در حال بارگذاری ابیات…
***
44664 : ردیف از کل
یلان سینه آمد پس او دوان
براسب تگاور ببسته میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44665 : ردیف از کل
بدو گفت ایزد گشسب دلیر
که ای پرهنر نامبرد ارشیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44666 : ردیف از کل
ببین تا کجا رفت سالار ما
سپهبد یل نامبردار ما
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44667 : ردیف از کل
یلان سینه درکاخ بنهاد روی
دلی پر ز اندیشه سالار جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44668 : ردیف از کل
یکی طاق و ایوان فرخنده دید
کزان سان به ایران نه دید وشنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44669 : ردیف از کل
نهاده بایوان او تخت زر
نشانده بهر پایه ای درگهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44670 : ردیف از کل
بران تخت فرشی ز دیبای روم
همه پیکرش گوهر و زر بوم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44671 : ردیف از کل
نشسته برو بر زنی تاجدار
ببالا چو سرو و برخ چون بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44672 : ردیف از کل
بر تخت زرین یکی زیرگاه
نشسته برو پهلوان سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44673 : ردیف از کل
فراوان پرستنده بر گرد تخت
بتان پری روی بیدار بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44674 : ردیف از کل
چو آن زن یلان سینه را دید گفت
پرستنده ای راکه ای خوب جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44675 : ردیف از کل
برو تیز و آن شیر دل را بگوی
که ایدر تو را آمدن نیست روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44676 : ردیف از کل
همی باش نزدیک یاران خویش
هم اکنون بیادت بهرام پیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44677 : ردیف از کل
بدین سان پیامش ز بهرام ده
دلش را به برگشتن آرام ده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44678 : ردیف از کل
همانگه پرستنده گان را به راه
ز ایوان برافگند نزد سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44679 : ردیف از کل
که تا اسب گردان به آخر برند
پرآگند زینها همه بشمرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44680 : ردیف از کل
درباغ بگشاد پالیزبان
بفرمان آن تا زه رخ میزبان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44681 : ردیف از کل
بیامد یکی مرد مهترپرست
بباغ از پی و واژ و برسم بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44682 : ردیف از کل
نهادند خوان گرد باغ اندرون
خورش ساختند ازگمانی فزون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44683 : ردیف از کل
چونان خورده شد اسب گردنگشان
ببردند پویان بجای نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44684 : ردیف از کل
بدان زن چوبرگشت بهرام گفت
که با تاج تو مشتری باد جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44685 : ردیف از کل
بدو گفت پیروزگر باش زن
همیشه شکیبا دل ورای زن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44686 : ردیف از کل
چوبهرام زان کاخ آمد برون
تو گفتی ببارید از چشم خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44687 : ردیف از کل
منش را دگر کرد و پاسخ دگر
توگفتی بپروین برآورد سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44688 : ردیف از کل
بیامد هم اندر پی نره گور
سپهبد پس اندر همی راند بور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44689 : ردیف از کل
چنین تا ازان بیشه آمد برون
همی بود بهرام را رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44690 : ردیف از کل
بشهر اندر آمد زنخچیرگاه
ازان کار بگشاد لب برسپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44691 : ردیف از کل
نگه کرد خراد برزین بدوی
چنین گفت کای مهتر راست گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44692 : ردیف از کل
بنخچیرگاه این شگفتی چه بود
که آنکس ندید و نه هرگز شنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44693 : ردیف از کل
ورا پهلوان هیچ پاسخ نداد
دژم بود سر سوی ایوان نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44694 : ردیف از کل
دگر روز چون سیمگون گشت راغ
پدید آمد آن زرد رخشان چراغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44695 : ردیف از کل
بگسترد فرشی ز دیبای چین
تو گفتی مگر آسمان شد زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44696 : ردیف از کل
همه کاخ کرسی زرین نهاد
ز دیبای زربفت بالین نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44697 : ردیف از کل
نهادند زرین یکی زیرگاه
نشسته برو پهلوان سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44698 : ردیف از کل
نشستی بیاراست شاهنشهی
نهاده به سر بر کلاه مهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44699 : ردیف از کل
نگه کرد کارش دبیر بزرگ
بدانست کو شد دلیر و سترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44700 : ردیف از کل
چو نزدیک خراد برزین رسید
بگفت آنچ دانست و دید و شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44701 : ردیف از کل
چو خراد برزین شنید این سخن
بدانست کان رنجها شد کهن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44702 : ردیف از کل
چنین گفت پس با گرامی دبیر
که کاری چنین بر دل آسان مگیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44703 : ردیف از کل
نباید گشاد اندرین کارلب
بر شاه باید شدن تیره شب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44704 : ردیف از کل
چوبهرام را دل پراز تاج گشت
همان تخت زیراندرش عاج گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44705 : ردیف از کل
زدند اندران کار هرگونه رای
همه چاره از رفتن آمد بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44706 : ردیف از کل
چورنگ گریز اندر آمیختند
شب تیره از بلخ بگریختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44707 : ردیف از کل
سپهبد چو آگه شد ازکارشان
ز روشن روانهای بیدارشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44708 : ردیف از کل
یلان سیه را گفت با صد سوار
بتاز از پس این دو ناهوشیار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44709 : ردیف از کل
بیامد از آنجا بکردار گرد
ابا و دلیران روز نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44710 : ردیف از کل
همی راند تا در دبیر بزرگ
رسید و برآشفت برسان گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44711 : ردیف از کل
ازو چیز بستد همه هرچ داشت
ببند گرانش ز ره بازگشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44712 : ردیف از کل
به نزدیک بهرام بردش ز راه
بدان تاکند بیگنه را تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
44713 : ردیف از کل
بدو گفت بهرام کای دیوساز
چرارفتی از پیش من بی جواز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی