***
30642 : ردیف از کل
که دانش به شب پاسبان منست
خرد تاج بیدار جان منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30643 : ردیف از کل
به بیشی چرا شادمانی کنم
برین خواسته پاسبانی کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30644 : ردیف از کل
بفرمای تا این برد باز جای
خرد باد جان مرا رهنمای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30645 : ردیف از کل
سکندر بدو ماند اندر شگفت
ز هر گونه اندیشه ها برگرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30646 : ردیف از کل
بدو گفت زین پس مرا بر گناه
نگیرد خداوند خورشید و ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30647 : ردیف از کل
خریدارم این رای و پند ترا
سخن گفتن سودمند ترا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30648 : ردیف از کل
بفرمود تا رفت پیشش پزشک
که علت بگفتی چو دیدی سرشک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30649 : ردیف از کل
سر دردمندی بدو گفت چیست
که بر درد زان پس بباید گریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30650 : ردیف از کل
بدو گفت هر کس که افزون خورد
چو بر خوان نشیند خورش ننگرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30651 : ردیف از کل
نباشد فراوان خورش تن درست
بزرگ آنک او تن درستی بجست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30652 : ردیف از کل
بیامیزم اکنون ترا دارویی
گیاها فراز آرم از هر سویی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30653 : ردیف از کل
که همواره باشی تو زان تن درست
نباید به دارو ترا دست شست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30654 : ردیف از کل
همان آرزوها بیفزایدت
چو افزون خوری چیز نگزایدت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30655 : ردیف از کل
همان یاد داری سخنهای نغز
بیفزاید اندر تنت خون و مغز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30656 : ردیف از کل
شوی بر تن خویشتن کامگار
دلت شاد گردد چو خرم بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30657 : ردیف از کل
همان رنگ چهرت به جای آورد
به هر کار پاکیزه رای آورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30658 : ردیف از کل
نگردد پراگنده مویت سپید
ز گیتی سپیدی کند ناامید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30659 : ردیف از کل
سکندر بدو گفت نشنیده ام
نه کس را ز شاهان چنین دیده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30660 : ردیف از کل
گر آری تو این نغز دارو به جای
تو باشی به گیتی مرا رهنمای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30661 : ردیف از کل
خریدار گردم ترا من به جان
شوی بی گزند از بد بدگمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30662 : ردیف از کل
ورا خلعت و نیکویها بساخت
ز دانا پزشکان سرش برفراخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30663 : ردیف از کل
پزشک سراینده آمد به کوه
بیاورد با خویشتن زان گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30664 : ردیف از کل
ز دانایی او را فزون بود بهر
همی زهر بشناخت از پای زهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30665 : ردیف از کل
گیاهان کوهی فراوان درود
بیفگند زو هرچ بیکار بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30666 : ردیف از کل
ازو پاک تریاکها برگزید
بیامیخت دارو چنانچون سزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30667 : ردیف از کل
تنش را به داروی کوهی بشست
همی داشتش سالیان تن درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30668 : ردیف از کل
چنان شد که او شب نخفتی بسی
بیامیختی شاد با هر کسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30669 : ردیف از کل
به کار زنان تیز بودی سرش
همی نرم جایی بجستی برش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30670 : ردیف از کل
ازان سوی کاهش گرایید شاه
نکرد اندر آن هیچ تن را نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30671 : ردیف از کل
چنان بد که روزی بیامد پزشک
ز کاهش نشان یافت اندر سرشک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30672 : ردیف از کل
بدو گفت کز خفت و خیز زنان
جوان پیر گردد به تن بی گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30673 : ردیف از کل
برآنم که بی خواب بودی سه شب
به من بازگوی این و بگشای لب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30674 : ردیف از کل
سکندر بدو گفت من روشنم
از آزار سستی ندارد تنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30675 : ردیف از کل
پسندیده دانای هندوستان
نبود اندر آن کار همداستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30676 : ردیف از کل
چو شب تیره شد آن نبشته بجست
بیاورد داروی کاهش درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30677 : ردیف از کل
همان نیز تنها سکندر بخفت
نیامیخت با ماه دیدار جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30678 : ردیف از کل
به شبگیر هور اندر آمد پزشک
نگه کرد و بی بار دیدش سرشک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30679 : ردیف از کل
بینداخت دارو به رامش نشست
یکی جام بگرفت شادان به دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30680 : ردیف از کل
بفرمود تا خوان بیاراستند
نوازنده رود و می خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30681 : ردیف از کل
بدو گفت شاه آن چرا ریختی
چو با رنج دارو برآمیختی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30682 : ردیف از کل
ورا گفت شاه جهان دوش جفت
نجست و شب تیره تنها بخفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30683 : ردیف از کل
چو تنها بخسپی تو ای شهریار
نیاید ترا هیچ دارو به کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30684 : ردیف از کل
سکندر بخندید و زو شاد شد
ز تیمسار وز درد آزاد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30685 : ردیف از کل
وزان پس ز داننده دل کرد شاد
ورا گفت بی هند گیتی مباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30686 : ردیف از کل
بزرگان و اخترشناسان همه
تو گویی به هندوستان شد رمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30687 : ردیف از کل
وزانجا بیامد سوی خان خویش
همه شب همی ساخت درمان خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30688 : ردیف از کل
چو برزد سر از کوه روشن چراغ
چو دریا فروزنده شد دشت و راغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30689 : ردیف از کل
سکندر بیامد بران بارگاه
دو لب پر ز خنده دل از غم تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30690 : ردیف از کل
فرستاده را دید سالار بار
بپرسید و بردش بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
30691 : ردیف از کل
یکی بدره دینار و اسپی سیاه
به رای زرین بفرمود شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
