***
هرگز رفته را بازنخواهی یافت؛ روانش اکنون در سرای دیگر است.
FAYou cannot bring back the departed; know that his soul now abides in another dwelling.
EN8987 : ردیف از کل
بینداخت افسر ز مشکین سرم
چنین چاک شد جامه اندر برم
نیابی همان رفته را باز جای
روانش کهن دان بدیگر سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من از دور سینه و شانه و قامت بلند و گرز سنگین او را دیده بودم؛
FAI beheld his chest, shoulders, tall stature, and heavy mace from afar;
EN8988 : ردیف از کل
پراندیشه شد زان سخن شهریار
سخن کرد هرگونه را خواستار
من از دور دیدم بر ویال اوی
چنان برز بالا وگوپال اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روزگار او را با لشکری برانگیخت تا در اینجا به دست تو هلاک شود.
FADestiny urged him forward with an army so that he might meet his doom here at your hand.
EN8989 : ردیف از کل
به دل گفت ار این راست گوید همی
وزین گونه زشتی نجوید همی
زمانه برانگیختش با سپاه
که ایدر بدست تو گردد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چارهای نیست و درمانی برای این کار وجود ندارد؛ تا کی میخواهی بر ازدسترفته اشک بریزی؟
FAWhat remedy is there, and how long will you weep over what has already passed?
EN8990 : ردیف از کل
سیاووش را سر بباید برید
بدینسان بودبند بد را کلید
چه سازی ودرمان این کار چیست
برین رفته تا چند خواهی گریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم گفت سهراب رفت، اما اکنون هومان با سپاه توران در دشت مستقر است؛
FARostam said: He has passed away, but Homan now sits upon that broad plain with the Turanian host;
EN8991 : ردیف از کل
خردمند مردم چه گوید کنون
خوی شرم ازین داستان گشت خون
بدو گفت رستم که او خود گذشت
نشستست هومان بر آن پهن دشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در میان آنان سران توران و چین هستند؛ مبادا که کینهای از آنان به دل بگیری.
FAAmong them are grandees of Turan and China; harbor no vengeance in your heart against them.
EN8992 : ردیف از کل
کسی را که اندر شبستان بدند
هشیوار و مهترپرستان بدند
زتوران سرانند وچندی زچین
از ایشان بدل در مدار ایچ کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زواره سپاه را به سلامت بازخواهد گرداند به یاری خداوند و فرمان شاه.
FAZavareh will guide the army safely on their way by the power of God and the King's command.
EN8993 : ردیف از کل
گسی کرد و بر گاه تنها بماند
سیاووش و سودابه را پیش خواند
زواره سپهرا گذارد براه
بنیروی یزدان وفرمان شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه گفت ای پهلوان نامی، این نبرد اندوه بزرگی بر دلت نهاد؛
FAThe King said: O renowned champion, this battle has brought overwhelming sorrow upon your face;
EN8994 : ردیف از کل
به هوش و خرد با سیاووش گفت
که این راز بر من نشاید نهفت
بدو گفت شاه ای گو نامجوی
از این رزم اندوهت آمد بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
حتی اگر به من بدیها کرده و دود از ایران برآورده باشند،
FAEven though they did me many evils and raised smoke from Iran,
EN8995 : ردیف از کل
نکردی تو این بد که من کرده ام
ز گفتار بیهوده آزرده ام
گر ایشان بمن چند بد کرده اند
وگر دود از ایران برآورده اند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلم از داغ تو لبریز از درد است و دیگر با کینهتوزی از آنان یاد نخواهم کرد.
FAMy heart is filled with sorrow for your grief, and I will seek no vengeance against them.
EN8996 : ردیف از کل
چرا خواندم در شبستان ترا
کنون غم مرا بود و دستان ترا
دل من زدرد تو شد پر زدرد
نخواهم از ایشان بکین یاد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آنجا شاه لشکر را حرکت داد و راهی پایتخت شد و رستم در میدان ماند،
FAFrom there the King marched his host toward Iran, while Rostam remained behind,
EN8997 : ردیف از کل
کنون راستی جوی و با من بگوی
سخن بر چه سانست بنمای روی
وز آنجایگه شاه لشکر براند
به ایران خرامید ورستم بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
