***
بیابانی بیآب و به غایت گرم بود که پرنده نیز در آن هلاک میشد.
FAIt was a waterless desert under scorching heat, where even birds would drop dead.
EN6194 : ردیف از کل
بیابان بی آب و گرمای سخت
کزو مرغ گشتی بتن لخت لخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دشت و صحرا چنان گرم بود که گویی آتش از آن زبانه میکشید.
FAThe plain and wasteland were so blazing hot as if fire had swept over them.
EN6195 : ردیف از کل
چنان گرم گردید هامون ودشت
تو گفتی که آتش برو بر گذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تن اسب و زبان سوار از گرما و تشنگی بیرمق گشت.
FABoth the horse's frame and the rider's tongue were parched with thirst.
EN6196 : ردیف از کل
پی اسپ و گویا زبان سوار
ز گرما و از تشنگی شد ز کار
تن اسپ و گویا زبان سوار
زگرمی واز تشنگی شد زکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم با نیزه در دست از اسب پیاده شد و مستانه و بیرمق گام برداشت.
FADismounting with lance in hand, Rostam staggered forward like a drunken man.
EN6197 : ردیف از کل
پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست
همی رفت پویان به کردار مست
پیاده شد از اسپ وژوپین بدست
همی رفت پویان بکردار مست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چارهای نمیدید، پس روی نیاز به سوی آسمان آورد.
FASeeing no remedy in sight, he turned his prayerful face toward the heavens.
EN6198 : ردیف از کل
همی جست بر چاره جستن رهی
سوی آسمان کرد روی آنگهی
نمی دید بر چاره جستن رهی
سوی آسمان کرد روی آنگهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت: ای دادگر توانا، تو خود هر رنج و سختی را به پایان میبری.
FAHe cried: 'O Just Arbiter, You alone bring all hardship and toil to an end.'
EN6199 : ردیف از کل
چنین گفت کای داور دادگر
همه رنج و سختی تو آری به سر
چنین گفت کای داور دادگر
همه رنج و سختی تو آری بسر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر از رنج من خشنودی، گنج طاعت من در این جهان کامل شده است.
FAIf You are pleased with my toil, my treasure in this world is truly filled.'
EN6200 : ردیف از کل
گرایدونک خشنودی از رنج من
بدان گیتی آگنده کن گنج من
گرایدون که خشنودی از رنج من
بدین گیتی آگنده شد گنج من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
میکوشم تا مگر پروردگار به کیکاووس شاه امان دهد،
FAI strive on that the Almighty may grant safe deliverance unto King Kavus,'
EN6201 : ردیف از کل
بپویم همی تا مگر کردگار
دهد شاه کاووس را زینهار
بپویم همی تا مگر کردگار
دهد شاه کاؤس را زینهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و ایرانیان را از چنگ دیوان خونخوار رهایی بخشد.
FAAnd deliver the captive Iranians unhurt from the ferocious demons' grasp.'
EN6202 : ردیف از کل
هم ایرانیان را ز چنگال دیو
گشاید بی آزار گیهان خدیو
هم ایرانیانرا زچنگال دیو
رهاند بی آزار گیهان خدیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنان بندگان و آفرینش تواند هرچند گنهکار باشند.
FAThey are Your own servants and creatures, despite whatever sins they bore.'
EN6203 : ردیف از کل
گنهکار و افگندگان تواند
پرستنده و بندگان تواند
گنهگار واکندگان تو اند
پرستنده و بندگان تو اند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون این سخن را گفت، تن نیرومندش از تشنگی سست شد.
FAAs he finished these words, his mighty frame weakened under severe thirst.
EN6204 : ردیف از کل
تن پیلوارش چنان تفته شد
که از تشنگی سست و آشفته شد
تن پیلوارش چو این گفته شد
شد از تشنگی سست و آشفته شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم با زبانی چاکچاک بر خاک گرم بیابان افتاد.
FARostam collapsed upon the burning sands, his tongue cracked by extreme thirst.
EN6205 : ردیف از کل
بیفتاد رستم بر آن گرم خاک
زبان گشته از تشنگی چاک چاک
بیفتاد رستم بدآن گرم خاک
زبان گشته از تشنگی چاک چاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در آن هنگام میشی زیبا و فربه از برابر تهمتن گذشت.
FAJust then, an auspicious, plump sheep trotted past Tahamtan across the sand.
EN6206 : ردیف از کل
همانگه یکی میش نیکوسرین
بپیمود پیش تهمتن زمین
همانگه یکی میش فرّخ سرین
بپیمود پیش تهمتن زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از دیدن میش به اندیشه فرورفت و با خود گفت چشمه آب کجاست؟
FAThe sight of the sheep stirred his thought: 'Where must its water source be?'
EN6207 : ردیف از کل
ازان رفتن میش اندیشه خاست
بدل گفت کابشخور این کجاست
از آن رفتن میش اندیشه خاست
بدل گفت آبشخور این کجاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بیگمان بخشایش پروردگار در این دم به یاری من آمده است.
FASurely the boundless mercy of the Creator has drawn near to aid me this hour.'
EN6208 : ردیف از کل
همانا که بخشایش کردگار
فراز آمدست اندرین روزگار
همانا که بخشایش کردگار
فراز آمدست اندرین روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شمشیر را در دست گرفت و به نیروی خداوند از جا برخاست.
FAGripping his sword firmly, he rose to his feet through the Lord's power.
EN6209 : ردیف از کل
بیفشارد شمشیر بر دست راست
به زور جهاندار بر پای خاست
بیفشرد شمشیر بر دست راست
بزور جهاندار بر پای خاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با تیغ در دستی و افسار رخش در دست دیگر، به دنبال میش به راه افتاد.
FASword in one hand and Rakhsh's bridle in the other, he followed the sheep's tracks.
EN6210 : ردیف از کل
بشد بر پی میش و تیغش به چنگ
گرفته به دست دگر پالهنگ
بشد بر پی میش آن تیغ بچنگ
گرفته بدست دگر پالهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در مسیر به چشمهای زلال رسید که میش به آنجا رفته بود.
FAAlong the path a clear spring appeared, where the noble sheep had arrived.
EN6211 : ردیف از کل
بره بر یکی چشمه آمد پدید
چو میش سراور بدانجا رسید
بره بر یکی چشمه آمد پدید
که میش سرافراز آنجا رسید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تهمتن به سوی آسمان نگریست و گفت: ای داور راستین،
FATahamtan turned his gaze toward heaven and said: 'O truthful Sovereign Lord,'
EN6212 : ردیف از کل
تهمتن سوی آسمان کرد روی
چنین گفت کای داور راستگوی
تهمتن سوی آسمان کرد روی
چنین گفت کای داور راست گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در کنار این چشمه جای میش نیست و این میش وحشی خویشاوند من نبود.
FANo wild sheep belongs at this spring; this beast was no natural kin of mine.'
EN6213 : ردیف از کل
برین چشمه آبشخور میش نیست
همان غرم دشتی مرا خویش نیست
برین چشمه جایی پی میش نیست
همان غرم دشتی مرا خویش نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هرگاه کار بر تو تنگ شد، جز به درگاه یزدان پاک پناه مبر.
FAWhenever circumstances grow dire, seek refuge nowhere but with holy God.
EN6214 : ردیف از کل
به جایی که تنگ اندر آید سخن
پناهت بجز پاک یزدان مکن
بجائی که تنگ اندر آمد سخن
پناهت بجز پاک یزدان مکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا هر که از فرمان دادگر سرپیچی کند، خرد در جانش جای ندارد.
FAFor whoever turns away from the Just God holds no true wisdom in his soul.
EN6215 : ردیف از کل
هرانکس که از دادگر یک خدای
بپیچد نیارد خرد را به جای
که هرکس که از دادگر یک خدای
بپیچد خرد را ندارد بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم بر آن میش درود فرستاد و دعا کرد که از گزند چرخ در امان باشد.
FARostam blessed that sheep, praying that fate would shield it from harm.
EN6216 : ردیف از کل
بران غرم بر آفرین کرد چند
که از چرخ گردان مبادت گزند
بر آن غرم بر آفرین کرد چند
که از چرخ گردان مبادت گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دشت و صحرایت همیشه سرسبز باد و هیچ یوزی به صید تو شاد نشود.
FAMay your valleys and plains remain lush green, and may no cheetah hunt you!'
EN6217 : ردیف از کل
گیابر در و دشت تو سبز باد
مباد از تو هرگز دل یوز شاد
گیاه در و دشت تو سبز باد
مبادا ابر تو دل یوز شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر که با تیر و کمان به تو بتازد، کمانش شکسته و روانش تیره باد.
FAMay whoever shoots at you with bow have a broken bow and troubled soul!'
EN6218 : ردیف از کل
ترا هرک یازد به تیر و کمان
شکسته کمان باد و تیره گمان
بتو هر که تازد بتیر و کمان
شکسته کمان باد وتیره روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا تو جان پهلوان پیلپیکر را نجات دادی وگرنه او آماده مرگ بود.
FAFor you revived the mighty champion when his thoughts were wrapped in shrouds.'
EN6219 : ردیف از کل
که زنده شد از تو گو پیلتن
وگرنه پراندیشه بود از کفن
که زنده شد از تو گو پیلتن
وگر نه پر اندیشه بود از کفن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نزدیک بود جانم در کام اژدها یا زیر چنگال گرگان بیابان تباه شود.
FAI was near perishing within the dragon's maw or tearing claws of wild beasts.'
EN6220 : ردیف از کل
که در سینه اژدهای بزرگ
نگنجد بماند به چنگال گرگ
که در سینة اژدهای بزرگ
بگنجد بماند بچنگال گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تکهتکه شدن رستم به دست درندگان مایه شادی دشمنان میشد.
FATorn to pieces by wild animals, Rostam's fate would have gladdened enemies.'
EN6221 : ردیف از کل
شده پاره پاره کنان و کشان
ز رستم به دشمن رسیده نشان
شده پاره پاره بچنگ ددان
رسیدی زرستم بدشمن نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون ستایشش پایان یافت، زین را از پشت رخش جدا کرد.
FAWhen his praises finished, he loosened and removed the saddle from Rakhsh.
EN6222 : ردیف از کل
روانش چو پردخته شد ز آفرین
ز رخش تگاور جدا کرد زین
زبانش چو پردخته شد زآفرین
زرخش تگاور جدا کرد زین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تهمتن خود را در آن آب پاک شست و چون خورشید تابان درخشید.
FATahamtan bathed himself in that pure water, gleaming radiant as the bright sun.
EN6223 : ردیف از کل
همه تن بشستش بران آب پاک
به کردار خورشید شد تابناک
تهمتن بشستش بدآن آب پاک
بکردار خورشید شد تابناک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سیراب شد، ساز شکار آراست و ترکش را پر از تیر کرد.
FAQuenched of thirst, he prepared his hunting gear and filled his quiver with arrows.
EN6224 : ردیف از کل
چو سیراب شد ساز نخچیر کرد
کمر بست و ترکش پر از تیر کرد
چو سیراب شد ساز نخجیر کرد
بسجید وترکش پر از تیر کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گورخری درشتاندام را شکار کرد و پوست و اندامش را جدا ساخت.
FAHe hunted down a wild onager, dressing its meat and skinning the carcass.
EN6225 : ردیف از کل
بیفگند گوری چو پیل ژیان
جدا کرد ازو چرم پای و میان
بیفگند گوری چو پیل ژیان
جدا کرد ازو چرم وپای ومیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آتشی تند افروخت و گوشت را بر آن بریان کرد.
FAHe lit a roaring fire and roasted the fresh venison over the hot flames.
EN6226 : ردیف از کل
چو خورشید تیز آتشی برفروخت
برآورد ز آب اندر آتش بسوخت
چو خورشید تیز آتشی برفروخت
برآورد زآب اندر آتش بسوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس به خوردن نشست و استخوانها را بر زمین انداخت.
FAThen he sat to feast, casting aside the bones once he finished eating.
EN6227 : ردیف از کل
بپردخت ز آتش بخوردن گرفت
به خاک استخوانش سپردن گرفت
بپردخت از آنپس بخوردن گرفت
بچنگ استخوانش ستردن گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنار چشمه آب گوارا نوشید و چون سیراب شد آهنگ خواب کرد.
FAHe drank sweet water from the bubbling spring and prepared himself to sleep.
EN6228 : ردیف از کل
سوی چشمه روشن آمد بر آب
چو سیراب شد کرد آهنگ خواب
یو چشمۀ روشن آمد به آب
چو سیراب شد کرد آهنگ خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تهمتن به رخش گفت: با هیچ حیوانی ستیزه مکن و با کسی همراه مشو.
FATahamtan warned Rakhsh: 'Do not fight any beast, nor make comrades with any.'
EN6229 : ردیف از کل
تهمتن به رخش سراینده گفت
که با کس مکوش و مشو نیز جفت
تهمتن برخش ستیزنده گفت
که باکس مکوش ومشو نیز جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر دشمنی آمد به سوی من بدو و با شیران و دیوان نبرد مکن.
FAIf an enemy approaches, run to me, and fight not with demons or lions.'
EN6230 : ردیف از کل
اگر دشمن آید سوی من بپوی
تو با دیو و شیران مشو جنگجوی
اگر دشمن آید سوی من بپوی
تو با دیو و شیران مشو جنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم خفت و رخش تا نیمهشب در علفزار میچرید و میخرامید.
FARostam slept peacefully while Rakhsh pranced and grazed until midnight.
EN6231 : ردیف از کل
بخفت و بر آسود و نگشاد لب
چمان و چران رخش تا نیم شب
بخفت وبیآسود ونکشاد لب
چمان وچران رخش تا نیم شب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ناگهان اژدهایی از دشت برآمد که فیل هم از چنگش رهایی نداشت.
FASuddenly a monstrous dragon emerged from the desert, from which no elephant could flee.
EN6232 : ردیف از کل
ز دشت اندر آمد یکی اژدها
کزو پیل گفتی نیابد رها
زدشت اندر آمد یکی اژدها
کزو پیل گفتی نیابد رها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
