***
49748 : ردیف از کل
وزو نیز فرزند بودم چهار
بدیشان چنان شاد بد شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49749 : ردیف از کل
چو نستود و چون شهریار و فرود
چو مردان شه آن تاج چرخ کبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49750 : ردیف از کل
ز جم و فریدون چو ایشان نزاد
زبانم مباد ار بپیچم ز داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49751 : ردیف از کل
بگفت این و بگشاد چادر ز روی
همه روی ماه و همه پشت موی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49752 : ردیف از کل
سه دیگر چنین است رویم که هست
یکی گر دروغست بنمای دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49753 : ردیف از کل
مرا از هنر موی بد در نهان
که آن راندیدی کس اندر جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49754 : ردیف از کل
نمودم همه پیشت این جادویی
نه از تنبل و مکر وز بدخویی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49755 : ردیف از کل
نه کس موی من پیش ازین دیده بود
نه از مهتران نیز بشنیده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49756 : ردیف از کل
ز دیدار پیران فرو ماندند
خیو زیر لبها برافشاندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49757 : ردیف از کل
چو شیروی رخسار شیرین بدید
روان نهانش ز تن برپرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49758 : ردیف از کل
ورا گفت جز تو نباید کسم
چو تو جفت یابم به ایران بسم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49759 : ردیف از کل
زن خوب رخ پاسخش داد باز
که از شاه ایران نیم بی نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49760 : ردیف از کل
سه حاجت بخواهم چو فرمان دهی
که بر تو بماناد شاهنشهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49761 : ردیف از کل
بدو گفت شیروی جانم توراست
دگر آرزو هرچ خواهی رواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49762 : ردیف از کل
بدو گفت شیرین که هر خواسته
که بودم بدین کشور آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49763 : ردیف از کل
ازین پس یکایک سپاری به من
همه پیش این نامور انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49764 : ردیف از کل
بدین نامه اندر نهی خط خویش
که بیزارم از چیز او کم و بیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49765 : ردیف از کل
بکرد آنچ فرمود شیروی زود
زن از آرزوها چو پاسخ شنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49766 : ردیف از کل
به راه آمد از گلشن شادگان
ز پیش بزرگان و آزادگان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49767 : ردیف از کل
به خانه شد و بنده آزاد کرد
بدان خواسته بنده را شاد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49768 : ردیف از کل
دگر هرچ بودش به درویش داد
بدان کو ورا خویش بد بیش داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49769 : ردیف از کل
ببخشید چندی به آتشکده
چه برجای و روز و جشن سده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49770 : ردیف از کل
دگر بر کنامی که ویران شدست
رباطی که آرام شیران بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49771 : ردیف از کل
به مزد جهاندار خسرو بداد
به نیکی روان ورا کرد شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49772 : ردیف از کل
بیامد بدان باغ و بگشاد روی
نشست از بر خاک بی رنگ و بوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49773 : ردیف از کل
همه بندگان را بر خویش خواند
مران هر یکی رابه خوبی نشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49774 : ردیف از کل
چنین گفت زان پس به بانگ بلند
که هرکس که هست از شما ارجمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49775 : ردیف از کل
همه گوش دارید گفتار من
نبیند کسی نیز دیدار من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49776 : ردیف از کل
مگویید یک سر جز از راستی
نیاید ز دانندگان کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49777 : ردیف از کل
که زان پس که من نزد خسرو شدم
به مشکوی زرین او نوشدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49778 : ردیف از کل
سر بانوان بودم و فر شاه
از آن پس چو پیدا شد از من گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49779 : ردیف از کل
نباید سخن هیچ گفتن بروی
چه روی آید اندر زنی چاره جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49780 : ردیف از کل
همه یکسر از جای برخاستند
زبانها به پاسخ بیاراستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49781 : ردیف از کل
که ای نامور بانوی بانوان
سخن گوی و دانا و روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49782 : ردیف از کل
به یزدان که هرگز تو راکس ندید
نه نیز از پس پرده آوا شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49783 : ردیف از کل
همانا ز هنگام هوشنگ باز
چو تو نیز ننشست بر تخت ناز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49784 : ردیف از کل
همه خادمان و پرستندگان
جهانجوی و بیدار دل بندگان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49785 : ردیف از کل
به آواز گفتند کای سرفراز
ستوده به چین و به روم و طراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49786 : ردیف از کل
که یارد سخن گفتن از تو به بد
بدی کردن از روی تو کی سزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49787 : ردیف از کل
چنین گفت شیرین که این بدکنش
که چرخ بلندش کند سرزنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49788 : ردیف از کل
پدر را بکشت از پی تاج و تخت
کزین پس مبیناد شادی و بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49789 : ردیف از کل
مگر مرگ را پیش دیوار کرد
که جان پدر را به تن خوار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49790 : ردیف از کل
پیامی فرستاد نزدیک من
که تاریک شد جان باریک من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49791 : ردیف از کل
بدان گفتم این بد که من زنده ام
جهان آفرین را پرستنده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49792 : ردیف از کل
پدیدار کردم همه راه خویش
پراز درد بودم ز بدخواه خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49793 : ردیف از کل
پس از مرگ من بر سر انجمن
زبانش مگر بد سراید ز من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49794 : ردیف از کل
ز گفتار او ویژه گریان شدند
هم از درد پرویز بریان شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49795 : ردیف از کل
برفتند گویندگان نزد شاه
شنیده به گفتند زان بی گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49796 : ردیف از کل
بپرسید شیروی کای نیک خوی
سه دیگر چه چیز آمدت آرزوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
49797 : ردیف از کل
فرستاد شیرین به شیروی کس
که اکنون یکی آرزو ماند و بس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
