در حال بارگذاری بندها…
***
35756 : ردیف از کل
همان مادرش چون سخن شد دراز
دوان شد بر شاه و بگشاد راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35757 : ردیف از کل
نخست آفرین کرد بر شهریار
که شادان بزی تا بود روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35758 : ردیف از کل
چنین گفت کاین نورسیده به جای
یکی زن گزین کرد و شد کدخدای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35759 : ردیف از کل
به کار اندرون نایژه سست بود
دلش گفتی از سست خودرست بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35760 : ردیف از کل
بدادم سه جام نبیدش نهان
که ماند کس از تخم او در جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35761 : ردیف از کل
هم اندر زمان لعل گشتش رخان
نمد سر برآورد و گشت استخوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35762 : ردیف از کل
نژادش نبد جز سه جام نبید
که دانست کاین شاه خواهد شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35763 : ردیف از کل
بخندید زان پیرزن شاه گفت
که این داستان را نشاید نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35764 : ردیف از کل
به موبد چنین گفت کاکنون نبید
حلالست میخواره باید گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35765 : ردیف از کل
که چندان خورد می که بر نره شیر
نشیند نیارد ورا شیر زیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35766 : ردیف از کل
نه چندان که چشمش کلاغ سیاه
همی برکند رفته از نزد شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35767 : ردیف از کل
خروشی برآمد هم انگه ز در
که ای پهلوانان زرین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35768 : ردیف از کل
به اندازه بر هرکسی می خورید
به آغاز و فرجام خود بنگرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35769 : ردیف از کل
چو می تان به شادی بود رهنمون
بکوشید تا تن نگردد زبون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35770 : ردیف از کل
بیامد سوم روز شبگیر شاه
سوی دشت نخچیرگه با سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35771 : ردیف از کل
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاک رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35772 : ردیف از کل
برو داستانها همی خواندند
ز جم و فریدون سخن راندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35773 : ردیف از کل
سگ و یوز در پیش و شاهین و باز
همی تا به سر برد روز دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35774 : ردیف از کل
چو خورشید تابان به گنبد رسید
به جایی پی گور و آهو ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35775 : ردیف از کل
چو خورشید تابان درم ساز گشت
ز نخچیرگه تنگدل بازگشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35776 : ردیف از کل
به پیش اندر آمد یکی سبز جای
بسی اندرو مردم و چارپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35777 : ردیف از کل
ازان ده فراوان به راه آمدند
نظاره به پیش سپاه آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35778 : ردیف از کل
جهاندار پرخشم و پرتاب بود
همی خواست کاید بدان ده فرود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35779 : ردیف از کل
نکردند زیشان کسی آفرین
تو گفتی ببست آن خران را زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35780 : ردیف از کل
ازان مردمان تنگدل گشت شاه
به خوبی نکرد اندر ایشان نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35781 : ردیف از کل
به موبد چنین گفت کاین سبز جای
پر از خانه و مردم و چارپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35782 : ردیف از کل
کنام دد و دام و نخچیر باد
به جوی اندرون آب چون قیر باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35783 : ردیف از کل
بدانست موبد که فرمان شاه
چه بود اندران سوی ده شد ز راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35784 : ردیف از کل
بدیشان چنین گفت کاین سبزجای
پر از خانه و مردم و چارپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35785 : ردیف از کل
خوش آمد شهنشاه بهرام را
یکی تازه کرد اندرین کام را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35786 : ردیف از کل
دگر گفت موبد بدان مردمان
که جاوید دارید دل شادمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35787 : ردیف از کل
شما را همه یکسره کرد مه
بدان تا کند شهره این خوب ده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35788 : ردیف از کل
بدین ده زن و کودکان مهترند
کسی را نباید که فرمان برند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35789 : ردیف از کل
بدین ده چه مزدور و چه کدخدای
به یک راه باید که دارند جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35790 : ردیف از کل
زن و کودک و مرد جمله مهید
یکایک همه کدخدای دهید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35791 : ردیف از کل
خروشی برآمد ز پرمایه ده
ز شادی که گشتند همواره مه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35792 : ردیف از کل
زن و مرد ازان پس یکی شد به رای
پرستار و مزدور با کدخدای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35793 : ردیف از کل
چو ناباک شد مرد برنا به ده
بریدند ناگه سر مرد مه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35794 : ردیف از کل
همه یک به دیگر برآمیختند
به هرجای بی راه خون ریختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35795 : ردیف از کل
چو برخاست زان روستا رستخیز
گرفتند ناگاه ازان ده گریز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35796 : ردیف از کل
بماندند پیران ابی پای و پر
بشد آلت ورزش و ساز و بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35797 : ردیف از کل
همه ده به ویرانی آورد روی
درختان شده خشک و بی آب جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35798 : ردیف از کل
شده دست ویران و ویران سرای
رمیده ازو مردم و چارپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35799 : ردیف از کل
چو یک سال بگذشت و آمد بهار
بران ره به نخچیر شد شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35800 : ردیف از کل
بران جای آباد خرم رسید
نگه کرد و بر جای بر ده ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35801 : ردیف از کل
درختان همه خشک و ویران سرای
همه مرز بی مردم و چارپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35802 : ردیف از کل
دل شاه بهرام ناشاد گشت
ز یزدان بترسید و پر داد گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35803 : ردیف از کل
به موبد چنین گفت کای روزبه
دریغست ویران چنین خوب ده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35804 : ردیف از کل
برو تیز و آباد گردان بگه نج
چنان کن کزین پس نبینند رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35805 : ردیف از کل
ز پیش شهنشاه موبد برفت
از آنجا به ویران خرامید تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی