***
چون به کاخ و شبستان خود وارد شد، در ایوان خانه دو ماهروی چون خورشید تابان دید.
FAWhen he entered his inner court, he beheld two radiant women shining like suns upon the terrace.
EN3048 : ردیف از کل
گذر کرد سوی شبستان خویش
همی گشت بر گرد بستان خویش
گذر کرد سوی شبستان خویش
دو خورشید دید اندر ایوان خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یکی دخترش رودابه زیباچهره و دیگری همسرش سیندخت دانا و مهربان.
FAOne was his fair daughter Rudabeh, and the other his wise, loving wife Sindukht.
EN3049 : ردیف از کل
دو خورشید بود اندر ایوان او
چو سیندخت و رودابه ماه روی
یکیه مچو رودابة خود چهر
یکی همچو سین دخت با رای و مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن دو چون بوستانی بهاری آراسته و سرشار از زیبایی و بوی خوش بودند.
FABoth were adorned like a springtime garden, radiant with vibrant colors, sweet fragrance, and grace.
EN3050 : ردیف از کل
بیاراسته همچو باغ بهار
سراپای پر بوی و رنگ و نگار
بیآراسنه همچو باغ بهار
سراپای پر رنگ و بوی و نگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مهراب از زیبایی خیرهکننده رودابه شگفتزده شد و او را آفرین و ستایش گفت.
FAMehrab stood in awe at Rudabeh's breathtaking beauty and offered warm praises to her.
EN3051 : ردیف از کل
شگفتی برودابه اندر بماند
همی نام یزدان بروبر بخواند
شگفتی برودابه اندر بماند
همی آفرینرا برو بر خواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی سروی بلند دید که ماهی بر فراز آن است و گیسوانی مشکین و خوشبو چون عنبر دارد.
FAShe looked like a slender cypress crowned by the moon, her dark curls perfumed like ambergris.
EN3052 : ردیف از کل
یکی سرو دید از برش گرد ماه
نهاده ز عنبر به سر بر کلاه
یکی سرو دید از برش گرد ماه
نهاده زعنبر بسر بر کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با جامههای دیبا و گوهر آراسته شده بود و همچون بهشتی سرشار از ناز و نعمت میدرخشید.
FADressed in silk and adorned with jewels, she appeared like paradise filled with abundant treasures.
EN3053 : ردیف از کل
به دیبا و گوهر بیاراسته
بسان بهشتی پر از خواسته
بدیبا وگومر بیآراسنه
بسان بهشتی پر از خواسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیندخت با لبهای خندان و شیرین از مهراب احوالپرسید.
FASindukht welcomed Mehrab with smiling lips and sweet, gentle words.
EN3054 : ردیف از کل
بپرسید سیندخت مهراب را
ز خوشاب بگشاد عناب را
بپرسید سین دخت مهراب را
خوش آب بگشاد عنابسرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پرسید که امروز رفتارت با زال چگونه گذشت و دیدار چگونه بود، گزند روزگار از تو دور باد.
FAShe asked how his meeting with Zal went, wishing him protection from every misfortune.
EN3055 : ردیف از کل
که چون رفتی امروز و چون آمدی
که کوتاه باد از تو دست بدی
چون رفتی امروز و چون آمدی
که کوتاه باد از تو دست بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال، پور سپیدموی سام، چگونه مردی است و آیا به راستی سزاوار پادشاهی است؟
FAShe inquired what kind of man Sam's white-haired son was, and whether he seemed worthy of royalty.
EN3056 : ردیف از کل
چه مردست این پیر سر پور سام
همی تخت یاد آیدش گر کنام
چه مردیست آن پیر سر پور سام
همی تخت باد آیدش یا کنام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آیا منش و خوی انسانی دارد و راه بزرگان و نامآوران پیشین را دنبال میکند؟
FAShe asked if he possessed true nobility and walked the path of celebrated heroes.
EN3057 : ردیف از کل
خوی مردمی هیچ دارد همی
پی نامداران سپارد همی
خوی مردمی هیچ دارد همی
پی نامداران سپارد همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مهراب به سیندخت پاسخ داد که ای زیباروی بلندبالا و سیمینبر.
FAMehrab replied to her, addressing his wife as a silver-bosomed beauty with a moon-like face.
EN3058 : ردیف از کل
چنین داد مهراب پاسخ بدوی
که ای سرو سیمین بر ماه روی
چنین داد مهراب پاسخ بدوی
که ای سرو سیمین بر ماه روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در سراسر جهان هیچ پهلوانی توان برابری با دلاوری و جایگاه زال زر را ندارد.
FAHe affirmed that among all the brave champions of the earth, none can equal Zal's stature.
EN3059 : ردیف از کل
به گیتی در از پهلوانان گرد
پی زال زر کس نیارد سپرد
بگیتی در از پهلوانان گرد
پی زال زر کس نیارد سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نه در نقاشیها کسی چون او دیده شده و نه بر زین اسب سوارکاری همتای او در جهان است.
FANo painter has ever depicted a warrior so imposing, and no horseman rides with greater mastery.
EN3060 : ردیف از کل
چو دست و عنانش بر ایوان نگار
نبینی نه بر زین چنو یک سوار
چودست و عنایش به ایوان نگار
نه بینی و بر زین چنو یک سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلی چون شیر ژیان و زوری چون پیل دارد و در بخشش، دستانش چون دریای نیل بیکران است.
FAHe has the brave heart of a lion, the immense strength of an elephant, and the generosity of the Nile.
EN3061 : ردیف از کل
دل شیر نر دارد و زور پیل
دو دستش به کردار دریای نیل
دل شیر نر دارد رزور پیل
دو دستش بکردار دریای نیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در بزم و بارگاه زر نثار میکند و در میدان رزم سر دشمنان را بر باد میدهد.
FAUpon the throne he showers gold generously, and upon the battlefield he lops off enemy heads.
EN3062 : ردیف از کل
چو برگاه باشد درافشان بود
چو در جنگ باشد سرافشان بود
چو برگاه باشد زرافشان بود
چو در جنگ باشد سرافشان بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چهرهاش گلگون چون ارغوان، سال و سنش جوان و بخت و دیدارش روشن و پیروز است.
FAHis cheeks glow like crimson blossoms; he is youthful, magnificent, and blessed with bright fortune.
EN3063 : ردیف از کل
رخش پژمراننده ارغوان
جوان سال و بیدار و بختش جوان
رخش سرخ مانندة ارغوان
جوان سال و بدیار و بختش جوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در نبرد و کینخواهی چون نهنگ توفنده و بر پشت زین چون اژدهای تیزچنگ است.
FAIn fierce battle he strikes like a ferocious leviathan, and in the saddle he fights like a clawed dragon.
EN3064 : ردیف از کل
به کین اندرون چون نهنگ بلاست
به زین اندرون تیز چنگ اژدهاست
بکین اندرون چون نهنگ بلاست
بزین اندرون تیز چنگ اژدهاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خاک آوردگاه را به خون دشمنان میآمیزد و تیغ آبدار و بران بر سر بدخواهان فرود میآورد.
FAHe drenches the battlefield dust in enemy blood and brandishes a sharp, water-tempered blade.
EN3065 : ردیف از کل
نشاننده خاک در کین بخون
فشاننده خنجر آبگون
نشانندة خاک درکین بخون
فشانندة خنجر آبگون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بدگویان تنها عیبی که از او میگیرند، سپیدی موی سر اوست.
FAThe only flaw faultfinders can mention is that his hair is as white as snow.
EN3066 : ردیف از کل
از آهو همان کش سپیدست موی
بگوید سخن مردم عیب جوی
از آمو همین کش سپیدست موی
نگوید سخن مردم عیب گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما موی سپیدش نیز به او برازنده است و گویی دل بینندگان را میرباید.
FAYet his white hair suits him splendidly, captivating the hearts of all who see him.
EN3067 : ردیف از کل
سپیدی مویش بزیبد همی
تو گویی که دلها فریبد همی
سپیدی مویش بریبد همی
تو گوئی که دلها فریبد همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون رودابه این ستایشها را شنید، چهرهاش گلگون شد و شرم و شوق بر رخسارش پدیدار گشت.
FAHearing this glowing praise, Rudabeh blushed deeply, her cheeks flushed with pomegranate red.
EN3068 : ردیف از کل
چو بشنید رودابه آن گفت گوی
برافروخت و گلنارگون کرد روی
چو بشنید رودابه این گفت وگوی
برافروخت و گلنارگون گشت روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلش از عشق زال سراسر آتش گرفت و خواب و خوراک و آرامش از او رخت بربست.
FAHer heart blazed with passion for Zal, and she lost all appetite, calmness, and rest.
EN3069 : ردیف از کل
دلش گشت پرآتش از مهر زال
ازو دور شد خورد و آرام و هال
دلش گشت پر آتش از مهر زال
وزو دور شد خورد وآرام وهال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون آرزوی دل جای خرد را گرفت، رفتار و حال و هوای رودابه دگرگون شد.
FAAs desire took the place of calm reason, Rudabeh's whole mood and demeanor began to change.
EN3070 : ردیف از کل
چو بگرفت جای خرد آرزوی
دگر شد به رای و به آیین و خوی
چو بگفرت جای خرد آرزوی
دگر گونه نر شد به آئین و خوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چه نکو گفت آن دانای خردمند که نباید پیش زنان از دلاوری مردان سخن گفت.
FAHow wisely spoke the sage who advised against praising heroic men in the presence of women.
EN3071 : ردیف از کل
چه نیکو سخن گفت آن رای زن
ز مردان مکن یاد در پیش زن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چرا که سخن از مردان میتواند دل زن را دگرگون کند و او را به سودا بکشاند.
FAFor romantic descriptions can easily sway a woman's feelings and stir her imagination.
EN3072 : ردیف از کل
دل زن همان دیورا هست جای
زگفتار باشند جوینده رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رودابه پنج کنیزک وفادار و مهربان داشت که همواره در خدمتش بودند.
FARudabeh had five devoted, loyal handmaidens who served her with genuine affection.
EN3073 : ردیف از کل
ورا پنج ترک پرستنده بود
پرستنده و مهربان بنده بود
ورا پنج ترک پرسننده بود
پرستنده و مهربان بنده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به این ندیمان دانا گفت که میخواهم رازی نهفته در دل را برایتان آشکار کنم.
FAShe spoke to these wise attendants, saying she wished to reveal a secret she had kept concealed.
EN3074 : ردیف از کل
بدان بندگان خردمند گفت
که بگشاد خواهم نهان از نهفت
بدین بندگان خردمند گفت
که بگشاد خوام نهان از نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شما همگی رازدار من و یاران دلسوز و غمگسار من هستید.
FAShe reminded them that each was her trusted confidante and caring companion in sorrow.
EN3075 : ردیف از کل
شما یک به یک رازدار منید
پرستنده و غمگسار منید
شما یک بیک رازدار منید
پرستنده وغمگسار مفید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بدانید و آگاه باشید و همواره بخت و شادی همراهتان باد.
FAShe asked all five of them to listen closely and wished them everlasting good fortune.
EN3076 : ردیف از کل
بدانید هر پنج و آگه بوید
همه ساله با بخت همره بوید
بدانید هر پنج وآگاه بید
همه ساله با بخت همراه بید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که چنان دلباختهام که عشقم چون دریایی خروشان تا آسمان موج برمیدارد.
FAShe confessed that she was madly in love, her passion swelling like storm-tossed waves toward the sky.
EN3077 : ردیف از کل
که من عاشقم همچو بحر دمان
ازو بر شده موج تا آسمان
که من عاشقی ام چو بحر دمان
زو بر شده موج برآسمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلم سراسر از عشق زال آکنده است و حتی در خواب نیز یاد او از سرم بیرون نمیرود.
FAHer heart was consumed by love for Zal, and even in her dreams she could not stop thinking of him.
EN3078 : ردیف از کل
پر از پور سامست روشن دلم
به خواب اندر اندیشه زو نگسلم
پر از مهر زالست روشن دلم
بخواب اندر اندیشه زونگسلم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل و جان و هوشم سرشار از مهر اوست و شب و روز در اندیشه دیدارش هستم.
FAHer soul, mind, and spirit were full of him, and she yearned day and night to behold his face.
EN3079 : ردیف از کل
همیشه دلم در غم مهر اوست
شب و روزم اندیشه چهر اوست
دل و جان و هوشم پر از مهر اوست
شب و روزم اندیشة چهر اوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون برای این دلدادگی چه چارهای میاندیشید و چه کمکی به من خواهید کرد؟
FAShe asked them what remedy they could offer and what promise of help they would give her.
EN3080 : ردیف از کل
کنون این سخن را چه درمان کنید
چگویید و با من چه پیمان کنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
باید چارهای بسازید تا دل و جان مرا از این غم و بیقراری برهانید.
FAShe pleaded with them to devise a plan to relieve her heart and soul from this painful longing.
EN3081 : ردیف از کل
یکی چاره باید کنون ساختن
دل و جانم از رنج پرداختن
یکی چاره باید کنون ساختن
دل و جانم از غم بپرداختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچکس جز شما از راز دلم آگاه نیست، چرا که شما مهربان و پاکدامن هستید.
FAShe said that no one else knew her secret, trusting entirely in their kindness and virtue.
EN3082 : ردیف از کل
نداند کسی راز من جز شما
که هم مهربانید و هم پارسا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ندیمان از این سخن شگفتزده و بیمناک شدند که مبادا از دخت بزرگان کاری ناشایست سر زند.
FAThe handmaidens were shocked, fearing improper conduct from a noble princess.
EN3083 : ردیف از کل
پرستندگان را شگفت آمد آن
که بیکاری آمد ز دخت ردان
پرستندگانرا شگفت آمد آن
که بدکاری آید ز دخت ردان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همگی برای پاسخ گفتن به او آماده شدند و با تندی و شتاب برخاستند.
FAThey quickly rose to their feet in distress, eager to dissuade her from such reckless thoughts.
EN3084 : ردیف از کل
همه پاسخش را بیاراستند
چو اهرمن از جای برخاستند
همه پاسخش را بیآراستند
چو آهرمن از جای برخاستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفتند ای تاج سر بانوان جهان و سرافرازترین دختر بزرگان.
FAThey called her the crown of all women and the most exalted daughter among princesses.
EN3085 : ردیف از کل
که ای افسر بانوان جهان
سرافراز بر دختران مهان
که ای افسر بانوان جهان
سرافرازتر دختران مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ای که آوازه زیباییات از هندوستان تا چین پیچیده و چون نگین درخشان شبستانی.
FAThey said her beauty is celebrated from India to China, shining like a luminous gem in the royal court.
EN3086 : ردیف از کل
ستوده ز هندوستان تا به چین
میان بتان در چو روشن نگین
ستوده ز هندوستان تا بچین
میان شبستان چو روشن نگین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در بوستان قامتی به بلندای تو نیست و هیچ پرتو ماه و ستارهای به پای رخسارت نمیرسد.
FANo cypress in the garden equals her height, and no starlight rivals the radiance of her face.
EN3087 : ردیف از کل
به بالای تو بر چمن سرو نیست
چو رخسار تو تابش پرو نیست
ببالای تو در چمن سرو نیست
چو رخسار تو تابش پرو نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تصویر چهره زیبایت را برای شاهان و فرمانروایان دوردست میفرستند.
