در حال بارگذاری ابیات…
***
8178 : ردیف از کل
ز کف بفگن این گرز و شمشیر کین
بزن جنگ و بیداد را بر زمین
غمی گشت سهرابرا دل بر آن
که جائی نیآمد زرستم نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8179 : ردیف از کل
نشنیم هر دو پیاده به هم
به می تازه داریم روی دژم
نشان داده بود از پدر مادرش
همه دید ودیده نبد باورش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8180 : ردیف از کل
به پیش جهاندار پیمان کنیم
دل از جنگ جستن پشیمان کنیم
همی نام جست از دهان هجیر
مگر کآن سخنها شود دلپذیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8181 : ردیف از کل
همان تا کسی دیگر آید به رزم
تو با من بساز و بیارای بزم
نبشته بر بر دگر گونه بود
زفرمان نکاهد نه هرگز فزود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8182 : ردیف از کل
دل من همی با تو مهر آورد
همی آب شرمم به چهر آورد
وز آنپس بپرسید کز مهتران
کشیده سراپردۀ بیکران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8183 : ردیف از کل
همانا که داری ز گردان نژاد
کنی پیش من گوهر خویش یاد
سواران بسیار وپیلان بپای
برآید همی نالۀ کرّه نای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8184 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که ای نامجوی
نبودیم هرگز بدین گفت وگوی
یکی گرگ پیکر درفش از برش
به ابر اندر آورده زرّین سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8185 : ردیف از کل
ز کشتی گرفتن سخن بود دوش
نگیرم فریب تو زین در مکوش
میان سراپرده تختی زده
ستاده غلامان بپیش رده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8186 : ردیف از کل
نه من کودکم گر تو هستی جوان
به کشتی کمر بسته ام بر میان
چنین گفت که آن پور گودرز گیو
که خوانند گردان ورا گیو نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8187 : ردیف از کل
بکوشیم و فرجام کار آن بود
که فرمان و رای جهانبان بود
زگودرزیان مهتر وبهترست
به ایران سپه بر دو بهره سرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8188 : ردیف از کل
بسی گشته ام در فراز و نشیب
نیم مرد گفتار و بند و فریب
سرافراز داماد رستم بود
بایران زمین همچو او کم بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8189 : ردیف از کل
بدو گفت سهراب کز مرد پیر
نباشد سخن زین نشان دلپذیر
بدو گفت از آن سو که تابنده شید
برآید یکی پرده بینم سفید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8190 : ردیف از کل
مرا آرزو بد که در بسترست
برآید به هنگام هوش از برت
زدیبای رومی وپیشش سوار
رده برکشیده فزون از هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8191 : ردیف از کل
کسی کز تو ماند ستودان کند
بپرد روان تن به زندان کند
پیاده سپردار وژوپین وران
شده انجمن لشکری بی کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8192 : ردیف از کل
اگر هوش تو زیر دست منست
به فرمان یزدان بساییم دست
نشسته سپهدار بر تخت عاج
نهاده بر آن عاج کرسی ساج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8193 : ردیف از کل
از اسپان جنگی فرود آمدند
هشیوار با گبر و خود آمدند
زپرده فروهشته دیبا جلیل
غلام ایستاده برش خیل خیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8194 : ردیف از کل
ببستند بر سنگ اسپ نبرد
برفتند هر دو روان پر ز گرد
بدو گفت کورا فریبرز خوان
که فرزند شاهست وتاج گوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8195 : ردیف از کل
بکشتی گرفتن برآویختند
ز تن خون و خوی را فرو ریختند
بدو گفت سهراب کین درخورست
که فرزند شاهست وبا افسرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8196 : ردیف از کل
بزد دست سهراب چون پیل مست
برآوردش از جای و بنهاد پست
بپرسید از آن زرد پرده سرای
یکی ماه پیکر درفشی بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8197 : ردیف از کل
به کردار شیری که بر گور نر
زند چنگ و گور اندر آید به سر
بگرد اندرش زرد وسرخ وبنفش
زهر گونۀ برکشیده درفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8198 : ردیف از کل
نشست از بر سینه پیلتن
پر از خاک چنگال و روی و دهن
درفشی پس پشت پیکر گراز
سرش ماه سیمین وبالا دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8199 : ردیف از کل
یکی خنجری آبگون برکشید
همی خواست از تن سرش را برید
چنین گفت کورا گرازست نام
که در جنگ شیران نتابد لگام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8200 : ردیف از کل
به سهراب گفت ای یل شیرگیر
کمندافگن و گرد و شمشیرگیر
هشیوار واز تخمۀ گیوگان
که بر درد وسختی نباشد ژکان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8201 : ردیف از کل
دگرگونه تر باشد آیین ما
جزین باشد آرایش دین ما
نشان پدر جست وبا او نگفت
همی داشت آن راستی در نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8202 : ردیف از کل
کسی کاو بکشتی نبرد آورد
سر مهتری زیر گرد آورد
جهانرا چه سازی که خود ساختست
جهاندار همه کار پرداختست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8203 : ردیف از کل
