***
31421 : ردیف از کل
برهنه به جنگ اندر آمد حبش
غمی گشت زان لشکر شیرفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31422 : ردیف از کل
بکشتند زیشان فزون از شمار
بپیچید دیگر سر از کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31423 : ردیف از کل
ز خون ریختن گشت روی زمین
سراسر به کردار دریای چین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31424 : ردیف از کل
چو از خون در و دشت آلوده شد
ز کشته به هر جای بر توده شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31425 : ردیف از کل
چو بر توده خاشاکها برزدند
بفرمود تا آتش اندر زدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31426 : ردیف از کل
چو شب گشت بشنید آواز گرگ
سکندر بپوشید خفتان و ترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31427 : ردیف از کل
یکی پیش رو بود مهتر ز پیل
به سر بر سرو داشت همرنگ نیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31428 : ردیف از کل
ازین نامداران فراوان بکشت
بسی حمله بردند و ننمود پشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31429 : ردیف از کل
بکشتند فرجام کارش به تیر
یکی آهنین کوه بد پیل گیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31430 : ردیف از کل
وزان جایگه تیز لشکر براند
بسی نام دادار گیهان بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31431 : ردیف از کل
چو نزدیکی نرم پایان رسید
نگه کرد و مردم بی اندازه دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31432 : ردیف از کل
نه اسپ و نه جوشن نه تیغ و نه گرز
ازان هر یکی چون یکی سرو برز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31433 : ردیف از کل
چو رعد خروشان برآمد غریو
برهنه سپاهی به کردار دیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31434 : ردیف از کل
یکی سنگ باران بکردند سخت
چو باد خزان برزند بر درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31435 : ردیف از کل
به تیر و به تیغ اندر آمد سپاه
تو گفتی که شد روز روشن سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31436 : ردیف از کل
چو از نرم پایان فراوان بماند
سکندر برآسود و لشکر براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31437 : ردیف از کل
بشد تازیان تا به شهری رسید
که آن را کران و میانه ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31438 : ردیف از کل
به آیین همه پیش باز آمدند
گشاده دل و بی نیاز آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31439 : ردیف از کل
ببردند هرگونه گستردنی
ز پوشیدنیها و از خوردنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31440 : ردیف از کل
سکندر بپرسید و بنواختشان
براندازه بر پایگه ساختشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31441 : ردیف از کل
کشیدند بر دشت پرده سرای
سپاهش نجست اندر آن شهر جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31442 : ردیف از کل
سر اندر ستاره یکی کوه دید
تو گفتی که گردون بخواهد کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31443 : ردیف از کل
بران کوه مردم بدی اندکی
شب تیره زیشان نماندی یکی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31444 : ردیف از کل
بپرسید ازیشان سکندر که راه
کدامست و چون راند باید سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31445 : ردیف از کل
همه یکسره خواندند آفرین
که ای نامور شهریار زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31446 : ردیف از کل
به رفتن برین کوه بودی گذر
اگر برگذشتی برو راه بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31447 : ردیف از کل
یکی اژدهایست زان روی کوه
که مرغ آید از رنج زهرش ستوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31448 : ردیف از کل
نیارد گذشتن بروبر سپاه
همی دود زهرش برآید به ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31449 : ردیف از کل
همی آتش افروزد از کام اوی
دو گیسو بود پیل را دام اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31450 : ردیف از کل
همه شهر با او نداریم تاو
خورش بایدش هر شبی پنج گاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31451 : ردیف از کل
بجوییم و بر کوه خارا بریم
پر اندیشه و پر مدارا بریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31452 : ردیف از کل
بدان تا نیاید بدین روی کوه
نینجامید از ما گروها گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31453 : ردیف از کل
بفرمود سالار دیهیم جوی
که آن روز ندهند چیز بدوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31454 : ردیف از کل
چو گاه خورش درگذشت اژدها
بیامد چو آتش بران تند جا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31455 : ردیف از کل
سکندر بفرمود تا لشکرش
یکی تیرباران کنند ازبرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31456 : ردیف از کل
بزد یک دم آن اژدهای پلید
تنی چند ازیشان به دم درکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31457 : ردیف از کل
بفرمود اسکندر فیلقوس
تبیره به زخم آوریدند و کوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31458 : ردیف از کل
همان بی کران آتش افروختند
به هرجای مشعل همی سوختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31459 : ردیف از کل
چو کوه از تبیره پرآواز گشت
بترسید ازان اژدها بازگشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31460 : ردیف از کل
چو خورشید برزد سر از برج گاو
ز گلزاربرخاست بانگ چکاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31461 : ردیف از کل
چو آن اژدها را خورش بود گاه
ز مردان لشکر گزین کرد شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31462 : ردیف از کل
درم داد سالار چندی ز گنج
بیاورد با خویشتن گاو پنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31463 : ردیف از کل
بکشت و ز سرشان برآهخت پوست
بدان جادوی داده دل مرد دوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31464 : ردیف از کل
بیاگند چرمش به زهر و به نفت
سوی اژدها روی بنهاد تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31465 : ردیف از کل
مران چرمها را پر از باد کرد
ز دادار نیکی دهش یاد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31466 : ردیف از کل
بفرمود تا پوست برداشتند
همی دست بر دست بگذاشتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31467 : ردیف از کل
چو نزدیکی اژدها رفت شاه
بسان یکی ابر دیدش سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31468 : ردیف از کل
زبانش کبود و دو چشمش چو خون
همی آتش آمد ز کامش برون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31469 : ردیف از کل
چو گاو از سر کوه بنداختند
بران اژدها دل بپرداختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
31470 : ردیف از کل
فرو برد چون باد گاو اژدها
چو آمد ز چنگ دلیران رها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
