***
دستور داد گیو و طوس همراه سپاه با شادی و کوس و بوق به پیشواز روند.
FAHe ordered Gev and Tus to ride out joyfully with the army to welcome him with drums and trumpets.
EN9217 : ردیف از کل
که چندین به سوگند پیمان کند
زبان را به خوبی گروگان کند
بفرمود تا با سپه گیو وطوس
برفتند با شادی وبوق وکوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان گرد آمدند و طوس در یک سو و رستم در سوی دیگر ایستادند.
FAAll the grandees assembled, with Tus on one flank and Rostam on the other.
EN9218 : ردیف از کل
چو گردآورد مردم کینه جوی
بتابد ز پیمان و سوگند روی
همه نامداران شدند انجمن
بیک دست طوس ودگر پیلتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خرامان نزد شاه آمدند و شاهزاده جوان را پیش آوردند.
FAThey processed gracefully toward the monarch, escorting the newly blossomed royal youth.
EN9219 : ردیف از کل
جز از من نشاید ورا کینه خواه
کنم روز روشن بدو بر سیاه
خرامان بر شهریار آمدند
که با نو درختی ببر آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون به کاخ رسیدند، فریاد شادمانی برخاست و راه را گشودند.
FAAs they arrived at the palace, joyful cheers arose and the path was cleared.
EN9220 : ردیف از کل
مگر گم کنم نام او در جهان
وگر نه چو تیر از کمان ناگهان
چو آمد بر کاخ کاؤس شاه
خروش آمد وبرکشادند راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خدمتکاران با عود و بوی خوش پیشاپیش او با ادب ایستادند.
FAAttendants bearing sweet incense stepped forward with folded hands in deference.
EN9221 : ردیف از کل
سپه سازد و رزم ایران کند
بسی زین بر و بوم ویران کند
پرستار با مجیر وبوی خوش
بشد پیش او دست کرده بکش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیصد خادم گرانبها ایستاده بودند و سیاوش در میانشان می درخشید.
FAThree hundred noble attendants stood in attendance, with noble Siavash shining in their midst.
EN9222 : ردیف از کل
بدو گفت موبد چه باید سپاه
چو خود رفت باید به آوردگاه
بهر گنج در سهصد استاده بود
میان در سیاوخش آزاده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زر و گوهر فراوان بر سرش ریختند و همگی او را ستایش کردند.
FAThey scattered boundless gold and jewels, chanting praises and blessings upon him.
EN9223 : ردیف از کل
چرا خواسته داد باید بباد
در گنج چندین چه باید گشاد
بسی زر وگوهر برافشاندند
سراسر همی آفرین خواندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش چون کاووس را با تاج درخشان بر تخت عاج دید،
FAWhen Siavash saw Kavus upon the ivory throne, crowned with sparkling rubies,
EN9224 : ردیف از کل
دو بار این سر نامور گاه خویش
سپردی به تیزی به بدخواه خویش
چو کاؤس را دید بر تخت عاج
زیاقوت رخشنده بر سرش تاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نخست بر او آفرین گفت، نماز برد و خاک آستانش را بوسید.
FAHe first praised the King, bowed low, and touched the ground in respectful homage.
EN9225 : ردیف از کل
کنون پهلوانی نگه کن گزین
سزاوار جنگ و سزاوار کین
نخست آفرین کرد وبردش نماز
زمانی همی گفت با خاک راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس نزد شاه رفت و کاووس او را در آغوش کشید.
FAHe then approached the monarch, and Kavus lovingly embraced him.
EN9226 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ بدیشان که من
نبینم کسی را بدین انجمن
وز آنپس بیآمد بر شهریار
سپهبد گرفتش سر اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه از رستم احوالپرسی کرد و او را بر تخت فیروزه نشاند.
FAThe King inquired after Rostam, honored him, and seated him upon a turquoise throne.
EN9227 : ردیف از کل
که دارد پی و تاب افراسیاب
مرا رفت باید چو کشتی بر آب
زرستم بپرسید وبنواختش
بر آن تخت فیروزه بنشاختش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه از دیدن رشد و فرّ سیاوش شگفت زده شد و او را بسیار ستود.
FAKavus was astonished by his son's stature and bestowed countless blessings upon him.
EN9228 : ردیف از کل
شما بازگردید تا من کنون
بپیچم یکی دل برین رهنمون
چنان از شکفتی برو بر بماند
بسی آفرینها برو بر بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بر آن قامت بلند و شکوه پهلوانی بسیار نگریست و تحسین کرد.
FAHe marveled at his tall build, royal grace, and noble bearing.
EN9229 : ردیف از کل
سیاوش ازان دل پراندیشه کرد
روان را از اندیشه چون بیشه کرد
بدآن برز بالا وآن فرّ اوی
بسی دیدنی در برّ اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از اینکه با آن سن کم چنان خردی داشت که گویی با دانایی زاده شده، شادمان شد.
FAHe was amazed that one so young possessed such profound wisdom, as if nurtured by intellect itself.
EN9230 : ردیف از کل
به دل گفت من سازم این رزمگاه
به خوبی بگویم بخواهم ز شاه
بدآن اندکی سال چندان خرد
که گفتی روانش خرد پرورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس بر خداوند جهان آفرین خواند و چهره بر خاک مالید.
FAKavus offered praise to the Creator of the universe, pressing his forehead to the ground.
EN9231 : ردیف از کل
مگر کم رهایی دهد دادگر
ز سودابه و گفت و گوی پدر
بسی آفرین بر جهان آفرین
بخواند وبمالید رخ بر زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت ای پروردگار آسمان و خداوندگار خورشید و مهر،
FAHe prayed: "O Lord of the revolving heavens and master of brightness and sun,"
EN9232 : ردیف از کل
دگر گر ازین کار نام آورم
چنین لشکری را به دام آورم
همی گفت که ای کردگار سپهر
خداوند خوش وخداوند مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه نیکی های جهان از توست و من نخست شکر داشتن چنین فرزندی را به جا می آورم.
FA"All goodness in the world is from You, and I first offer gratitude for this noble son."
EN9233 : ردیف از کل
بشد با کمر پیش کاووس شاه
بدو گفت من دارم این پایگاه
همه نیکویها بگیتی زتست
نیایش زفرزند گیرم نخست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان ایران همگی شادمان با پیشکش ها نزد شاه آمدند.
FAThe nobles of Iran approached the King happily, showering gifts upon the prince.
EN9234 : ردیف از کل
که با شاه توران بجویم نبرد
سر سروران اندر آرم به گرد
بزرگان ایران همه با نثار
برفتند شادان بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از فرّ و برازندگی سیاوش در شگفتی ماندند و او را آفرین گفتند.
FAThey stood in awe of Siavash's royal splendor, offering him heartfelt praises.
EN9235 : ردیف از کل
چنین بود رای جهان آفرین
که او جان سپارد به توران زمین
زفرّ سیاوش فرو ماندند
بر اورا بسی آفرین خواندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه فرمان داد تا بزرگان و سپاهیان در برابر او به خدمت بایستند.
FAThe King commanded the nobles and champions to gird their loins in service to Siavash.
EN9236 : ردیف از کل
به رای و به اندیشه نابکار
کجا بازگردد بد روزگار
بفرمود تا پیشش آزادگان
وگردان لشکر ببستند میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مردم در باغ و کاخ و ایوان به جشن و پایکوبی پرداختند.
FAThe whole world turned toward celebration within gardens, palaces, and banquet halls.
EN9237 : ردیف از کل
بدین کار همداستان شد پدر
که بندد برین کین سیاوش کمر
بباغ وبکاخ وبه ایوان اوی
جهانی بشادی نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در هر گوشه بزم آراستند و رامشگران با چنگ و باده به نواختن پرداختند.
FAFeasts were arranged everywhere, with wine flowing and musicians strumming harps.
EN9238 : ردیف از کل
ازو شادمان گشت و بنواختش
به نوی یکی پایگه ساختش
بهر جای چشنی بیآراستند
می ورود ورامشگران خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه جشنی برپا کرد که در جهان هیچ پادشاهی مانند آن نگرفته بود.
FAThe King ordered a grand celebration unmatched by any sovereign before him.
EN9239 : ردیف از کل
بدو گفت گنج و گهر پیش تست
تو گویی سپه سر به سر خویش تست
یکی سور فرمود کاندر جهان
کسی پیش ار آن خود نکرد از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یک هفته به شادی گذشت و روز هشتم شاه درهای گنجینه ها را گشود.
FAThey rejoiced for an entire week, and on the eighth day the King opened his treasuries.
EN9240 : ردیف از کل
ز گفتار و کردار و از آفرین
که خوانند بر تو به ایران زمین
بیکهفته بودند ازین گونه شاد
بهشتم در گنجها برکشاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از هر گوهر و دارایی، تیغ و تاج و تخت، گنجی به سیاوش بخشید.
FAThe King bestowed vast treasures of swords, crowns, thrones, and seals upon Siavash.
EN9241 : ردیف از کل
گو پیلتن را بر خویش خواند
بسی داستانهای نیکو براند
زهر چیز گنجی بفرمود شاه
زمهر وزتیغ وزتخت وکلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از اسبان تازی با زین پلنگینه و زره و جوشن نبرد،
FAHe gifted him Arabian steeds with leopard-skin saddles, armor, and battle coats.
EN9242 : ردیف از کل
بدو گفت همزور تو پیل نیست
چو گرد پی رخش تو نیل نیست
از اسپان تازی بزین پلنگ
زبرگستوانها وخفتان جنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از دیبای گرانبها و کیسه های پر از دینار و سیم و درم به او داد.
FAHe presented fine silks, bags of silver coins, dinars, and precious gems.
EN9243 : ردیف از کل
ز گیتی هنرمند و خامش توی
که پروردگار سیاوش توی
زدیبا واز بدرهای درم
زدینار واز گوهر بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تنها تاج بر سرش ننهاد، چرا که هنوز برای کودکی او زود بود.
FAOnly a crown was withheld, for the youth was still too young to wear the royal diadem.
EN9244 : ردیف از کل
چو آهن ببندد به کان در گهر
گشاده شود چون تو بستی کمر
جز افسر که هنگام افسر نبود
بدآن کودکی تاج در خور نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش را نواخت و نویدهای نیک داد و امید فراوان در دلش نشاند.
FAHe favored Siavash, gave him glad promises, and filled his heart with bright hope.
EN9245 : ردیف از کل
سیاوش بیامد کمر بر میان
سخن گفت با من چو شیر ژیان
سیاوخشرا داد بکردش نوید
بخوبی بدادش فراوان امید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هفت سال او را در هر کاری آزمود و در همه چیز جز پاکی و نیکی از او ندید.
FAFor seven years the King tested him in every endeavor, finding only purity and nobility in him.
EN9246 : ردیف از کل
همی خواهد او جنگ افراسیاب
تو با او برو روی ازو برمتاب
چنین هفت سالش همی آزمود
بهر کار جز پاک زاده نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سال هشتم دستور داد تا تاج زرین و طوق و کمربند زر به او بدهند.
FAIn the eighth year, he commanded a golden crown, torc, and golden belt to be presented to him.
EN9247 : ردیف از کل
چو بیدار باشی تو خواب آیدم
چو آرام یابی شتاب آیدم
بهشتم بفرمود تا تاج زر
همان طوق زرّین وزرّین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرمان حکومت را به آیین کیانیان بر حریر نگاشتند.
FAThey inscribed his royal charter upon silk according to the ancient rites of Kayanian kings.
EN9248 : ردیف از کل
جهان ایمن از تیر و شمشیر تست
سر ماه با چرخ در زیر تست
نبشتند منشور بر پرنیان
برسم بزرگان وفرّ کیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سرزمین کوهساران و خراسان را به او سپرد که سزاوار بزرگی او بود.
FAThe King granted him the governorship of Kuhistan and Khorasan, worthy of his high stature.
EN9249 : ردیف از کل
تهمتن بدو گفت من بنده ام
سخن هرچ گویی نیوشنده ام
زمین کورشان ورا داد شاه
که بود از سزای بزرگی وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن سرزمینی که پیش تر چنین نامیده می شد و اکنون ماوراءالنهر خوانده می شود.
FAThat territory was known by that name in ancient times, which is now called Transoxiana.
EN9250 : ردیف از کل
سیاوش پناه و روان منست
سر تاج او آسمان منست
چنین خواندندش همی پیشتر
که خوانی کنون ماوراء النّهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون به فرمان شاه کارها سامان یافت، مادر سیاوش از جهان رفت.
FAWhen all had been arranged by the King's decree, Siavash's mother departed from this world.
EN9251 : ردیف از کل
چو بشنید ازو آفرین کرد و گفت
که با جان پاکت خرد باد جفت
بفرمان شاه چون بسچید کار
برفت از جهان مادر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
