***
دلهای دلاوران سرمست و پرشور شده بود و نامداران در کنار یکدیگر شادکام بودند.
FAThe hearts of the lions were bold with revelry, and all the noble warriors rejoiced together.
EN4463 : ردیف از کل
خروشنده گشته دل سیر وهم
شده شادمان ناماداران بهم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
باده لعلگون را در جامهای بلورین نوشیدند چندان که شور و مستی در سرشان افتاد.
FAThey drank ruby wine from crystal goblets until festive intoxication stirred their heads.
EN4464 : ردیف از کل
می لعلگون را بجام بلور
بخوردند تا در سسر افتاد شور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال زر به فرزندش گفت: ای پسر نامدار با شکوه و فر خورشید،
FAGolden Zal addressed his son: "O renowned boy radiant with the glory of the sun,"
EN4465 : ردیف از کل
چنین گفت فرزند را زال زر
که ای نامور پور خورشید فر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
برای دلاوران و پهلوانان سرافرازی که داری، پاداش و جامههای نیکو و اسب فراهم کن.
FA"Bestow gifts of robe and steed upon your warriors who hold their heads high in valor."
EN4466 : ردیف از کل
دلیرانت را خلعت وباره ساز
کسانی که باشند گردنفراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم بیدرنگ زر و خواسته بسیار و اسبهای تازی آراسته به آنان بخشید.
FARostam generously gave gold, riches, and many fine Arabian horses in reward.
EN4467 : ردیف از کل
بجنشید رستم زر وخواسته
بسی تازی اسپان آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس از آن، مجلس به پایان رسید در حالی که هر یک از حاضران دارایی فراوان یافته بود.
FAThe gathering dispersed, each warrior having received abundant wealth and honors.
EN4468 : ردیف از کل
وز آنپس پراگنده شد انجمن
بسی خواسته یافته تن بتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال سپهبد طبق رسم و آیین معمول خود به سوی حرمسرا و خوابگاهش رفت.
FACommander Zal retired to his private quarters in accordance with noble custom.
EN4469 : ردیف از کل
سپهبد بسوی شبستان خویش
بیآمد بر آنسان که بد رسم وکیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم نیز با سری سرمست از شراب، خرامان و باوقار به سوی خوابگاهش آمد.
FATahamtan, his head full of wine, walked stately toward his bedchamber.
EN4470 : ردیف از کل
تهمتن همیدون سرش پر شراب
بیآمد گرازان سوی جای خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به خواب فرورفت و هنوز در خواب بود که ناگهان فریاد و خروشی از درگاه برخاست؛
FAHe fell asleep, but as slumber took him, a sudden clamor arose from outside the door;
EN4471 : ردیف از کل
بخفت وبخواب اندر آمدش سر
برآمد خروشیدنی از درش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که فیل سپید سپهبد از بند رها شده و به مردم آسیب و گزند میرساند!
FACrying that the white elephant had broken its chains and was bringing harm upon the people!
EN4472 : ردیف از کل
که پیل سپید سپهبد زبند
رها گشت وآمد بمردم گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون این سخن به گوش رستم رسید، دلیری و خشم در دلش به جوش آمد.
FAWhen these words reached his ears, fury and fierce bravery boiled within him.
EN4473 : ردیف از کل
چو زآنگونه گفتارش آمد بگوش
دلیری وتندی درو کرد جوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
برخاست، گرز نیا را برداشت و راه خروج از کاخ را در پیش گرفت.
FAHe arose, took up his grandfather's heavy mace, and moved swiftly toward the gate.
EN4474 : ردیف از کل
روان گشت وگرز نیا برگرفت
برون آمدن را راه اندر گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نگهبانانی که بر درگاه بودند، راه را بر او بستند تا مانع خروجش شوند؛
FAThose guarding the gateway barred the way before him, seeking to hold him back;
EN4475 : ردیف از کل
کسانی که بودند بر درگهش
همی بسته کردند بر وی رهش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و گفتند: از ترس زال سپهبد نامدار چگونه در را به روی تو بگشاییم؟
FASaying: "For fear of the renowned commander Zal, how could we open the door to you?"
EN4476 : ردیف از کل
که از بیم اسپهبد نامور
چگونه کشائیم پیش تو در
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شب تاریک است و فیل زنجیر گسسته؛ روا نیست که تو بیرون بروی.
FA"The night is dark and the elephant loose; it cannot be allowed for you to step outside!"
EN4477 : ردیف از کل
سب تیره وپیل جسته زبند
تو بیرون شوی کی بود این پسند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم از سخن نگهبان برآشفت و چنان مشتی بر سر و گردن او کوفت،
FATahamtan grew enraged at his words and struck him on the head and neck with his fist,
EN4478 : ردیف از کل
تهمتن شد آشفته از گفتنش
یکی مشت زد بر سر وگردنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که سرش چون گوی از جا پرید؛ سپس رستم رو به دیگر نگهبانان آورد.
FASo that his head rolled like a ball, and Rostam turned fiercely upon the other guards.
EN4479 : ردیف از کل
بر آنسان که شد سرش مانند گوی
سوی دیگران اندر آورد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نگهبانان از برابر آن پهلوان نامدار گریختند و آن دلاور به نزدیکی در رسید.
FAThe guards fled before the mighty champion, and the valiant youth approached the gate.
EN4480 : ردیف از کل
رمیدند از آن پهلو نامور
دلاور بیآمد بنزدیک در
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گرزی بر در زد و قفل و زنجیرهای محکم را شکست، چنانکه از آن نامدار شایسته بود.
FAWith a strike of his mace he shattered the locks and chains, just as befitted such a warrior.
EN4481 : ردیف از کل
بزد گرز وبشکست زنجیر وبند
چنان چون از آن نامور شد بسند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مانند باد از در بیرون تاخت؛ گرزی بر دوش و سری پر از غرور و شجاعت داشت.
FAHe rushed out through the gate like the wind, mace on his shoulder and heart brimming with fury.
EN4482 : ردیف از کل
برون آمد از در بکردار باد
بگردن برش گرز وسر پر زباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شتابان به سوی آن فیل تنومند رفت که چون دریای نیل خروشان و پرصدا بود.
FAHe charged toward the rampaging elephant, which bellowed like the surging Nile.
EN4483 : ردیف از کل
همی رفت تازان سوی ژنده پیل
خروشنده مانند دریای نیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نگریست و کوهی خروشان دید که زمین زیر پایش مانند دیگ جوشان میلرزید.
FAHe looked and beheld a raging mountain of a beast, the ground boiling like a cauldron beneath it.
EN4484 : ردیف از کل
نگه کرد کوهی خروشنده دید
زمین زیر او دیگ جوشنده دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دید که پهلوانان و سپاهیان از برابر فیل میگریزند، درست مانند میشی که گرگ را ببیند.
FAHe saw his own noble warriors fleeing before it, just as sheep scatter before a wolf.
EN4485 : ردیف از کل
رمان دید ازو نامداران خویش
برآنسان که بیند رخ گرگ میش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تهمتن غرش و نعرهای چون شیر کشید، نترسید و دلیرانه به سوی فیل تاخت.
FATahamtan let out a roar like a lion, showing no fear as he charged boldly forward.
EN4486 : ردیف از کل
تهمتن یکی نعره زد همچو شیر
نترسید وآمد بر او دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون فیل خشمگین رستم را دید، مانند کوهی به سوی او هجوم آورد.
FAWhen the raging elephant saw him, it charged at him like a moving mountain.
EN4487 : ردیف از کل
چو پیل دمنده مر اورا بدید
بکردار کوهی بر او دوید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فیل خشمگین خرطومش را بالا برد تا ضربهای مهلک بر رستم فرود آورد.
FAThe furious elephant raised its trunk to strike down Rostam with a crushing blow.
EN4488 : ردیف از کل
برآورد خرطوم پیل ژیان
بد آن تا برستم رساند زنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تهمتن چنان گرزی بر فرق سر فیل کوفت که آن قامت کوهپیکر در هم شکست و خم شد.
FATahamtan struck its head with his heavy mace, bending its mountain-like frame double.
EN4489 : ردیف از کل
تهمتن یکی گرز زد بر سرش
که خم گشت بالای که پیکرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن کوه تناور بر خود لرزید و با همان یک ضربه زبون و ناتوان بر خاک افتاد.
FAThat living mountain trembled to its core and collapsed helpless in defeat from a single blow.
EN4490 : ردیف از کل
بلرزید بر خود که بیستون
بزخمی بیفتاد خوار وزبون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فیل سرکش از پای درآمد و تهمتن بیدرنگ و سبکبال به خوابگاه خود بازگشت.
FAThe rampaging beast fell lifeless, and Tahamtan calmly returned to his resting place.
EN4491 : ردیف از کل
بیفتاد پیل دمنده زپای
تهمتن بیآمد سبک باز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او خوابید، و بامدادان خورشید از مشرق چون چهره زیبارویان پدیدار شد.
FAHe slept peacefully, and at dawn the sun rose from the east like the face of a beloved.
EN4492 : ردیف از کل
بخفت وچو خورشید از خاوران
برآمد بسان رخ دلبران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به زال خبر رسید که رستم چه شگفتیای آفریده و چگونه فیل خشمگین را از پا درآورده است.
FANews reached Zal of Rostam's feat, and how he had laid low the roaring elephant.
EN4493 : ردیف از کل
بزال آگهی شد که رستم چه کرد
زیپل دمنده برآورد گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با یک ضربه گرز گردنش را شکست و پیکرش را بر خاک انداخت.
FAWith a single blow of his mace, he broke its neck and threw its huge body to the dust.
EN4494 : ردیف از کل
بیک گرز بشکست گردنشرا
بخاک اندر افگند مر تنش را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
وقتی سپهبد زال این ماجرا را از آغاز تا پایان شنید،
FAWhen commander Zal heard the full tale of what had happened from start to finish,
EN4495 : ردیف از کل
سپهبد چو بشنید ازین سان سخن
که چون بود کردار از آغاز وبن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت: افسوس از چنان فیل تنومندی که همچون دریای نیل خروشنده و باهیبت بود!
FAHe exclaimed: "Alas for such a mighty elephant, roaring like the deep Nile!"
EN4496 : ردیف از کل
بگفتا دریغ از چنان ژنده پیل
که بودی خروشان چو دریای نیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در چه میدانهای جنگی که آن فیل مست تمام صفوف دشمن را در هم شکسته بود.
FA"In how many battles did that fierce elephant scatter entire enemy ranks!"
EN4497 : ردیف از کل
بسا رزمگاها که آن پیل مست
حمله سپه پاک بر هم شکست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هرچند که در نبرد، رستم زال زر بسیار برتر و پیروزمندتر از آن فیل بود.
FA"Yet in valor and victory, Rostam son of Zal is far greater still."
EN4498 : ردیف از کل
اگرچه که در رزم پیروزگر
بدی به ارو رستم زال زر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دستور داد رستم به نزدش آمد؛ زال سر و شانه و دست او را بوسید.
FAHe commanded Rostam to enter, kissing his hands, shoulders, and brow in pride.
EN4499 : ردیف از کل
بفرمود تا رستم آمد برش
ببوسید با دست سال وسرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال به او گفت: ای فرزند شیر نره، که چنگال برآورده و دلاور گشتهای،
FAZal said to him: "O son of the fierce lion, who has bared his claws and grown valiant,"
EN4500 : ردیف از کل
بدو گفت که ای بچّۀ نرّه شیر
برآورده چنگال وگشته دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در این سالهای خردسالی، در شکوه، دلاوری و قد و قامت هیچکس همتای تو نیست.
