***
از یک سو رستم چون خورشید تابان با گرز و شمشیر و فرّ و نیرو ایستاده است،
FAOn one hand stands Rostam, radiant as the sun, with mace, sword, glory, and might,'
EN5757 : ردیف از کل
به یک دست رستم که تابنده هور
گه رزم با او نتابد به زور
بیکدست رستم چو تابنده هور
ابا گرز وبا تیغ وبا فرّ وزور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از سوی دیگر قارن جنگاور که هرگز در نبردی شکست ندیده است،
FAOn the other warlike Qaran, whose eyes have never witnessed defeat,'
EN5758 : ردیف از کل
بروی دگر قارن رزم زن
که چشمش ندیدست هرگز شکن
بدست دگر قارن رزم زن
که چشمش ندیدست هرگز شکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سوم کشواد صاحب کلاهخود زرین که به آمل آمد و اسیران را رهانید،
FAThirdly Keshvad of the golden helm, who marched to Amol and carried off the host,'
EN5759 : ردیف از کل
سه دیگر چو کشواد زرین کلاه
که آمد به آمل ببرد آن سپاه
سهدیگر چو کشواد زرّین کلاه
که آمد به آمل ببرد آن سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و چهارم مهراب پادشاه کابل که سرداری با فرّ و خرد است.
FAAnd fourthly Mehrab ruler of Kabul, a wise and glorious commander.'
EN5760 : ردیف از کل
چهارم چو مهراب کابل خدای
که دستور شاهست و زابل خدای
چهارم چو مهراب کابل خدای
کهه سالار شباهست با فرّ ورای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پشنگ، شاه توران، با چشمانی اشکبار از سخنان افراسیاب شگفتزده شد،
FAPashang, king of Turan, wept and marveled at Afrasiab's words,
EN5761 : ردیف از کل
سپهدار ترکان دو دیده پرآب
شگفتی فرو ماند ز افراسیاب
سپهدار توران دو دیده پر آب
شکفتی فرومانده زافراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
