***
پایتخت آن روزگار در اصطخر بود که مایه افتخار شاهان کیانی به شمار میرفت.
FAThe royal seat was then in Istakhr, the pride of the Kayanian dynasty.
EN5828 : ردیف از کل
نشستنگه آن گه به اسطخر بود
کیان را بدان جایگه فخر بود
نشستنگه آن گه به اسطخر بود
کیانرا بدآن جایگاه فخر بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مردم جهان رو به سوی او آوردند، زیرا او شهریاری سزاوار تاج و دادگر بود.
FAAll people turned their faces to him, for he was the rightful, crowned sovereign.
EN5829 : ردیف از کل
جهانی سوی او نهادند روی
که او بود سالار دیهیم جوی
جهانی نهادند رخ سوی اوی
که او بود سالار دیهیم جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بر تخت کیانی نشست و با دادگری و آیینی خجسته فرمانروایی کرد.
FAHe ascended the Kayanian throne, ruling with justice and auspicious wisdom.
EN5830 : ردیف از کل
به تخت کیان اندر آورد پای
به داد و به آیین فرخنده رای
بتخت کیان اندر آورد پای
بداد وبه آئین فرخنده رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به بزرگان خردمند گفت: اکنون سراسر گیتی در فرمان من قرار گرفته است،
FAHe said to his wise counselors: 'Now the entire earth from end to end is mine,'
EN5831 : ردیف از کل
چنین گفت با نامور مهتران
که گیتی مرا از کران تا کران
چنین گفت با نامدار بخردان
که گیتی مرا شد کران تا کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر نیرومندی به ناتوانی ستم کند، به دادگری و آیین آسیب خواهد رسید.
FAIf the mighty oppresses the weak, justice and religion are deeply wounded.'
EN5832 : ردیف از کل
اگر پیل با پشه کین آورد
همه رخنه در داد و دین آورد
اگر پیل با پشّه کین آورد
همی رخنه در داد و دین آورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در جهان جز راستی و درستی نمیخواهم، زیرا خشم خداوند مایه کاستی و تباهی است.
FAI seek only righteousness on earth, for the wrath of God brings ruin.'
EN5833 : ردیف از کل
نخواهم به گیتی جز از راستی
که خشم خدا آورد کاستی
نخواهم بگیتی جز از راستی
که خشم خدا آورد کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آسایش مردم از دادگری و کوشش من است و همه آب و خاک کشور گنجینه من است.
FAMy people's ease stems from my justice and labor; all the land is my treasury.'
EN5834 : ردیف از کل
تن آسانی از درد و رنج منست
کجا خاک و آبست گنج منست
تن آسانی از داد ورنج منست
کجا آب و خاکست گنج منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه فرمانروایان زیردست منند و لشکریان و شهروندان برای من یکسانند.
FAAll rulers are subject to me, and soldiers and commoners are equally my care.'
EN5835 : ردیف از کل
سپاهی و شهری همه یکسرند
همه پادشاهی مرا لشکرند
همه پادشاهان مرا لشکرند
سپاهی و شهری مرا یکسرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همگی در پناه پروردگار باشید و با خرد و بیگزند زندگی کنید.
FARemain all under the Creator's protection, living wisely and harming none.'
EN5836 : ردیف از کل
همه در پناه جهاندار بید
خردمند بید و بی آزار بید
همه در پنهاه جهاندار بید
خردمند بید وبی آزار بید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر که دارد بنوشد و ببخشد و شکرگزاری این نعمتها را به جای آورد.
FAWhoever possesses wealth, enjoy it and share it, offering thanks for your sustenance.'
EN5837 : ردیف از کل
هر آنکس که دارد خورید و دهید
سپاسی ز خوردن به من برنهید
هر آنکس که دارد خورید ودهید
سپاسی زخوردن مرا بر نهید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و هر کس که از تنگدستی بیتوشه بماند و از کار خود بهرهای نبرد،
FAAnd whoever falls into poverty and finds no livelihood from his labor,'
EN5838 : ردیف از کل
هرآنکس کجا بازماند ز خورد
ندارد همی توشه کارکرد
وز آنکس کجا باز ماند زخورد
نیابد همی توشه از کار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بارگاه من جایگاه یاری به اوست، چرا که همگی در پناه من زندگی میکنند.
FAMy court is his refuge, for all people dwell under my protection.'
EN5839 : ردیف از کل
چراگاهشان بارگاه منست
هرآنکس که اندر سپاه منست
چراگاه شان بارگاه منست
هرآنکس که اندر پناه منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس لشکری گرد آورد و به گردش در سراسر جهان پرداخت تا اوضاع را ببیند.
FAHe then gathered an army and traveled across the realm to inspect all lands.
EN5840 : ردیف از کل
سپاهی از آن پس بگرد آورید
بگردید ویکسر جهانرا بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ده سال در جهان گشت و در پیدا و پنهان دادگری پیشه کرد.
FAFor ten years he toured the world, establishing justice openly and in secret.
EN5841 : ردیف از کل
چو ده سال برگشت کرد جهان
همی کرد داد آشکار ونهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شهرهای خرم فراوانی ساخت و نزدیک به صد آبادی پیرامون ری پدید آورد.
FAThe king built many prosperous cities and founded a hundred villages around Rey.
EN5842 : ردیف از کل
بسی شهر خرّم بنا کرد کی
چو صد ده بنا کرد بر گرد ری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس به سوی پارس بازگشت، پیش از آنکه دست روزگار بر او چیره شود.
FAThen he set out for Fars as the grasp of old age began to reach him.
EN5843 : ردیف از کل
سوی پارس آنگاه بنهاد روی
چو چنگ زمانه رسیدی بدوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با موبدان، اخترشناسان و خردمندان بر تخت پادشاهی نشست.
FAHe sat on the throne among priests, astrologers, and wise counselors.
EN5844 : ردیف از کل
نشست از بر تخت با موبدان
به اختر شناسان و با بخردان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه پهلوانان خود را فراخواند و با دلی پر از مهر به آنان نگریست.
FAHe summoned all his warriors, gazing upon them with a tender, moved heart.
EN5845 : ردیف از کل
سراسر بیآورد گردان خویش
بدیشان نگه کرد دل کردد ریش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از رفتگان نامدار یاد کرد و جهان را با دادگری و بخشش آباد ساخت.
FAHe remembered the departed heroes, enriching the world through justice and generosity.
EN5846 : ردیف از کل
وزان رفته نام آوران یاد کرد
به داد و دهش گیتی آباد کرد
وز آن رفته نام آوران یاد کرد
بداد ودهش گیتی آباد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بدین گونه صد سال شادکام زیست؛ ببین در جهان شاهی چنین فرخنده کیست!
FAThus he lived happily for a hundred years; see where such a monarch may be found!
EN5847 : ردیف از کل
برین گونه صدسال شادان بزیست
نگر تا چنین در جهان شاه کیست
بدینگونه صد سال شادان بزبست
نگر تا بگیهان چنین شاه کیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او چهار پسر خردمند داشت که یادگاران او در جهان بودند.
FAHe had four wise sons who were his living legacies on earth.
EN5848 : ردیف از کل
پسر بد مر او را خردمند چار
که بودند زو در جهان یادگار
پسر بد خردمند اورا چهار
که بودند ازو در جهان یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نخستین کیکاووس ستودهنام، دومی آرش و سومی کینشین بود،
FAThe first was praised Kay Kavus, the second Arash, the third Kay Neshin,
EN5849 : ردیف از کل
نخستین چو کاووس باآفرین
کی آرش دوم و دگر کی پشین
نخستین چو کاؤس با آفرین
چو آرش دوم بد سوم کی نشین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و چهارمین پسر کیآرمین نام داشت که جهان را به آرامش گذراندند.
FAAnd the fourth was named Kay Armin, who all lived in peace and contentment.
EN5850 : ردیف از کل
چهارم کجا آرشش بود نام
سپردند گیتی به آرام و کام
چهارم کی ارمین بودیش نام
سپردند گیتی به آرام وکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون صد سال پادشاهیاش سپری شد، سرانجام مرگ به سراغش آمد.
FAHaving spent a hundred years crowned upon the throne, death finally drew near.
EN5851 : ردیف از کل
چو صد سال بگذشت با تاج و تخت
سرانجام تاب اندر آمد به بخت
چو بگذاشت صد سال با تاج و تخت
سرنجام تاب اندر آمد بجفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون دریافت که مرگش فرا رسیده و برگ سبزش پژمرده خواهد شد،
FAWhen he realized death was close and that his green leaf was about to wither,
EN5852 : ردیف از کل
چو دانست کامد به نزدیک مرگ
بپژمرد خواهد همی سبز برگ
چو دانست که آمد بنزدیک مرگ
بپژمرد خواهد یکی سبز برگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کیکاووس گرانمایه را فراخواند و پندهای فراوانی از دادگری و بخشش به او داد.
FAHe summoned noble Kay Kavus and spoke many counsels of justice and benevolence.
EN5853 : ردیف از کل
سر ماه کاووس کی را بخواند
ز داد و دهش چند با او براند
گران مایه کاؤس کیرا بخواند
زداد ودهش چند با او براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت: من رخت از این جهان بربستم؛ تو بر تخت بنشین و داد پیشه کن.
FAHe told him: 'I have packed my wares to leave; take up the throne and rule with justice.'
EN5854 : ردیف از کل
بدو گفت ما بر نهادیم رخت
تو بسپار تابوت و بردار تخت
بدو گفت ما بر نهادیم رخت
تو بگذار تابوت وبردار تخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی همین دیروز بود که شادمان با یاران از کوه البرز آمدم.
FAIt seems only yesterday that I descended joyful with my companions from Mount Alborz.'
EN5855 : ردیف از کل
چنانم که گویی ز البرز کوه
کنون آمدم شادمان با گروه
چنانم که گوئی از البرز کوه
کنون آمدم شادمان با گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
عمر چنان شتابان میگذرد که دلبستن به این جهان دور از خرد است.
FALife passes so swiftly unawares; whoever worships this world lacks wisdom.'
EN5856 : ردیف از کل
چو بختی که بی آگهی بگذرد
پرستنده او ندارد خرد
چه بختی که بی آگهی بگذرد
پرستندة او ندارد خرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر دادگر و پاکنهاد باشی، در سرای دیگر پاداش نیکو خواهی یافت.
FAIf you remain just and pure of heart, you shall receive glad tidings in the hereafter.'
EN5857 : ردیف از کل
تو گر دادگر باشی و پاک دین
ز هر کس نیابی بجز آفرین
تو گرد دادگر باشی وپاک رای
همی مژده یابی بدیگر سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما اگر آز و افزونخواهی تو را به دام اندازد و شمشیر ستم برکشی،
FAYet if greed snares your mind and you draw the sharp sword of oppression,'
EN5858 : ردیف از کل
و گر آز گیرد سرت را به دام
برآری یکی تیغ تیز از نیام
وگر آز گیرد سرترا بدام
بر آری یک تیغ تیز از نیام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تن خود را بیهوده در رنج خواهی انداخت و سرانجام جهان را به دشمن میسپاری.
FAYou will only torment yourself and ultimately surrender all to your enemies.'
EN5859 : ردیف از کل
بدآن خویشتن رنجه داری همی
پس آنرا بدشمن سپاری همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
جایگاهت در آن جهان آتش خواهد بود و در این دنیا نیز دلی تلخ و ناخوش خواهی داشت.
FAYour abode hereafter will be fire, and in this world your heart will know only bitterness.'
EN5860 : ردیف از کل
در آن جای چجای تو آتش بود
بدنیا دلت تلخ ون ناخوش بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
این را گفت و از جهان پهناور درگذشت و خاک گور را به جای کاخ برگزید.
FAHe spoke and passed from this wide world, choosing the dark grave over his royal palace.
EN5861 : ردیف از کل
بگفت این و شد زین جهان فراخ
گزین کرد صندوق بر جای کاخ
بگفت واین شد زین جهان فرّاخ
گزین کرد صندوق بر جای کاخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رسم جهان چنین است: آدمی را از خاک برمیآورد و سرانجام بر باد میدهد.
FASuch is the way of the world: it raises man from dust and scatters him to the wind.
EN5862 : ردیف از کل
جهانرا چنین است رسم ونهاد
بر آرد زخاک ودهدشان بباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
داستان کیقباد به پایان رسید؛ اکنون باید از روزگار کیکاووس یاد کنیم.
FAThe tale of Keyqobad is ended; now we must recount the story of Kay Kavus.
EN5863 : ردیف از کل
بسر شد کنون قصه کیقباد
ز کاووس باید سخن کرد یاد
بسر شد کنون قصّة کیقباد
زکاؤس باید که گیریم یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
درخت بارور چون بلند شود، اگر آسیبی به آن برسد،
FAWhen a fruitful tree grows tall, if harm befalls it,
EN5864 : ردیف از کل
درخت برومند چون شد بلند
گر آید ز گردون برو بر گزند
درخت برومند چون شد بلند
گرایدون که آید برو بر گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