FAPortraits of her lovely face are sent as treasures to distant emperors and Eastern monarchs.
EN3088 : ردیف از کل
نگار رخ تو ز قنوج و رای
فرستد همی سوی خاور خدای
نگار رخ تو بقانوح و مای
فرستند و نزدیک خاور خدای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آیا شرم در دل نداری و حرمت و آبروی پدر را پاس نمیداری؟
FAThey asked if she felt no shame, and whether she had forgotten the honor due to her noble father.
EN3089 : ردیف از کل
ترا خود بدیده درون شرم نیست
پدر را به نزد تو آزرم نیست
ترا خود پدیده درون شرم نیست
پدر را بنزد تو آزرم نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که کسی را که پدرش او را دور انداخته، تو میخواهی به همسری برگزینی؟
FAThey questioned why she would choose a man whom his own father had cast away in infancy.
EN3090 : ردیف از کل
که آن را که اندازد از بر پدر
تو خواهی که گیری مر او را به بر
که آنرا که اندازد از بر پدر
تو خواهی که او را بگیری ببر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کسی که سیمرغ در کوهستان او را پرورده و در میان مردم انگشتنما شده است؟
FAA youth reared by a mythical bird upon a mountain, making him an oddity among mankind.
EN3091 : ردیف از کل
که پرورده مرغ باشد به کوه
نشانی شده در میان گروه
که پروردة مرغ باشد بکوه
نشانی شده در میان گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچ مادری فرزندی با موی سپید نزاده و چنین کسی شایسته همسری تو نیست.
FANo mother had ever birthed a white-haired infant, and they claimed such a match was unfitting.
EN3092 : ردیف از کل
کس از مادران پیر هرگز نزاد
نه ز آنکس که زاید بباشد نژاد
کس از مادران پیر هرگز نزاد
وزآن کس که زاید نباشد نژاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شگفتآور است که دختری گلگونچهره با گیسوان مشکین، به دنبال همسری سپیدموی باشد.
FAThey found it unbelievable that a rosy-cheeked, dark-haired beauty would seek an aged-looking groom.
EN3093 : ردیف از کل
چنین سرخ دو بسد شیر بوی
شگفتی بود گر شود پیرجوی
چنین سرخ دو بشد و مشک موی
شگفتی بود گر بود پیر جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جهانی شیفته زیبایی توست و تصویر چهرهات زینتبخش کاخهای شاهان است.
FAThe whole world adored her, and kings hung pictures of her face inside their grand palaces.
EN3094 : ردیف از کل
جهانی سراسر پر از مهر تست
به ایوانها صورت چهرتست
جهانی سراسر پر از مهر تست
به ایوانها صورت چهر تست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو با چنین زیبایی و شکوه شایستهای که خورشید آسمان همسرت باشد.
FAWith such incomparable beauty and grace, she deserved a celestial groom as radiant as the sun.
EN3095 : ردیف از کل
ترا با چنین روی و بالای و موی
ز چرخ چهارم خور آیدت شوی
ترا با چنین روی و بالای و موی
ز چرخ چهارم خور آبدت شوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون رودابه سخنان نکوهشبار آنان را شنید، خشمگین شد و آتش دلش شعلهور گشت.
FAHearing their sharp reproaches, Rudabeh became furious, her heart flaring like fire in the wind.
EN3096 : ردیف از کل
چو رودابه گفتار ایشان شنید
چو از باد آتش دلش بردمید
چو رودابه گفتار ایشان شنید
چو از باد آتش دلش بر دمید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با خشم بر آنان فریاد زد، چهره در هم کشید و نگاهی تند به آنان انداخت.
FAShe shouted at them in indignation, turning her face away with a stern, piercing glare.
EN3097 : ردیف از کل
بریشان یکی بانگ برزد به خشم
بتابید روی و بخوابید چشم
بریشان یکی بانگ بر زد بخشم
بتابید روی و بخوانید چشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