FA"In your tender youth, none can match your royal glory, valor, and towering stature."
EN4501 : ردیف از کل
بدین کودکی نیست همتای تو
بفرّ وبمردی وبالای تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون پیش از آنکه آوازه نامت در جهان بپیچد و دشمنان برای نبردت آماده شوند،
FA"Now before your fame spreads far and wide and warns the enemies to prepare against you,"
EN4502 : ردیف از کل
کنون پیشتر زآنکه آواز تو
برآید وز آن بگسلد ساز تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
برای کینخواهی خون نریمان کمر ببند و شتابان به سوی کوه سپند بتاز.
FA"Gird your loins to avenge Nariman's blood and ride swiftly toward Mount Sepand."
EN4503 : ردیف از کل
بخون نریمان میانرا ببند
برو تازیان تا بکوه سپند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در آنجا دژی خواهی دید سر بر ابرها کشیده، چنان بلند که عقاب تیزپرواز هم بر فرازش نمیپرد.
FA"You will behold a fortress reaching into the clouds, so high that no soaring eagle can fly above it."
EN4504 : ردیف از کل
حصاری ببینی سر اندر صحاب
که بر وی نپرّید پرّان عقاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بلندای آن چهار فرسنگ و پهنای آن نیز چهار فرسنگ در چهار فرسنگ است.
FA"Its height measures four leagues, and likewise its breadth spans four leagues."
EN4505 : ردیف از کل
چهارست فرسنگ بالای اوی
همیدون چهارست پهنای اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پر از سبزه و آب روان و پارچههای زرین، با مردم و جانوران بسیار در درون آن.
FA"Abundant in greenery, flowing water, silks, and gold, teeming with people and livestock."
EN4506 : ردیف از کل
پر از سبزه وآب ودیبا وزر
بسی اندرو مردم وجانور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
درختان فراوان دارد و سرزمینی خرم که هیچکس مانند آن را در جهان ندیده است.
FA"Filled with trees and wealth, such a fortified paradise as no one has ever beheld."
EN4507 : ردیف از کل
درختان بسیار وآب ودیبا وزر
کسی خود ندیدست ازین گونه مرز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پروردگار از هر پیشهوری و از هر درخت میوهداری در درون آن پدید آورده است.
FA"The Creator has placed within it skilled artisans of every trade and every manner of fruit tree."
EN4508 : ردیف از کل
زهر پیشه کار وزهر میوه دار
درو آفریدست پروردگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تنها یک راه ورود و دری ساختهاند که آن دروازه را مانند آسمان بلند برافراشتهاند.
FA"They constructed but a single gate for entry, towering high as the celestial dome."
EN4509 : ردیف از کل
یکی راه در وی دری ساختند
بسان سپهری بر افراختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نریمان که گوی دلاوری را از همگان ربوده بود، به فرمان فریدون شاه پهلوان،
FA"Nariman, foremost among champions, acting under the orders of heroic King Fereydun,"
EN4510 : ردیف از کل
نریمان که گوی از دلیران ببرد
بفرمان شاه آفریدون گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سوی آن دژ لشکر کشید و در راه رسیدن به آنجا میدان را از دشمنان تهی کرد.
FA"Marched against that fortress, clearing the approaches of all adversaries."
EN4511 : ردیف از کل
بسوی حصار اندر آورد پای
در آن راه ازو گشت پردخته جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شب و روز در نبرد بود و پیوسته چاره و ترفندی به کار میبست.
FA"Night and day he fought, constantly trying strategies and stratagems."
EN4512 : ردیف از کل
شب وروز بودی برزم اندرون
همیدون گهی چاره گاهی فسون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
