در حال بارگذاری ابیات…
***
11795 : ردیف از کل
چنین گفت پیران ازان پس به شاه
که کلباد شد بی گمان با سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11796 : ردیف از کل
بفرمای کاسپم دهد باز نیز
چنان دان که بخشیده ای جان و چیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11797 : ردیف از کل
بدو گفت گیو ای دلیر سپاه
چرا سست گشتی به آوردگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11798 : ردیف از کل
به سوگند یابی مگر باره باز
دو دستت ببندم به بند دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11799 : ردیف از کل
که نگشاید این بند تو هیچکس
گشاینده گلشهر خواهیم و بس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11800 : ردیف از کل
کجا مهتر بانوان تو اوست
وزو نیست پیدا ترا مغز و پوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11801 : ردیف از کل
بدان گشت همداستان پهلوان
به سوگند بخرید اسپ و روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11802 : ردیف از کل
که نگشاید آن بند را کس به راه
ز گلشهر سازد وی آن دستگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11803 : ردیف از کل
بدو داد اسپ و دو دستش ببست
ازان پس بفرمود تا برنشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11804 : ردیف از کل
چو از لشگر آگه شد افراسیاب
برو تیره شد تابش آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11805 : ردیف از کل
بزد کوس و نای و سپه برنشاند
ز ایوان به کردار آتش براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11806 : ردیف از کل
دو منزل یکی کرد و آمد دوان
همی تاخت برسان تیر از کمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11807 : ردیف از کل
بیاورد لشکر بران رزمگاه
که آورد کلباد بد با سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11808 : ردیف از کل
همه مرز لشکر پراگنده دید
به هر جای بر مردم افگنده دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11809 : ردیف از کل
بپرسید کاین پهلوان با سپاه
کی آمد ز ایران بدین رزمگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11810 : ردیف از کل
نبرد آگهی کس ز جنگ آوران
که بگذشت زین سان سپاهی گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11811 : ردیف از کل
که برد آگهی نزد آن دیوزاد
که کس را دل و مغز پیران مباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11812 : ردیف از کل
اگر خاک بودیش پروردگار
ندیدی دو چشم من این روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11813 : ردیف از کل
سپهرم بدو گفت کاسان بدی
اگر دل ز لشکر هراسان بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11814 : ردیف از کل
یکی گیو گودرز بودست و بس
سوار ایچ با او ندیدند کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11815 : ردیف از کل
ستوه آمد از چنگ یک تن سپاه
همی رفت گیو و فرنگیس و شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11816 : ردیف از کل
سپهبد چو گفت سپهرم شنید
سپاهی ز پیش اندر آمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11817 : ردیف از کل
سپهدار پیران به پیش اندرون
سرو روی و یالش همه پر ز خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11818 : ردیف از کل
گمان برد کاو گیو رایافتست
به پیروزی از پیش بشتافتست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11819 : ردیف از کل
چو نزدیکتر شد نگه کرد شاه
چنان خسته بد پهلوان سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11820 : ردیف از کل
ورا دید بر زین ببسته چو سنگ
دو دست از پس پشت با پالهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11821 : ردیف از کل
بپرسید و زو ماند اندر شگفت
غمی گشت و اندیشه اندر گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11822 : ردیف از کل
بدو گفت پیران که شیر ژیان
نه درنده گرگ و نه ببر بیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11823 : ردیف از کل
نباشد چنان در صف کارزار
کجا گیو تنها بد ای شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11824 : ردیف از کل
من آن دیدم از گیو کز پیل و شیر
نبیند جهاندیده مرد دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11825 : ردیف از کل
بر آن سان کجا بردمد روز جنگ
ز نفسش به دریا بسوزد نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11826 : ردیف از کل
نخست اندر آمد به گرز گران
همی کوفت چون پتک آهنگران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11827 : ردیف از کل
به اسپ و به گرز و به پای و رکیب
سوار از فراز اندر آمد به شیب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11828 : ردیف از کل
همانا که باران نبارد ز میغ
فزون زانک بارید بر سرش تیغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11829 : ردیف از کل
چو اندر گلستان به زین بر بخفت
تو گفتی که گشتست با کوه جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11830 : ردیف از کل
سرانجام برگشت یکسر سپاه
بجز من نشد پیش او کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11831 : ردیف از کل
گریزان ز من تاب داده کمند
بیفگند و آمد میانم به بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11832 : ردیف از کل
پراگنده شد دانش و هوش من
به خاک اندر آمد سر و دوش من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11833 : ردیف از کل
از اسپ اندر آمد دو دستم ببست
برافگند بر زین و خود بر نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11834 : ردیف از کل
زمانی سر وپایم اندر کمند
به دیگر زمان زیر سوگند و بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11835 : ردیف از کل
به جان و سر شاه و خورشید وماه
به دادار هرمزد و تخت و کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11836 : ردیف از کل
مرا داد زین گونه سوگند سخت
بخوردم چو دیدم که برگشت بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11837 : ردیف از کل
که کس را نگویی که بگشای دست
چنین رو دمان تا بجای نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11838 : ردیف از کل
ندانم چه رازست نزد سپهر
بخواهد بریدن ز ما پاک مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11839 : ردیف از کل
چو بشنید گفتارش افراسیاب
بدیده ز خشم اندرآورد آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11840 : ردیف از کل
یکی بانگ برزد ز پیشش براند
بپیچید پیران و خامش بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11841 : ردیف از کل
ازان پس به مغز اندر افگند باد
به دشنام و سوگند لب برگشاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11842 : ردیف از کل
که گر گیو و کیخسرو دیوزاد
شوند ابر غرنده گر تیز باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11843 : ردیف از کل
فرود آورمشان ز ابر بلند
بزد دست و ز گرز بگشاد بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11844 : ردیف از کل
میانشان ببرم به شمشیر تیز
به ماهی دهم تا کند ریز ریز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی