***
همگی گرد آمدند تا بدانند شاه برای چه آنان را خوانده است.
FAThey assembled before the sovereign to learn why he had summoned them.
EN9891 : ردیف از کل
و گر نیست فرمای تا بگذرم
نمایی ره کشوری دیگرم
شدند انجمن بر در شهریار
بدآن تا چرا کردشان خواستار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه آنان را با احترام نشاند و با هر یک سخن گفت.
FAThe King welcomed them respectfully and spoke with each of them in turn.
EN9892 : ردیف از کل
بدو گفت پیران که مندیش زین
چو اندر گذشتی ز ایران زمین
بخواند و سزاوار بنشاند پیش
سخن راند با هر کسی کم وبیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به خردمندان، اخترشناسان و موبدان گفت،
FAHe addressed the renowned sages, astrologers, and priests,
EN9893 : ردیف از کل
مگردان دل از مهر افراسیاب
مکن هیچ گونه برفتن شتاب
چنین گفت با نامور بخردان
به اخترشناسان وهم موبدان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مبادا هیچ کس در جهان این خواب و راز مرا آشکار یا پنهان بشنود.
FAWarning that none must ever reveal this dream or his words, openly or in secret.
EN9894 : ردیف از کل
پراگنده نامش به گیتی بدیست
ولیکن جز اینست مرد ایزدیست
کزین خواب وگفتار من در جهان
کسی نشنود آشکار ونهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر کسی از این راز سخن بگوید، سرش را از تنش جدا خواهم کرد.
FA"He declared that anyone who spoke of this secret would be executed."
EN9895 : ردیف از کل
خرد دارد و رای و هوش بلند
به خیره نیاید به راه گزند
کسیرا نمانم سر وتن بهم
اگر زین سخن بر لب آرند دم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به آنان زر و سیم بسیار بخشید تا هراسی به دل راه ندهند.
FAHe gave them abundant gold and silver so that they would harbor no fear.
EN9896 : ردیف از کل
مرا نیز خویشیست با او به خون
همش پهلوانم همش رهنمون
ببخشید بسیارشان زر وسیم
بدآن تا نباشد کسی زو ببیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس خواب هولناک خود را بازگفت و موبد چون سخنان شاه را شنید،
FAThen he recounted his terrifying nightmare, and hearing it, the priest was filled with dread,
EN9897 : ردیف از کل
همانا برین بوم و بر صد هزار
به فرمان من بیش باشد سوار
وز آنپس بگفت آنچه در خواب دید
چو موبد زشاه آن سخنها شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ترسید و از شاه امان خواست تا حقیقت خواب را بی پروا بازگوید،
FAAsking the King for safety and mercy before daring to speak the truth,
EN9898 : ردیف از کل
همم بوم و بر هست و هم گوسفند
هم اسپ و سلیح و کمان و کمند
بترسید واز شاه زنهار خواست
که این خوابرا کی توان گفت راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که شاه به او امان دهد و گزندی به او نرساند،
FABegging the King to pledge his royal word that no harm would come to them,
EN9899 : ردیف از کل
مرا بی نیازیست از هر کسی
نهفته جزین نیز هستم بسی
مگر شاه با بنده پیمان کند
زبانرا بپاسخ گروگان کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا تعبیر خواب را به درستی برای شاه آشکار سازند.
FASo they might freely reveal the true interpretation to the monarch.
EN9900 : ردیف از کل
فدای تو بادا همه هرچ هست
گر ایدونک سازی به شادی نشست
کزین در سخن هرچه داریم یاد
کشائیم بر شاه ویابیم داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه امان داد و سوگند خورد که هیچ گزندی از این بابت به آنان نرسد.
FAThe King granted them safety and swore that no harm would befall them on this account.
EN9901 : ردیف از کل
پذیرفتم از پاک یزدان ترا
به رای و دل هوشمندان ترا
بزنهار دادن زبان داد شاه
که از بد بدیشان نبیند جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خواب گزاری دانا و سخنور آنجا بود که گره از کارهای دشوار می گشود.
FAThere was a wise and eloquent dream interpreter who skillfully resolved difficult perplexities.
EN9902 : ردیف از کل
که بر تو نیاید ز بدها گزند
نداند کسی راز چرخ بلند
زبان آوری بود بسیار مغز
که او بر کشادی همه کار نغز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت من تعبیر خواب شاه جهان را آشکار می سازم و حقیقت را بازمی گویم.
FAHe said: "I shall disclose the meaning of the King's dream and reveal the truth to him."
EN9903 : ردیف از کل
مگر کز تو آشوب خیزد به شهر
بیامیزی از دور تریاک و زهر
چنین گفت کز خواب شاه جهان
کنم آشکارا بروبر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بدان که اکنون سپاهی بزرگ از دلاوران ایران به سوی ما می تازند،
FA"Know that a vast army of valiant Iranian warriors is currently marching toward us,"
EN9904 : ردیف از کل
سیاووش بدان گفتها رام شد
برافروخت و اندر خور جام شد
چنان دان که اکنون سپاهی گران
برانند از ایران دلاور سران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و پیشاپیش آنان شاهزاده ای جوان همراه دانایان و سرداران آزموده در حرکت است.
FA"Led in the forefront by a young prince accompanied by experienced sages and commanders."
EN9905 : ردیف از کل
بخوردن نشستند یک با دگر
سیاوش پسر گشت و پیران پدر
یکی شاه زاده به پیش اندرون
جهاندیده با او بسی رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
طالع این جنگ چنان است که اگر پیکار کنی، کشور توران بر ما تباه خواهد شد.
FA"The horoscope of this war decrees that if you engage in battle, the land of Turan will be brought to ruin."
EN9906 : ردیف از کل
برفتند با خنده و شادمان
به ره بر نجستند جایی زمان
بر آن طالعش بر کسی کرد شاه
که این بوم گردد بما بر تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر شاه با سیاوش بجنگد، زمین از خون کشته شدگان سرخ فام خواهد شد.
FA"If the King fights Siavash, the face of the earth will turn red with the blood of the slain."
EN9907 : ردیف از کل
چنین تا رسیدند در شهر گنگ
کزان بود خرم سرای درنگ
اگر با سیاوش کند شاه جنگ
شود روی گیتی چو دیبا برنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از ترکان کسی بر جای نخواهد ماند و شاه از این جنگ دردمند خواهد گشت.
FA"None among the Turks will remain safe, and the King will be plunged into bitter sorrow."
EN9908 : ردیف از کل
پیاده به کوی آمد افراسیاب
از ایوان میان بسته و پر شتاب
زترکان نماند کسی پارسا
غمی گردد از جنگ او پادشا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و اگر سیاوش به دست شاه کشته شود، دیگر تختی برای پادشاهی توران نخواهد ماند،
FA"And if Siavash is slain at the King's hands, no throne will remain for the monarchy of Turan,"
EN9909 : ردیف از کل
سیاوش چو او را پیاده بدید
فرود آمد از اسپ و پیشش دوید
وگر او شود کشته بر دست شاه
بتوران نماند سر تختگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و سراسر زمین به کین خواهی خون سیاوش در آشوب و جنگ فرو خواهد رفت.
FA"And the entire earth will be convulsed in war and turmoil to avenge Siavash's blood."
EN9910 : ردیف از کل
گرفتند مر یکدگر را به بر
بسی بوس دادند بر چشم و سر
سراسر پر آشوب گردد زمین
زبهر سیاوش بجنگ وبه کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن روز حقیقت سخن من را به یاد خواهی آورد که کشور از ویرانی تباه شده باشد.
FA"In that hour you will remember my words, when the realm lies devastated by ruin and loss."
EN9911 : ردیف از کل
ازان پس چنین گفت افراسیاب
که گردان جهان اندر آمد به خواب
بدآنگاه یاد آیدت راستی
که ویران شود کشور از کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
انسان اگر چون پرنده پرواز کند، باز از تقدیر آسمان راه گریزی ندارد.
FA"Even if a monarch took wing like a bird, he could not escape the decree of revolving heaven."
EN9912 : ردیف از کل
ازین پس نه آشوب خیزد نه جنگ
به آبشخور آیند میش و پلنگ
جهاندار گر مرغ گردد بپر
ازین چرخ گردان نیابد گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گردش روزگار چنین است؛ گاه با خشم می گذرد و گاه با مهربانی.
FA"Such is the way of the turning sphere: at times it passes in wrath, and at times in favor."
EN9913 : ردیف از کل
برآشفت گیتی ز تور دلیر
کنون روی گیتی شد از جنگ سیر
بدینسان گذر کرد خواهد سپهر
گهی پر زخشم وگهی پر زمهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
افراسیاب از شنیدن این تعبیر اندوهگین شد و دیگر در جنگیدن شتاب نکرد.
FAAfrasiab was deeply troubled upon hearing this interpretation and ceased to urge for war.
EN9914 : ردیف از کل
دو کشور سراسر پر از شور بود
جهان را دل از آشتی کور بود
غمی شد چو بشنید افراسیاب
نکرد ایچ بر جنگ جستن شتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رازهای دل خود را به گرسیوز گفت و سخنان پنهانی را با او در میان گذاشت،
FAHe opened his secret thoughts to Garsivaz and shared his private counsel with him,
EN9915 : ردیف از کل
به تو رام گردد زمانه کنون
برآساید از جنگ وز جوش خون
بگرسیوز آن رازها برکشاد
نهفته سخنها برو کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که اگر من با سیاوش نجنگم، کسی به کین خواهی برنخواهد خاست،
FASaying: "If I do not lead an army to fight Siavash, no one will arise seeking vengeance,"
EN9916 : ردیف از کل
کنون شهر توران ترا بنده اند
همه دل به مهر تو آگنده اند
که گر من بجنگ سیاوش سپاه
نرانم نیآبد کسی کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نه او در جنگ کشته می شود و نه من، و مردم از آشوب آسوده می شوند.
FA"Neither will he be slain in battle nor I, and the realm will find rest from conflict."
EN9917 : ردیف از کل
مرا چیز با جان همی پیش تست
سپهبد به جان و به تن خویش تست
نه او کشته آید بجنگ ونه من
برآساید از گفتگوی انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نه کاووس کینه ای از من می جوید و نه آشوبی در جهان برپا می گردد.
FA"Neither will Kavus seek vengeance against me, nor will the world be plunged into chaos."
EN9918 : ردیف از کل
سیاوش برو آفرین کرد سخت
که از گوهر تو مگر داد بخت
نه کاؤس خواهد زمن نیز کین
نه آشوب گردد سراسر زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به جای جنگ و کشورگشایی، بهتر است تنها به دنبال صلح و آشتی باشم.
FA"Instead of waging war and seeking conquest, I desire nothing now except peace."
EN9919 : ردیف از کل
سپاس از خدای جهان آفرین
کزویست آرام و پرخاش و کین
بجای جهان جستن وکارزار
مبادم بجز آشتی هیچ کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سیم و زر، تاج، تخت، کلاه و کمربند شاهانه برایش می فرستم.
FA"I shall send him gold, silver, a crown, throne, robes, and a golden belt."
EN9920 : ردیف از کل
سپهدار دست سیاوش به دست
بیامد به تخت مهی بر نشست
فرستم بنزدیک او سیم وزر
همان تاج وتخت وکلاه وکمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
منوچهر شاه جهان را به دادگری بخشید و بهره هر کس را مشخص کرد.
FA"King Manuchehr divided the world with justice and established each ruler's rightful portion."
EN9921 : ردیف از کل
به روی سیاوش نگه کرد و گفت
که این را به گیتی کسی نیست جفت
منوچهر گیتی نبخشید به راست
همان بهرۀ خویشتن کم نخواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
حتی از زمین هایی که قبلاً در اختیار داشتیم چشم می پوشم.
FA"I will even relinquish my claim to the lands we previously held."
EN9922 : ردیف از کل
نه زین گونه مردم بود در جهان
چنین روی و بالا و فر و مهان
زمینرا که بخشوده بودیم پیش
از آن نیز کوته کنم دست خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا شاید این بلا از سر من بگذرد و آتش کینه با آب صلح فرو نشیند.
FA"Perhaps this calamity will pass me by, and this blazing fire will be quenched with the water of peace."
EN9923 : ردیف از کل
ازان پس به پیران چنین گفت رد
که کاووس تندست و اندک خرد
مگر کین بلاها زمن بگذرد
به آب این دو آنش فرو پژمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون بهانه های دشمن را با بخشش گنج ببندم، سزاست که روزگار گزندی به من نرساند.
FA"When I close the pretext for war with treasures, it is fitting that fate will bring me no grief."
EN9924 : ردیف از کل
که بشکیبد از روی چونین پسر
چنین برز بالا و چندین هنر
چو چشم بهانه بدوزم بگنج
سزد گر سپهرم نخواهد نخواهد برنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تسلیم سرنوشتی هستم که خداوند رقم زده است، زیرا هر چه او بکارد همان می روید.
FA"I yield to what destiny has written, for what God has sown must surely grow."
EN9925 : ردیف از کل
مرا دیده از خوب دیدار او
بماندست دل خیره از کار او
نخواهم زمانه جز آن کو نوشت
چنان رست باید که یزدان بکشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون نیمی از روز گذشت و خورشید درخشان بر پهنه آسمان تابید،
FAWhen half the day had passed and the shining sun illuminated the heavens,
EN9926 : ردیف از کل
که فرزند باشد کسی را چنین
دو دیده بگرداند اندر زمین
چو بگذشت نیمی زگردان سپهر
درخشنده خورشید بنمود چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
