***
از مهر و دوستی زال با مهراب، و دلبستگی آن دو جوان آزاده آگاه شد.
FAHe learned of Zal's love for Mehrab's daughter, and the bond between those two noble souls.
EN3630 : ردیف از کل
ز پیوند مهراب وز مهر زال
وزان ناهمالان گشته همال
زپیوند مهراب واز مهر زال
وز آن هر دو آزادة نا همال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه سرافراز گیتی با موبدان و خردمندان در این باره به گفتگو نشست.
FAThe exalted King of the world held counsel with wise priests regarding this grave matter.
EN3631 : ردیف از کل
سخن رفت هر گونه با موبدان
به پیش سرافراز شاه ردان
سخن رفت هر گونه با موبدان
به پیش سرافراز شاه جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شهریار به فرزانگان گفت روزگار با این پیوند بر ما تیره و تار خواهد شد.
FAThe sovereign warned his sages that this union would cast a dark shadow over their realm.
EN3632 : ردیف از کل
چنین گفت با بخردان شهریار
که بر ما شود زین دژم روزگار
چنین گفت با بخردان شهریار
که بر ما شود زین دژم روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون من سرزمین ایران را با شمشیر و تدبیر از چنگال دشمنان درنده رهانیدم،
FAFor I have rescued the land of Iran from the claws of lions and beasts through battle and wisdom.
EN3633 : ردیف از کل
چو ایران ز چنگال شیر و پلنگ
برون آوریدم به رای و به جنگ
چو ایران زچنگال شیر و پلنگ
برون آوریدم برای و بجنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و فریدون جهان را از گزند ضحاک پاک ساخت؛ بیم آن دارم که نژاد ضحاک دوباره سر برآورد.
FAFereydoun cleansed the world of Zahhak, yet I fear that wicked line will rise again from the throne.
EN3634 : ردیف از کل
فریدون ز ضحاک گیتی بشست
بترسم که آید ازان تخم رست
فریدون زضحّاک گیتی بشست
بترسم که آید از آن تخت رست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مبادا از عشق ناگهانی زال، نهالی بدخو و سرکش با ما همتا و همرزم گردد.
FALest through Zal's blind passion, an untamed offshoot should grow to challenge our power.
EN3635 : ردیف از کل
نباید که بر خیره از عشق زال
همال سرافگنده گردد همال
نباید که بر خیره از عشق زال
نهال سرافگنده گردد همال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر از دختر مهراب و پور سام فرزندی شمشیرزن و دلاور زاده شود،
FAIf from Mehrab's daughter and Sam's son a fierce warrior should unsheathe his blade,
EN3636 : ردیف از کل
چو از دخت مهراب و از پور سام
برآید یکی تیغ تیز از نیام
گر از دخت مهراب و از پور سام
برآید یکی تیغ تیز از نیام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او از یک سو همخون ما نخواهد بود، و آمیختن آنان چون آمیختن پادزهر با زهر است.
FAHe will not be entirely of our royal blood; it would be like blending nectar with poison.
EN3637 : ردیف از کل
بیکسو نه از گوهر ما بود
چو تریاک با زهر همتا بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و اگر خلق و خوی مادری پیدا کند، سرش از اندیشههای بدخواهانه آکنده خواهد گشت.
FAAnd if he inclines toward his mother's kin, his mind will fill with treacherous ambitions,
EN3638 : ردیف از کل
اگر تاب گیرد سوی مادرش
زگفت پراگنده گردد سرش
وگر تاب گیرد سوی مادرش
زگفت بد آگنده گردد سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سرزمین ایران را پر از آشوب و جنگ خواهد کرد تا تاج و تخت شاهی را بازپس گیرد.
FAThrowing Iran into turmoil and strife to seize back the ancestral crown and wealth.
EN3639 : ردیف از کل
کند شهر ایران پر آشوب و رنج
بدو بازگردد مگر تاج و گنج
کند شهر ایران پر آشوب و رنج
مگر باز گردد برو تاج و گنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون به این پرسش چه پاسخی میدهید؛ بکوشید تا رایی نیکو و شایسته پیش نهید.
FAWhat answer do you give to this dilemma now; strive to offer your best counsel.
EN3640 : ردیف از کل
کنون این سخنرا چه پاسخ دهید
بکوشید تا رای فرّخ نهید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه موبدان آفرین خواندند و او را شهریاری دیندار و پاکنهاد خواندند.
FAAll the priests offered praise to the monarch, proclaiming him a devout and righteous king.
EN3641 : ردیف از کل
همه موبدان آفرین خواندند
ورا خسرو پاک دین خواندند
همه موبدان آفرین خواندند
ورا خسرو پاک دین خواندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفتند دانش تو از ما بیشتر است و در پیشبرد کارها تواناتر از همگانی.
FASaying, your wisdom surpasses ours, and your power to discern right action is greatest.
EN3642 : ردیف از کل
بگفتند کز ما تو داناتری
به بایستها بر تواناتری
بگفتند کز ما تو داناتری
ببایستها بر تواناتری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همان کاری را بکن که با خرد سازگار است، زیرا خرد بر دل اژدها نیز چیره میشود.
FADo whatever reason dictates, for wisdom alone can conquer the fierce heart of a dragon.
EN3643 : ردیف از کل
همان کن کجا با خرد درخورد
دل اژدها را خرد بشکرد
همان کن کجا از خرد در خورد
دل اژدهارا خرد بشکرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شاه گرانمایه سخن آنان را شنید، در پی یافتن راه چاره و فرجام کار برآمد.
FAWhen the noble king heard their words, he sought the best resolution to the crisis.
EN3644 : ردیف از کل
هم آنگاه برخاست فرزند شاه
ابا ویژگان سرنهاده به راه
چو بشنید از ایشان گرانمایه شاه
سرنجام آنرا همی جست راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
فرمان داد تا نوذر، فرزندش، همراه با بزرگان و نزدیکان درگاه پیش آید.
FAHe commanded his son Nowzar to come forward, attended by royal peers and courtiers.
EN3645 : ردیف از کل
بفرمود تا نوذر آمدش پیش
ابا ویژگان و بزرگان خویش
بفرمود تا نوذر آید به پیش
ابا ویژگان و بزرگان خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به نوذر گفت نزد سام سوار برو و از چگونگی بازگشت او از نبردگاه جویا شو.
FAHe bade Nowzar ride to Sam the hero, inquiring how he had fared returning from battle.
EN3646 : ردیف از کل
بدو گفت رو پیش سام سوار
بپرسش که چون آمد از کارزار
بدو گفت رو پیش سام سوار
بپرسش که چون رستی از کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون او را دیدی بگو به این سو آید و پیش از رفتن به خانه، روی به درگاه ما نهد.
FAInstructing him to urge Sam to turn toward the royal court before heading homeward.
EN3647 : ردیف از کل
چو دیدی بگویش کزین سوگرای
ز نزدیک ماکن سوی خانه رای
چو دیدی بگویش کزین سوگرای
زنزدیک ما کن سوی خانه رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نوذر و یارانش همراه با پیلهای جنگی سترگ به سوی سام نریمان روانه شدند.
FANowzar and his companions rode toward Sam Nariman, accompanied by mighty war elephants.
EN3648 : ردیف از کل
سوی سام نیرم نهادند روی
ابا ژنده پیلان پرخاش جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون نوذر از پیشگاه پدر بیرون آمد، شتابان روی به سوی پهلوان نیرومند نهاد.
FADeparting from his father's presence, Nowzar hastened directly to meet the mighty warrior.
EN3649 : ردیف از کل
چو نوذر برون شد زپیش پدر
بر پهلوان زور بنهاد سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سام یل چون از آمدن نوذر آگاه شد، خود به پیشواز پور شهریار شتافت.
FAWhen the valiant Sam learned of his approach, he advanced in person to welcome the prince.
EN3650 : ردیف از کل
چو زین کار سام یل آگاه شد
پذیره سوی پورکی شاه شد
چو زین کار سام یل آگاه شد
پذیره سوی پور کی شاه شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه پهلوانان با طبل و فیلهای جنگی به استقبال شاهزاده رفتند.
FAAll the champions went out to meet him, accompanied by booming drums and war elephants.
EN3651 : ردیف از کل
همه نامداران پذیره شدند
ابا ژنده پیل و تبیره شدند
همه پهلوانان پذیره شدند
ابا ژنده پیل و تبیره شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نوذر نامدار با پیام پدر به نزدیکی سام سوار رسید.
FARenowned Nowzar drew near Sam the horseman, bearing his royal father's message.
EN3652 : ردیف از کل
ز پیش پدر نوذر نامدار
بیامد به نزدیک سام سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان و دلاوران همراه نوذر به پیشگاه سام سوار بار یافتند.
FAThe noble lords alongside Nowzar arrived before the heroic rider Sam.
EN3653 : ردیف از کل
رسیدند پس پیش سام سوار
بزرگان و کی نوذر نامدار
رسیدند پس پیش سام سوار
بزرگان ابا نوذر نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پهلوانان و بزرگان جنگاور با مهربانی احوال یکدیگر را پرسیدند.
FAThe leaders and seasoned warriors warmly exchanged greetings and mutual inquiries.
EN3654 : ردیف از کل
به پرسش گرفتند با یکدگر
ردان وبزرگان پرخاشخر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نوذر پیام شاه منوچهر را رساند و سام یل از دیدار شاهزاده شادمان شد.
FANowzar delivered King Manuchehr's message, and the stalwart Sam rejoiced at his arrival.
EN3655 : ردیف از کل
پیام پدر شاه نوذر بداد
به دیدار او سام یل گشت شاد
پیام پدر شاه نوذر بداد
بدیدار او سام یل گشت شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سام پاسخ داد که فرمان شاه را بر دیدگان مینهم و با دیدار او جان تازه خواهم یافت.
FASam answered that he obeyed the royal command, eager to refresh his spirit in the king's presence.
EN3656 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که فرمان کنم
ز دیدار او رامش جان کنم
چنین داد پاسخ که فرمان کنم
زدیدار او راستی جان کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن روز مهمان سام بودند و سام از پذیرایی از آنان بسیار خوشنود گشت.
FAThey remained as guests of Sam that day, and he took great delight in honoring them.
EN3657 : ردیف از کل
بدند اندر آن روز مهمان سام
بدیدارشان سام شد شادکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سفره گستردند و جامهای می برگرفتند و نخست به نام منوچهر شاه باده نوشیدند.
FAThey spread royal feasts and raised wine cups, first toasting the name of King Manuchehr.
EN3658 : ردیف از کل
نهادند خوان و گرفتند جام
نخست از منوچهر بردند نام
نهادند خوان و گرفتند جام
نخست از منوچهر بردند نام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس از نوذر، سام و دیگر بزرگان یاد کردند و از هر سرزمینی سخن گفتند.
FAThen they remembered Nowzar, Sam, and every chieftain, recounting tales of many realms.
EN3659 : ردیف از کل
پس از نوذر و سام و هر مهتری
گرفتند شادی ز هر کشوری
پس از نوذر وسام وهر مهتری
گرفتند یادی زهر کشوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شب دراز با شادمانی سپری شد تا اینکه خورشید درخشان پرده از رخسار برگرفت.
FAThe long night passed in merriment until the radiant sun unveiled the morning light.
EN3660 : ردیف از کل
به شادی درآمد شب دیریاز
چو خورشید رخشنده بگشاد راز
بسادی درآمد شب دیر باز
چو خورشید رخشنده بکشاد راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بانگ طبلها از درگاه برخاست و شتران چابک سر برافراشتند.
FAMartial drums sounded at the gates, and swift camels raised their heads in motion.
EN3661 : ردیف از کل
خروش تبیره برآمد ز در
هیون دلاور برآورد پر
خروش تبیره برآمد زدر
هیون تگاور برآورد سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همگی به فرمان شاه، راه درگاه منوچهر را در پیش گرفتند.
FAFollowing royal command, the entire host set out toward the court of King Manuchehr.
EN3662 : ردیف از کل
سوی بارگاه منوچهر شاه
به فرمان او برگرفتند راه
سوی بارگاه منوچهر شاه
بفرمان او برگرفتند راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
منوچهر چون از آمدن سام آگاه شد، کاخ پادشاهی را آراست.
FAWhen Manuchehr learned of Sam's approach, he ordered the imperial court splendidly adorned.
EN3663 : ردیف از کل
منوچهر چون یافت زو آگهی
بیاراست دیهیم شاهنشهی
منوچهر چون یافت زو آگهی
بیآراست ایوان شاهنشاهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از ساری و آمل خروشی برآمد و چون دریایی خروشان به جوش و خروش افتاد.
FAA mighty roar arose from Sari and Amol, churning like the surging waves of a tempestuous sea.
EN3664 : ردیف از کل
ز ساری و آمل برآمد خروش
چو دریای سبز اندر آمد به جوش
زساری وآمل برآمد خروش
چو دریای جوشان برآمد بجوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نیزهداران و زرهپوشان با خشتهای گران و زرههای جنگی به پیش آمدند.
FASpearmen and armored warriors stepped forth, bearing heavy javelins and coats of mail.
EN3665 : ردیف از کل
ببستند آئین ژوپین وران
برفتند با خشتهای گران
برفتند آنگاه ژوپین وران
ابا جوشن و خشتهای گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاهی عظیم که از کوهی تا کوهی دیگر گسترده بود و سپرهای سرخ و زرد در آن میدرخشید.
FAAn army stretched from hill to hill, with crimson and gilded shields gleaming in the sun.
EN3666 : ردیف از کل
سپاهی که از کوه تا کوه مرد
سپر در سپر ساخته سرخ و زرد
سپاهی که از کوه تا کوه مرد
سپر در سپر یافته سرخ وزرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با کوس و نای و سنجهای برنجی، و اسبان تازی و پیلهای گرانبار.
FAWith drums, trumpets, and brass cymbals, alongside spirited steeds and laden elephants.
EN3667 : ردیف از کل
ابا کوس و با نای روئین و سنج
ابا تازی اسپان و پیلان و گنج
ابا کوس وبا نای وروئینه صنج
ابا تازی اسپان وپیلان گنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
لشکر همگی با درفشها و طبلهای جنگی به پیشواز سام شتافتند.
FAThe entire host advanced with banners and war drums to give Sam a magnificent reception.
EN3668 : ردیف از کل
ازین گونه لشکر پذیره شدند
بسی با درفش و تبیره شدند
سپه یکسر اندر پذیره شدند
همان با درفش وتبیره شدننن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سام به نزدیکی کاخ رسید، از اسب پیاده شد و راه ورود به درگاه گشوده گشت.
FAAs Sam drew near the palace, he dismounted, and the path to the royal presence was cleared.
EN3669 : ردیف از کل
چو آمد به نزدیکی بارگاه
پیاده شد و راه بگشاد شاه
چو آمد بنزدیکئ بارگاه
پیاده شد وراه بکشاد شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
