در حال بارگذاری ابیات…
***
35556 : ردیف از کل
یکی کاسه آورد پر خوردنی
بیاورد هرگونه آوردنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35557 : ردیف از کل
به بهرام گفت ای گرانمایه مرد
بنه مهره بازی از بهر خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35558 : ردیف از کل
بدید آنک کلنبک بدو داد شاه
بخندید و بنهاد بر پیش گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35559 : ردیف از کل
چو نان خورده شد میزبان در زمان
بیاورد جامی ز می شادمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35560 : ردیف از کل
همی خورد بهرام تا گشت مست
به خوردنش آنگه بیازید دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35561 : ردیف از کل
شگفت آمد او را ازان جشن اوی
وزان خوب گفتار وزان تازه روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35562 : ردیف از کل
بخفت آن شب و بامداد پگاه
از آواز او چشم بگشاد شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35563 : ردیف از کل
چنین گفت لنبک به بهرام گور
که شب بی نوا بد همانا ستور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35564 : ردیف از کل
یک امروز مهمان من باش وبس
وگر یار خواهی بخوانیم کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35565 : ردیف از کل
بیاریم چیزی که باید به جای
یک امروز با ما به شادی بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35566 : ردیف از کل
چنین گفت با آبکش شهریار
که امروز چندان نداریم کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35567 : ردیف از کل
که ناچار ز ایدر بباید شدن
هم اینجا به نزد تو خواهم بدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35568 : ردیف از کل
بسی آفرین کرد لنبک بروی
ز گفتار او تازه تر کرد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35569 : ردیف از کل
بشد لنبک و آب چندی کشید
خریدار آبش نیامد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35570 : ردیف از کل
غمی گشت و پیراهنش درکشید
یکی آبکش را به بر برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35571 : ردیف از کل
بها بستد و گوشت بخرید زود
بیامد سوی خانه چون باد و دود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35572 : ردیف از کل
بپخت و بخوردند و می خواستند
یکی مجلس دیگر آراستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35573 : ردیف از کل
بیود آن شب تیره با می به دست
همان لنبک آبکش می پرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35574 : ردیف از کل
چو شب روز شد تیز لنبک برفت
بیامد به نزدیک بهرام تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35575 : ردیف از کل
بدو گفت روز سیم شادباش
ز رنج و غم و کوشش آزاد باش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35576 : ردیف از کل
بزن دست با من یک امروز نیز
چنان دان که بخشیده ای زر و چیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35577 : ردیف از کل
بدو گفت بهرام کین خود مباد
که روز سه دیگر نباشیم شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35578 : ردیف از کل
برو آبکش آفرین خواند و گفت
که بیداردل باش و با بخت جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35579 : ردیف از کل
به بازار شد مشک و آلت ببرد
گروگان به پرمایه مردی سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35580 : ردیف از کل
خرید آنچ بایست و آمد دوان
به نزدیک بهرام شد شادمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35581 : ردیف از کل
بدو گفت یاری ده اندر خورش
که مرد از خورشها کند پرورش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35582 : ردیف از کل
ازو بستد آن گوشت بهرام زود
برید و بر آتش خورشها فزود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35583 : ردیف از کل
چو نان خورده شد می گرفتند و جام
نخست از شهنشاه بردند نام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35584 : ردیف از کل
چو می خورده شد خواب را جای کرد
به بالین او شمع بر پای کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35585 : ردیف از کل
به روز چهارم چو بفروخت هور
شد از خواب بیدار بهرام گور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35586 : ردیف از کل
بشد میزبان گفت کای نامدار
ببودی درین خانه تنگ و تار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35587 : ردیف از کل
بدین خانه اندر تن آسان نه ای
گر از شاه ایران هراسان نه ای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35588 : ردیف از کل
دو هفته بدین خانه بی نوا
بباشی گر آید دلت را هوا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35589 : ردیف از کل
برو آفرین کرد بهرامشاه
که شادان و خرم بدی سال و ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35590 : ردیف از کل
سه روز اندرین خانه بودیم شاد
که شاهان گیتی گرفتیم یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35591 : ردیف از کل
به جایی بگویم سخنهای تو
که روشن شود زو دل و رای تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35592 : ردیف از کل
که این میزبانی ترا بر دهد
چو افزون دهی تخت و افسر دهد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35593 : ردیف از کل
بیامد چو گرد اسپ را زین نهاد
به نخچیرگه رفت زان خانه شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35594 : ردیف از کل
همی کرد نخچیر تا شب ز کوه
برآمد سبک بازگشت از گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35595 : ردیف از کل
ز پیش سواران چو ره برگرفت
سوی خان بی بر به راهام تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35596 : ردیف از کل
بزد در بگفتا که بی شهریار
بماندم چو او بازماند از شکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35597 : ردیف از کل
شب آمد ندانم همی راه را
نیابم همی لشکر و شاه را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35598 : ردیف از کل
گر امشب بدین خانه یابم سپنج
نباشد کسی را ز من هیچ رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35599 : ردیف از کل
به پیش به راهام شد پیشکار
بگفت آنچ بشنید ازان نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35600 : ردیف از کل
به راهام گفت ایچ ازین در مرنج
بگویش که ایدر نیابی سپنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35601 : ردیف از کل
بیامد فرستاده با او بگفت
که ایدر ترا نیست جای نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35602 : ردیف از کل
بدو گفت بهرام با او بگوی
کز ایدر گذشتن مرا نیست روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35603 : ردیف از کل
همی از تو من خانه خواهم سپنج
نیارم به چیزت ازان پس به رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35604 : ردیف از کل
چو بشنید پویان بشد پیشکار
به نزد به راهام گفت این سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
35605 : ردیف از کل
همی ز ایدر امشب نخواهد گذشت
سخن گفتن و رای بسیار گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی