در حال بارگذاری ابیات…
***
5788 : ردیف از کل
به طوس و به گودرز فرمود شاه
کشیدن سپه سر نهادن به راه
بطوس وبگودرز بفرمود شاه
کشیدن سپه سر نهادن براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5789 : ردیف از کل
چو شب روز شد شاه و جنگ آوران
نهادند سر سوی مازندران
چو شب روز شد شاه وکنداوران
نهادند سر سوی مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5790 : ردیف از کل
به میلاد بسپرد ایران زمین
کلید در گنج و تاج و نگین
بمیلاد بسپرد ایران زمین
کلید در گنج و تاج ونگین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5791 : ردیف از کل
بدو گفت گر دشمن آید پدید
ترا تیغ کینه بباید کشید
بدو گفت اگر دشمن آید پدید
ترا تیغ کینه نباید کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5792 : ردیف از کل
ز هر بد به زال و به رستم پناه
که پشت سپاهند و زیبای گاه
زهر بد بزال وبرستم پناه
که پشت سپاهند وزیبای گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5793 : ردیف از کل
دگر روز برخاست آوای کوس
سپه را همی راند گودرز و طوس
دگر روز برخاست آوای کوس
سپهرا همی راند گودرز وطوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5794 : ردیف از کل
همی رفت کاووس لشکر فروز
به زدگاه بر پیش کوه اسپروز
همی رفت کاؤس لشکر فروز
بزد گاه بر پیش کوه اسپروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5795 : ردیف از کل
به جایی که پنهان شود آفتاب
بدان جایگه ساخت آرام و خواب
بجائی که پنهان شود آفتاب
بدآنجایگه ساخت آرام وخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5796 : ردیف از کل
کجا جای دیوان دژخیم بود
بدان جایگه پیل را بیم بود
کجا جای دیوان دژخیم بود
بدآن جایگاه پیل را بیم بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5797 : ردیف از کل
بگسترد زربفت بر میش سار
هوا پر ز بوی از می خوشگوار
بگسترد زر بفت بر سنگسار
هوا پر زبوئ می خوشگوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5798 : ردیف از کل
همه پهلوانان فرخنده پی
نشستند بر تخت کاووس کی
همه پهلوانان فرخنده پی
نشسته بر تخت کاؤس کی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5799 : ردیف از کل
همه شب می و مجلس آراستند
به شبگیر کز خواب برخاستند
همه شب همی مجلس آراستند
بشبگیر کز خواب برخاستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5800 : ردیف از کل
پراگنده نزدیک شاه آمدند
کمر بسته و با کلاه آمدند
پراگنده نزدیک شاه آمدند
کمر بسته وبا کلاه آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5801 : ردیف از کل
بفرمود پس گیو را شهریار
دوباره ز لشکر گزیدن هزار
بفرمود پس گیو را شهریار
دوباره زلشکر گزین کن هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5802 : ردیف از کل
کسی کاو گراید به گرز گران
گشاینده شهر مازندران
کسی کو گراید بگرز گران
کشایندة شهر مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5803 : ردیف از کل
هر آنکس که بینی ز پیر و جوان
تنی کن که با او نباشد روان
هر آنکس که بینی زپیر وجوان
چنان کن که اورا نباشد روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5804 : ردیف از کل
وزو هرچ آباد بینی بسوز
شب آور به جایی که باشی به روز
وزو هرچه آباد بینی بسوز
شب آور هر آنجا که باشی بروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5805 : ردیف از کل
چنین تا به دیوان رسد آگهی
جهان کن سراسر ز دیوان تهی
چنین تا بدیوان رسد آگهی
جهان کن سراسر زجادو تهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5806 : ردیف از کل
کمر بست و رفت از بر شاه گیو
ز لشکر گزین کرد گردان نیو
کمر بست ورفت ار بر شاه گیو
زلشکر گزین کرد گردان نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5807 : ردیف از کل
بشد تا در شهر مازندران
ببارید شمشیر و گرز گران
بشد تا در شهر مازندران
ببارید شمشیر وگرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5808 : ردیف از کل
زن و کودک و مرد با دستوار
نیافت از سر تیغ او زینهار
زن و کودک و مرد با دستوار
نمی یافت از تیغ او زینهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5809 : ردیف از کل
همی کرد غارت همی سوخت شهر
بپالود بر جای تریاک زهر
همی سوخت و غارت همی کرد شهر
بپالود بر جای تریاک زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5810 : ردیف از کل
یکی چون بهشت برین شهر دید
پر از خرمی بر درش بهر دید
یکی چون بهشتی برین شهر دید
که از خرّمی نزد او بهر دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5811 : ردیف از کل
به هر برزنی بر فزون از هزار
پرستار با طوق و با گوشوار
بهر کوی وبرزن فزون از هزار
پرستار با طوق وبا گوشوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5812 : ردیف از کل
پرستنده زین بیشتر با کلاه
به چهره به کردار تابنده ماه
پرستنده زین بیشتر با کلاه
بچهر بکردار تابنده ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5813 : ردیف از کل
به هر جای گنجی پراگنده زر
به یک جای دینار سرخ و گهر
بهر جای گنجی پراگنده زر
بیک جای زر وبدیگر گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5814 : ردیف از کل
بی اندازه گرد اندرش چارپای
بهشتیست گفتی همیدون به جای
بیاندازه گرد اندرش چار پای
بهشتست گفتی همیدون بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5815 : ردیف از کل
به کاووس بردند از او آگهی
ازان خرمی جای و آن فرهی
بکاؤس بردند از آن آگهی
بدآن خرّمی جای وآن فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5816 : ردیف از کل
همی گفت خرم زیاد آنک گفت
که مازندران را بهشتیست جفت
همی گفت خرّم زیاد آنکه گفت
که مازندرانرا بهشتست جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5817 : ردیف از کل
همه شهر گویی مگر بتکده ست
ز دیبای چین بر گل آذین زدست
همه هر گوئی مگر بتگدهست
زدیبای چین و گل آذین ببست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5818 : ردیف از کل
بتان بهشتند گویی درست
به گلنارشان روی رضوان بشست
بتان بهشتند گوئی درست
بگلنارشان روی رضوان بشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5819 : ردیف از کل
چو یک هفته بگذشت ایرانیان
ز غارت گشادند یکسر میان
چو یکهفته بگذشت ایرانیان
زغارت کشادند یکیک میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5820 : ردیف از کل
خبر شد سوی شاه مازندران
دلش گشت پر درد و سر شد گران
خبر شد بر شاه مازندران
دلش گشت پر درد وسر شد گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5821 : ردیف از کل
ز دیوان به پیش اندرون سنجه بود
که جان و تنش زان سخن رنجه بود
زدیوان به پیشش درون سنجه بود
که جان ودلش زآن سخن رنجه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5822 : ردیف از کل
بدو گفت رو نزد دیو سپید
چنان رو که بر چرخ گردنده شید
بدو گفت شو نزد دیو سپید
چنان رو چو بر چرخ گردنده شید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5823 : ردیف از کل
بگویش که آمد به مازندران
بغارت از ایران سپاهی گران
بگویش که آمد بمازندران
بغارت از ایران سپاهی گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5824 : ردیف از کل
جهانجوی کاووس شان پیش رو
یکی لشگری جنگ سازان نو
همه شهر مازندران سوختند
بجنگ آتش کینه افروختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5825 : ردیف از کل
کنون گر نباشی تو فریادرس
نبینی بمازندران زنده کس
جهانجوی کاؤس شان پیش رو
زلشکر بسی جنگ سازان نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5826 : ردیف از کل
چو بشنید پیغام سنجه نهفت
بر دیو پیغام شه بازگفت
کنون گر نباشی تو فریادرس
نبینی بمازندران نیز کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5827 : ردیف از کل
چنین پاسخش داد دیو سپید
که از روزگاران مشو ناامید
چو بشنید پیغام سنجه برفت
بر دیو فرمان شه برد وتفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5828 : ردیف از کل
بیایم کنون با سپاهی گران
ببرم پی او ز مازندران
بیآمد نزدیک آن جنگ ساز
بگفت آنچه بشنید از آن سرفراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5829 : ردیف از کل
چنین پاسخش داد دیو سپید
که از روزگارت مشو ناامید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5830 : ردیف از کل
بیآیم کنون با سپاهی گران
ببرّم پی او زمازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5831 : ردیف از کل
بگفت این وچون کوه بر پای خاست
سرش کشت با چرخ گردنده راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5832 : ردیف از کل
شب آمد یکی ابر شد با سپاه
جهان کرد چون روی زنگی سیاه
شب آمد یکی ابر شد بر سپاه
جهان گشت چون روی رنگی سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5833 : ردیف از کل
چو دریای قارست گفتی جهان
همه روشناییش گشته نهان
چو دریای قارست گفتی جهان
همه روشنائیش گشته نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5834 : ردیف از کل
یکی خیمه زد بر سر او دود و قیر
سیه شد جهان چشمها خیره خیر
یکی خیمه زد بر سر از دود وقار
سیه شد هووا چشمها گشت تار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5835 : ردیف از کل
زگردون بسی سنگ بارید و خشت
پراگنده شد لشکر ایران بدشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5836 : ردیف از کل
بسی راه ایران گرفتند پیش
زکردار کاؤس دل گشته ریش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
5837 : ردیف از کل
چو بگذشت شب روز نزدیک شد
جهانجوی را چشم تاریک شد
چو بگذشت شب روز نزدیک شد
جهانجوی را چشم تاریک شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی