در حال بارگذاری ابیات…
***
18018 : ردیف از کل
گرافتد بروبر جهانبین من
برو رستخیز آید از کین من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18019 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که گر بدخوی
بیاری و گفتار من نشنوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18020 : ردیف از کل
بمانم ترا بسته در چاه پای
برخش اندر آرم شوم باز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18021 : ردیف از کل
چو گفتار رستم رسیدش بگوش
ازان تنگ زندان برآمد خروش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18022 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که بد بخت من
ز گردان وز دوده و انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18023 : ردیف از کل
ز گرگین بدان بد که بر من رسید
چنین روز نیزم بباید کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18024 : ردیف از کل
کشیدیم و گشتیم خشنود ازوی
ز کینه دل من بیاسود ازوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18025 : ردیف از کل
فروهشت رستم بزندان کمند
برآوردش از چاه با پای بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18026 : ردیف از کل
برهنه تن و موی و ناخن دراز
گدازیده از رنج و درد و نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18027 : ردیف از کل
همه تن پر از خون و رخساره زرد
ازان بند زنجیر زنگار خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18028 : ردیف از کل
خروشید رستم چو او را بدید
همه تن در آهن شده ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18029 : ردیف از کل
بزد دست و بگسست زنجیر و بند
رها کرد ازو حلقه پای بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18030 : ردیف از کل
سوی خانه رفتند زان چاهسار
بیک دست بیژن بدیگر زوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18031 : ردیف از کل
تهمتن بفرمود شستن سرش
یکی جامه پوشید نو بر برش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18032 : ردیف از کل
ازان پس چو گرگین بنزدیک اوی
بیامد بمالید بر خاک روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18033 : ردیف از کل
ز کردار بد پوزش آورد پیش
بپیچید زان خام کردار خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18034 : ردیف از کل
دل بیژن از کینش آمد براه
مکافات ناورد پیش گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18035 : ردیف از کل
شتر بار کردند و اسبان بزین
بپوشید رستم سلیح گزین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18036 : ردیف از کل
نشستند بر باره نامآوران
کشیدند شمشیر و گرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18037 : ردیف از کل
گسی کرد بار و برآراست کار
چنانچون بود در خور کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18038 : ردیف از کل
بشد با بنه اشکش تیزهوش
که دارد سپه را بهرجای گوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18039 : ردیف از کل
به بیژن بفرمود رستم که شو
تو با اشکش و با منیژه برو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18040 : ردیف از کل
که ما امشب از کین افراسیاب
نیابیم آرام و نه خورد و خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18041 : ردیف از کل
یکی کار سازم کنون بر درش
که فردا بخندد برو کشورش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18042 : ردیف از کل
بدو گفت بیژن منم پیش رو
که از من همی کینه سازند نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18043 : ردیف از کل
برفتند با رستم آن هفت گرد
بنه اشکش تیزهش را سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18044 : ردیف از کل
عنانها فگندند بر پیش زین
کشیدند یکسر همه تیغ کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18045 : ردیف از کل
بشد تا بدرگاه افراسیاب
بهنگام سستی و آرام و خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18046 : ردیف از کل
برآمد ز ناگه ده و دار و گیر
درخشیدن تیغ و باران تیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18047 : ردیف از کل
سران را بسی سر جدا شد ز تن
پر از خاک ریش و پر از خون دهن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18048 : ردیف از کل
ز دهلیز در رستم آواز داد
که خواب تو خوش باد و گردانت شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18049 : ردیف از کل
بخفتی تو بر گاه و بیژن بچاه
مگر باره دیدی ز آهن براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18050 : ردیف از کل
منم رستم زابلی پور زال
نه هنگام خوابست و آرام و هال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18051 : ردیف از کل
شکستم در بند زندان تو
که سنگ گران بد نگهبان تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18052 : ردیف از کل
رها شد سر و پای بیژن ز بند
بداماد بر کس نسازد گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18053 : ردیف از کل
ترا رزم و کین سیاوخش بس
بدین دشت گردیدن رخش بس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18054 : ردیف از کل
همیدون برآورد بیژن خروش
که ای ترک بدگوهر تیره هوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18055 : ردیف از کل
براندیش زان تخت فرخنده جای
مرا بسته در پیش کرده بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18056 : ردیف از کل
همی رزم جستی بسان پلنگ
مرا دست بسته بکردار سنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18057 : ردیف از کل
کنونم گشاده بهامون ببین
که با من نجوید ژیان شیر کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18058 : ردیف از کل
بزد دست بر جامه افراسیاب
که جنگ آوران را ببستست خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18059 : ردیف از کل
بفرمود زان پس که گیرند راه
بدان نامداران جوینده گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18060 : ردیف از کل
ز هر سو خروش تکاپوی خاست
ز خون ریختن بر درش جوی خاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18061 : ردیف از کل
هرآنکس که آمد ز توران سپاه
زمانه تهی ماند زو جایگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18062 : ردیف از کل
گرفتند بر کینه جستن شتاب
ازان خانه بگریخت افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18063 : ردیف از کل
بکاخ اندر آمد خداوند رخش
همه فرش و دیبای او کرد بخش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18064 : ردیف از کل
پریچهرگان سپهبدپرست
گرفته همه دست گردان بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18065 : ردیف از کل
گرانمایه اسبان و زین پلنگ
نشانده گهر در جناغ خدنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18066 : ردیف از کل
ازان پس ز ایوان ببستند بار
بتوران نکردند بس روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18067 : ردیف از کل
ز بهر بنه تاخت اسبان بزور
بدان تا نخیزد ازان کار شور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی