***
40346 : ردیف از کل
دو فرزند بودش چو خرم بهار
همیشه پرستنده شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40347 : ردیف از کل
شهنشاه چون بزم آراستی
و گر به رسم موبدی خواستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40348 : ردیف از کل
نخوردی جز ازدست مهبود چیز
هم ایمن بدی زان دو فرزند نیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40349 : ردیف از کل
خورش خانه در خان او داشتی
تن خویش مهمان او داشتی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40350 : ردیف از کل
دو فرزند آن نامور پارسا
خورش ساختندی بر پادشا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40351 : ردیف از کل
بزرگان ز مهبود بردند رشک
همی ریختندی برخ بر سرشک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40352 : ردیف از کل
یکی نامور بود زروان به نام
که او را بدی بر در شاه کام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40353 : ردیف از کل
کهن بود و هم حاجب شاه بود
فروزنده رسم درگاه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40354 : ردیف از کل
ز مهبود وفرخ دو فرزند اوی
همه ساله بودی پر از آبروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40355 : ردیف از کل
همی ساختی تا سر پادشا
کند تیز برکار آن پارسا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40356 : ردیف از کل
ببد گفت از ایشان ندید ایچ راه
که کردی پرآزار زان جان شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40357 : ردیف از کل
خردمند زان بد نه آگاه بود
که او را به درگاه بدخواه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40358 : ردیف از کل
ز گفتار و کردار آن شوخ مرد
نشد هیچ مهبود را روی زرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40359 : ردیف از کل
چنان بد که یک روز مردی جهود
ز زروان درم خواست از بهر سود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40360 : ردیف از کل
شد آمد بیفزود در پیش اوی
برآمیخت با جان بدکیش اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40361 : ردیف از کل
چو با حاجب شاه گستاخ شد
پرستنده خسروی کاخ شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40362 : ردیف از کل
ز افسون سخن رفت روزی نهان
ز درگاه وز شهریار جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40363 : ردیف از کل
ز نیرنگ وز تنبل و جادویی
ز کردار کژی وز بدخویی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40364 : ردیف از کل
چو زروان به گفتار مرد جهود
نگه کرد وزان سان سخنها شنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40365 : ردیف از کل
برو راز بگشاد و گفت این سخن
به جز پیش جان آشکارا مکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40366 : ردیف از کل
یکی چاره باید تو را ساختن
زمانه ز مهبود پرداختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40367 : ردیف از کل
که او را بزرگی به جایی رسید
که پای زمانه نخواهد کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40368 : ردیف از کل
ز گیتی ندارد کسی رابکس
تو گویی که نوشین روانست و بس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40369 : ردیف از کل
جز از دست فرزند مهبود چیز
خورشها نخواهد جهاندار نیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40370 : ردیف از کل
شدست از نوازش چنان پرمنش
که هزمان ببوسد فلک دامنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40371 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ به زروان جهود
کزین داوری غم نباید فزود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40372 : ردیف از کل
چو برسم بخواهد جهاندار شاه
خورشها ببین تا چه آید به راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40373 : ردیف از کل
نگر تابود هیچ شیر اندروی
پذیره شو وخوردنیها ببوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40374 : ردیف از کل
همان بس که من شیر بینم ز دور
نه مهبود بینی تو زنده نه پور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40375 : ردیف از کل
که گر زو خورد بی گمان روی و سنگ
بریزد هم اندر زمان بی درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40376 : ردیف از کل
نگه کرد زروان به گفتار اوی
دلش تازه تر شد به دیدار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40377 : ردیف از کل
نرفتی به درگاه بی آن جهود
خور و شادی و کام بی او نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40378 : ردیف از کل
چنین تا برآمد برین چندگاه
بد آموز پویان به درگاه شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40379 : ردیف از کل
دو فرزند مهبود هر بامداد
خرامان شدندی برشاه راد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40380 : ردیف از کل
پس پرده نامور کدخدای
زنی بود پاکیزه و پاک رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40381 : ردیف از کل
که چون شاه کسری خورش خواستی
یکی خوان زرین بیاراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40382 : ردیف از کل
سه کاسه نهادی برو از گهر
به دستار زربفت پوشیده سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40383 : ردیف از کل
زدست دو فرزند آن ارجمند
رسیدی به نزدیک شاه بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40384 : ردیف از کل
خورشها زشهد وز شیر و گلاب
بخوردی وآراستی جای خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40385 : ردیف از کل
چنان بد که یک روز هر دو جوان
ببردند خوان نزدنوشین روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40386 : ردیف از کل
به سر برنهاده یکی پیشکار
که بودی خورش نزد او استوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40387 : ردیف از کل
چو خوان اندرآمد به ایوان شاه
بدو کرد زروان حاجب نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40388 : ردیف از کل
چنین گفت خندان به هر دو جوان
که ای ایمن از شاه نوشین روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40389 : ردیف از کل
یکی روی بنمای تا زین خورش
که باشد همی شاه را پرورش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40390 : ردیف از کل
چه رنگست کاید همی بوی خوش
یکی پرنیان چادر از وی بکش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40391 : ردیف از کل
جوان زان خورش زود بگشاد روی
نگه کرد زروان ز دور اند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40392 : ردیف از کل
همیدون جهود اندرو بنگرید
پس آمد چو رنگ خورشها بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40393 : ردیف از کل
چنین گفت زان پس به سالار بار
که آمد درختی که کشتی به بار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40394 : ردیف از کل
ببردند خوان نزد نوشین روان
خردمند و بیدار هر دو جوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
40395 : ردیف از کل
پس خوان همی رفت زروان چو گرد
چنین گفت با شاه آزادمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
