***
48597 : ردیف از کل
به ایرانیان گفت کاین خون کیست
نهاده بتشت اندر از بهر چیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48598 : ردیف از کل
بدو گفت موبد که خون پلید
کزو دشمنش گشت هرکش بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48599 : ردیف از کل
چوموبد چنین گفت برداشتش
همه دست بردست بگذاشتش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48600 : ردیف از کل
ز خون تشت پر مایه کردند پاک
ببستند روشن به آب و به خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48601 : ردیف از کل
چو روشن شد و پاک تشت پلید
بکرد آنک او شسته بد پرنبید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48602 : ردیف از کل
بمی بر پراگند مشک وگلاب
شد آن تشت بی رنگ چون آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48603 : ردیف از کل
ز شیرین بران تشت بد رهنمون
که آغاز چون بود و فرجام چون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48604 : ردیف از کل
به موبد چنین گفت خسرو که تشت
همانا بد این گر دگرگونه گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48605 : ردیف از کل
بدو گفت موبد که نوشه بدی
پدیدار شد نیکوی از بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48606 : ردیف از کل
بفرمان ز دوزخ توکردی بهشت
همان خوب کردی تو کردار زشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48607 : ردیف از کل
چنین گفت خسرو که شیرین بشهر
چنان بد که آن بی منش تشت زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48608 : ردیف از کل
کنون تشت می شد به مشکوی ما
برین گونه پربو شد ازبوی ما
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48609 : ردیف از کل
ز من گشت بدنام شیرین نخست
ز پرمایگان نامداری نجست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48610 : ردیف از کل
همه مهتران خواندند آفرین
که بی تاج وتختت مبادا زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48611 : ردیف از کل
بهی آن فزاید که تو به کنی
مه آن شد بگیتی که تومه کنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48612 : ردیف از کل
که هم شاه وهم موبد وهم ردی
مگر بر زمین سایه ایزدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48613 : ردیف از کل
ازان پس فزون شد بزرگی شاه
که خورشید شد آن کجا بود ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48614 : ردیف از کل
همه روز با دخت قیصر بدی
همو بر شبستانش مهتر بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48615 : ردیف از کل
ز مریم همی بود شیرین بدرد
همیشه ز رشکش دو رخساره زرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48616 : ردیف از کل
به فرجام شیرین ورا زهر داد
شد آن نامور دخت قیصرنژاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48617 : ردیف از کل
ازان چاره آگه نبد هیچ کس
که او داشت آن راز تنها و بس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48618 : ردیف از کل
چو سالی برآمد که مریم بمرد
شبستان زرین به شیرین سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48619 : ردیف از کل
چو شیرویه را سال شد بر دو هشت
به بالا زسی سالگان برگذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48620 : ردیف از کل
بیاورد فرزانگان را پدر
بدان تا شود نامور پر هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48621 : ردیف از کل
همی داشت موبد مر او را نگاه
شب و روز شادان به فرمان شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48622 : ردیف از کل
چنان بد که یک روز موبد ز تخت
بیامد به نزدیک آن نیک بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48623 : ردیف از کل
چو آمد به نزدیک شیرویه باز
همیشه به بازیش بودی نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48624 : ردیف از کل
یکی دفتری دید پیش اندرش
نوشته کلیله بران دفترش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48625 : ردیف از کل
بدست چپ آن جوان سترگ
بریده یکی خشک چنگال گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48626 : ردیف از کل
سروی سر گاومیشی براست
همی این بران بر زدی چونک خواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48627 : ردیف از کل
غمی شد دل موبد از کاراوی
ز بازی و بیهوده کردار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48628 : ردیف از کل
به فالش بد آمد هم آن چنگ گرگ
شخ گاو و رای جوان سترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48629 : ردیف از کل
ز کار زمانه غمی گشت سخت
ازان برمنش کودک شور بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48630 : ردیف از کل
کجا طالع زادنش دیده بود
ز دستور وگنجور بشنیده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48631 : ردیف از کل
سوی موبد موبد آمد بگفت
که بازیست باآن گرانمایه جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48632 : ردیف از کل
بشد زود موبد بگفت آن به شاه
همی داشت خسرو مر او را نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48633 : ردیف از کل
ز فرزند رنگ رخش زرد شد
ز کار زمانه پراز درد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48634 : ردیف از کل
ز گفتار مرد ستاره شمر
دلش بود پر درد و پیچان جگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48635 : ردیف از کل
همی گفت تا کردگار سپهر
چگونه نماید بدین کرده چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48636 : ردیف از کل
چو بر پادشاهیش بیست وسه سال
گذر کرد شیرویه به فراخت یال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48637 : ردیف از کل
بیازرد زو شهریار بزرگ
که کودک جوان بود و گشته سترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48638 : ردیف از کل
پر از درد شد جان خندان اوی
وز ایوان او کرد زندان اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48639 : ردیف از کل
هم آن را که پیوسته اوبدند
گه رای جستن براو شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48640 : ردیف از کل
بسی دیگر از مهتر و کهتران
که بودند با او ببندگران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48641 : ردیف از کل
همی برگرفتند زیشان شمار
که پرسه فزون آمد از سه هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48642 : ردیف از کل
همه کاخها رایک اندر دگر
برید آنک بد شاه را کارگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48643 : ردیف از کل
ز پوشیدنیها و از خوردنی
ز بخشیدنی هم ز گستردنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48644 : ردیف از کل
به ایوانهاشان بیاراستند
پرستنده و بندگان خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48645 : ردیف از کل
همان می فرستاد و رامشگران
همه کاخ دینار بد بی کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
48646 : ردیف از کل
به هنگامشان رامش و خورد بود
نگهبان ایشان چهل مرد بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
