در حال بارگذاری ابیات…
***
17968 : ردیف از کل
تو با داغ دل چون پویی همی
که رخرا بخوناب شویی همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17969 : ردیف از کل
کنون چون درست آمد از تو نشان
ببینی سر تیغ مردم کشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17970 : ردیف از کل
زمین را بدرانم اکنون بچنگ
بپروین براندازم آسوده سنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17971 : ردیف از کل
مرا گفت چون تیره گردد هوا
شب از چنگ خورشید یابد رها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17972 : ردیف از کل
بکردار کوه آتشی برفروز
که سنگ و سر چاه گردد چو روز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17973 : ردیف از کل
بدان تا ببینم سر چاه را
بدان روشنی بسپرم راه را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17974 : ردیف از کل
بفرمود بیژن که آتش فروز
که رستیم هر دو ز تاریک روز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17975 : ردیف از کل
سوی کردگار جهان کرد سر
که ای پاک و بخشنده و دادگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17976 : ردیف از کل
ز هر بد تو باشی مرا دستگیر
تو زن بر دل و جان بدخواه تیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17977 : ردیف از کل
بده داد من زآنک بیداد کرد
تو دانی غمان من و داغ و درد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17978 : ردیف از کل
مگر بازیابم بر و بوم را
نمانم بننگ اختر شوم را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17979 : ردیف از کل
تو ای دخت رنج آزموده ز من
فدا کرده جان و دل و چیز و تن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17980 : ردیف از کل
بدین رنج کز من تو برداشتی
زیان مرا سود پنداشتی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17981 : ردیف از کل
بدادی بمن گنج و تاج و گهر
جهاندار خویشان و مام و پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17982 : ردیف از کل
اگر یابم از چنگ این اژدها
بدین روزگار جوانی رها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17983 : ردیف از کل
بکردار نیکان یزدان پرست
بپویم بپای و بیازم بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17984 : ردیف از کل
بسان پرستار پیش کیان
بپاداش نیکیت بندم میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17985 : ردیف از کل
منیژه بهیزم شتابید سخت
چو مرغان برآمد بشاخ درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17986 : ردیف از کل
بخورشید بر چشم و هیزم ببر
که تا کی برآرد شب از کوه سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17987 : ردیف از کل
چو از چشم خورشید شد ناپدید
شب تیره بر کوه دامن کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17988 : ردیف از کل
بدانگه که آرام گیرد جهان
شود آشکارای گیتی نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17989 : ردیف از کل
که لشکر کشد تیره شب پیش روز
بگردد سر هور گیتی فروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17990 : ردیف از کل
منیژه سبک آتشی برفروخت
که چشم شب قیرگون را بسوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17991 : ردیف از کل
بدلش اندرون بانگ رویینه خم
که آید ز ره رخش پولاد سم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17992 : ردیف از کل
بدانگه که رستم ببربر گره
برافگند و زد بر گره بر زره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17993 : ردیف از کل
بشد پیش یزدان خورشید و ماه
بیامد بدو کرد پشت و پناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17994 : ردیف از کل
همی گفت چشم بدان کور باد
بدین کار بیژن مرا زور باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17995 : ردیف از کل
بگردان بفرمود تا همچنین
ببستند بر گردگه بند کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17996 : ردیف از کل
بر اسبان نهادند زین خدنگ
همه جنگ را تیز کردند چنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17997 : ردیف از کل
تهمتن برخشنده بنهاد روی
همی رفت پیش اندرون راه جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17998 : ردیف از کل
چو آمد بر سنگ اکوان فراز
بدان چاه اندوه و گرم و گداز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17999 : ردیف از کل
چنین گفت با نامور هفت گرد
که روی زمین را بباید سترد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18000 : ردیف از کل
بباید شما را کنون ساختن
سر چاه از سنگ پرداختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18001 : ردیف از کل
پیاده شدند آن سران سپاه
کزان سنگ پردخت مانند چاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18002 : ردیف از کل
بسودند بسیار بر سنگ چنگ
شده مانده گردان و آسوده سنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18003 : ردیف از کل
چو از نامداران بپالود خوی
که سنگ از سر چاه ننهاد پی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18004 : ردیف از کل
ز رخش اندر آمد گو شیرنر
زره دامنش را بزد بر کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18005 : ردیف از کل
ز یزدان جان آفرین زور خواست
بزد دست و آن سنگ برداشت داست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18006 : ردیف از کل
بینداخت در بیشه شهر چین
بلرزید ازان سنگ روی زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18007 : ردیف از کل
ز بیژن بپرسید و نالید زار
که چون بود کارت ببد روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18008 : ردیف از کل
همه نوش بودی ز گیتیت بهر
ز دستش چرا بستدی جام زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18009 : ردیف از کل
بدو گفت بیژن ز تاریک چاه
که چون بود بر پهلوان رنج راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18010 : ردیف از کل
مرا چون خروش تو آمد بگوش
همه زهر گیتی مرا گشت نوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18011 : ردیف از کل
بدین سان که بینی مرا خان و مان
ز آهن زمین و ز سنگ آسمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18012 : ردیف از کل
بکنده دلم زین سرای سپنج
ز بس درد و سختی و اندوه و رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18013 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که بر جان تو
ببخشود روشن جهانبان تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18014 : ردیف از کل
کنون ای خردمند آزاده خوی
مرا هست با تو یکی آرزوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18015 : ردیف از کل
بمن بخش گرگین میلاد را
ز دل دور کن کین و بیداد را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18016 : ردیف از کل
بدو گفت بیژن که ای یار من
ندانی که چون بود پیکار من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
18017 : ردیف از کل
ندانی تو ای مهتر شیرمرد
که گرگین میلاد با من چه کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی