در حال بارگذاری ابیات…
***
10952 : ردیف از کل
گسی کن به سوی سیاووش گرد
مگردان بدآموز را هیچ گرد
چو نزدیک شهر سیاوش رسید
زلشکر زبان آوری بر گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10953 : ردیف از کل
ز اسپ و پرستنده و بیش و کم
بده هرچ باید ز گنج و درم
بدو گفت رو با سیاوش بگوی
که ای نامور زادۀ نامجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10954 : ردیف از کل
سپهبد برو کرد لختی شتاب
برون بردش از پیش افراسیاب
بجان وسر شاه توران سپاه
بجان وسر وتاح کاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10955 : ردیف از کل
به ایوان خویش آمد افروخته
خرامان و چشم بدی دوخته
که از بهر من بر نخیزی زگاه
بپیشم پذیره نیآئی براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10956 : ردیف از کل
همی گفت کز دادگر کردگار
درخت نو آمد جهان را به بار
که تو زآن فزونی بفرهنگ وبخت
بفرّ ونژاد وبتاج وبتخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10957 : ردیف از کل
در گنجهای کهن کرد باز
ز هر گونه ای شاه را کرد ساز
که هر باد را بست باید میان
تهی کردن آن جایگاه کیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10958 : ردیف از کل
ز دینار و دیبا و تیغ و گهر
ز اسب و سلیح و کلاه و کمر
فرستاده نزد سیاوش رسید
زمینرا ببوسید چو اورا بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10959 : ردیف از کل
هم از تخت وز بدرهای درم
ز گستردنیها و از بیش و کم
چو پیغام گرسیوز اورا بگفت
سیاوش غمی گشت اندر نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10960 : ردیف از کل
گسی کردشان سوی آن شارستان
کجا جملگی گشته بد خارستان
پر اندیشه بنشست بیدار دیر
همی گفت رازیست اینرا بزیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10961 : ردیف از کل
فرنگیس و کیخسرو آنجا رسید
بسی مردم آمد ز هر سو پدید
ندانم که گرسیوز نیکخواه
چه گفتست از من بدآن پیشگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10962 : ردیف از کل
بدیده سپردند یک یک زمین
زبان دد و دام پرآفرین
چو گرسیوز آمد بدرگاه اوی
پیاده بیآمد از ایوان بکوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10963 : ردیف از کل
همی گفت هرکس که بودش هنر
سپاس از جهان داور دادگر
بپرسیدش از راه واز پادشاه
زکار سپاه وزتخت وکلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10964 : ردیف از کل
کزان بیخ برکنده فرخ درخت
ازین گونه شاخی برآورد سخت
پیام سپهدار توران بداد
سیاوش زپیغام او گشت شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10965 : ردیف از کل
ز شاه کیان چشم بد دور باد
روان سیاوش پر از نور باد
چنین داد پاسخ که با یاد اوی
نگردانم از تیغ پولاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10966 : ردیف از کل
همه خاک آن شارستان شاد شد
گیا بر چمن سرو آزاد شد
من اینک برفتن کمر بسته ام
عنان با عنان تو پیوسته ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10967 : ردیف از کل
ز خاکی که خون سیاوش بخورد
به ابر اندر آمد درختی ز گرد
سه روز اندر این گلشن زر نگار
بباشیم واز باده گیریم کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10968 : ردیف از کل
نگاریده بر برگها چهر او
همه بوی مشک آمد از مهر او
که گیتی سپنجست پر درد ورنج
بدآنکس که با غم زید در سپنچ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10969 : ردیف از کل
بدی مه نشان بهاران بدی
پرستشگه سوگواران بدی
چو بشنید گفت خردمند شاه
بپیچید گرسیوز کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10970 : ردیف از کل
چنین است کردار این گنده پیر
ستاند ز فرزند پستان شیر
بدل گفت ارایدونکه با من براه
سیاوش بیآید بنزدیک شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10971 : ردیف از کل
چو پیوسته شد مهر دل بر جهان
به خاک اندر آرد سرش ناگهان
بدین شیر مردی وچندین خرد
گمان مرا زیر پی بسپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10972 : ردیف از کل
تو از وی بجز شادمانی مجوی
به باغ جهان برگ انده مبوی
سخن گفتن من شود بی فروغ
شود پیش شه چارۀ من دروغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10973 : ردیف از کل
اگر تاج داری و گر دست تنگ
نبینی همی روزگار درنگ
یکی چاره باید کنون ساختن
دلش را زراه اندر انداختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10974 : ردیف از کل
مرنجان روان کاین سرای تو نیست
بجز تنگ تابوت جای تو نیست
زمانی همی بود وخامش بماند
دو چشمش بروی سیاوش بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10975 : ردیف از کل
نهادن چه باید بخوردن نشین
بر امید گنج جهان آفرین
فرو ریخت از دیدگان آب زرد
بآب دو دیده همی چاره کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10976 : ردیف از کل
چو آمد به نزدیک سر تیغ شست
مده می که از سال شد مرد مست
سیاوش ورا دید پر آب چشم
بسان کسی کو بپیچد زخشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10977 : ردیف از کل
بجای عنانم عصا داد سال
پراگنده شد مال و برگشت حال
بدو گفت نرم ای برادر چه ود
غمی هستگانرا نشاید بسود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10978 : ردیف از کل
همان دیده بان بر سر کوهسار
نبیند همی لشکر شهریار
گر از شاه توران شدستی دژم
بدیده در آوردی از درد نم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10979 : ردیف از کل
کشیدن ز دشمن نداند عنان
مگر پیش مژگانش آید سنان
من اینک همی با تو آیم براه
کنم جنگ با شاه توران سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10980 : ردیف از کل
گراینده تیزپای نوند
همان شست بدخواه کردش به بند
بدآن تا زهرزه نیآزاردت
چرا کهتر از خویشتن داردت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10981 : ردیف از کل
همان گوش از آوای او گشت سیر
همش لحن بلبل هم آوای شیر
اگر دشمنی آمدستت پدید
که تیمار ورنجش بباید کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10982 : ردیف از کل
چو برداشتم جام پنجاه و هشت
نگیرم بجز یاد تابوت و تشت
من اینک بهر کار یار تو ام
چو جنگ آوری مایه دار تو ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10983 : ردیف از کل
دریغ آن گل و مشک و خوشاب سی
همان تیغ برنده پارسی
گرایدونکه نزدیک افراسیاب
ترا تیره گشتست بر خیره آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10984 : ردیف از کل
نگردد همی گرد نسرین تذرو
گل نارون خواهد و شاخ سرو
بگفتار مردی دروغ آزمای
کسی از تو برتر گرفتست جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10985 : ردیف از کل
همی خواهم از روشن کردگار
که چندان زمان یابم از روزگار
همه راز این مار با من بگوی
که من باشمت زین غمان چارهجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10986 : ردیف از کل
کزین نامور نامه باستان
بمانم به گیتی یکی داستان
بیآیم من این کار آسان کنم
دل بد سگالان هراسان کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10987 : ردیف از کل
که هر کس که اندر سخن داد داد
ز من جز به نیکی نگیرند یاد
بدو گفت گرسیوز ای نامدار
مرا این سخن نیست با شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10988 : ردیف از کل
بدان گیتیم نیز خواهشگرست
که با تیغ تیزست و با افسرست
نه از دشمنی آمدستم برنج
که از چاره دورم بمردی وگنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10989 : ردیف از کل
منم بنده اهل بیت نبی
سراینده خاک پای وصی
زگوهر مرا در دل انیشه خاست
بباید سخن گفت از راه راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10990 : ردیف از کل
برین زادم و هم برین بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم
نخستین زتور اندر آمد بدی
که برخاست زو فرّۀ ایزدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10991 : ردیف از کل
ابا دیگران مر مرا کار نیست
بدین اندرون هیچ گفتار نیست
شنیدی که با ایرج کنم سخن
بآغاز کینهچه افگند بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10992 : ردیف از کل
به گفتار دهقان کنون بازگرد
نگر تا چه گوید سراینده مرد
وز آنجایگه تا بافراسیاب
شد این بوم توران وایران خراب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10993 : ردیف از کل
چو آگاهی آمد به کاووس شاه
که شد روزگار سیاوش تباه
بیکجای هرگز نیآمیختند
زبند خرد دور بگریختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10994 : ردیف از کل
به کردار مرغان سرش را ز تن
جدا کرد سالار آن انجمن
سپهدار توران از آن بدترست
کنون گاو بیشه بچرم اندرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10995 : ردیف از کل
ابر بی گناهش به خنجر به زار
بریدند سر زان تن شاهوار
ندانی تو خوئی بدش بیگمان
بمان تا برآید بدین بر زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10996 : ردیف از کل
بنالد همی بلبل از شاخ سرو
چو دراج زیر گلان با تذرو
نخستین زاغریرث اندازه گیر
که بر دست او کشته شد خیره خیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10997 : ردیف از کل
همه شهر توران پر از داغ و درد
به بیشه درون برگ گلنار زرد
برادر هم از کالبد وهم زپشت
چنان پر خرد بی گنه را بکشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10998 : ردیف از کل
گرفتند شیون به هر کوهسار
نه فریادرس بود و نه خواستار
وز آنپس بسی نامور بی گناه
شدستند بر دست او بر تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10999 : ردیف از کل
چو این گفته بشنید کاووس شاه
سر نامدارش نگون شد ز گاه
مرا زین سخن ویژه اندوه تست
که بیدار دل باشی وتن درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11000 : ردیف از کل
بر و جامه بدرید و رخ را بکند
به خاک اندر آمد ز تخت بلند
تو تا آمدستی بدین بوم وبر
کسی را نیآمد زتو بد بسر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11001 : ردیف از کل
برفتند با مویه ایرانیان
بدان سوگ بسته به زاری میان
همی مردمی جستی وراستی
جهانی بدانش بیآراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی