در حال بارگذاری ابیات…
***
8128 : ردیف از کل
چو فردا بیاید به دشت نبرد
به کشتی همی بایدم چاره کرد
بپوشید سهراب خفتان جنگ
نشست از بر جرمۀ مشک رنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8129 : ردیف از کل
بکوشم ندانم که پیروز کیست
ببینیم تا رای یزدان به چیست
برندی برافگند اندر برش
یکی مغفر خسروی بر سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8130 : ردیف از کل
کزویست پیروزی و فر و زور
هم او آفریننده ماه و هور
کمندی بغتراک بر شست خم
خم اندر خم وروی کرده دژم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8131 : ردیف از کل
بدو گفت کاووس یزدان پاک
دل بدسگالت کند چاک چاک
بیآمد یکی تند بالا گزید
بجائی که ایران سپهرا بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8132 : ردیف از کل
من امشب به پیش جهان آفرین
بمالم فراوان دو رخ بر زمین
بفرمود تا رفت پیشش هجیر
بدو گفت با من تو کژّی مگیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8133 : ردیف از کل
کزویست پیروزی و دستگاه
به فرمان او تابد از چرخ ماه
بهر کار در پیش کن راستی
چو خواهی که نگزایدت کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8134 : ردیف از کل
کند تازه این بار کام ترا
برآرد به خورشید نام ترا
سخن هرچه پرسم همه راست گوی
بکژّی مکن رای وچاره مجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8135 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که با فر شاه
برآید همه کامه نیک خواه
چو خواهی که یابی رهائی زمن
سرافراز باشی بهر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8136 : ردیف از کل
به لشکر گه خویش بنهاد روی
پراندیشه جان و سرش کینه جوی
از ایران هر آنچت بپرسم بگوی
متاب از ره راستی هیچ روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8137 : ردیف از کل
زواره بیامد خلیده روان
که چون بود امروز بر پهلوان
سپارم بتو گنج آراسته
بیابی بسی خلعت وخواسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8138 : ردیف از کل
ازو خوردنی خواست رستم نخست
پس آنگه ز اندیشگان دل بشست
ورایدون که کژّی بود رای تو
چنین بند وزندان بود جای تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8139 : ردیف از کل
چنین راند پیش برادر سخن
که بیدار دل باش و تندی مکن
چنین داد پاسخ هجیرش که شاه
زمن هرچه پرسد از ایران سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8140 : ردیف از کل
به شبگیر چون من به آوردگاه
روم پیش آن ترک آوردخواه
بگویم همه هرچه دانم بدوی
بکژّی چرا بایدم گفت وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8141 : ردیف از کل
بیاور سپاه و درفش مرا
همان تخت و زرینه کفش مرا
نه بینی جز از راستی پیشه ام
بکژّی نیآید خود اندیشه ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8142 : ردیف از کل
همی باش بر پیش پرده سرای
چو خورشید تابان برآید ز جای
بگیتی به از راستی پیشه نیست
زکژّی بتر هیچ اندیشه نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8143 : ردیف از کل
گر ایدون که پیروز باشم به جنگ
به آوردگه بر نسازم درنگ
بدو گفت که از تو بپرسم همه
زگردنکشان وزشاه ورمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8144 : ردیف از کل
و گر خود دگرگونه گردد سخن
تو زاری میاغاز و تندی مکن
همه نامداران آن مرزرا
چو گیو وچو طوس وچو گودرزرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8145 : ردیف از کل
مباشید یک تن برین رزمگاه
مسازید جستن سوی رزم راه
زبهرام واز رستم نامدار
زهر کت بپرسم بمن بر شمار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8146 : ردیف از کل
یکایک سوی زابلستان شوید
از ایدر به نزدیک دستان شوید
سراپرده از دیبۀ رنگ رنگ
بدو اندرون خیمهای پلنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8147 : ردیف از کل
تو خرسند گردان دل مادرم
چنین کرد یزدان قضا بر سرم
به پیش اندرون بسته صد ژنده پیل
بر آن تخت پیروزه برسان نیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8148 : ردیف از کل
بگویش که تو دل به من در مبند
که سودی ندارت بودن نژند
یکی بزر خورشید پیکر درفش
سرش ماه زرّین غلافش بنفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8149 : ردیف از کل
کس اندر جهان جاودانه نماند
ز گردون مرا خود بهانه نماند
بقلب سپاه اندرون جای کیست
زگردان ایران ورا نام چیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8150 : ردیف از کل
بسی شیر و دیو و پلنگ و نهنگ
تبه شد به چنگم به هنگام جنگ
بدو گفت که آن شاه ایران بود
که بردگهش پیل وشیران بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8151 : ردیف از کل
بسی باره و دژ که کردیم پست
نیاورد کس دست من زیر دست
وز آنپس بدو گفت بر میمنه
سواران بسیار وپیل وبنه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8152 : ردیف از کل
در مرگ را آن بکوبد که پای
باسپ اندر آرد بجنبد ز جای
سراپردهٔ بر کشیده سیاه
رده گردش اندر ستاده سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8153 : ردیف از کل
اگر سال گشتی فزون ازهزار
همین بود خواهد سرانجام کار
بگرد اندرش خیمه زاندازه پیش
پس پشت پیلان وبالا زپیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8154 : ردیف از کل
چو خرسند گردد به دستان بگوی
که از شاه گیتی مبرتاب روی
زده پیش او پیل پیکر درفش
بنزدش سواران زرّینه کفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8155 : ردیف از کل
اگر جنگ سازد تو سستی مکن
چنان رو که او راند از بن سخن
چنین گفت که آن طوس نوذر بود
درفشش کجا پیل پیکر بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8156 : ردیف از کل
همه مرگ راییم پیر و جوان
به گیتی نماند کسی جاودان
بپرسید که آن سرخ پرده سرای
سواران بسی گردش اندر بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8157 : ردیف از کل
ز شب نیمه ای گفت سهراب بود
دگر نیمه آرامش و خواب بود
یکی شیر پیکر درفش بزر
درفشان یکی درمیانش گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8158 : ردیف از کل
چو خورشید تابان برآورد پر
سیه زاغ پران فرو برد سر
پس پشتش اندر سپاهی گران
همه نیزه داران وجوشن وران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8159 : ردیف از کل
تهمتن بپوشید ببر بیان
نشست از بر ژنده پیل ژیان
که باشد مرا نام او بازگوی
بکژّی میآور تباهی بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8160 : ردیف از کل
کمندی به فتراک بر بست شست
یکی تیغ هندی گرفته بدست
چنین گفت که آن فرّ آزادگان
سپهدار گودرز کشوادگان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8161 : ردیف از کل
بیامد بران دشت آوردگاه
نهاده به سر بر ز آهن کلاه
سپه کش بود گاه کینه دلیر
دو چه پور دارد چو پیل وچو شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8162 : ردیف از کل
همه تلخی از بهر بیشی بود
مبادا که با آز خویشی بود
که با او نکوشد دلاور نهنگ
نه از دشت ببر ونه از که پلنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8163 : ردیف از کل
وزان روی سهراب با انجمن
همی می گسارید با رود زن
بپرسید که آن سبز پرده سرای
یکی لشکری گشن پیشش بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8164 : ردیف از کل
به هومان چنین گفت کاین شیر مرد
که با من همی گردد اندر نبرد
یکی تخت پرمایه اندر میام
زده پیش او اختر کاویان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8165 : ردیف از کل
ز بالای من نیست بالاش کم
برزم اندرون دل ندارد دژم
بروبر نشسته یکی پهلوان
ابا فرّ وبا سفت ویال گوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8166 : ردیف از کل
بر و کتف و یالش همانند من
تو گویی که داننده بر زد رسن
از آن کس که بر پای پیشش برست
نشته بیک سر ازو برتر است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8167 : ردیف از کل
نشانهای مادر بیابم همی
بدان نیز لختی بتابم همی
یکی باره پیشش ببالای اوی
کمندی فروهشته بر پای اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8168 : ردیف از کل
گمانی برم من که او رستمست
که چون او بگیتی نبرده کمست
بدو هر زمان بر خروشد همی
تو گوئی که دریا بجوشد همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8169 : ردیف از کل
نباید که من با پدر جنگ جوی
شوم خیره روی اندر آرم بروی
بسی پیل برگستواندار پیش
همی جوشد آن مرد برجای خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8170 : ردیف از کل
بدو گفت هومان که در کارزار
رسیدست رستم به من اند بار
به ایران نه مردی ببالای اوی
نه بینم همی اسپ همتای اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8171 : ردیف از کل
شنیدم که در جنگ مازندران
چه کرد آن دلاور به گرز گران
درفشش ببین اژدها پیکرست
بر آن نیزه بر شیر زرّین سرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8172 : ردیف از کل
بدین رخش ماند همی رخش اوی
ولیکن ندارد پی و پخش اوی
هجیر آنگهی گفت با خویشتن
که گر من نشان گو پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8173 : ردیف از کل
به شبگیر چون بردمید آفتاب
سر جنگ جویان برآمد ز خواب
بگویم بدین نیکدل شیر مرد
زرستم برآرد بناگاه گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8174 : ردیف از کل
بپوشید سهراب خفتان رزم
سرش پر ز رزم و دلش پر ز بزم
از آن به نباشد که پنهان کنم
زگردن کشان نام او بغگنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8175 : ردیف از کل
بیامد خروشان بران دشت جنگ
به چنگ اندرون گرزه گاورنگ
بدو گفت کز چین یکی نیکخواه
بنوئی بیآمد بنزدیک شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8176 : ردیف از کل
ز رستم بپرسید خندان دو لب
تو گفتی که با او به هم بود شب
بپرسید نامش زفرّخ هجیر
بدو گفت که نامش ندارم بویر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8177 : ردیف از کل
که شب چون بدت روز چون خاستی
ز پیگار بر دل چه آراستی
بدین دژ بدم من بدآن روزگار
کجا او بیآمد بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی