***
سپاهیان در دربار گرد آمدند و شاه درهای گنجینه دینار را گشود.
FAThe army assembled at the court gate, and the King unlocked his treasuries of gold.
EN9754 : ردیف از کل
به بالا و دیدار و آهستگی
به فرهنگ و رای و به شایستگی
بدرگاه بر انجمن شد سپاه
در گنج دینار بکشاد شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شمشیر، گرز، کلاه خود، کمربند، زره و نیزه فراوان آماده ساختند.
FAThey prepared swords, maces, helmets, belts, armor, spears, and shields in abundance.
EN9755 : ردیف از کل
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
زشمشیر وگرز وکلاه وکمر
همان خود ودرع وسنان وسپر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کلید گنجینه ای از پارچه های گرانبها را برای سیاوش فرستاد،
FAThe King sent the keys of a treasury filled with precious uncut silks to Siavash,
EN9756 : ردیف از کل
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست
بگنجی که بد جامۀ نابرید
فرستاد نزد سیاوش کلید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و گفت سرور این دارایی ها تویی، پس هر گونه صلاح می دانی به کار گیر.
FASaying: "You are the master of this household and wealth; dispose of it as you see fit."
EN9757 : ردیف از کل
وگر خود جز اینش نبودی هنر
که از خون صد نامور با پدر
که بر خان وبر خواسته کدخدای
توئی ساز کن تا چو آیدت رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دوازده هزار سوار دلیر و جنگاور از میان بزرگان برگزید،
FAHe selected twelve thousand valiant cavalrymen from among the renowned nobility,
EN9758 : ردیف از کل
برآشفت و بگذاشت تخت و کلاه
همی از تو جوید بدین گونه راه
گزین کرد از آن نامداران سوار
دلیران جنگی ده ودو هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از پهلوانان پارس، کوچ، بلوچ، گیلان و دشت سروج.
FAChampions from Pars, Kuch, Baluch, Gilan, and the plains of Saruch.
EN9759 : ردیف از کل
نه نیکو نماید ز راه خرد
کزین کشور آن نامور بگذرد
همه پهلی پارس وکوج وبلوج
زگیلان جنگی ودشت سروج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همچنین دوازده هزار پیاده نظام سپردار برای میدان جنگ انتخاب کرد.
FAThe King also chose twelve thousand shield-bearing infantrymen for the battle,
EN9760 : ردیف از کل
ترا سرزنش باشد از مهتران
سر او همان از تو گردد گران
سپرور پیاده ده ودو هزار
گزین کرد شاه از در کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه آنانی که پهلوان زاده، دلیر، دانا و آزادمنش بودند.
FAAll born of warrior stock, courageous, wise, and noble-minded.
EN9761 : ردیف از کل
و دیگر که کاووس شد پیرسر
ز تخت آمدش روزگار گذر
ازیشان هر آنکس که گو زاده بود
دلیر وخردمند وآزاده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جوانانی هم سن و هم قامت سیاوش، دانا، هوشیار و باوقار بودند.
FAThey were young men of Siavash's age and stature, wise, vigilant, and dignified.
EN9762 : ردیف از کل
سیاوش جوانست و با فرهی
بدو ماند آیین و تخت مهی
ببالا وسال سیاوش بدند
خردمند وبیدار وخامش بدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از پهلوانان نامدار، بهرام و زنگه شاوران همراه شدند،
FAAmong the famed warriors were Bahram and Zangeh-ye Shavaran,
EN9763 : ردیف از کل
اگر شاه بیند به رای بلند
نویسد یکی نامه سودمند
زگردان جنگ ونام آوران
چو بهرام وچون زنگۀ شاوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و پنج موبد دانا از ایران با درفش کاویانی برافراشته همراه گشتند.
FAAccompanied by five wise priests of Iran carrying aloft the Kayanian banner.
EN9764 : ردیف از کل
چنان چون نوازنده فرزند را
نوازد جوان خردمند را
همان پنج موبد از ایرانیان
برافراخته اختر کاویان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرمان داد تا از پایتخت بیرون روند و سوی دشت و بیابان روانه شوند.
FAHe ordered the troops to depart the capital and march into the plains and desert.
EN9765 : ردیف از کل
یکی جای سازد بدین کشورش
بدارد سزاوار اندر خورش
بفرمود تا حله بیرون شدند
زپهلو سوی دشت وهامون شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی در زمین جایی نمانده بود و خاک سراسر زیر سم اسبان پوشیده شد.
FAIt seemed there was no open earth left, the ground entirely covered beneath horse hooves.
EN9766 : ردیف از کل
بر آیین دهد دخترش را بدوی
بداردش با ناز و با آبروی
تو گفتیکه اندر زمین جای نیست
که بر خاک جز نعل را پای نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
درفش کاویانی سر به آسمان می سایید و سیاوش چون ماهی درخشان در میان سپاه بود.
FAThe Kayanian banner reached toward the heavens, with Siavash shining like the moon in their midst.
EN9767 : ردیف از کل
مگر کاو بماند به نزدیک شاه
کند کشور و بومت آرامگاه
سر اندر سپهر اختر کاویان
چو ماه درخشنده اندر میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس شاه از پایتخت بیرون آمد و گرد سپاه گشتی زد.
FAKing Kavus rode out from the capital and rode around the army to inspect it.
EN9768 : ردیف از کل
و گر باز گردد سوی شهریار
ترا بهتری باشد از روزگار
زپهلو برون رفت کاؤس شاه
یکی تیز برگشت گرد سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاهی آراسته چون عروس با پیل های جنگی و غریو کوس ها دید.
FAHe saw the host adorned like a bride, equipped with war elephants and resounding drums.
EN9769 : ردیف از کل
سپاسی بود نزد شاه زمین
بزرگان گیتی کنند آفرین
سپه دید آراسته چون عروس
به پیلان جنگی وآوای کوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه کیانی بسیار آفرین گفت و فرمود ای نامداران فرخنده پی،
FAThe monarch praised them abundantly, saying: "O noble warriors of auspicious fortune,"
EN9770 : ردیف از کل
برآساید از کین دو کشور مگر
اگر آردش نزد ما دادگر
بسی آفرین کرد پرمایه کی
که ای نامداران فرخنده پی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همواره بخت پیروز همراهتان باد و چشم بدخواهانتان تیره گردد.
FA"May victory ever accompany you, and may the vision of your enemies turn dark."
EN9771 : ردیف از کل
ز داد جهان آفرین این سزاست
که گردد زمانه بدین جنگ راست
مبادا بجز بخت همراه تان
شده تیره دیدار بدخواه تان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به خوش یمنی و تندرستی بروید و با پیروزی و شادمانی بازگردید.
FA"Go forth under favorable stars and good health, and return victorious and joyful."
EN9772 : ردیف از کل
چو سالار گفتار پیران شنید
چنان هم همه بودنیها بدید
بنیک اختر وتندرستی شدن
به پیروزی وشاد باز آمدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش طبل ها را بر پیل بست، به پهلوانان فرمان حرکت داد و خود سوار شد.
FASiavash bound the war drums upon an elephant, ordered the warriors forward, and mounted his steed.
EN9773 : ردیف از کل
پس اندیشه کرد اندر آن یک زمان
همی داشت بر نیک و بد بر گمان
سپهدار نو کوس بر پیل بست
بگردان فرمود وخود بر نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس شاه با چشمانی اشکبار یک روز همراه سیاوش در راه رفت.
FAWith tearful eyes, King Kavus rode beside him for an entire day on the journey.
EN9774 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ به پیران پیر
که هست اینک گفتی همه دلپذیر
دو دیده پر از آب کاؤس شاه
همی رفت یکروز با او براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سرانجام یکدیگر را در آغوش کشیدند و چون ابر بهاران گریستند.
FAFinally they embraced one another, weeping like spring rainclouds.
EN9775 : ردیف از کل
ولیکن شنیدم یکی داستان
که باشد بدین رای همداستان
سرانجام مر یکدگر را کنار
گرفتند هر دو چو ابر بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اشک خونین از دیدگان ریختند و به تلخی ناله و شیون سر دادند.
FATears of blood fell from their eyes as they raised bitter cries of lamentation.
EN9776 : ردیف از کل
که چون بچه شیر نر پروری
چو دندان کند تیز کیفر بری
زدیده همی خون فرو ریختند
بزاری خروشی برانگیختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل هر دو گواهی می داد که این واپسین دیدارشان خواهد بود و دیگر یکدیگر را نخواهند دید.
FABoth their hearts foresaw that this would be their final parting and that they would never meet again.
EN9777 : ردیف از کل
چو با زور و با چنگ برخیزد او
به پروردگار اندر آویزد او
گواهی همی داد دل بر شدن
که دیدار از آنپس نخواهد بدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گردش روزگار چنین است که گاه نوش به بار می آورد و گاه زهر تلخ.
FASuch is the way of revolving fate: at times it yields sweet nectar, and at times bitter poison.
EN9778 : ردیف از کل
بدو گفت پیران کاندر خرد
یکی شاه کندآوران بنگرد
چنین است کردار گردنده دهر
گهی نوش بار آورد گاه زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس به تختگاه بازگشت و سیاوش با سپاه جنگاور،
FAKavus turned back toward his capital, while Siavash and his eager army,
EN9779 : ردیف از کل
کسی کز پدر کژی و خوی بد
نگیرد ازو بدخویی کی سزد
سوی گاه بنهاد کاؤس روی
سیاوخش با لشکر جنگ جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاه را به سوی زابلستان برد و همراه رستم نزد زال رفت.
FALed the host toward Zabulistan, traveling alongside Rostam to visit Zal.
EN9780 : ردیف از کل
نبینی که کاووس دیرینه گشت
چو دیرینه گشت او بباید گذشت
سپهرا سوی زابلستان کشید
ابا پیل تن سوی دستان کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یک ماه نزد زال دستان فرخنده پی به شادی و موسیقی گذراندند.
FAThey stayed for a month with auspicious Zal, enjoying wine, lutes, and celebration.
EN9781 : ردیف از کل
سیاوش بگیرد جهان فراخ
بسی گنج بی رنج و ایوان و کاخ
همی بود یکباه با رود ومی
بنزدیک دستان فرخنده پی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گاه با رستم باده می نوشید و گاه با زواره همنشین می شد.
FAAt times Siavash drank wine with Rostam, and at times he sat in counsel with Zavareh.
EN9782 : ردیف از کل
دو کشور ترا باشد و تاج و تخت
چنین خود که یابد مگر نیک بخت
گهی با تهمتن بدی می بدست
گهی با زواره گزیدی نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گاه بر تخت زال می نشست و گاه در نیزار به شکار می رفت.
FAAt times he sat upon Zal's throne, and at times he hunted in the reed-beds.
EN9783 : ردیف از کل
چو بشنید افراسیاب این سخن
یکی رای با دانش افگند بن
گهی شا بر تخت دستان بدی
گهی در شکار نیستان بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس از یک ماه سیاوش سپاه را به حرکت درآورد، رستم همراه شد و زال در زابل ماند.
FAAfter a month, Siavash marched the army forward; Rostam accompanied him while Zal remained behind.
EN9784 : ردیف از کل
دبیر جهان دیده را پیش خواند
زبان برگشاد و سخن برفشاند
چو یکماه بگذشت لشکر براند
گو پیلتن رفت ودستان بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاهی بزرگ از زابلستان، کابل و هند با رستم پهلوان همراه شدند.
FAForces from Zabulistan, Kabul, and India joined the great champion.
EN9785 : ردیف از کل
نخستین که بر خامه بنهاد دست
به عنبر سر خامه را کرد مست
ززابل هم از کابل وهندوان
سپاهی برفتند با پهلوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از هر گوشه بزرگان را فراخواندند و به شهر هرات رسیدند.
FAThey summoned noble leaders from every province and arrived at the city of Herat.
EN9786 : ردیف از کل
جهان آفرین را ستایش گرفت
بزرگی و دانش نمایش گرفت
زهرسو که بد نامور مهتری
بخواند وبیآمد بشهر هری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیادگان فراوانی همراه برد و پیشقراولی راه را به زنگه شاوران سپرد.
FASiavash took numerous infantrymen with him, assigning the vanguard to Zangeh-ye Shavaran.
EN9787 : ردیف از کل
کجا برترست از مکان و زمان
بدو کی رسد بندگی را گمان
وز ایشان پیاده فراوان ببرد
بره زنگۀ شاورانرا سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سوی طالقان و مرورود رفتند و گویی آسمان بر آنان درود می فرستاد.
FAThey marched toward Taleqan and Marvrud, as though the heavens showered blessings upon them.
EN9788 : ردیف از کل
خداوند جانست و آن خرد
خردمند را داد او پرورد
سوی طالقان آمد ومرورود
سپهرش همی داد گفتی درود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس به نزدیکی بلخ رسید و در راه هیچ کس را نیازارد.
FAThen they approached the city of Balkh, harming no one along the way with harsh conduct.
EN9789 : ردیف از کل
ازو باد بر شاهزاده درود
خداوند گوپال و شمشیر و خود
وز آنپس بیآمد بنزدیک بلخ
نیآزرد کسرا بگفتار تلخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آن سو، گرسیوز و بارمان سپاه توران را چون باد روانه کردند.
FAFrom the other side, Garsivaz and Barman marched the Turanian army like a rushing wind.
EN9790 : ردیف از کل
خداوند شرم و خداوند باک
ز بیداد و کژی دل و دست پاک
وز آنسوی گرسیوز وبارمان
کشیدند لشکر چو باد دمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپهرم از پشت و بارمان از پیش می آمدند که خبر رسید سردار تازه ای آمده است،
FASepahram guarded the rear while Barman led the vanguard, learning of the new commander's arrival,
EN9791 : ردیف از کل
شنیدم پیام از کران تا کران
ز بیدار دل زنگه شاوران
سپهرم پس وبارمان پیش رو
خبر شد بدیشان زسالار نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که شاهزاده ای جوان با سپاه ایران و رستم پهلوان فرارسیده اند.
FAHearing that a great army led by the young prince and the mighty Rostam had arrived from Iran.
EN9792 : ردیف از کل
غمی شد دلم زانک شاه جهان
چنین تیز شد با تو اندر نهان
که آمد سپاهی وشاه جوان
از ایران ابا پیلتن پهلوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیکی شتابان نزد افراسیاب فرستادند،
FAThey swiftly dispatched a courier to Afrasiab,
EN9793 : ردیف از کل
ولیکن به گیتی بجز تاج و تخت
چه جوید خردمند بیدار بخت
هیونی بنزدیک افراسیاب
برافگند برسان کستی بر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که سپاهی گران از ایران با فرماندهی سیاوش و سران سپاه آمده است،
FAReporting that a formidable Iranian army had arrived under Siavash and noble commanders,
EN9794 : ردیف از کل
ترا این همه ایدر آراستست
اگر شهریاری و گر خواستست
که آمد از ایران سپاهی گران
سپهبد سیاوش وبا وی سران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و فرمانده سپاه رستم پیلتن است که در یک دست خنجر و در دست دیگر کفن دارد.
FALed by Rostam the mighty, carrying a dagger in one hand and a burial shroud in the other.
EN9795 : ردیف از کل
همه شهر توران برندت نماز
مرا خود به مهر تو باشد نیاز
سپهکشچو رستم گو پیلتن
بیکدست خنجر بدیگر کفن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر شاه فرمان دهد سپاه را برای جنگ آماده می سازم.
FA"If the King commands, I shall array the troops and engage in battle."
EN9796 : ردیف از کل
تو فرزند باشی و من چون پدر
پدر پیش فرزند بسته کمر
گرایدون که فرمان دهد شهریار
سپه بر نشانم کنم کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو نیز سپاه را بیارای و درنگ مکن، زیرا دشمن چون توفان در راه است.
FA"Marshal your forces without delay, for the enemy advances like a gale."
EN9797 : ردیف از کل
چنان دان که کاووس بر تو به مهر
بران گونه یک روز نگشاد چهر
تو لشکر بیآرای وچندین مپای
که از باد کشتی بجنبد زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
قاصد چون آتش شتابان تاخت تا پیام را به افراسیاب برساند.
FAThe courier galloped like fire to deliver the message to Afrasiab.
EN9798 : ردیف از کل
کجا من گشایم در گنج بست
سپارم به تو تاج و تخت نشست
بر انگیخت بر سان آتش هیون
کزینسان سخن داشت با رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش در جای خود نایستاد و سپاه را چون باد به سوی بلخ راند.
FASiavash did not linger there, but spurred his army swiftly like the wind toward Balkh.
EN9799 : ردیف از کل
بدارمت بی رنج فرزندوار
به گیتی تو مانی زمن یادگار
سیاوش در آنجایگه هم نماند
سوی بلخ چون باد لشکر براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سپاه ایران به شهر نزدیک شد، دیگر جای درنگ و تأمل نبود.
FAAs the Iranian army closed in, there was no room left for hesitation or delay.
EN9800 : ردیف از کل
چو از کشورم بگذری در جهان
نکوهش کنندم کهان و مهان
چو تنگ اندر آمد از ایران سپاه
نشایست کردن درنگ ونگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گرسیوز جنگجو نگریست و دید چاره ای جز نبرد در پیش ندارد.
FAThe warrior Garsivaz saw the situation and realized there was no alternative but battle.
EN9801 : ردیف از کل
وزین روی دشوار یابی گذر
مگر ایزدی باشد آیین و فر
نگه کرد گرسیوز جنگ جوی
جز از جنگ جستن ندید ایچ روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سپاه ایران به نزدیکی شهر رسید، در دروازه بلخ نبردی سخت درگرفت.
FAAs the Iranian army approached the city, fierce fighting broke out at the gates of Balkh.
EN9802 : ردیف از کل
بدین راه پیدا نبینی زمین
گذر کرد باید به دریای چین
چو ایران سپاه اندر آمد بتنگ
بدروازۀ بلخ بر ساخت جنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سه روز نبردی سنگین رخ داد و در روز چهارم سیاوش جهان افروز،
FAThree days of heavy battle ensued, and on the fourth day, world-illuminating Siavash,
EN9803 : ردیف از کل
ازین کرد یزدان ترا بی نیاز
هم ایدر بباش و به خوبی بناز
سه جنگ گران کرده شد در سه روز
چهارم سیاوش گیتی فروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
