***
40396 : ردیف از کل
که ای شاه نیک اختر و دادگر
تو بی چاشنی دست خوردن مبر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40397 : ردیف از کل
که روی فلک بخت خندان تست
جهان روشن از تخت و میدان تست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40398 : ردیف از کل
خورشگر بیامیخت با شیر زهر
بداندیش را باد زین زهر بهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40399 : ردیف از کل
چو بشنید زو شاه نوشین روان
نگه کرد روشن به هر دوجوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40400 : ردیف از کل
که خوالیگرش مام ایشان بدی
خردمند و با کام ایشان بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40401 : ردیف از کل
جوانان ز پاکی وز راستی
نوشتند بر پشت دست آستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40402 : ردیف از کل
همان چون بخوردند از کاسه شیر
توگویی بخستند هر دو به تیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40403 : ردیف از کل
بخفتند برجای هر دو جوان
بدادند جان پیش نوشین روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40404 : ردیف از کل
چوشاه جهان اندران بنگرید
برآشفت و شد چون گل شنبلید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40405 : ردیف از کل
بفرمود کز خان مهبود خاک
برآرید وز کس مدارید باک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40406 : ردیف از کل
بر آن خاک باید بریدن سرش
مه مهبود مانا مه خوالیگرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40407 : ردیف از کل
به ایوان مهبود در کس نماند
ز خویشان او درجهان بس نماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40408 : ردیف از کل
به تاراج داد آن همه خواسته
زن و کودک و گنج آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40409 : ردیف از کل
رسیده از آن کار زروان به کام
گهی کام دید اندر آن گاه نام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40410 : ردیف از کل
به نزدیک او شد جهود ارجمند
برافراخت سر تا بابر بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40411 : ردیف از کل
بگشت اندرین نیز چندی سپهر
درستی نهان کرده از شاه چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40412 : ردیف از کل
چنان بد که شاه جهان کدخدای
به نخچیر گوران همی کرد رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40413 : ردیف از کل
بفرمود تا اسب نخچیرگاه
بسی بگذرانند در پیش شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40414 : ردیف از کل
ز اسبان که کسری همی بنگرید
یکی را بران داغ مهبود دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40415 : ردیف از کل
ازان تازی اسبان دلش برفروخت
به مهبود بر جای مهرش بسوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40416 : ردیف از کل
فروریخت آب از دو دیده بدرد
بسی داغ دل یاد مهبود کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40417 : ردیف از کل
چنین گفت کان مرد با جاه و رای
ببردش چنان دیو ریمن ز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40418 : ردیف از کل
بدان دوستداری و آن راستی
چرا زد روانش درکاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40419 : ردیف از کل
نداند جز از کردگار جهان
ازان آشکارا درستی نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40420 : ردیف از کل
وزان جایگه سوی نخچیرگاه
بیامد چنان داغ دل کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40421 : ردیف از کل
ز هر کس بره برسخن خواستی
ز گفتارها دل بیاراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40422 : ردیف از کل
سراینده بسیار همراه کرد
به افسانه ها راه کوتاه کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40423 : ردیف از کل
دبیران و زروان و دستور شاه
برفتند یک روز پویان به راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40424 : ردیف از کل
سخن رفت چندی ز افسون و بند
ز جادوی و آهرمن پرگزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40425 : ردیف از کل
به موبد چنین گفت پس شهریار
که دل رابه نیرنگ رنجه مدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40426 : ردیف از کل
سخن جز به یزدان و از دین مگوی
ز نیرنگ جادو شگفتی مجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40427 : ردیف از کل
بدو گفت زروان انوشه بدی
خرد را به گفتار توشه بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40428 : ردیف از کل
ز جادو سخن هرچ گویند هست
نداند جز از مرد جادوپرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40429 : ردیف از کل
اگر خوردنی دارد از شیر بهر
پدیدار گرداند از دور زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40430 : ردیف از کل
چو بشنید نوشین روان این سخن
برو تازه شد روزگار کهن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40431 : ردیف از کل
ز مهبود و هر دو پسر یاد کرد
برآورد بر لب یکی باد سرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40432 : ردیف از کل
به ز روان نگه کرد و خامش بماند
سبک با ره گامزن را براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40433 : ردیف از کل
روانش ز اندیشه پر دود بود
که زروان بداندیش مهبود بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40434 : ردیف از کل
همی گفت کین مرد ناسازگار
ندانم چه کرد اندران روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40435 : ردیف از کل
که مهبود بردست ماکشته شد
چنان دوده را روز برگشته شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
