***
گویی خود رستم پیلتن بود، یا سام دلاور و نریمان پهلوان.
FAResembling mighty Rustam himself, or the fierce lion Sam and Nariman.
EN7789 : ردیف از کل
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
تو گفتی گو پیلتن رستم است
وگر سام شیر است وگر نیرمست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون کودک لبخند زد و چهرهاش شکوفا شد، تهمینه نامش را سهراب گذاشت.
FAWhen he smiled with a glowing face, Tahmineh named him Sohrab.
EN7790 : ردیف از کل
که گردان کدامند و جنگ آوران
دلیران و کارآزموده سران
چو خندان شد وچهره شاداب کرد
ورا نام تهمینه سهراب کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در یکماهگی مانند کودکی یکساله بود و سینهاش چون سینه رستم ستبر مینمود.
FAAt one month he appeared like a year-old child, broad-chested like Rustam son of Zal.
EN7791 : ردیف از کل
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چو یکماه شد همچو یکسال شد
برش چون بر رستم زال بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در سهسالگی بازیهای میدانی آغاز کرد و در پنجسالگی دلیری شیران را داشت.
FABy three he practiced combat arts, and by five he possessed the heart of brave lions.
EN7792 : ردیف از کل
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
چو سه ساله شد ساز میدان گرفت
به پنجم دل شیران مردان گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در دهسالگی هیچ پهلوانی در آن دیار جرئت هماوردی با او را نداشت.
FABy age ten, no warrior in the entire region dared test strength against him.
EN7793 : ردیف از کل
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
چو ده ساله شد زآن زمین کس نبود
که یارست با او نبرد آزمود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نزد مادرش آمد و بیپردگی پرسید و گفت حقیقت را بیپروا به من بگو:
FAApproaching his mother, he asked boldly: Speak the plain truth to me:
EN7794 : ردیف از کل
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
بر مادر آمد بپرسید ازوی
بدو گفت گستاخ با من بگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چرا من از همسالانم بسیار برترم و قامتم به آسمان ساییده است؟
FAWhy do I surpass all my peers so greatly, with my head rising above the skies?
EN7795 : ردیف از کل
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
که من چون زهمشیرگان برترم
همی زآسمان برتر آمد سرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من از نژاد چه کسی هستم و اگر نام پدرم را بپرسند، چه پاسخی بدهم؟
FAFrom whose seed and lineage am I born, and what shall I answer when asked my father's name?
EN7796 : ردیف از کل
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرفت
زتخم کیم وز کدامین گهر
چه گویم چو پرسند نام پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر پاسخ این پرسش را از من پنهان کنی، جانت را خواهم گرفت!
FAIf you conceal this truth from me, I will not let you live among the living!
EN7797 : ردیف از کل
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ
گرین پرسش از من تو داری نهان
نمانم ترا زنده اندر مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مادر به او گفت سخنم را بشنو، از این حقیقت شادمان باش و تندی مکن:
FAHis mother said: Listen to me, rejoice in this truth, and do not be harsh:
EN7798 : ردیف از کل
سپر بر سرآورد و بنهاد روی
ز پیگار خون اندر آمد به جوی
بدو گفت مادر که بشنو سخن
برین شادمان باش وتندی مکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو فرزند رستم پیلتنی، از نسل زال زر، سام دلاور و نریمان قهرمان.
FAYou are the son of mighty Rustam, descended from Zal, Sam, and Nariman.
EN7799 : ردیف از کل
چو سهراب را دید گردآفرید
که برسان آتش همی بردمید
تو پور گو پیلتن رستمی
زدستان سامی واز نیرمی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به همین سبب سرت به آسمان میرسد، زیرا از چنان گوهر و نژاد نامداری زاده شدهای.
FAThat is why your head reaches the heavens, for you are born of such illustrious heritage.
EN7800 : ردیف از کل
کمان به زه را به بازو فگند
سمندش برآمد به ابر بلند
ازیرا سرت زآسمان برترست
که تخم تو زین نامور گهرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آغاز آفرینش جهان تا کنون، سوار و دلاوری چون رستم زاده نشده است.
