***
سپاهی بیکران از ترکان، چین و گرزداران سرزمین خاور به راه افتادند؛
FAAn army arose from Turan and China, alongside the mace-bearers of the eastern lands;
EN4808 : ردیف از کل
سپاهی بیامد ز ترکان و چین
هم از گرزداران خاور زمین
سپاهی برآمد زترگان وچین
همان گرزداران خاور زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
لشکری که کرانه و پایانی نداشت، در حالی که بخت نوذر شاه نیز بیدار و شکوفا نبود.
FAA host without end or boundary, while King Nowzar's fortune was fading and weak.
EN4809 : ردیف از کل
که آن را میان و کرانه نبود
همان بخت نوذر جوانه نبود
که آنرا میان وکرانه نبود
همان بخت نوذر جوانه نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سپاه توران به نزدیکی رود جیحون رسید، خبر هجوم آنان به نوذر رسید.
FAWhen the army reached the borders of the Oxus, news came to Nowzar, heir of Fereydun.
EN4810 : ردیف از کل
چو لشکر به نزدیک جیحون رسید
خبر نزد پور فریدون رسید
چو لشکر بنزدیک جیحون رسید
خبر نزد پور فریدون رسید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاهیان و پادشاه از کاخ شاهی بیرون آمدند و در دشت و هامون خیمه زدند.
FAThe army and the monarch departed from the royal palace, encamping upon the open plains.
EN4811 : ردیف از کل
سپاه جهاندار بیرون شدند
ز کاخ همایون به هامون شدند
سپاه وجهاندار بیرون شدند
زکاخ همایون بهامون شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سوی دهستان حرکت کردند در حالی که قارن جنگجو فرماندهی سپاه را در دست داشت.
FAThey marched toward Dehestan, with battle-seeking Qaren commanding their van.
EN4812 : ردیف از کل
به راه دهستان نهادند روی
سپهدارشان قارن رزم جوی
براه دهستان نهادند روی
سپهدارشان قارن رزم جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نوذر شاه در پی او پیش میآمد و تمام جهان پر از گفتوگو و غوغای جنگ بود.
FAKing Nowzar followed close behind him, the entire world filled with murmurs of war.
EN4813 : ردیف از کل
شهنشاه نوذر پس پشت اوی
جهانی سراسر پر از گفت و گوی
شهنشاه نوذر پس پشت اوی
جهانی سراسر پر از گفت وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سپاه ایران به دهستان رسید، گرد و غبار چنان برخاست که خورشید در آسمان ناپدید شد.
FAAs the host reached Dehestan, the dust of horses rose so thick that the sun was blotted out.
EN4814 : ردیف از کل
چو لشکر به پیش دهستان رسید
تو گفتی که خورشید شد ناپدید
چو لشکر بنزد دهستان رسید
چنان شد که خورشید شد ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خیمه و بارگاه نوذر شهریار را در دشت در برابر حصار و قلعه برپا کردند.
FAThey pitched the royal pavilions of King Nowzar upon the plain before the fortress.
EN4815 : ردیف از کل
سراپرده نوذر شهریار
کشیدند بر دشت پیش حصار
سراپردۀ نوذر شهریار
کشیدند بر دشت پیش حصار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون نوذر صفوف نبرد را در دهستان آراست، دیری نپایید،
FAOnce the battle lines were drawn at Dehestan, no long time elapsed,
EN4816 : ردیف از کل
خود اندر دهستان نیاراست جنگ
برین بر نیامد زمانی درنگ
چو اندر دهستان بیآراست جنگ
برین بر نیآمد فراوان درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که افراسیاب از میان پهلوانان برگزیده توران، دو سردار دلاور را به خاک ایران فرستاد؛
FABefore Afrasiab dispatched two chosen heroic commanders into the realm of Iran;
EN4817 : ردیف از کل
که افراسیاب اندر ایران زمین
دو سالار کرد از بزرگان گزین
که افراسیاب اندر ایران زمین
دو سالار گرد از دلیران کزین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شماساس و خزروان دلاور را برگزید و سواران جنگاور را به آنان سپرد.
FAShamasas and heroic Khazravan, placing a force of fierce horsemen under their command.
EN4818 : ردیف از کل
شماساس و دیگر خزروان گرد
ز لشکر سواران بدیشان سپرد
شماساس ودیگر خزروان کرد
زلشکر سواران بدیشان سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نزدیک به سی هزار سوار جنگاور و کارآزموده برای نبرد به راه افتادند.
FAAbout thirty thousand seasoned warriors set forth, fully prepared for combat.
EN4819 : ردیف از کل
ز جنگ آوران مرد چون سی هزار
برفتند شایسته کارزار
زجنگ آوران مرد چون سی هزار
برفتند شایستۀ کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سوی زابلستان روی آوردند تا با کینهتوزی بر زال دستان بتازند.
FAThey directed their march toward Zabulistan, seeking vengeance against Dastan.
EN4820 : ردیف از کل
سوی زابلستان نهادند روی
ز کینه به دستان نهادند روی
سوی زابلستان نهادند روی
زکینه بدستان نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خبر یافته بودند که سام نریمان درگذشته و زال دلاور در حال ساختن آرامگاه برای اوست.
FAFor news had come that Sam Nariman had died, and brave Zal was occupied building his tomb.
EN4821 : ردیف از کل
خبر شد که سام نریمان بمرد
همی دخمه سازد ورا زال گرد
خبر بد که سام نریمان بمرد
همی دخمه سازد ورا زال کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
افراسیاب از شنیدن مرگ سام بسیار شادمان شد و دید که بخت خفتهاش بیدار شده است.
FAAfrasiab rejoiced greatly at this, believing that his sleeping fortune had finally awakened.
EN4822 : ردیف از کل
ازان سخت شادان شد افراسیاب
بدید آنکه بخت اندر آمد به خواب
وزآن سخت شادان شد افراسیاب
بدید آن که بخت اندر آمد زخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
افراسیاب پیش آمد و چون به دهستان رسید، درست در برابر اردوگاه ایران خیمه برافراشت.
FAAdvancing until he reached Dehestan, he pitched his royal pavilion directly opposite the Iranians.
EN4823 : ردیف از کل
بیامد چو پیش دهستان رسید
برابر سراپرده ای برکشید
بیآمد چو پیش دهستان رسید
برابر سراپردة برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که میتوانست آن سپاه عظیم را بشمارد؟ گویی چهارصد هزار مرد جنگی بودند!
FAWho could reckon the count of that host? Go reckon four hundred times a thousand men!
EN4824 : ردیف از کل
سپه را که دانست کردن شمار
برو چارصد بار بشمر هزار
سپهرا که دانست کردن شمار
تو شو چار صد بار بشمر هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گویی سنگ و ریگ زمین به جوش آمده بود و سراسر بیابان پر از مور و ملخ سپاهیان گشته بود.
FAThe sand and gravel seemed to seethe, the whole wilderness teeming like ants and locusts.
EN4825 : ردیف از کل
بجوشید گفتی همه ریگ و شخ
بیابان سراسر چو مور و ملخ
بجوشید گفتی همه ریگ وشخ
سراسر بیابان چو مور وملخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همراه با نوذر شاه نزدیک به صد و چهل هزار سوار جنگاور ایرانی حضور داشتند.
FAWith King Nowzar were about one hundred and forty thousand valiant Iranian cavaliers.
EN4826 : ردیف از کل
ابا شاه نوذر صد و چل هزار
همانا که بودند جنگی سوار
ابا شاه نوذر صد وچل هزار
همانا که بودند جنگی سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
افراسیاب به سپاهیان ایران نگریست و شبهنگام شتری تندرو با پیکی روانه کرد.
FAAfrasiab looked upon the armies and dispatched a swift courier on a camel in the dead of night.
EN4827 : ردیف از کل
به لشکر نگه کرد افراسیاب
هیونی برافگند هنگام خواب
بلشکر نگه کرد افراسیاب
هیونی برافگند هنگام خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نامهای به پدرش پشنگ نوشت که به دنبال پیروزی بودیم و پیروزی به چنگ ما آمده است؛
FAHe wrote a dispatch to Pashang: "We sought triumph, and fortune has fallen into our hands;"
EN4828 : ردیف از کل
یکی نامه بنوشت سوی پشنگ
که جستیم نیکی و آمد به چنگ
یکی نام بنبشت نزد پشنگ
که جستیم نیکی وآمد بچنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر همه سپاه نوذر را برشمریم، همگی مانند شکاری در چنگال ما هستند تا صیدشان کنیم.
FA"For if we count all the troops of Nowzar, they are merely prey waiting to be captured."
EN4829 : ردیف از کل
همه لشکر نوذر ار بشکریم
شکارند و در زیر پی بسپریم
همه لشکر نوذر ار بشمریم
شکارند یکسر کجا بشکریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از سویی دیگر سام نریمان پس از منوچهر شاه درگذشته و هرگز به این کارزار نخواهد آمد.
FA"Moreover, Sam has departed after the king, and will never appear in this combat."
EN4830 : ردیف از کل
دگر سام رفت از در شهریار
همانا نیاید بدین کارزار
دگر سام رفت از پس شهریار
همانا نیآید بدین کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تنها هراس من در ایران از سام بود، و اکنون که او رفته از ایرانیان کین خواهیم گرفت.
FA"He alone was my fear in Iran, and now that he is gone we shall take our full revenge."
EN4831 : ردیف از کل
مرا بیم ازو بد به ایران زمین
چو او شد ز ایران بجوییم کین
مرا بیم ازو بد به ایران زمین
چو او شد از ایران بخواهیم کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال زر نیز سرگرم ساختن آرامگاه برای اوست و توان و رغبتی برای جنگیدن ندارد.
FA"Golden Zal is occupied with building his burial vault, having neither strength nor heart for war."
EN4832 : ردیف از کل
ستودان همی سازدش زال زر
ندارد همی جنگ را پای و پر
ستودان همی سازدش زال زرّ
ندارد همی جنگ را پای وپرّ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بیگمان شماساس اکنون در سرزمین نیمروز بر تخت نشسته و تاج بر سر نهاده است.
FA"Surely Shamasas now holds sway in Nimruz, wearing the world-illumining crown."
EN4833 : ردیف از کل
همانا شماساس در نیمروز
نشستست با تاج گیتی فروز
همانا شماساس در نیمروز
نشستست با تاج گیتی فروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در هر کاری وقتشناسی نیکوست، همانگونه که همفکری با دوست هشیار سودمند است.
FA"In every enterprise it is best to seize the right moment and consult a wise ally."
EN4834 : ردیف از کل
به هنگام هر کار جستن نکوست
زدن رای با مرد هشیار و دوست
بهر کار هنگام جستن نکوست
زدن رای با مرد هشیار دوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر انسان هنگام کار سستی ورزد، دیگر هرگز چنین فرصت طلاییای پیش نخواهد آمد.
FA"If a man grows slack when the hour arrives, such an opportunity will never return."
EN4835 : ردیف از کل
چو کاهل شود مرد هنگام کار
ازان پس نیابد چنان روزگار
چو کاهل شود مرد هنگام کار
ازین پس نیآید چنین روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شتر تندرو گویی پر برآورد و شتابان پیام را به سالار پشنگ با فر و شکوه رساند.
FAThe swift camel seemed to take wing, carrying the dispatch swiftly to glorious Pashang.
EN4836 : ردیف از کل
هیون تکاور برآورد پر
بشد نزد سالار خورشید فر
هیون تگاور برآورد پرّ
بشد نزد سالار خورشید فرّ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بامدادان چون سپیده دمید، پیشقراولان سپاه توران به برابر دهستان رسیدند.
FAWhen dawn peered over the mountain crest, the vanguard reached the front of Dehestan.
EN4837 : ردیف از کل
سپیده چو از کوه سر برکشید
طلایه به پیش دهستان رسید
سپیده چو از کوه سر برکشید
طلایه به پیش دهستان رسید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
