در حال بارگذاری ابیات…
***
48181 : ردیف از کل
گرفتند نفرین به بهرام بر
بران جام و آرنده جام بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48182 : ردیف از کل
چنین گفت که اکنون بر بوم ری
به کوبند پیلان جنگی بپی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48183 : ردیف از کل
همه مردم از شهر بیرون کنند
همه ری بپی دشت و هامون کنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48184 : ردیف از کل
گرانمایه دستور با شهریار
چنین گفت کای از کیان یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48185 : ردیف از کل
نگه کن که شهری بزرگست ری
نشاید که کوبند پیلان بپی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48186 : ردیف از کل
که یزدان دران کار همداستان
نباشد نه هم بر زمین راستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48187 : ردیف از کل
به دستور گفت آن زمان شهریار
که بد گوهری باید و نابکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48188 : ردیف از کل
که یک چند باشد بری مرزبان
یکی مرد بی دانش و بد زبان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48189 : ردیف از کل
بدو گفت بهمن که گر شهریار
بخواهد نشان چنین نابکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48190 : ردیف از کل
بجوییم و این را بجا آوریم
نباید که بی رهنما آوریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48191 : ردیف از کل
چنین گفت خسرو که بسیارگوی
نژند اختری بایدم سرخ موی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48192 : ردیف از کل
تنش سرخ و بینی کژ وروی زشت
همان دوزخی روی دور از بهشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48193 : ردیف از کل
یکی مرد بدنام و رخساره زرد
بد اندیش و کوتاه دل پر ز درد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48194 : ردیف از کل
همان بد دل و سفله و بی فروغ
سرش پر ز کین و زبان پر دروغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48195 : ردیف از کل
دو چشمش کژ و سبز و دندان بزرگ
بران اندرون کژ رود همچو گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48196 : ردیف از کل
همه موبدان مانده زو در شگفت
که تا یاد خسرو چنین چون گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48197 : ردیف از کل
همی جست هرکس بگرد جهان
ز شهر کسان از کهان و مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48198 : ردیف از کل
چنان بد که روزی یکی نزد شاه
بیامد کزین گونه مردی به راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48199 : ردیف از کل
بدیدم بیارم به فرمان کی
بدان تا فرستدش خسرو بری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48200 : ردیف از کل
بفرمود تا نزد او آورند
وز آنگونه بازی بکو آورند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48201 : ردیف از کل
ببردند زین گونه مردی برش
بخندید زو کشور و لشکرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48202 : ردیف از کل
بدو گفت خسرو ز کردار بد
چه داری بیاد ای بد بی خرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48203 : ردیف از کل
چنین گفت با شاه کز کار بد
نیاسایم و نیست با من خرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48204 : ردیف از کل
سخن هرچ گویی دگرگون کنم
تن و جان مردم پر از خون کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48205 : ردیف از کل
سرمایه من دروغست و بس
سوی راستی نیستم دست رس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48206 : ردیف از کل
بدو گفت خسرو که بد اخترت
نوشته مبادا جزین بر سرت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48207 : ردیف از کل
به دیوان نوشتند منشور ری
ز زشتی بزرگی شد آن شوم پی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48208 : ردیف از کل
سپاه پراگنده او را سپرد
برفت از درو نام زشتی ببرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48209 : ردیف از کل
چوآمد بری مرد ناتندرست
دل و دیده از شرم یزدان بشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48210 : ردیف از کل
بفرمود تا ناودانهای بام
بکندند و او شد بران شادکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48211 : ردیف از کل
وزان پس همه گربکان رابکشت
دل کد خدایان ازو شد درشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48212 : ردیف از کل
به هرسو همی رفت با رهنمای
منادیگری پیش او بر بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48213 : ردیف از کل
همی گفت گر ناودانی بجای
ببینی و گر گربه یی در سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48214 : ردیف از کل
بدان بوم وبر آتش اندر زنم
ز برشان همی سنگ بر سرزنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48215 : ردیف از کل
همی جست جایی که بد یک درم
خداوند او را فگندی به غم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48216 : ردیف از کل
همه خانه از موش بگذاشتند
دل از بوم آباد برداشتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48217 : ردیف از کل
چو باران بدی ناودانی نبود
به شهر اندرون پاسبانی نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48218 : ردیف از کل
ازان زشت بد کامه شوم پی
که آمد ز درگاه خسرو بری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48219 : ردیف از کل
شد آن شهر آباد یکسر خراب
به سر بر همی تافتی آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48220 : ردیف از کل
همه شهر یکسر پر از داغ و درد
کس اندر جهان یاد ایشان نکرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48221 : ردیف از کل
چنین تا بیامد مه فوردین
بیاراست گلبرگ روی زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48222 : ردیف از کل
جهان از نم ابر پر ژاله شد
همه کوه وهامون پراز لاله شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48223 : ردیف از کل
بزرگان به بازی به باغ آمدند
همه میش و آهو به راغ آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48224 : ردیف از کل
چو خسرو گشاده در باغ دید
همه چشمه باغ پر ماغ دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48225 : ردیف از کل
بفرمود تا دردمیدند بوق
بیاورد پس جامهای خلوق
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48226 : ردیف از کل
نشستند بر سبزه می خواستند
به شادی زبان را بیاراستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48227 : ردیف از کل
بیاورد پس گردیه گربکی
که پیدا نبد گربه از کودکی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48228 : ردیف از کل
بر اسپی نشانده ستامی بزر
به زر اندرون چند گونه گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48229 : ردیف از کل
فروهشته از گوش او گوشوار
به ناخن بر از لاله کرده نگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48230 : ردیف از کل
بدیده چوقار و به رخ چون بهار
چو می خواره بد چشم او پر خمار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی