***
کنیز نزد زال دستان رفت و گفت همه چیز آماده است، گام پیش بگذار.
FAThe maiden hastened to Zal and told him that all was ready, urging him to step forward.
EN3261 : ردیف از کل
پرستنده شد سوی دستان سام
که شد ساخته کار بگذار گام
پرستنده شد سوی دستان سام
که شد ساخته کار بگذار گام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد با دلی پر از شور و مهر، شتابان روی به سوی کاخ نهاد.
FAThe commander eagerly directed his steps toward the palace, drawn by longing for his love.
EN3262 : ردیف از کل
سپهبد سوی کاخ بنهاد روی
چنان چون بود مردم جفت جوی
سپهبد سوی کاخ بنهاد وی
چنان چون بود مردمی جفت جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن پریروی گلرخ بر بام کاخ برآمد، چون سروی که ماهی تابان بر سر دارد.
FAThe rose-cheeked maiden ascended to the roof, standing tall as a cypress beneath the full moon.
EN3263 : ردیف از کل
برآمد سیه چشم گلرخ به بام
چو سرو سهی بر سرش ماه تام
برآمد سپه چشم گلرخ بیام
چو سرو سهی بر سرش ماه تام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون آن دختر نامدار، زال سوار را از دور دید،
FAWhen that renowned maiden caught sight of the valiant Zal riding from afar,
EN3264 : ردیف از کل
چو از دور دستان سام سوار
پدید آمد آن دختر نامدار
چو از دور دستان سام سوار
پدید آمد این دختر نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
لبان لعلگون خود را گشود و بانگ برآورد که خوش آمدی ای جوانمرد بزرگزاده.
FAShe parted her ruby lips and called out, welcoming the noble-born hero.
EN3265 : ردیف از کل
دو بیجاده بگشاد و آواز داد
که شاد آمدی ای جوانمرد شاد
دو بیجاده بگشاد و آواز داد
که شاد آمدی ای جوان مرد زاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
درود آفریننده جهان بر تو باد و گردش روزگار همواره به کام تو بگردد.
FAMay the blessings of the Creator be upon you, and may the turning skies favor your steps.
EN3266 : ردیف از کل
درود جهان آفرین بر تو باد
خم چرخ گردان زمین تو باد
درود جهان آفرین بر تو باد
خم چرخ گردان زمین تو باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل کنیزم خرم و شاد باد که تو را همانگونه که هستی، سراپا به نیکی یاد کرد.
FABlessed be my handmaiden's heart, who truly described your splendid form from head to foot.
EN3267 : ردیف از کل
پرستنده خرّم دل و شاد باد
چنان سراپای کو کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اینچنین پیاده از خیمهگاه آمدی و پاهای شهریارانه تو خسته و رنجور شد.
FAYou have journeyed on foot from your pavilion, wearing out your royal feet on the way.
EN3268 : ردیف از کل
پیاده بدین سان ز پرده سرای
برنجیدت این خسروانی دو پای
پیاده بدینسان زپرده سرای
برنجیدت آن خسروانی دو پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد چون آوای دلنشین را از فراز بام شنید، سر برداشت و آن ماهرخ را دید.
FAHearing her sweet voice from the battlements, the commander looked up and beheld her beauty.
EN3269 : ردیف از کل
سپهبد کزان گونه آوا شنید
نگه کرد و خورشید رخ را بدید
سپهبد چو از باره آوا شنید
نگه کرد خورشید رخرا بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بام کاخ از فروغ او چون گوهری درخشان بود و زمین از تابش رخش چون یاقوت سرخ مینمود.
FAThe roof gleamed like a bright gem from her glow, and the earth flushed ruby-red beneath her light.
EN3270 : ردیف از کل
شده بام از آن گوهر تابناک
به جای گل سرخ یاقوت خاک
شده بام ازو گوهر تابناک
زتاب رخش سرخ یاقوت خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پاسخ داد ای ماهرو، درود من و آفرین آسمانها بر روان پاک تو باد.
FAHe answered, O radiant beauty, my greetings and the sky's highest praises be upon you.
EN3271 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که ای ماه چهر
درودت ز من آفرین از سپهر
چنین داد پاسخ که ای ماه چهر
درودت زمن آفرین از سپهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شبهای بیشماری چشم به آسمان دوخته بودم و پیش پروردگار پاک زاری میکردم،
FAFor so many nights I gazed at the stars, crying out in prayer before the holy Lord,
EN3272 : ردیف از کل
چه مایه شبان دیده اندر سماک
خروشان بدم پیش یزدان پاک
چه مایه شبان دیده اندر سماک
خروشان بدم پیش یزدان پاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و از خدای جهان میخواستم که چهره زیبای تو را پنهانی به من بنماید.
FABeseeching the Ruler of the world to let me behold your face in secret.
EN3273 : ردیف از کل
همی خواستم تا خدای جهان
نماید مرا رویت اندر نهان
همی خواستم تا خدای جهان
نماید بمن رویت اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون به شنیدن این آوای نرم و گفتار پر از ناز و دلنشینت شادمان شدم.
FANow I rejoice at the sound of your voice and your sweet, enchanting words.
EN3274 : ردیف از کل
کنون شاد گشتم بآواز تو
بدین خوب گفتار با ناز تو
کنون شاد گشتم به آواز تو
بدین چرب گفتار با ناز تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
راهی برای دیدار بجوی؛ چرا تو بر فراز بام بمانی و من در پای دیوار سرگردان باشم؟
FAFind a way for us to meet; why should you linger on the ramparts while I remain below?
EN3275 : ردیف از کل
یکی چاره راه دیدار جوی
چه پرسی تو بر باره و من به کوی
یکی چارة راه دیدار جوی
چه باشی تو بر باره و من بگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن زیباروی گیسوان سیاهش را از سر گشود و زال به گفتارش گوش فرا داد.
FAThe fair maiden untied her raven tresses, as the champion listened intently to her words.
EN3276 : ردیف از کل
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
پری چهر گفت و سپهبد شنود
زسر شعر شبگون همی برگشود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمندی بلند از گیسوان مشکین فرو افکند که هیچ تاری از آن تاب و پیچی به خود ندیده بود.
FAShe uncoiled a long lasso of dark tresses, smoother than cords woven of pure musk.
EN3277 : ردیف از کل
کمندی گشاد او ز سرو بلند
کس از مشک زان سان نپیچد کمند
کمندی گشاد او زگیسو بلند
که از مشک از آنسان نپیچی کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیچ در پیچ چون مار بر دوشش افتاده بود و حلقهحلقه تا پای کاخ میرسید.
FAWaving ring upon ring like dark serpents, the strands cascaded down from her fair neck.
EN3278 : ردیف از کل
خم اندر خم و مار بر مار بر
بران غبغبش نار بر نار بر
خم اندر خم و مار بر مار بر
بر آن غبغیش تار بر تار بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گیسو را از فراز کنگره کاخ آویزان کرد و زال با خود گفت این چه کمند شایستهای است.
FAShe lowered her locks over the battlements, and Zal marvelled at such a splendid rope.
EN3279 : ردیف از کل
فروهشت گیسو تز آن کنگره
بدل زال گفت این کمندی سره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رودابه از بالای بام بانگ برآورد که ای پور دلاور و گرد پهلوان،
FARoodabeh cried down from the wall, O valiant son born of mighty champions,
EN3280 : ردیف از کل
پس از باره رودابه آواز داد
که ای پهلوان بچّة گرد زاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
میان خود ببند، پنجههای شیرافکن بگشا و با دستان نیرومند خود بالا بیا.
FAGird your loins swiftly, extend your lion-like grasp, and climb with royal strength.
EN3281 : ردیف از کل
بدو گفت بر تاز و برکش میان
بر شیر بگشای و چنگ کیان
کنون زود برتاز و برکش میان
بر شیر بگشای و چنگ کیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
این گیسوی سیاه را در دست بگیر، چرا که موی من تنها برای تو شایسته است.
FATake hold of these dark tresses, for my hair is meant for none other than you.
EN3282 : ردیف از کل
بگیر این سیه گیسو از یک سوم
ز بهر تو باید همی گیسوم
بگیر این سیه گیسو از یک سوم
زبهر تو باید همی گیسویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال در آن ماهچهر نگریست و از سخنان مهرآمیز و دلاورانهاش شگفتزده شد.
FAZal gazed up at the lovely maiden, astonished by her tender and daring words.
EN3283 : ردیف از کل
نگه کرد زال اندران ماه روی
شگفتی بماند اندران روی و موی
نگه کرد زال اندر آن ماه روی
شگفت آمدش زآنچنان گفتگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمند مشکین او را با مهر بوسید، چندانکه عروس آوای بوسهاش را شنید.
FAHe pressed a gentle kiss upon her fragrant braids, loud enough for the bride to hear.
EN3284 : ردیف از کل
بسائید مشکین کمندش ببوس
که بشنید آواز بوسش عروس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پاسخ داد که این کار با دادگری سازگار نیست و مبادا خورشید روزی را ببیند،
FAHe answered that this would not be just, and may the sun never shine on the day,
EN3285 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که این نیست داد
چنین روز خورشید روشن مباد
چنین داد پاسخ که این نیست داد
بدین روز خورشید روشن مباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که من به این موی لطیف چنگ زنم و با این کار تیری بر جان خستهات بنشانم.
FAThat I should pull upon your delicate hair, wounding your tender spirit.
EN3286 : ردیف از کل
که من دست را خیره بر جان زنم
برین خسته دل تیز پیکان زنم
که من خیره را دست بر جان زنم
برین حسته دل تیر پیکان زنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال کمندی از خدمتکار گرفت، تابی به آن داد و بیدرنگ به فراز بام انداخت.
FAZal took a rope from his page, whirled it aloft, and cast it upward without hesitation.
EN3287 : ردیف از کل
کمند از رهی بستد و داد خم
بیفگند خوار و نزد ایچ دم
کمند از رهی بستند و داد خم
بیفگند بالا نزد هیچ دم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سر کمند به کنگره کاخ پیچید و پهلوان سبکبار تا بام بالا رفت.
FAThe hook seized the parapet, and the paladin vaulted straight to the roof in one leap.
EN3288 : ردیف از کل
به حلقه درآمد سر کنگره
برآمد ز بن تا به سر یکسره
بحلقه درآمد سر کنگره
برآمد زین تا بسر یکسره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون پور سام بر بام کاخ گام نهاد، آن پریچهره پیش آمد و در برابرش سر فرود آورد.
FAWhen Sam's son stepped onto the terrace, the fair maiden bowed before him in homage.
EN3289 : ردیف از کل
چو بر بام آن باره بنشست باز
برآمد پری روی و بردش نماز
چو بر سام آن باره بنشست باز
بیآمد پری روی و بردش نماز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رودابه دست دستان را در دست گرفت و هر دو چون مستان شادمان راه افتادند.
FAShe took Dastan's hand in hers, and both moved forward as though intoxicated with joy.
EN3290 : ردیف از کل
گرفت آن زمان دست دستان به دست
برفتند هر دو به کردار مست
گرفت آنزمان دس دستان بدست
بفتند هر دو بکردار مست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دست در دست آن شاخه بلندبالا از بام فرود آمدند.
FAHand in hand with that slender beauty, he descended from the heights of the roof.
EN3291 : ردیف از کل
فرود آمد از بام کاخ بلند
به دست اندرون دست شاخ بلند
فرود آمد از بام کاخ بلند
بدست اندرون دست شاخ بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سرای زرنگار درآمدند و به بزمگاه شاهانه گام نهادند.
FAThey stepped together into the golden chamber and entered a truly regal feast.
EN3292 : ردیف از کل
سوی خانه زرنگار آمدند
بران مجلس شاهوار آمدند
سوی خانة زر نگار آمدند
بدآن مجلس شاهوار آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن خانه چون بهشتی روشن آراسته بود و کنیزان مانند فرشتگان در برابرش ایستاده بودند.
FAThe room was adorned like a radiant paradise, with maidens standing like celestial beings.
EN3293 : ردیف از کل
بهشتی بد آراسته پر ز نور
پرستنده بر پای و بر پیش حور
بهشتی بد آراسته پر زنور
پرستنده بر پای بر پیش حور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال زر از آن همه شکوه، زیبایی رخسار، موی مشکین و فر کیانی شگفتزده ماند.
FAZal Zar stood amazed by her dazzling face, her rich tresses, and her queenly glory.
EN3294 : ردیف از کل
شگفت اندرو مانده بد زال زر
برآن روی و آن موی و بالا و فر
شگفت اندر آن مانده بد زال زر
بدآن روی و آن موی و آن زیب و فر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او با طوق و گوشوارههای گرانبها و زر و گوهری چون گلزار بهاری آراسته بود.
FAShe was decked with torcs and earrings, glowing with gems and gold like a garden in spring.
EN3295 : ردیف از کل
ابا یاره و طوق و با گوشوار
ز دینار و گوهر چو باغ بهار
ابا باره با طوق و با گوشوار
زدینار و گوهر چو باغ بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گونههایش چون گل سرخ در میان یاسمن بود و پیچ و تاب زلفش شکن در شکن مینمود.
FAHer cheeks were like roses amid jasmines, and her dark locks fell in wave upon wave.
EN3296 : ردیف از کل
دو رخساره چون لاله اندر سمن
سر جعد زلفش شکن بر شکن
دو رخساره چون لاله اندر سمن
سر جعد زلفش شکن بر شکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال نیز با شکوه و فره شاهانه در کنار آن ماهروی خرامان نشست.
FAZal, radiating royal splendor, seated himself beside that peerless moon-faced beauty.
EN3297 : ردیف از کل
همان زال با فر شاهنشهی
نشسته بر ماه بر فرهی
همان زال با فرّ شاهنشهی
نشسته بر ماه با فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دشنهای بر کمر حمایل بسته بود و کلاهخودی آراسته به یاقوت سرخ بر سر داشت.
FAA dagger hung at his side, and a circlet set with red rubies crowned his brow.
EN3298 : ردیف از کل
حمایل یکی دشنه اندر برش
ز یاقوت سرخ افسری بر سرش
حمایل یکی دشنه اندر برش
زیاقوت سرخ افسری بر سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رودابه از تماشای او سیر نمیشد و با هر دو دیده به چهرهاش خیره مانده بود.
FARoodabeh could not take her eyes off him, gazing intently upon his handsome features.
EN3299 : ردیف از کل
زدیدنش رودابه می نآرمید
بدو دیده در وی همی بنگرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به آن قد و بالا، بال و پر پهلوانی و فر و شکوهی مینگریست که سنگ خارا را به گرز میشکافت.
FAAdmiring his broad shoulders, noble stature, and the might that could crush stone with a mace.
EN3300 : ردیف از کل
بدآن شاخ و بال و بدآن فر و برز
که خارا چو خار آمدی زو بگرز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر چه بیشتر بر فروغ رخسار جانفزایش مینگریست، آتش عشق در دلش تندتر زبانه میکشید.
FAThe longer she gazed upon his glowing face, the fiercer the fire of love burned within her.
EN3301 : ردیف از کل
فروغ رخشرا که جان بر فروخت
درو بیش دید و دلش بیش سوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تنها به بوسه و آغوش و نوشیدن می پرداختند و شیر گزندی به آن آهو نرساند.
FAThey shared sweet embraces, kisses, and wine, yet the noble lion did no harm to the fawn.
EN3302 : ردیف از کل
همی بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گور را نشکرید
همی بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گوررا نشکرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهبد به آن ماهرو گفت ای زیباروی سیمینتن و خوشبو،
FAThe commander spoke to the maiden, O lovely lady of silver skin and sweet perfume,
EN3303 : ردیف از کل
سپهبد چنین گفت با ماه روی
که ای سرو سیمین بر و رنگ بوی
سپهبد چنین گفت با ماه روی
که ای سر سیمین بر و مشکبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
منوچهر شاه چون داستان ما را بشنود، هرگز با این پیوند همداستان نخواهد شد.
FAKing Manuchehr, upon hearing this tale, will never easily consent to our union.
EN3304 : ردیف از کل
منوچهر اگر بشنود داستان
نباشد برین کار همداستان
منوچهر چون بشنود داستان
نباشد برین نیز همداستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سام نریمان نیز خروش برمیآورد و از خشم بر من کف بر لب میآورد.
FALikewise Sam Nariman will raise an uproar, raging in fury against me.
EN3305 : ردیف از کل
همان سام نیرم برآرد خروش
ازین کار بر من شود او بجوش
همان سام نیرم برآرد خروش
کف اندازد و بر من آید بجوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما جان و تن من در برابر مهر تو ارزشی ندارد و من کفن پوشیدن را بر جدایی ترجیح میدهم.
FAYet life and body mean nothing before you; I would sooner wear a shroud than lose your love.
EN3306 : ردیف از کل
ولیکن نه پرمایه جانست و تن
همان خوار گیرم بپوشم کفن
ولیکن نه پرمایه جانست و تن
همان خوار گیرم بپوشم کفن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیش پروردگار دادگر سوگند یاد کردم که هرگز از پیمان دوستی با تو برنگردم.
FAI have vowed before the righteous Judge that I shall never break my pledge to you.
EN3307 : ردیف از کل
پذیرفتم از دادگر داورم
که هرگز ز پیمان تو نگذرم
پذیرفتم از دادگر داورم
که هرگز زپیمان تو نگذرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به پیشگاه خداوند میروم و چون بندگان پاکنهاد نیایش خواهم کرد،
FAI will go before the Lord and offer prayers as a devout worshiper,
EN3308 : ردیف از کل
شوم پیش یزدان ستایش کنم
چو ایزد پرستان نیایش کنم
شوم پیش یزدان ستایش کنم
چو یزدان پرستان نیایش کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاید او کینه و خشم را از دل سام و شهریار ایران بشوید.
FAHoping He will cleanse the wrath and malice from the hearts of Sam and the King of Iran.
EN3309 : ردیف از کل
مگر کو دل سام و شاه زمین
بشوید ز خشم و ز پیکار و کین
مگر کو دل سام و شاه زمین
بشوید زخشم و زپیکار و کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا آفریننده جهان دعایم را بشنود و تو آشکارا همسر من شوی.
FASo that the Creator may hear my plea and grant that you become my bride before all.
EN3310 : ردیف از کل
جهان آفرین بشنود گفت من
مگر کاشکارا شوی جفت من
جهان آفرین بشنود گفت من
مگر کآشکارا شوی جفت من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
