***
مهراب برآشفت، سیندخت را پیش خواند و خشم خود از رودابه را بر سر او ریخت.
FAMehrab raged, summoning Sindokht and pouring out all his anger against Roodabeh upon her.
EN3882 : ردیف از کل
برآشفت و سیندخت را پیش خواند
همه خشم رودابه بر وی براند
بر آشفت وسیدخترا پیش خواند
همه خشم رودابه بروی براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت اکنون جز این چارهای ندارم، چرا که توان رویارویی با شاه جهان در من نیست،
FAHe told her no other choice remained, for he lacked the power to defy the King of the world,
EN3883 : ردیف از کل
بدو گفت کاکنون جزین رای نیست
که با شاه گیتی مرا پای نیست
بدو گفت کاکنون جزین رای نیست
که با شاه گیتی مرا پای نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که تو و آن دختر نافرمان را پیش آورم و هر دو را در میان انجمن به زاری بکشم،
FAExcept to take you and that rebellious girl, slaying you both miserably before the council,
EN3884 : ردیف از کل
که آرمت با دخت ناپاک تن
کشم زارتان بر سر انجمن
که آرمت با دخت نا پاک تن
کشم زار تان بر سر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاید خشم و کینه شاه ایران فرو نشیند و خاک کابل از تباهی آرام گیرد.
FASo that the King of Iran's wrath may cool, sparing the soil of Kabul from destruction.
EN3885 : ردیف از کل
مگر شاه ایران ازین خشم و کین
برآساید و رام گردد زمین
مگر شاه ایران از آن خشم وکین
بیآساید ورام گردد زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کیست در کابل که یارای هماوردی با سام را داشته باشد و بخواهد ضربه گرز او را بچشد؟
FAWho in Kabul dares stand against Sam and taste the crushing blows of his deadly mace?
EN3886 : ردیف از کل
به کابل که با سام یارد چخید
ازان زخم گرزش که یارد چشید
زکابل که با سام یارد چنچید
که خواهد همی زخم گرزش چشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیندخت چون این سخن را شنید، در برابرش نشست و در اندیشه چارهای کارساز فرورفت.
FAHearing this, Sindokht sat before him, turning over wise remedies in her anxious mind.
EN3887 : ردیف از کل
چو بشنید سیندخت بنشست پست
دل چاره جوی اندر اندیشه بست
چو سیندخت بشنید پیشش نشست
دل چاره جوی اندراندیشه بست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تدبیری خردمندانه در دل پروراند، چرا که بانویی دوراندیش و باهوش بود.
FAShe devised a clever scheme in her heart, being a lady of deep foresight and wisdom.
EN3888 : ردیف از کل
یکی چاره آورد از دل به جای
که بد ژرف بین و فزاینده رای
یکی چاره آورد از دل بجای
که بد ژرف بین او بتدبیر ورای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دستها را به نشانه ادب بر سینه نهاد و نزد شاه خورشیدچهر آمد.
FACross-armed in reverence, she stepped before her radiant, sun-like king.
EN3889 : ردیف از کل
وزان پس دوان دست کرده به کش
بیامد بر شاه خورشید فش
وزآن پس دوان دست کرده بکش
بیآمد بر شاه خورشید فش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت سخنی از من بشنو، و پس از آن هر چه دلت میخواهد انجام ده.
FAShe said, hear this one word from me, and afterward do whatever your heart desires.
EN3890 : ردیف از کل
بدو گفت بشنو ز من یک سخن
چو دیگر یکی کامت آید بکن
بدو گفت بشنو زمن یک سخن
چو دیگر یکی کامت آید بکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر این گنج و خواسته برای پاسداری از جان توست، دستی بجنبان و بدان که این شب آبستن حوادث است.
FAIf your wealth is meant to protect your life, spend it freely, knowing night bears fortune.
EN3891 : ردیف از کل
ترا خواسته گر ز بهر تنست
ببخش و بدان کین شب آبستنست
ترا خواسته گر زبهر تنست
بجنش وبدان کین شب آبستنست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هرچند شبی تاریک و دراز باشد، تیرگی آن تا ابد پایدار نخواهد ماند.
FAHowever long and dark the night may seem, its shadow will not endure forever.
EN3892 : ردیف از کل
اگر چند باشد شب دیریاز
برو تیرگی هم نماند دراز
اگر چند باشد شبی دیر باز
برو تیرگی هم نماند دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون روز برآید، جهان چون نگین درخشان بدخشان روشن و تابان خواهد شد.
FAWhen morning breaks, the world shall gleam bright as a radiant ruby of Badakhshan.
EN3893 : ردیف از کل
شود روز چون چشمه روشن شود
جهان چون نگین بدخشان شود
شود روز چون چشمه رخشان شود
جهان چون نگین بدخشان شود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مهراب گفت میان دلاوران سخنان کهن و بیهوده سر مده.
FAMehrab replied, weave no ancient proverbs and idle tales among battle-hardened warriors.
EN3894 : ردیف از کل
بدو گفت مهراب کز باستان
مزن در میان یلان داستان
بدو گفت مهراب کز باستان
مزن در میان یلان داستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنچه در اندیشه داری بگو و برای نجات جان بکوش، یا جامه خونین بر تن کن.
FASpeak what you know and strive to save our lives, or prepare to don a shroud of blood.
EN3895 : ردیف از کل
بگو آنچه دانی و جان را بکوش
وگر چادر خون به تن بر بپوش
بگوی آن چه دانی وجانرا بکوش
ویا جامة خون بتن بر بپوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیندخت گفت ای شهریار سرافراز، شاید تو هرگز به این خوان و بارگاه نیازمند نباشی.
FASindokht said, O exalted prince, perhaps you will never lose this court and banquet.
EN3896 : ردیف از کل
بدو گفت سیندخت کای سرفراز
بود کت به خونم نیاید نیاز
بدو گفت سیندخت کای سرافراز
بود کت نیآید بخوانم نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من خود باید به نزد سام بروم و این تیغ را از نیام خشم بیرون کشم.
FAI must go in person before Sam, drawing this sharp sword away from its sheath.
EN3897 : ردیف از کل
مرا رفت باید به نزدیک سام
زبان برگشایم چو تیغ از نیام
مرا رفت باید همی پیش سام
کشیدن مر این تیغ را از نیام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنچه شایسته است به او خواهم گفت، زیرا خرد سخنان خام را پخته و کارساز میکند.
FAI will speak fitting words to him, for wisdom ripens raw thoughts into noble action.
EN3898 : ردیف از کل
بگویم بدو آنچه گفتن سزد
خرد خام گفتارها را پزد
بگویم بدو آنچه گفتن سزد
خرد خام گفتارهارا پزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رنج جان از من خواهد بود و بخشش خواسته از تو؛ گنجینهای آراسته به من بسپار.
FAThe peril of life shall be mine, the wealth yours; grant me a rich treasury to offer.
EN3899 : ردیف از کل
ز من رنج جان و ز تو خواسته
سپردن به من گنج آراسته
زمن رنج جان وزتو خواسته
سپردن بمن گنج آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مهراب به او گفت این کلید گنجینههاست؛ هرگز نباید غم زر و سیم را خورد.
FAMehrab answered, here is the key to all treasures; never fret over gold and silver.
EN3900 : ردیف از کل
بدو گفت مهراب بستان کلید
غم گنج هرگز نباید کشید
بدو گفت مهراب که اینک کلید
غم گنج هرگز نباید کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خدمتکاران، اسبان، تخت و تاج را بیارای و با خود به راه بینداز،
FADeck attendants, steeds, thrones, and diadems, and lead them forth upon your journey,
EN3901 : ردیف از کل
پرستنده و اسپ و تخت و کلاه
بیارای و با خویشتن بر به راه
پرستنده واسپ وتخت وکلاه
بیآرای وبا خویشتن بر براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاید آتش کینه کابل را نسوزاند و این سرزمین پژمرده بار دیگر شکوفا گردد.
FALest fire consume the city of Kabul, allowing our withered realm to blossom once more.
EN3902 : ردیف از کل
مگر شهر کابل نسوزد به ما
چو پژمرده شد برفروزد به ما
مگر شهر کابل نسوزد بما
چو پژمرده شد بر فروزد بما
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیندخت به آن نامدار گفت اگر خواهان جان خویشی، مال و خواسته را خوار بشمار.
FASindokht told the prince that if he valued life, he must hold worldly wealth cheap.
EN3903 : ردیف از کل
چین گفت سیندخت کای نامدار
به جای روان خواسته خواردار
چنین گفت سیندخت با نامدار
بخواهی روان خواسته خوار دار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مبادا در حالی که من به چارهجویی میروم، بر رودابه سخت بگیری و به او گزندی رسانی.
FABeware that while I seek deliverance, you bring no harm or cruelty upon Roodabeh.
EN3904 : ردیف از کل
نباید که چون من شوم چاره جوی
تو رودابه را سختی آری به روی
نباید که چون من بوم چاره جوی
تو رودابه را سختی آری بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سهم جان من در این جهان بسته به جان اوست و امروز پیمان تو با من درباره اوست.
FAMy life on earth is bound to hers, and today your solemn pledge to me concerns her safety.
EN3905 : ردیف از کل
مرا در جهان انده جان اوست
کنون با توم روز پیمان اوست
مرا در جهان بهرة جان اوست
کنون با تو امروز پیمان اوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من اندوهی برای جان خود ندارم و همه رنج و دردم از بهر اوست.
FAI hold no anxiety for my own life; all my sorrow and suffering are for her sake.
EN3906 : ردیف از کل
ندارم همی انده خویشتن
ازویست این درد و اندوه من
ندارم همی اندة خویشتن
ازویست این درد واندوه من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نخست پیمانی سخت از مهراب گرفت و آنگاه با دلاوری در پی راه چاره برآمد.
FAShe took a firm oath from him first, then bravely set forth to find a way of salvation.
EN3907 : ردیف از کل
یکی سخت پیمان ستد زو نخست
پس آنگه به مردی ره چاره جست
یکی سخت پیمات ستد زو نخست
پس آنگه بمردی ره چاره جست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تن خویش را با دیبای زرین و مروارید و یاقوتهای گرانبها آراست.
FAShe adorned herself with golden brocade, rich pearls, and dazzling rubies.
EN3908 : ردیف از کل
بیاراست تن را به دیبا و زر
به در و به یاقوت پرمایه سر
بیآراست تنرا بدیبا وزر
بدرّ وبیاقوت پرمایه بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس سیصدهزار دینار زر سرخ از گنجینه مهراب برای پیشکش بیرون آورد.
FAThen from Mehrab's treasury she took three hundred thousand gold dinars as a royal offering.
EN3909 : ردیف از کل
پس از گنج زرش ز بهر نثار
برون کرد دینار چون سی هزار
پس از گنج مهراب بهر نثار
برون کرد دینار سیصد هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شصت اسب اصیل تازی و پارسی را با زین و ستام سیمین پیش آوردند.
FASixty purebred Arab and Persian steeds were brought forward, bridled with silver saddles.
EN3910 : ردیف از کل
به زرین ستام آوریدند سی
از اسپان تازی و از پارسی
بسیمین ستام آوریدند دو سی
از اسپان تازی واز پارسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شصت خدمتکار زیباروی با طوقهای زرین بر گردن، هر یک جامی از زر در دست داشتند.
FASixty graceful handmaidens wore golden collars, each holding a heavy goblet of gold.
EN3911 : ردیف از کل
ابا طوق زرین پرستنده شست
یکی جام زر هر یکی را به دست
ابا طوق زرّین پرستنده شست
یکی جام زر هر یکیرا بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جامها سرشار از مشک، کافور، یاقوت، زر ناب، فیروزه و گوهرهای گوناگون بود.
FACups filled with musk, camphor, rubies, pure gold, turquoise, and diverse precious stones.
EN3912 : ردیف از کل
پر از مشک و کافور و یاقوت و زر
ز پیروزه چند چندی گهر
پر از مشک وکافور ویاقوت وزر
زپیروزه وچندگونه گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
صد شتر سرخموی بارکش و تیزرو را همراه کردند.
FAA hundred red-haired female camels and a hundred swift pack beasts were readied.
EN3913 : ردیف از کل
صد اشتر همه ماده سرخ موی
صد استر همه بارکش راه جوی
صد اشتر همه مادة سرخ موی
صد اشتر همه بارکش راه جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تاجی شاهوار پر از گوهرهای گرانبها با دستبند، طوق و گوشوارههای شاهانه،
FAA regal crown encrusted with royal gems, accompanied by bracelets, torcs, and earrings,
EN3914 : ردیف از کل
یکی تاج پرگوهر شاهوار
ابا طوق و با یاره و گوشوار
یکی تاج پر گوهر شاهوار
ابا یاره وطوق وبا گواشوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چهل جامه دیبای زرنگار که کنارههایش با گوهرهای گوناگون نگاشته شده بود،
FAForty robes of gold-woven brocade, their borders trimmed with diverse shimmering stones,
EN3915 : ردیف از کل
چهل جامه دیبای پیکر به زر
طرازش همه گونه گونه گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تختی زرین چون آسمان که گوهرهای گوناگون در آن نشانده بودند،
FAA golden throne fashioned like the vault of heaven, inlaid with brilliant jewels,
EN3916 : ردیف از کل
بسان سپهری یکی تخت زر
برو ساخته چند گونه گهر
بسان سپهری یکی تخت زر
نشانده درو چند گونه گوهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دویست شمشیر هندی با دستههای زرین و سیمین، و سی تیغ زهرآلود برنده،
FATwo hundred Indian blades mounted in silver and gold, thirty of them tempered in deadly venom,
EN3917 : ردیف از کل
به زرین و سیمین دوصد تیغ هند
جزان سی به زهراب داده پرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به پهنای بیست رش شاهی و بلندایی برازنده یک سوار سرافراز،
FATwenty royal cubits in width, towering to the height of a stately horseman,
EN3918 : ردیف از کل
برش خسروی بیست پهنای او
چو سیصد فزون بود بالای او
رش خسروی بیست پهنای او
سوار سرافراز بالای او
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و چهار پیل تنومند هندی که بارشان جامهها و فرشهای گرانبها بود، آماده ساختند.
FAAnd four massive Indian elephants laden with carpets and precious garments were assembled.
EN3919 : ردیف از کل
وزان ژنده پیلان هندی چهار
همه جامه و فرش کردند بار
وزآن ژنده پیلان هندی چهار
همه جامه وفرش کردند بار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون بارها آماده شد، سیندخت چون گردی چابک و همچون آتش آذرگشسپ بر اسب نشست.
FAWhen the treasure was packed, Sindokht mounted her horse like a warrior, swift as lightning.
EN3920 : ردیف از کل
چو شد ساخته کار خود بر نشست
چو گردی به مردی میان را ببست
چو پردخت گنج اندر آمد به اسپ
چو گردی بکردار آذرگشسپ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
