در حال بارگذاری ابیات…
***
44128 : ردیف از کل
بمالید چاچی کمان را بدست
به چرم گوزن اندر آورد شست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44129 : ردیف از کل
چو چپ راست کرد و خم آورد راست
خروش از خم چرخ چاچی بخاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44130 : ردیف از کل
چو آورد یال یلی رابه گوش
ز شاخ گوزنان برآمد خروش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44131 : ردیف از کل
چو بگذشت پیکان از انگشت اوی
گذر کرد از مهره پشت اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44132 : ردیف از کل
سر ساوه آمد بخاک اندرون
بزیر اندرش خاک شد جوی خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44133 : ردیف از کل
شد آن نامور شاه و چندان سپاه
همان تخت زرین و زرین کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44134 : ردیف از کل
چنینست کردار گردان سپهر
نه نامهربانیش پیدا نه مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44135 : ردیف از کل
نگر تا ننازی به تخت بلند
چو ایمن شوی دورباش از گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44136 : ردیف از کل
چو بهرام جنگی رسید اندروی
کشیدش بر آن خاک تفته بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44137 : ردیف از کل
برید آن سر شاه وارش ز تن
نیامد کسی پیشش از انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44138 : ردیف از کل
چوترکان رسیدند نزدیک شاه
فگنده تنی بود بی سر به راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44139 : ردیف از کل
همه برگرفتند یکسر خروش
زمین پر خروش و هوا پر ز جوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44140 : ردیف از کل
پسر گفت کاین ایزدی کار بود
که بهرام را بخت بیدار بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44141 : ردیف از کل
ز تنگی کجا راه بد بر سپاه
فراوان بمردند زان تنگ راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44142 : ردیف از کل
بسی پیل بسپرد مردم به پای
نشد زان سپه ده یکی باز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44143 : ردیف از کل
چه زیر پی پیل گشته تباه
چه سرها بریده به آوردگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44144 : ردیف از کل
چو بگذشت زان روز بد به زمان
ندیدند زنده یکی بد گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44145 : ردیف از کل
مگرآنک بودند گشته اسیر
روان ها به غم خسته و تن به تیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44146 : ردیف از کل
همه راه برگستوان بود و ترگ
سران را ز ترگ آمده روز مرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44147 : ردیف از کل
همان تیغ هندی و تیر و کمان
به هرسوی افگنده بد بدگمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44148 : ردیف از کل
ز کشته چو دریای خون شد زمین
به هرگوشه ای مانده اسبی به زین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44149 : ردیف از کل
همی گشت بهرام گرد سپاه
که تا کشته ز ایران که یابد به راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44150 : ردیف از کل
از آن پس بخراد برزین بگفت
که یک روز با رنج ما باش جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44151 : ردیف از کل
نگه کن کز ایرانیان کشته کیست
کزان درد ما را بباید گریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44152 : ردیف از کل
به هرجای خراد برزین بگشت
به هر پرده و خیمه ای برگذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44153 : ردیف از کل
کم آمد زلشکر یکی نامور
که بهرام بدنام آن پرهنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44154 : ردیف از کل
ز تخم سیاوش گوی مهتری
سپهبد سواری دلاور سری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44155 : ردیف از کل
همی رفت جوینده چون بیهشان
مگر زو بیابد بجایی نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44156 : ردیف از کل
تن خسته و کشته چندی کشید
ز بهرام جایی نشانی ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44157 : ردیف از کل
سپهدار زان کار شد دردمند
همی گفت زار ای گو مستمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44158 : ردیف از کل
زمانی برآمد پدید آمد اوی
در بسته را چون کلید آمد اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44159 : ردیف از کل
ابا سرخ ترکی بد او گربه چشم
تو گفتی دل آزرده دارد بخشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44160 : ردیف از کل
چو بهرام بهرام را دید گفت
که هرگز مبادی تو با خاک جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44161 : ردیف از کل
از آن پس بپرسیدش از ترک زشت
که ای دوزخی روی دور از بهشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44162 : ردیف از کل
چه مردی و نام نژاد تو چیست
که زاینده را برتو باید گریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44163 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که من جادوام
ز مردی و از مردمی یک سوام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی