در حال بارگذاری ابیات…
***
23040 : ردیف از کل
چو باز آمد او شاد و خندان شدم
نیایش کنان پیش یزدان شدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23041 : ردیف از کل
سروش خجسته شبی ناگهان
بکرد آشکارا بمن برنهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23042 : ردیف از کل
ازین غار بی بن برآمدخروش
شنیدم نهادم بآواز گوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23043 : ردیف از کل
کسی زار بگریست برتخت عاج
چه بر کشور و لشکر و تیغ وتاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23044 : ردیف از کل
ز تیغ آمدم سوی آن غار تنگ
کمندی که زنار بودم بچنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23045 : ردیف از کل
بدیدم سر و گوش افراسیاب
درو ساخته جای آرام و خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23046 : ردیف از کل
ببند کمندش ببستم چو سنگ
کشیدمش بیچاره زان جای تنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23047 : ردیف از کل
بخواهش بدو سست کردم کمند
چو آمد برآب بگشاد بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23048 : ردیف از کل
بآب اندرست این زمان ناپدید
پی او ز گیتی بباید برید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23049 : ردیف از کل
ورا گر ببرد باز گیرد سپهر
بجنبد بگرسیوزش خون و مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23050 : ردیف از کل
چو فرماند دهد شهریار بلند
برادرش را پای کرده ببند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23051 : ردیف از کل
بیارند بر کتف او خام گاو
بدوزند تاگم کند زور وتاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23052 : ردیف از کل
چو آواز او یابد افراسیاب
همانا برآید ز دریای آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23053 : ردیف از کل
بفرمود تا روزبانان در
برفتند باتیغ و گیلی سپر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23054 : ردیف از کل
ببردند گرسیوز شوم را
که آشوب ازو بد بر و بوم را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23055 : ردیف از کل
بدژخیم فرمود تا برکشید
زرخ پرده شوم رابردرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23056 : ردیف از کل
همی دوخت برکتف او خام گاو
چنین تانماندش بتن هیچ تاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23057 : ردیف از کل
برو پوست بدرید و زنهار خواست
جهان آفرین را همی یار خواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23058 : ردیف از کل
چو بشنید آوازش افراسیاب
پر از درد گریان برآمد ز آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23059 : ردیف از کل
بدریا همی کرد پای آشناه
بیامد بجایی که بد پایگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23060 : ردیف از کل
ز خشکی چو بانگ برادر شنید
برو بتر آمد ز مرگ آنچ دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23061 : ردیف از کل
چو گرسیوز او را بدید اندر آب
دو دیده پر از خون و دل پر شتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23062 : ردیف از کل
فغان کرد کای شهریار جهان
سر نامداران و تاج مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23063 : ردیف از کل
کجات آن همه رسم و آیین و گاه
کجات آن سر تاج و چندان سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23064 : ردیف از کل
کجات آن همه دانش و زور دست
کجات آن بزرگان خسروپرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23065 : ردیف از کل
کجات آن برزم اندرون فر و نام
کجات آن ببزم اندرون کام و جام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23066 : ردیف از کل
که اکنون بدریا نیاز آمدت
چنین اختر دیرساز آمدت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23067 : ردیف از کل
چو بشنید بگریست افراسیاب
همی ریخت خونین سرشک اندر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23068 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که گرد جهان
بگشتم همی آشکار و نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23069 : ردیف از کل
کزین بخشش بد مگر بگذرم
ز بد بتر آمد کنون بر سرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23070 : ردیف از کل
مرا زندگانی کنون خوار گشت
روانم پر از درد و تیمار گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23071 : ردیف از کل
نبیره فریدون و پور پشنگ
برآویخته سر بکام نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23072 : ردیف از کل
همی پوست درند بر وی بچرم
کسی را نبینم بچشم آب شرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23073 : ردیف از کل
زبان دو مهتر پر از گفت و گوی
روان پرستنده پر جست و جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23074 : ردیف از کل
چو یزدان پرستنده او را بدید
چنان نوحه زار ایشان شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23075 : ردیف از کل
ز راه جزیره برآمد یکی
چو دیدش مر او را ز دور اندکی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23076 : ردیف از کل
گشاد آن کیانی کمند از میان
دو تایی بیامد چو شیر ژیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23077 : ردیف از کل
بینداخت آن گرد کرده کمند
سر شهریار اندر آمد ببند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23078 : ردیف از کل
بخشکی کشیدش ز دریای آب
بشد توش و هوش از رد افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23079 : ردیف از کل
گرفته ورا مرد دین دار دست
بخواری ز دریا کشید و ببست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23080 : ردیف از کل
سپردش بدیشان و خود بازگشت
تو گفتی که با باد انباز گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23081 : ردیف از کل
بیامد جهاندار با تیغ تیز
سری پر ز کینه دلی پر ستیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23082 : ردیف از کل
چنین گفت بی دولت افراسیاب
که این روز را دیده بودم بخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23083 : ردیف از کل
سپهر بلند ار فراوان کشید
همان پرده رازها بردرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23084 : ردیف از کل
بآواز گفت ای بد کینه جوی
چراکشت خواهی نیا را بگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23085 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که ای بدکنش
سزاوار پیغاره و سرزنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23086 : ردیف از کل
ز جان برادرت گویم نخست
که هرگز بلای مهان را نجست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23087 : ردیف از کل
دگر نوذر آن نامور شهریار
که از تخم ایرج بد او یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23088 : ردیف از کل
زدی گردنش را بشمشیر تیز
برانگیختی از جهان رستخیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
23089 : ردیف از کل
سه دیگر سیاوش که چون او سوار
نبیند کسی از مهان یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی