***
که افراسیاب با صد هزار سوار برگزیده ترک به مرز ایران تاخته است.
FAAnnouncing that Afrasiab had marched with a hundred thousand chosen Turanian horsemen.
EN9714 : ردیف از کل
همی دست یازید باید به خون
به کین دو کشور بدن رهنمون
که افرسیاب آمد وصد هزار
گزیده زترکان شمرده سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل کاووس شاه گرفت، چرا که ناچار بود بزم را رها کند و به جنگ بپردازد.
FAKing Kavus's heart sank, for he was forced to turn from feasts to warfare.
EN9715 : ردیف از کل
وزان پس که داند کزین کارزار
کرا برکشد گردش روزگار
دل شاه کاؤس از آن تنگ شد
که از بزم رایش سوی جنگ شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان ایران و هواخواهان پادشاهی را گرد آورد،
FAHe gathered an assembly of Iranian nobles who were loyal to the crown,
EN9716 : ردیف از کل
ز بهر نوا هم بیازارد او
سخنهای گم کرده بازآرد او
یکی انجمن از ایرانیان
کسیرا که بد نیک خواه کیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و به آنان گفت افراسیاب از خاک و باد و آتش و آب آفریده نشده است،
FAAnd said to them that Afrasiab seemed not to be formed of earth, wind, fire, and water,
EN9717 : ردیف از کل
همان خشم و پیگار بار آورد
سرشک غم اندر کنار آورد
بدیشان چنین گفت کافرسیاب
زباد وزآتش زخاک وزآب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی خداوند سرشتی دیگر به او داده یا بخت او دگرگون شده است،
FAAs if God had given him another nature, or his destiny had turned corrupt,
EN9718 : ردیف از کل
اگر تیره تان شد دل از کار من
بپیچید سرتان ز گفتار من
همانا که یزدان نکردش سرشت
مگر خود سپهرش دگرگونه گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که این همه سوگند می خورد و زبانش را به پیمان می سپارد،
FAFor he repeatedly swears solemn oaths and pledges his tongue to treaties,
EN9719 : ردیف از کل
فرستاده خود باشم و رهنمای
بمانم برین دشت پرده سرای
که چندین بسوگند پیمان کند
بخوبی زبانرا گروگان کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما چون سپاه گرد می آورم، از سوگند و پیمانش روی برمی تابد.
FAYet whenever I assemble warriors, he turns his back upon his sworn word.
EN9720 : ردیف از کل
سیاوش چو پاسخ چنین داد باز
بپژمرد جان دو گردن فراز
چو گرد آورم مردم جنگ جوی
بتابد زسوگند وپیمانش روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون من خود باید برای کین خواهی بروم و روز روشنش را سیاه کنم،
FA"I must now ride forth myself in vengeance and turn his bright day to darkness,"
EN9721 : ردیف از کل
ز بیم جداییش گریان شدند
چو بر آتش تیز بریان شدند
مرا رفت باید کنون کینه خواه
کنم روز روشن برو بر سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا نامش از جهان برافتد، وگرنه هر بار ناگهان،
FA"So that his name may vanish from the earth; otherwise, every few years,"
EN9722 : ردیف از کل
همی دید چشم بد روزگار
که اندر نهان چیست با شهریار
مگر گم شود نام او درجهان
وگر نه چنین هر زمان ناگهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاه می آورد، با ایران می جنگد و کشور را ویران می سازد.
FA"He will raise an army, invade Iran, and lay waste to our realm."
EN9723 : ردیف از کل
نخواهد بدن نیز دیدار او
ازان چشم گریان شد از کار او
سپه سازد وجنگ ایران کند
بسی زین بر وبوم ویران کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
موبد دانا به شاه گفت چرا با داشتن چنین سپاهی خودت به میدان نبرد می روی؟
FAThe sage priest advised: "Why should you ride to the battlefield yourself when you have such an army?"
EN9724 : ردیف از کل
چنین گفت زنگه که ما بنده ایم
به مهر سپهبد دل آگنده ایم
بدو گفت موبد که چندین سپاه
چه خود رفت باید به آوردگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چرا باید بی جهت دارایی ها را هدر داد و درهای گنج را گشود؟
FA"Why squander wealth and open treasuries unnecessarily?"
EN9725 : ردیف از کل
فدای تو بادا تن و جان ما
چنین باد تا مرگ پیمان ما
چرا خواسته داد باید بباد
در گنج چندین چه باید کشاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دو بار تا کنون تاج و تخت خود را با شتابزدگی به دست دشمن سپردی،
FA"Twice already you hastily surrendered your royal throne into the hands of your enemies."
EN9726 : ردیف از کل
چو پاسخ چنین یافت از نیکخواه
چنین گفت با زنگه بیدار شاه
دو بار این سر نامور گاه خویش
بتیزی سپردی ببد خواه خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون یکی از این پهلوانان را برگزین که شایسته جنگ و انتقام باشد.
FA"Choose one of these champions who is worthy of battle and capable of exacting vengeance."
EN9727 : ردیف از کل
که رو شاه توران سپه را بگوی
که زین کار ما را چه آمد بروی
ازین پهلوانان یکی برگزین
سزاوار جنگ وسزاوار کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس پاسخ داد که من در این جمع کسی را نمی بینم،
FAKavus answered that he saw no one in that assembly,
EN9728 : ردیف از کل
ازین آشتی جنگ بهر منست
همه نوش تو درد و زهر منست
چنان داد پاسخ بدیشان که من
نه بینم کسیرا بدین انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که توان رویارویی با افراسیاب را داشته باشد، پس من خود باید بروم.
FAWho possessed the strength and endurance to face Afrasiab, so he must go himself.
EN9729 : ردیف از کل
ز پیمان تو سر نگردد تهی
وگر دور مانم ز تخت مهی
که دارد پی وتاب افراسیاب
مرا رفت باید چو کشتی بر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شما بازگردید تا من در این باره چاره اندیشی کنم.
FA"Return to your posts while I contemplate the best course of action."
EN9730 : ردیف از کل
جهاندار یزدان پناه منست
زمین تخت و گردون کلاه منست
شا باز گردید تا من کنون
بدین کار دلرا کنم رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش با شنیدن این سخنان به فکر فرورفت و دلش آکنده از اندیشه شد.
FASiavash's heart became deeply troubled by these words, his mind filling with thoughts.
EN9731 : ردیف از کل
و دیگر که بر خیره ناکرده کار
نشایست رفتن بر شهریار
سیاوش از آن دل پر اندیشه کرد
روانرا از اندیشه چون بیشه کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با خود گفت من فرماندهی این میدان جنگ را از شاه خواهم خواست،
FAHe said to himself: "I shall undertake this campaign and formally request command from the King,"
EN9732 : ردیف از کل
یکی راه بگشای تا بگذرم
بجایی که کرد ایزد آبشخورم
بدل گفت من سازم این رزمگاه
بخوبی بگویم بخواهم زشاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاید خداوند مرا از فتنه های سودابه و بدگمانی پدر رهایی بخشد،
FA"Perhaps the righteous Lord will deliver me from Sudabeh's malice and my father's suspicion,"
EN9733 : ردیف از کل
یکی کشوری جویم اندر جهان
که نامم ز کاووس ماند نهان
مگر کم رهائی دهد دادگر
زسودابه وگفتگوی پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و از سوی دیگر در نبرد نام آور شوم و سپاه دشمن را در دام افکنم.
FA"And furthermore, I shall gain renown in battle and ensnare this enemy host."
EN9734 : ردیف از کل
ز خوی بد او سخن نشنوم
ز پیگار او یک زمان بغنوم
ودیگر کزین کار نام آورم
چنین لشکریا بدام آورم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کمربند خدمت بست و نزد کاووس آمد و گفت من این شایستگی را دارم،
FAGirded for duty, he came before King Kavus and said he was capable of this command,
EN9735 : ردیف از کل
بشد زنگه با نامور صد سوار
گروگان ببرد از در شهریار
بشد با کمر پیش کاؤس شاه
بدو گفت من دارم این پایگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که با شاه توران بجنگم و سرکشان را به خاک بیفکنم.
FAOffering to wage battle against the King of Turan and bring low the defiant invaders.
EN9736 : ردیف از کل
چو در شهر سالار ترکان رسید
خروش آمد و دیده بانش بدید
که با شاه توران بجویم نبرد
سر سرکشان اندر آرم بگرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تقدیر خداوند جهان چنین بود که سیاوش سرانجام در توران زمین جان بسپارد.
FAYet it was the decree of the Creator that his life would ultimately end in the land of Turan.
EN9737 : ردیف از کل
پذیره شدش نامداری بزرگ
کجا نام او بود جنگی طورگ
چنین بود رای جهان آفرین
که او جان سپارد بتوران زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با هیچ تدبیر و اندیشه ای نمی توان سرنوشت را دگرگون کرد.
FANo human prudence or strategy can turn aside the decreed course of fate.
EN9738 : ردیف از کل
چو زنگه بیامد به نزدیک شاه
سپهدار برخاست از پیشگاه
برای وبه اندیشۀ نابکار
کجا باز گردد برو روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پدر پذیرفت که سیاوش کمر به این نبرد و کین خواهی ببندد.
FAThe father agreed that Siavash should gird his loins for this campaign of vengeance.
EN9739 : ردیف از کل
گرفتش به بر تنگ و بنواختش
گرامی بر خویش بنشاختش
بدین کار همداستان شد پدر
که بندد بدین کین سیاوش کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه از او شادمان شد، او را نواخت و جایگاهی تازه به او بخشید.
FAOverjoyed with his son, the King praised him and elevated him to high command.
EN9740 : ردیف از کل
چو بنشست با شاه پیغام داد
سراسر سخنها بدو کرد یاد
ازو شادمان گشت وبنواختش
بنوئی یکی پایگاه ساختش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت گنجینه های پدر در اختیار توست و سپاهیان گویی همگی خویشاوندان تواند.
FAHe told him that his father's treasuries were his, and that the army was like his own kin.
EN9741 : ردیف از کل
چو بشنید پیچان شد افراسیاب
دلش گشت پر درد و سر پر ز تاب
بدو گفت گنج پدر پیش تست
تو گوئی سپه سربسر خویش تست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم دلاور را نزد خود خواند و سخنان شایسته ای با او گفت،
FAHe summoned the mighty Rostam and spoke many encouraging words to him,
EN9742 : ردیف از کل
بفرمود تا جایگه ساختند
ورا چون سزا بود بنواختند
گو پیلتن را بر خویش خواند
بسی داستانهای نیکو براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به رستم گفت هیچ پیلی هم زور تو نیست و بخشش دستانت چون رود نیل است.
FASaying: "No elephant matches your strength, and your generosity flows like the River Nile."
EN9743 : ردیف از کل
چو پیران بیامد تهی کرد جای
سخن رفت با نامور کدخدای
بدو گفت همزور تو پیل نیست
همانندۀ دست تو نیل نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش پیش آمده و چون شیر ژیان سخن گفته است،
FA"Siavash has come forward girded for battle, speaking to me like a roaring lion."
EN9744 : ردیف از کل
ز کاووس وز خام گفتار او
ز خوی بد و رای و پیگار او
سیاوش بیآمد کمر بر میان
سخن گفت با من چو شیر ژیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در جهان مرد هنر و تدبیر تویی، و تویی که سیاوش را پرورده ای.
FA"You are the master of skill and wisdom in the world, and you are the one who raised Siavash."
EN9745 : ردیف از کل
همی گفت و رخساره کرده دژم
ز کار سیاووش دل پر ز غم
زگیتی هنرمند وخامش توئی
که پروردگار سیاوش توئی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گره های سخت چون تو کمربند بگشایی باز می شود.
FA"Hard iron bends before your might, and difficulties unravel when you gird your belt."
EN9746 : ردیف از کل
فرستادن زنگه شاوران
همه یاد کرد از کران تا کران
چو آهن ببندد بکان گهر
کشاده شود چون تو بستی کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون که افراسیاب جنگ می خواهد، تو همراه سیاوش برو و از او مراقبت کن.
FA"Afrasiab seeks war; go with Siavash and never turn your face from protecting him."
EN9747 : ردیف از کل
بپرسید کاین را چه درمان کنیم
وزین چاره جستن چه پیمان کنیم
بخواهد همی جنگ افراسیاب
تو با او برو روی ازو بر متاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر تو بیدار و همراهش باشی خیالم آسوده است، و اگر نباشی دل نگرانم.
FA"When you are watchful, I sleep in peace; when you rest, I am filled with anxiety."
EN9748 : ردیف از کل
بدو گفت پیران که ای شهریار
انوشه بدی تا بود روزگار
چو بیدار باشی تو خواب آیدم
چو آرام یابی شتاب آیدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جهان از تیغ و تیر تو در امان است و شکوه تو بر چرخ گردان سایه افکنده است.
FA"The world is secure through your sword, and your glory rises above the moon."
EN9749 : ردیف از کل
تو از ما به هر کار داناتری
ببایستها بر تواناتری
جهان ایمن از تیر وشمشیر تست
سر ماه با چرخ در زیر تست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم پاسخ داد که من بنده فرمان شاه هستم و هر چه بفرمایی اطاعت می کنم.
FARostam replied: "I am your humble servant and will carry out whatever you command."
EN9750 : ردیف از کل
گمان و دل و دانش و رای من
چنینست اندیشه بر جای من
تهمتن بدو گفت من بنده ام
سخن هرچه گوئی سراینده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیاوش آرامش جان من است و سر بلندی او آرزوی من.
FA"Siavash is the guardian of my soul, and his royal crown is my heaven."
EN9751 : ردیف از کل
که هر کس که بر نیکوی در جهان
توانا بود آشکار و نهان
سیاوش پناه روان من است
سر تاج او آسمان من است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه بر رستم آفرین خواند و گفت خرد همواره همراه جان پاکت باد.
FAThe King praised Rostam and prayed that wisdom would ever accompany his noble soul.
EN9752 : ردیف از کل
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
چو بشنید ازو آفرین کرد وگفت
که با جان پاکت خرد باد جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بانگ بوق و طبل جنگ برخاست و طوس سپهبد فرا رسید.
FAThe sounding of trumpets and drums arose as the proud general Tus arrived.
EN9753 : ردیف از کل
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
برآمد خروشیدن بوق وکوس
بیآمد سپهبد سرافراز طوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