نخستین که پشتش نهد بر زمین
نبرد سرش گرچه باشد به کین
زمانه نبشته دگر گونه داشت
چنان کو گذارد بباید گذاشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8204 : ردیف از کل
گرش بار دیگر به زیر آورد
ز افگندنش نام شیر آورد
چو دل بر نهی بر سرای سپنج
همه زهر زو بینی ودرد ورنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8205 : ردیف از کل
بدان چاره از چنگ آن اژدها
همی خواست کاید ز کشتن رها
دگر باره پرسید آن سرفراز
از آنکش بدیدار او بد نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8206 : ردیف از کل
دلیر جوان سر به گفتار پیر
بداد و ببود این سخن دلپذیر
از آن پردۀ سبز واسپ بلند
وز آن مرد وآن تاب داده کمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8207 : ردیف از کل
یکی از دلی و دوم از زمان
سوم از جوانمردیش بی گمان
وز آنپس هجیر سپهبدش گفت
که از تو سخنرا چه باید نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8208 : ردیف از کل
رها کرد زو دست و آمد به دشت
چو شیری که بر پیش آهو گذشت
گر از نام چینی بمانم همی
از آنست کورا ندانم همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8209 : ردیف از کل
همی کرد نخچیر و یادش نبود
ازان کس که با او نبرد آزمود
بدو گفت سهراب کین نیست داد
زرستم نکردی سخن هیچ یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8210 : ردیف از کل
همی دیر شد تا که هومان چو گرد
بیامد بپرسیدش از هم نبرد
کسی کو بود پهلوان جهان
میان سپه در نماند نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8211 : ردیف از کل
به هومان بگفت آن کجا رفته بود
سخن هرچه رستم بدو گفته بود
تو گفتی که در لشکر او مهترست
نگهبان هر مرز وهر کشورست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8212 : ردیف از کل
بدو گفت هومان گرد ای جوان
به سیری رسیدی همانا ز جان
برزمی که کاؤس لشکر کشد
به پیل دمان تخت وافسر کشد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8213 : ردیف از کل
دریغ این بر و بازو و یال تو
میان یلی چنگ و گوپال تو
جهان پهلوان بایدش پیش رو
چو برخیزد از دشت آوای غو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8214 : ردیف از کل
هژبری که آورده بودی بدام
رها کردی از دام و شد کار خام
چنین داد پاخ مرو را هجیر
که شاید بدآن کآن گو شیر گیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8215 : ردیف از کل
نگه کن کزین بیهده کارکرد
چه آرد به پیشت به دیگر نبرد
کنون رفته باشد بزابلستان
که هنگام بزم است در گلستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8216 : ردیف از کل
بگفت و دل از جان او برگرفت
پرانده همی ماند ازو در شگفت
بدو گفت سهراب کین خود مگوی
که دارد تهمتن سوی جنگ روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8217 : ردیف از کل
به لشکرگه خویش بنهاد روی
به خشم و دل از غم پر از کار اوی
زهر سو زبهر جهاندار شاه
بیآیند نزدش مهان با کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8218 : ردیف از کل
یکی داستان زد برین شهریار
که دشمن مدار ارچه خردست خوار
برامش نشیند جهان پهلوان
برو بر بخندند پیر وجوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8219 : ردیف از کل
چو رستم ز دست وی آزاد شد
بسان یکی تیغ پولاد شد
مرا با تو امروز پیمان یکیست
بگویم که گفتار من اندکیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8220 : ردیف از کل
خرامان بشد سوی آب روان
چنان چون شده باز یابد روان
اگر پهلوانرا نمائی بمن
سرافراز باشی بهر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8221 : ردیف از کل
بخورد آب و روی و سر و تن بشست
به پیش جهان آفرین شد نخست
ترا بی نیازی کنم در جهان
کشاده کنم گنجهای مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8222 : ردیف از کل
همی خواست پیروزی و دستگاه
نبود آگه از بخشش هور و ماه
ورایدون که این راز داری زمن
کشاده بمن بر بپوشی سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8223 : ردیف از کل
که چون رفت خواهد سپهر از برش
بخواهد ربودن کلاه از سرش
سرترا نخواهد همی تن بجای
میانجی کن اکنون مر آن هر دو رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8224 : ردیف از کل
وزان آبخور شد به جای نبرد
پراندیشه بودش دل و روی زرد
نه بینی که موبد بخسرو چه گفت
بدآنگه که بکشاد راز از نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8225 : ردیف از کل
همی تاخت سهراب چون پیل مست
کمندی به بازو کمانی به دست
سخن گفت ناگفته چون گوهرست
همی نابسوده به بند اندرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8226 : ردیف از کل
گرازان و بر گور نعره زنان
سمندش جهان و جهان راکنان
چو از بند وپیوند یابد رها
درخشنده مهری بود بی بها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8227 : ردیف از کل
همی ماند رستم ازو در شگفت
ز پیگارش اندازه ها برگرفت
چنان داد پاسخ هجیرش که شاه
چو سیر آید ز تخت ومهر وکلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی