***
همگان در مجلس از شادمانی شکوفا شدند و شاهنشاه جهان زبان به آفرین و تحسین گشود.
FAThe entire assembly blossomed with joy, and the King of the world raised loud shouts of acclaim.
EN4120 : ردیف از کل
به شادی یکی انجمن برشگفت
شهنشاه گیتی زهازه گرفت
بشادی همه انجمن بر شکفت
شهنشاه گیتی زهازه گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه بزمی باشکوه چون ماه شب چهارده آراست.
FAThe King arranged a magnificent feast, dazzling like the full moon of the fourteenth night.
EN4121 : ردیف از کل
یکی جشنگاهی بیاراست شاه
چنان چون شب چارده چرخ ماه
یکی چشنگاهی بیآراست شاه
چنان چون شب چارده چرخ ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
باده نوشیدند تا شب جهان را فرا گرفت و سر میگساران از بادهنوشی گرم و مدهوش شد.
FAThey drank wine until darkness covered the world, and the banqueters were enchanted by the wine.
EN4122 : ردیف از کل
کشیدند می تا جهان تیره گشت
سرمیگساران ز می خیره گشت
کشیدند می تا جهان تیره شد
سر میکساران زمی خیره شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نغمه و خروش پاسبانان و پردهداران یکایک از درگاه شاه برآمد.
FACries of the royal guards and heralds rose one by one from the threshold of the palace.
EN4123 : ردیف از کل
خروشیدن مرد بالای گاه
یکایک برآمد ز درگاه شاه
خروشیدن مرد بالای خواه
یکایک برآمد زدرگاه شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلاوران همگی شادمان و سرخوش دست یکدیگر را گرفته، روانه شدند.
FAThe champions departed merry and rejoicing, clasping one another's hands in camaraderie.
EN4124 : ردیف از کل
برفتند گردان همه شاد و مست
گرفته یکی دست دیگر به دست
برفتند گردان همه شاد ومست
گرفته یکی دیت دیگر بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون خورشید از فراز کوهستان سر برآورد، سر بزرگان از خواب شیرین بیدار شد.
FAWhen the morning sun blazed forth over the mountain, the noble leaders awoke from sleep.
EN4125 : ردیف از کل
چو برزد زبانه ز کوه آفتاب
سر نامدران برآمد ز خواب
چو بر زد زبانه زکوه آفتاب
سر نامداران درآمد زخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال دلیر کمر بسته چون شیری نران به پیشگاه شاهنشاه آمد،
FABrave Zal presented himself girded for service, standing before the monarch like a fierce lion,
EN4126 : ردیف از کل
بیامد کمربسته زال دلیر
به پیش شهنشاه چون نره شیر
بیآمد کمر بسته زال دلیر
به پیش شهنشاه چون نرّه شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا برای بازگشت رخصت طلبد و نزد پدر فرخنده و سالارش سام بشتابد.
FATo request permission to depart the court and return to his glorious father, commander Sam.
EN4127 : ردیف از کل
به دستوری بازگشتن ز در
شدن نزد سالار فرخ پدر
بدستورئ بازگشتن زدر
شدن نزد سالار فرّخ پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به پادشاه گفت: ای نیکنهاد، آرزومند دیدار روی پدرم سام شدهام.
FAHe addressed the sovereign: "O noble King, my heart longs to behold the face of Sam."
EN4128 : ردیف از کل
به شاه جهان گفت کای نیکخوی
مرا چهر سام آمدست آرزوی
بشاه جهان گفت که ای نیکخوی
مرا چهر سام آمدست آرزوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پایه این تخت عاج را بوسیدم و دلم از شکوه و فر تاج شما روشن شد.
FA"I kissed the pedestal of this ivory throne, and my soul was enlightened by your royal glory."
EN4129 : ردیف از کل
ببوسیدم ای پایه تخت عاج
دلم گشت روشن بدین برز و تاج
ببوسیدم این پایة تخت عاج
دلم گشت روشن بدین فرّ وتاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه به او فرمود: ای جوانمرد دلاور، امروز را نیز باید درنگ کنی و سپری سازی.
FAThe King answered: "O valiant hero, stay yet this one day more at our court."
EN4130 : ردیف از کل
بدو گفت شاه ای جوانمرد گرد
یک امروز نیزت بباید سپرد
بدو گفت شاه ای جوان مرد گرد
یک امروز نیزت بباید سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در حقیقت اشتیاق دیدار دختر مهراب در دلت افتاده؛ دلت کجای هوای سام نریمان را دارد؟!
FA"It is longing for Mehrab's daughter that calls you; your heart is hardly yearning for Sam son of Nariman!"
EN4131 : ردیف از کل
ترا بویه دخت مهراب خاست
دلت راهش سام زابل کجاست
ترا بویة دخت مهراب خاست
دلت خواهش سام نیرم کجاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه فرمان داد سنج و زنگهای هندی و کرناها را به میدان رزم بیاورند و بنوازند.
FAHe ordered cymbals, Indian bells, and great trumpets sounded upon the royal field.
EN4132 : ردیف از کل
بفرمود تا سنج و هندی درای
به میدان گذارند با کره نای
بفرمود تا صنج وهندی درای
بمیدان بر آرند کرّنای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلاوران با نیزه، گرز، تیر و کمان شادمان به میدان رفتند.
FAWith lances, maces, bows, and arrows, all the champions marched joyously into the arena.
EN4133 : ردیف از کل
ابا نیزه و گرز و تیر و کمان
برفتند گردان همه شادمان
ابا نیزه وگرز وتیر وکمان
برفتند گردان همه شادمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمانها و تیرهای خدنگ برگرفتند و چون روز نبرد، نشانههایی برای تیراندازی برپا کردند.
FAThey took up sturdy bows and arrows of white poplar, setting targets as on a day of battle.
EN4134 : ردیف از کل
کمانها گرفتند و تیر خدنگ
نشانه نهادند چون روز جنگ
کمانها گرفتند وتیر خدنگ
نشانه نهادند چون روز جنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر سواری در هنری خودنمایی کرد؛ یکی با گرز، دیگری با شمشیر و تیر و نیزه.
FAEach warrior wheeled his horse displaying mastery with mace, sword, bow, or spear.
EN4135 : ردیف از کل
بپیچید هر یک به چیزی عنان
به گرز و به تیغ و به تیر و سنان
به پیچید هر کس بچیزی عنان
بکرز وبتیغ وبتیر وسنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه جهان از جایگاه بلند، هنرنماییهای پیدا و پنهان پهلوانان را مینگریست.
FAFrom his high pavilion, the King observed the martial prowess of all the champions.
EN4136 : ردیف از کل
درختی گشن بد به میدان شاه
گذشته برو سال بسیار و ماه
زبالا همی دید شاه جهان
زگردان هنر آشکار ونهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنگاه از دستانِ سام چنان سوارکاری و دلاوری دید که هرگز نه دیده بود و نه شنیده.
FAThen he witnessed such horsemanship from Zal son of Sam as none had ever seen or heard of.
EN4137 : ردیف از کل
کمان را بمالید دستان سام
برانگیخت اسپ و برآورد نام
زدستان سام آن سواری بدید
که نه دیده بود ونه از کس شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
درختی کهنسال در میدان شاه بود که سالیان دراز بر آن گذشته بود.
FAThere stood an ancient tree upon the King's plain, which had weathered countless seasons and years.
EN4138 : ردیف از کل
درختی کهن بد بمیدان شاه
گذشته برو بر بسی سال وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دستانِ سام کمان کشید، اسب را برانگیخت و نام پهلوانیاش را بلند کرد.
FAZal strung his bow, spurred his steed forward, and raised his renown.
EN4139 : ردیف از کل
کمانرا بمالید دستان سام
بر انگیخت اسپ وبر آورد نام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تیر شاهوارش را بر میانه آن درخت راست زد و تیر از سوی دیگر تنه درخت گذشت.
FAHe struck the center of that upright trunk, and the royal arrow pierced clear through to the other side.
EN4140 : ردیف از کل
بزد بر میان درخت سهی
گذاره شد آن تیر شاهنشهی
بزد بر میان درختی سهی
گذاره شد آن تیر شاهنشهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در حال تاختن اسب، تیری دیگر چون شیری ژیان انداخت و نشان را شکافت.
FAAt full gallop he released another arrow, piercing the mark like a ferocious lion.
EN4141 : ردیف از کل
هم اندر تگ اسپ یک چوبه تیر
بینداخت و بگذاشت چون نره شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نیزهاندازان سپر برگرفتند و با زوبینها و خشتهای سنگین به میدان گردیدند.
FAJavelin throwers raised their shields and wheeled about with heavy darts.
EN4142 : ردیف از کل
سپر برگرفتند ژوپین وران
بگشتند با خشتهای گران
سپر بر گرفتند ژوپین وران
بکشتند با خشتهای گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال از غلام ترک خود سپری خواست، اسب تاخت و یال و گردن برافراشت.
FAZal called for a shield from his page, spurred his charger, and arched his neck proudly.
EN4143 : ردیف از کل
سپر خواست از ریدک ترک زال
برانگیخت اسپ و برآورد یال
سپر خواست از ریدک ترک زال
بر انگیخت اسپ وبرآورد یال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمان را فرو نهاد و زوبین برگرفت و شیوهای نو در شکار و پرتاب زوبین آغاز کرد.
FACasting aside his bow, he grasped a javelin and performed wondrous feats of skill with it.
EN4144 : ردیف از کل
کمان را بینداخت و ژوپین گرفت
به ژوپین شکار نوآیین گرفت
کمانرا بیفکند وژوپین گرفت
بژوپین شکار نوآئین گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زوبینی بر سه سپر پیدرپی زد که از هر سه گذشت و آنها را به خاک افکند.
FAHe hurled a heavy dart through three thick shields, piercing them through and casting them low.
EN4145 : ردیف از کل
بزد خشت بر سه سپر گیل وار
گشاده به دیگر سو افگند خوار
بزد خشت بر سه سپر نامدار
گذشت وبدیگر سو افگند خوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه جهان به سرکشان و بزرگان گفت: کیست از میان شما که با او هماوردی کند؟
FAThe King asked his mighty nobles: "Who among you dares contest him in combat?"
EN4146 : ردیف از کل
به گردنکشان گفت شاه جهان
که با او که جوید نبرد از مهان
بگردنکشان گفت شاه جهان
که با او که جوید نبرد از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یکی از پهلوانان پای به نبرد نهاد تا با تیر و زوبین خودنمایی کند و گرد برانگیزد.
FAA champion stepped forward into battle, seeking to match him in clouds of dust with arrow and dart.
EN4147 : ردیف از کل
یکی برگراییدش اندر نبرد
که از تیر و ژوپین برآورد گرد
یکی بر گرائیدش اندر نبرد
که از تیر وژوپین برآورد گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلاوران سلاحهای خود را آراستند، در دل خشمگین و بر زبان پر از لاف و هیاهو.
FAThe warriors readied their weapons, fierce at heart and murmuring challenges.
EN4148 : ردیف از کل
همه برکشیدند گردان سلیح
بدل خشمناک و زبان پر مزیح
همه راست کردند گردان سلیچ
بدل خشمناک وزبان پر مزیچ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
عنانپیچان با نیزههایی با نوک پولادین و آبداده به میدان کارزار درآمدند.
FAReining their horses, they entered the lists with tempered steel lances poised.
EN4149 : ردیف از کل
به آورد رفتند پیچان عنان
ابا نیزه و آب داده سنان
به آورد رفتند پیچان عنان
ابا نیزة آبداده سنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال اسب را برانگیخت و گرد و خاک برخاست و تن به تن هماورد روبهرو شد.
FAZal spurred his steed, raising a dust storm as warrior clashed head-on against warrior.
EN4150 : ردیف از کل
چنان شد که مرد اندر آمد به مرد
برانگیخت زال اسپ و برخاست گرد
برانگیخت زال اسپ وبرخاست گرد
چنان شد که مرد اندر آمد بمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال نگریست تا ببیند کدامیک از آنان سواری سرکش و نامدار و ماهر است؛
FAZal scanned the ranks to see which among them was the boldest, most renowned rider;
EN4151 : ردیف از کل
نگه کرد تا کیست زیشان سوار
عنان پیچ و گردنکش و نامدار
نگه کرد تا کیست زایشان سوار
عنان پیچ وگردنکش ونامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بیدرنگ زال جنگاور بر او یورش برد و آن پهلوان از هیبت زال پا به فرار نهاد.
FASwiftly warlike Zal charged him, and that proud champion turned to flee before him.
EN4152 : ردیف از کل
سبک زال جنگی برو حمله کرد
زپیشش گریزان شد آن گرد مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال چون پلنگی از میان گرد و غبار تاخت و کمربند او را در چنگ گرفت.
FAZal leaped out from the dust like a leopard and seized his foe's belt in a crushing grip.
EN4153 : ردیف از کل
ز گرد اندر آمد بسان نهنگ
گرفتش کمربند او را به چنگ
زگرد اندر آمد بسان پلنگ
گرفتش کمربند اورا بچنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چنان خوار او را از روی زین برکند که شاه و تمام سپاه از شگفتی خیره ماندند.
FAHe hoisted him effortlessly from the saddle, leaving the King and the entire army stunned with awe.
EN4154 : ردیف از کل
چنان خوارش از پشت زین برگرفت
که شاه و سپه ماند اندر شگفت
چنان خوارش از پشت زین برگرفت
که شاه وسپه ماند ازو در شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان یکصدا گفتند که هرگز کسی انسانی با چنین دلیری و قدرتی ندیده است.
FAThe chieftains cried aloud: "Never has human eyes beheld a warrior of such wondrous might!"
EN4155 : ردیف از کل
به آواز گفتند گردنکشان
که مردم نبیند کسی زین نشان
به آواز گفتند گردنکشان
که مردم نه بیند کسی زین نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
منوچهر فرمود: ای جوان دلیر، روانت تا ابد شاد و روشن باد!
FAManuchehr exclaimed: "O valiant youth, may your soul remain forever radiant!"
EN4156 : ردیف از کل
منوچهر گفت ای دلاور جوان
بمانی همه روزه روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر کس با تو نبرد آغازد، مادرش در سوگ او جامه نیلی بر تن خواهد کرد.
FA"Whoever seeks battle against you shall make his mother wear the azure garb of mourning."
EN4157 : ردیف از کل
هر آن کس که با او بجوید نبرد
کند جامه مادر برو لاژورد
هرآنکس که با تو بجوید نبرد
کند جامه مادر برو لاجورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
حتی از شیران چنین پهلوانی زاده نمیشود؛ او را باید از نژاد نهنگان سهمگین شمرد.
FA"Not even from lions is such a hero born; he must be numbered among the mightiest leviathans."
EN4158 : ردیف از کل
ز شیران نزاید چنین نیز گرد
چه گرد از نهنگانش باید شمرد
زشیران نزاید چنین نیز گرد
چه گرد از نهنگانش باید شمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خوشا به حال سام یل که چنین فرزند دلیر و سوارکاری از او به یادگار مانده است.
FA"Blessed is valiant Sam to leave behind in the world such a brave and peerless cavalier."
EN4159 : ردیف از کل
خنک سام یل کش چنین یادگار
بماند به گیتی دلیر و سوار
خنگ سام یل کین چنین یادگار
بماند بگیتی دلیر وسوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه بزرگ و همه پهلوانان و دلاوران نامدار بر زال درود و آفرین فرستادند.
FAThe great King and all his mighty heroes showered blessings and praises upon Zal.
EN4160 : ردیف از کل
برو آفرین کرد شاه بزرگ
همان نامور مهتران سترگ
برو آفرین کرد شاه بزرگ
همه پهلوانان وگرد سترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان با کلاه و کمربند شاهی به کاخ شهریار بازآمدند.
FAThe nobles returned to the royal palace, splendidly crowned and girded for the assembly.
EN4161 : ردیف از کل
بزرگان سوی کاخ شاه آمدند
کمر بسته و با کلاه آمدند
بزرگان سوی کاخ شاه آمدند
کمر بسته وبا کلاه آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه جهان خلعتی چنان باشکوه آراست که همه سران دربار خیره ماندند؛
FAThe King bestowed a robe of honor so magnificent that all the assembled nobles marveled;
EN4162 : ردیف از کل
یکی خلعت آراست شاه جهان
که گشتند ازان خیره یکسر مهان
یکی خلعت آراست شاه جهان
کزو خیره ماندند یکسر مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از تاج گرانبها و تخت زرین گرفته تا دستبند، طوق و کمربند زرین،
FAConsisting of a priceless crown, a golden throne, jeweled armlets, torcs, and golden girdles,
EN4163 : ردیف از کل
چه از تاج پرمایه و تخت زر
چه از یاره و طوق و زرین کمر
چه از تاج پرمایه وتخت زر
چه از یاره وطوق وزرّین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و جامهها و دیباهای نفیس، اسبان رهوار، خدمتکاران و انواع هدایا،
FAAs well as precious robes, servants, fine chargers, and myriad costly gifts,
EN4164 : ردیف از کل
همان جامه های گرانمایه نیز
پرستنده و اسپ و هر گونه چیز
چه از جامهای گرانمایه نیز
پرستنده واسپ وهر گونه چیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه را به زال سپهبد بخشید و دستان سام به نشانه سپاس زمین را بوسید.
FAAll was presented to Zal the commander, and Zal son of Sam kissed the ground in gratitude.
EN4165 : ردیف از کل
به زال سپهبد سپرد آن زمان
همه چیزها از کران تا کران
بزال سپهبد سپرد آن همان
زمین را ببوسید دستان سام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس شاه نامهای پر از سخنان شگفت و فرخنده در پاسخ به نامه سام نگاشت،
FAThen the King wrote a reply to Sam's letter, filled with wonder and auspicious words:
EN4166 : ردیف از کل
پس آن نامه سام پاسخ نوشت
شگفتی سخنهای فرخ نوشت
پس آن نامۀ سام پاسخ نبشت
شکفتی سخنهای فرّخ نبشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