FASince the creation of the world, no warrior or horseman has ever matched Rustam.
EN7801 : ردیف از کل
سر نیزه را سوی سهراب کرد
عنان و سنان را پر از تاب کرد
جهان آفرین تا جهان آفرید
سواری چو رستم نیآمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در جهان مانند سام نریمان نبود و حتی چرخ گردون یارای برابری با او را نداشت.
FAThere was none like Sam Nariman on earth, whom even the turning heavens could not humble.
EN7802 : ردیف از کل
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
چو سام نریمان بگیتی نبود
نیارست گردون سرشرا بسود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نامهای از رستم جنگاور را آورد و پنهانی به سهراب نشان داد.
FAShe brought forth a letter from Rustam the warrior and showed it secretly to Sohrab.
EN7803 : ردیف از کل
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ
یکی نامۀ رستم جنگجوی
بیآورد وبنمود پنهان بدوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همراه با سه یاقوت درخشان و سه کیسه زر که پدرش از ایران فرستاده بود.
FATogether with three glowing rubies and three purses of gold sent by his father from Iran.
EN7804 : ردیف از کل
زدوده سنان آنگهی در ربود
درآمد بدو هم به کردار دود
سه یاقوت رخشان وسه بدره زر
کز ایران فرستاده بودش پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اینها هدایایی بود که پدرش هنگام زاده شدن سهراب با پیامی مهرآمیز فرستاده بود.
FAThese gifts had been sent by his father with a loving message when Sohrab was born.
EN7805 : ردیف از کل
بزد بر کمربند گردآفرید
ز ره بر برش یک به یک بردرید
بدآنگاه که او زاده بودش زمام
فرستاده بودش پدر با پیام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مادر به او گفت این نشانهها را خوب ببین که پدرت برایت فرستاده است.
FAHis mother bid him look closely upon what his accomplished father had sent.
EN7806 : ردیف از کل
ز زین برگرفتش به کردار گوی
چو چوگان به زخم اندر آید بدوی
بگفتش تو اینرا بخوبی نگر
که بایست فرستاد ای پر هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس گفت افراسیاب هرگز نباید از این راز و تبار تو باخبر شود؛
FAShe warned him that Afrasiab must never learn of this secret lineage from start to finish;
EN7807 : ردیف از کل
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
دگر گفت افراسیاب این سخن
نیابد که داند زسر تا به بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زیرا او دشمن سرسخت رستم است و در توران از دست رستم همواره ماتم است.
FAFor he is Rustam's bitter foe, and all Turan mourns because of Rustam.
EN7808 : ردیف از کل
بزد نیزه او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
که او دشمن نامور رستمست
بتوران زمین زو همه ماتمست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مبادا به کینخواهی برخیزد و به خاطر خشم از پدر، پسر را نابود کند.
FALest he harbor malice toward you and destroy the son out of wrath against the father.
EN7809 : ردیف از کل
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
مبادا که گردد بتو کینخواه
زخشم پدر پور سازد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از سوی دیگر اگر پدرت بداند که اینچنین پهلوانی سرافراز و برومند شدهای،
FAMoreover, if your father learns that you have become such an exalted champion,
EN7810 : ردیف از کل
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
پدر گر بداند که تو زین نشان
شدستی سرافراز گردنکشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو را نزد خود خواهد خواند و دل مادرت از درد دوریات ریش خواهد شد.
FAHe will summon you to his side, leaving your mother heartbroken with grief.
EN7811 : ردیف از کل
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
چو داند بخواند ترا نزد خویش
دل مادرت گردد از درد ریش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سهراب گفت در سراسر جهان کسی چنین راز بزرگی را پنهان نمیدارد؛
FASohrab replied: No one in the whole world keeps such great heritage a secret;
EN7812 : ردیف از کل
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
چنین گفت سهراب کاندر جهان
ندارد کسی این سخن در نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تمام پهلوانان و بزرگان کهن همواره از دلاوریهای رستم داستانها میگویند.
FAAll ancient warriors and nobles constantly recount legends of Rustam's glory.
EN7813 : ردیف از کل
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
بزرگان جنگ آور از باستان
زرستم زنند این زمان داستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شایسته نبود که چنین تبار پهلوانی و والایی را از من پنهان داری!
FAHow could it be right to conceal such a heroic and noble heritage from me?
EN7814 : ردیف از کل
شگفت آمدش گفت از ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه
نبرده نژادی که چون این بود
نهان کردن از من چه آئین بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون لشکری بیشمار از جنگاوران تورانی گرد خواهم آورد،
FANow I will assemble a boundless army from among the fierce Turanian fighters,
EN7815 : ردیف از کل
سواران جنگی به روز نبرد
همانا به ابر اندر آرند گرد
کنون من زترکان جنگ آوران
فراز آورم لشکری بی کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس را از تخت شاهی به زیر میکشم و طوس را از ایران بیرون میرانم.
FAI will topple Kavus from his palace and banish Tous from the soil of Iran.
EN7816 : ردیف از کل
ز فتراک بگشاد پیچان کمند
بینداخت و آمد میانش ببند
برانگیختم از کاخ کاؤس را
ببرّم از ایران پی طوس را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نه گرگین و گودرز و گیو را بر جای میگذارم و نه گستهم و بهرام دلاور را.
FAI will spare neither Gurgin, Goudarz, nor Gev, nor valiant Gostahm and Bahram.
EN7817 : ردیف از کل
بدو گفت کز من رهایی مجوی
چرا جنگ جویی تو ای ماه روی
نه گرگین بمانم نه گودرز وگیو
نه کستهم نوذر نه بهرام نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گرز و اسب و تاج شاهی را به رستم میدهم و او را بر تخت کاووس مینشانم.
FAI will grant mace, steed, and crown to Rustam, seating him upon the royal throne of Kavus.
EN7818 : ردیف از کل
نیامد بدامم بسان تو گور
ز چنگم رهایی نیابی مشور
برستم دهم گرز واسپ وکلاه
نشانمش بر کاخ کاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس از ایران به جنگ توران میروم و رودرروی افراسیاب خواهم ایستاد،
FAThen from Iran I will march on Turan and confront King Afrasiab face-to-face,
EN7819 : ردیف از کل
بدانست کاویخت گردآفرید
مر آن را جز از چاره درمان ندید
وز ایران بتوران شوم جنگجوی
ابا شاه روی اندر آرم بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تخت افراسیاب را تصاحب میکنم و نوک نیزهام را از خورشید فراتر میبرم.
FASeizing Afrasiab's throne and lifting the tip of my spear beyond the sun.
EN7820 : ردیف از کل
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
بگیرم سر تخت افراسیاب
سر نیزه بگذارم از آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو را بانوی سرزمین ایران میسازم و با دلاوری در برابر پهلوانان چون شیر میجنگم.
FAI will crown you the queen of Iran and wage the battles of lions against all heroes.
EN7821 : ردیف از کل
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
ترا بانوی شهر ایران کنم
بچنگ یلان جنگ شیران کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
وقتی رستم پدر باشد و من پسر، هیچ پادشاه دیگری بر جهان حکومت نخواهد کرد.
FAWith Rustam as father and me as son, no other monarch shall rule the earth.
EN7822 : ردیف از کل
کنون من گشایم چنین روی و موی
سپاه تو گردد پر از گفت وگوی
چو رستم پدر باشد ومن پسر
نماند بگیتی کسی تاجور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
وقتی خورشید و ماه بتابند، چرا ستاره باید دم از سروری و درخشش بزند؟
FAWhen the sun and moon shine bright, why should mere stars flaunt their crowns?
EN7823 : ردیف از کل
که با دختری او به دشت نبرد
بدین سان به ابر اندر آورد گرد
چو روشن شود روی خورشید وماه
ستاره چرا بر فرازد کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سهراب به مادرش گفت اکنون دلاوری و هنر شمشیرزنی مرا خواهی دید.
FASohrab said to his mother: Now you shall witness my true valor and prowess.
EN7824 : ردیف از کل
نهانی بسازیم بهتر بود
خرد داشتن کار مهتر بود
بمادر چنین گفت سهراب گرد
که اکنون ببینی زمن دستبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
