت موبد که مردن بنام
به از زنده دشمن بدو شادکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8248 : ردیف از کل
ازین نامداران گردنکشان
کسی هم برد سوی رستم نشان
اگر من شود کشته بر دشت اوی
نگردد سیه روز در آبجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8249 : ردیف از کل
که سهراب کشتست و افگنده خوار
ترا خواست کردن همی خواستار
چو من هست گودرز را سالخورد
دگر پور هفتاد وشش شیر مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8250 : ردیف از کل
چو بشنید رستم سرش خیره گشت
جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
چو گیو جهانگیر لشکرشکن
که باشد بهر جا سر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8251 : ردیف از کل
بپرسید زان پس که آمد به هوش
بدو گفت با ناله و با خروش
چو بهرام ورهّام گردن فراز
چو شیدوش شیر اوژن رزمساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8252 : ردیف از کل
که اکنون چه داری ز رستم نشان
که کم باد نامش ز گردنکشان
پس از مرگ من مهربانی کنند
زدشمن بکین جان ستانی کنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8253 : ردیف از کل
بدو گفت ار ایدونکه رستم تویی
بکشتی مرا خیره از بدخویی
چو گودرز وهفتاد پور گزین
همه نامداران با آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8254 : ردیف از کل
ز هر گونه ای بودمت رهنمای
نجنبید یک ذره مهرت ز جای
بماند به ایران تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8255 : ردیف از کل
چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو رخ مادرم
که گر باشد اندر چمن بیخ سرو
سزد گر گیارا نبوید تذرو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8256 : ردیف از کل
همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست
بسهراب گفت این چه آشفتنیست
همه با من از رستمت گفتننیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8257 : ردیف از کل
مرا گفت کاین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید به کار
چرا باید این کینه آراستن
ببیهوده چیزی زمن خواستن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8258 : ردیف از کل
کنون کارگر شد که بیکار گشت
پسر پیش چشم پدر خوار گشت
که آگاهئ آن نباشد برم
بدین کینه خواهی بریدن سرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8259 : ردیف از کل
همان نیز مادر به روشن روان
فرستاد با من یکی پهلوان
بهانه نباید بخون ریختن
چه باید کنون رنگت آمیختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8260 : ردیف از کل
بدان تا پدر را نماید به من
سخن برگشاید به هر انجمن
همی پیلتن را بخواهی شکست
همانا کت آسان نیآید بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8261 : ردیف از کل
چو آن نامور پهلوان کشته شد
مرا نیز هم روز برگشته شد
نباید ترا جست با او نبرد
برآرد به آوردگاه از تو گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8262 : ردیف از کل
کنون بند بگشای از جوشنم
برهنه نگه کن تن روشنم
چو بشنید گفتارهای درشت
ازو روی برگاشت وبنمود پشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی